[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
بایگانی مقالات زیر چاپ::
بانک ها ونمایه ها::
فرایند کارشناسی مقالات::
فرم نظر سنجی::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
Creative commons

Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License.

..
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
19 نتیجه برای ژنوتیپ

بهنام محمدی قلعه بین، اسماعیل فلاح، محمد اصغرزاده ، عبدالحسن کاظمی،
دوره 7، شماره 2 - ( 3-1386 )
چکیده

  زمینه و هدف: کریپتوسپوریدیوم یک انگل تک یاخته ای کوکسیدیایی است. این انگل یکی از عوامل مهم مولد اسهال شدید، طولانی مدت و تهدید کننده زندگی در افراد مبتلا به نقص سیستم ایمنی و همچنین یکی از عوامل عمده اسهال کودکان است. همه گیری هایی که بوسیله کریپتوسپوریدیوم بروز می کند معمولاً از طریق آب آشامیدنی آلوده به اووسیست گونه های مختلف کریپتوسپوریدیوم صورت می پذیرد و آلودگی منابع آبی می تواند از طریق مدفوع حیوانات اهلی و وحشی مختلف که مخزن این انگل هستند (مخازن حیوانی)، و یا از طریق آلوده شدن با فاضلاب های انسانی (موارد انسانی) باشد.

  روش کار: در این تحقیق از 10 محل تعداد200 نمونه آبی تهیه شد. نمونه ها با استفاده از کاغذهای 2/1 میکرونی فیلتر شدند و سپس با روش PCR نمونه های مثبت از نظر کریپتوسپوریدیوم مشخص شدند و سرانجام نمونه های مثبت با روش RFLP ( Restriction Fragment Length Polymorphism ) تعیین گونه شدند.

  یافته ها: از هشت نمونه آب که جواب Nested – PCR آنها مثبت شده بود پنج نمونه مربوط به کریپتوسپوریدیوم اندرسونی و دو نمونه مربوط به کریپتوسپوریدیوم پارووم ژنوتیپ گاوی و همچنین یکی از نمونه ها با کریپتوسپوریدیوم ژنوتیپ خوک (Cryptosproidium Pig genotype) همخوانی داشت.

  بحث: با توجه به اینکه کریپتوسپوریدیوم آندرسونی و کریپتوسپوریدیوم پارووم ژنوتیپ گاوی، از گونه های شایع در دام می باشند و کریپتوسپوریدیوم سوئیس در حیوانات وحشی (گراز و خوک) دیده می شود، می توان نتیجه گرفت مخازن حیوانی در آلودگی آبهای سطحی منطقه نقش عمده دارند.


محمد آقائی شهسواری، مسعود نوروزیان اول، پگاه ویسی، حسن ارگانی، نادره رشتچی زاده، امیر قربانی حق جو، سیما عابدی آذر، امیر منصور وطنخواه،
دوره 8، شماره 2 - ( 3-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: فعالیت سیستم رنین ـ آنژیوتانسین بر میزان استرس اکسیداتیو و مارکرهای التهابی موثر است، این مطالعه اثرات انالاپریل و لوزارتان را بر روی مارکرهای مذکور مطابق پلی مورفیسم یاد شده در بیماران پیوند کلیه مورد ارزیابی قرار می دهد.
روش کار: در این مطالعه بعد از تعیین ژنوتیپ های سیستم رنین ـ آنژیوتانسین شامل ژنوتیپ آنزیم مبدل آنژیوتانسین (I/D)، آنژیوتانسینوژن (M235T) و رسپتور نوع 1 آنژیوتانسین II ( All66C) توسط PCR، 76 بیمار، به چهار گروه تقسیم شدند. گروه اول 17 بیمار و گروه دوم 24 بیمار به ترتیب، روزانه با انالاپریل10 میلی گرم و لوزارتان 50 میلی گرم درمان شدند. گروه سوم به عنوان کنترل مثبت شامل 17 بیمار هردو دارو را با همان دوز دریافت نمودند و در نهایت گروه چهارم شامل 18 بیمار به عنوان کنترل منفی هیچ دارویی دریافت نکردند. پروتئین فاز حاد و آنتی اکسیدان توتال به عنوان معیارهای التهابی و استرس اکسیداتیو بعد از دو ماه درمان اندازه گیری شدند. سپس بعد از 2 هفته دوره wash out، گروههای انالاپریل و لوزارتان به عنوان یک طرح متقاطع cross-over جایگزین همدیگر شدند. بیماران برای 8 هفته دیگر پیگیری شدند و در انتهای دوره، سطوح مارکرهای مذکور مجددا چک شدند.
یافته ها: بعد از 2و 4 ماه درمان سطوح پروتئین فاز حاد و آنتی اکسیدان توتال به طور معنی داری در گروههای درمانی مذکور تغییر کرد (p<0/05). اگر چه بیماران با ژنوتیپ CC پلی مورفیسم رسپتور نوع 1 آنژیوتانسینII ، سطح پروتئین فاز حاد پائین تری (p=0/04) داشتند، اما پلی مورفیسمهای سیستم رنین ـ آنژیوتانسین تأثیر معنی دار آماری در کاهش مارکرهای مذکور متعاقب درمان با داروهای یاد شده را نداشتند (p>0/05).
نتیجه گیری: انالاپریل و یا لوزارتان توانستند اندازه سطوح پروتئین فاز حاد و آنتی اکسیدان توتال را بدون توجه به ژنوتیپهای سیستم رنین ـ آنژیوتانسین تغییر دهند.
عباسعلی ایمانی فولادی، زهرا رستمی، رضا شاپوری،
دوره 10، شماره 3 - ( 6-1389 )
چکیده

  زمینه و هدف: جداسازی ژن های SHV و TEM در سودوموناس آئروژینوزاهای مولد ESBL و الگوی مقاومت آنتی بیوتیکی، اطلاعات مفیدی درباره اپیدمیولوژی و فاکتورهای خطر دخیل در این عفونت ها را فراهم می آورد. در این مطالعه مقاومت آنتی بیوتیکی و فراوانی بتالاکتامازهای وسیع الطیف در سودوموناس آئروژینوزای جدا شده از نمونه های بالینی به روش فنوتیپی و ژنوتیپی مورد بررسی قرار گرفت .

  روش کار: در مطالعه توصیفی- تحلیلی حاضر 110 سویه ی سودوموناس آئروژینوزا جدا شده از نمونه های مختلف بالینی با استفاده از آزمونهای بیو شیمیایی تعیین هویت شدند. الگوی مقاومت آنتی میکروبی به روش دیسک دیفیوژن (کربی-بائر) تعیین شد. سپس بررسی فنوتیپی ESBL با استفاده از روش دیسک ترکیبی انجام گرفت. در این روش از دیسک های سفوتاکسیم و سفتازیدیم به تنهایی و در ترکیب با کلاولانیک اسید استفاده شد. از نظر ژنوتیپی ژن های بتالاکتاماز SHV و TEM در سویه های فوق با روش PCR بررسی گردید.

  یافته ها: در این مطالعه به ترتیب بیشترین مقاومت به آنتی بیوتیک های کوتریموکسازول و آموکسی سیلین 4/96% و 7/92% و کمترین مقاومت به آمیکاسین 3/17% نشان داده شد . در بررسی ژنوتیپی با انجام آزمون PCR از 16 سویه فنوتیپ مثبت، 5/37% شامل ژن SHV و 5/12% ژن TEM و 5/12% دارای هر دو ژن SHV و TEM بودند .

  نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که اغلب نمونه ها مقاوم به دارو هستند و در میان سویه های تولید کننده ESBL فراوانی ژن های SHV بیشتر از TEM یافت شد. سویه های دارای ژن SHV مقاوم به سفتازیدیم (5/37% ) و سویه های دارای ژن TEM مقاوم به سفتازیدیم (5/12%) بوده است و نتایج بیانگر این است که ژن های SHV و TEM در ایجاد مقاومت نسبت به سفتازیدیم در مقایسه با ایجاد مقاومت به سفوتاکسیم نقش بیشتری دارند.


مریم چاووشی فروشانی، عباسعلی ایمانی فولادی، سارا سعادتمند،
دوره 11، شماره 3 - ( 6-1390 )
چکیده

  زمینه و هدف: باکتری اشریشیاکلی O157:H7 در کشورهای در حال توسعه، یکی از عوامل مهم اسهال می­باشد، لذا توجه به درمان آن ضروری است. به علت بروز مقاومت­های دارویی، از بین رفتن فلور طبیعی روده و القا تولید وروتوکسین توسط این باکتری در اثر مصرف برخی از آنتی بیوتیک­ها، نیاز به روش­های نوین درمانی است. در این تحقیق لاکتوباسیلوس کازه­ای از ماست جداسازی شد و اثر جسم سلولی و مایع رویی حاصل از کشت آن بر روی باکتری پاتوژن فوق بررسی شد.

  روش کار: نمونه­های مختلفی از ماست در محیط MRS در شرایط بی­هوازی در 37 درجه سانتی­گراد کشت داده شد. لاکتوباسیلوس کازه­ای به روش میکروبیولوژیک و مولکولی شناسایی شد. اثرات ضد میکروبی جسم سلولی و مایع رویی حاصل از کشت این لاکتوباسیلوس با استفاده از روش انتشار از چاهک و حداقل غلظت بازدارندگی ( MIC Minimum Inhibitory Concentration ) برضد اشریشیاکلی O157:H7 تعیین گردید. منحنی­های رشد استاندارد برای باکتری پاتوژن و لاکتوباسیلوس کازه­ای به دو روش کدورت سنجی و شمارش کلنی رسم شد، حداقل غلظت کشنده ( MBC Minimum Bactericidal Concentration ) و مهارکننده رشد مایع رویی حاصل از کشت لاکتوباسیلوس کازه­ای نیز تعیین گردید و پایداری مایع رویی حاصل از کشت در مقابل حرارت و pH بررسی شد.

  یافته­ها: در بین ماست­های مورد مطالعه از 2 نمونه ماست لاکتوباسیلوس کازه­ای جداسازی و با روش­های فنوتیپی و ژنوتیپی تایید گردید. اثر ضد میکروبی این سویه­ها بر علیه اشریشیاکلی O157:H7 اثبات گردید. مایع رویی حاصل از کشت سویه­های مورد مطالعه، در حرارت­های 56، 70 و 80 و 100 درجه سانتی­گراد، به مدت 30 و 60 دقیقه پایدارند، و نیز در مقابل pH های 3 ، 7 و 10 پایدار بودند. حداقل غلظت کشنده و مهار کننده رشد مایع رویی لاکتوباسیلوس­ها با استفاده از روش رقت در لوله به ترتیب رقت 16/1 و 8/1 بود.

  نتیجه­گیری: با توجه به نتایج بدست آمده، می­توان از مایع رویی به عنوان نگهدارنده بیولوژیکی در صنایع غذایی استفاده کرد. همچنین به علت اثر ضد باکتریایی لاکتوباسیلوس کازه­ای، می­تواند در درمان بیماری­های ناشی از اشریشیاکلی O157:H7 مورد استفاده قرار گیرد.


زهرا درخشانی نژاد، فاطمه مریم شیخ الاسلامی، پریسا فرنیا، زهرا دیلمی خیابانی، رشید رمضان زاده، مهدی کاظم پور، محمدرضا مسجدی، علی اکبر ولایتی،
دوره 12، شماره 3 - ( 6-1391 )
چکیده

  زمینه و هدف: اتامبوتول یکی از 4 داروی اصلی در درمان بیماری سل محسوب می‏گردد. شایع ترین موتاسیون مرتبط با این دارو معمولا در ژن embB کدون 306 رخ می‏دهد. هدف از این مطالعه، تعیین مقاومت به اتامبوتول با استفاده از روش Allele-Specific PCR و Spoligotyping در سویه ‏ های مختلف مایکوباکتریوم توبرکلوزیس است.

  روش کار: 140 نمونه خلط از بیماران مشکوک به سل ریوی جمع آوری و با استفاده از روش پتروف، هضم و آلودگی ‏ زدایی گردید. سپس حساسیت دارویی به روش تناسبی و استخراج DNA روی 106 مورد کشت مثبت به دست آمده انجام گردید. DNA های استخراج شده برای ارزیابی جهش در ژن embB کدون 306 با استفاده از روش Allele-Specific مورد بررسی قرار گرفتند. برای تعیین ساب تایپ ها از روش اسپولیگوتایپینگ استفاده شد.

  یافته ها: از 106 نمونه کشت مثبت، 36 نمونه (9/33 ٪ ) توسط روش تناسبی مقاوم به اتامبوتول بودند. با استفاده از روش Allele-Specific 93 سویه حساس و 13 سویه (6/27 ٪ ) مقاوم به اتامبوتول بودند که مقاومت دارویی این سویه ها، با روش تناسبی هم خوانی، حساسیت 97 درصدی داشت. همچنین مشخص شد که موتاسیون در باز اول 5/61 ٪ و در باز سوم 5/38 ٪ بوده است. براساس روش اسپولیگوتایپینگ نمونه‏های مایکوباکتریوم توبرکلوزیس شناسایی شد. از میان آنها 3 خانواده Haarlem ، CAS و T بیش‏ترین درصد موتاسیون در ژن embB را به خود اختصاص دادند.

  نتیجه گیری: برطبق نتایج به دست آمده، آن دسته از سویه هایی را که نتوانستیم با روش Allele-Specific شناسایی کنیم می‏توان فرض کرد که یا موتاسیون در ژن‏های دیگری بجز emb رخ داده و یا مکانیسمی به غیر از موتاسیون باعث ایجاد مقاومت شده که باید مورد بررسی قرار گیرند.


جلیل راشدی، محمد اصغرزاده، سیدرضا مؤدب، مجتبی امانی، محمد مأذنی،
دوره 13، شماره 4 - ( 9-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: تخمین زده می شود یک سوم جمعیت دنیا با باسیل سل آلوده هستند ولی بعلت تفاوت در فعالیتهای سیستم ایمنی افراد علیه میکروارگانیسمهای مهاجم، تنها در10% آنها بیماری بصورت بالینی بروز می کند. متابولیسم ویتامین D و فعالیت صحیح گیرنده این ویتامین (VDR)از فاکتورهای مهم تنظیمی در ایمنی ذاتی افراد علیه باسیل سل محسوب می شوند. در مطالعه حاضر ارتباط پلی مورفیسم ApaI در ژن VDR با بیماری سل مورد بررسی قرار گرفته است.
روش کار: این مطالعه بر روی 84 بیمار مبتلا به سل ریوی و 90 فرد سالم به عنوان گروه کنترل انجام پذیرفت. از لکوسیتهای خونی تمام افراد در هر دو گروه، DNA استخراج و به کمک تکنیک PCR تکثیر ژنی انجام گرفت. سپس جهت بررسی ناحیه پلی مورفیسمی ApaI در ژن VDR، بر روی تمام محصولات PCR، پروسه RFLP اجرا و نهایتاً آنالیزهای آماری با استفاده از فراوانی ژنوتیپی، جهت مقایسه بین مبتلایان به سل ریوی و افراد گروه سالم توسط آزمون مجذور کای انجام پذیرفت.
یافته ها: در گروه بیمار 50 نفر مرد و 34 نفر زن و در گروه کنترل 49 نفر مرد و 41 نفر زن مورد بررسی قرار گرفت. فراوانی ژنوتیپ AA در گروه بیمار 5/34% و در گروه کنترل 3/33% (OR=0.905, 95% CI 0.469-1.747, p = 0.766) و نیز فراوانی ژنوتیپ aa در گروه بیمار 47/15% و در گروه کنترل 3/13% (OR=0.808, 95% CI 0.333 –1.961, p=0.637) بدست آمد.
نتیجه گیری: در این مطالعه بین فراوانی ژنوتیپی پلی مورفیسم ( ApaI (A/a در ژن VDR و حساسیت نسبت به بیماری سل در جامعه آماری مربوطه ارتباط معنی داری مشاهده نشد.


هاشم یعقوبی، مهدی حقی، سمیرا صلحی،
دوره 13، شماره 4 - ( 9-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: پپتید فعال کننده نوتروفیل ازمنشا سلول‌های اپیتلیال (Epithelial cell-derived neutrophil-activating peptide,ENA-78) کموکینی است که در برخی بیماری ها نقش دارد. نقش ژن CXCL5 در بروز مقامت سلول ها به انسولین نشان داده شده است که با فعال کردن مسیر Jak2/STAT5/SOCS2، سیگنال دهی انسولین را مهار می کند. اخیرا چند ریختی - (156G/C (rs352046 از این ژن در ناحیه پروموتر گزارش شده است که می تواند مستعد کننده بیماری دیابت باشد. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط این چند ریختی با بیماری دیابت در جمعیت استان اردبیل می باشد.
روش کار: در این مطالعه100 نفر از افراد دیابتی ساکن استان اردبیل و 100 نفر از افرد سالم ساکن همان منطقه انتخاب شدند. و ارتباط بین این چند ریختی با دیابت با روش های مولکولی P‏CR-RFLP  و الکتروفورز بررسی شد و نتایج حاصل با استفاده از تست آماری فیشر مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.
یافته ها: نتایج نشان دهنده فراوانی بالای ژنوتیپ GC در افراد مبتلا (39%) نسبت به افراد سالم (14%) بود (006/0=p). در این مطالعه افراد مبتلا (5/25%) به دیابت بطور معنی داری (028/0=p) دارای الل C بیشتری نسبت به افراد کنترل سالم (12%) بود.
نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان دهنده نقش CXCL5 در پاتوژنز دیابت هستند. تکرار این مطالعه در جمعیت با حجم نمونه بالا جهت تایید این یافته ها پیشنهاد می گردد.


دلسوز رضایی، غلامرضا زرینی، محمد آهنگرزاده رضایی،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده

  زمینه و هدف : آسینتوباکتر بومانی [1] پاتوژنی گرم منفی است که ارتباط نزدیکی با انواعی از عفونت­های بیمارستانی ایجاد شده بویژه در بیماران بخش مراقبت­های ویژه دارد. این باکتری عمدتا عامل سپتی­سمی ، نومونی و عفونت ادراری بیماران بستری شده در بیمارستان می­باشد. در این مطالعه حساسیت آنتی­بیوتیکی جدایه­های آسینتوباکتر بومانی و الگوی تیپ­بندی مولکولی بوسیله­ی PCR توالی های تکراری پالیندرومیک خارج ژنی (REP-PCR) در میان جدایه­های مقاوم تعیین گردید.

  روش کار: در طول این مطالعه جدایه­های آسینتوباکتر بومانی جدا شده از بیمارستان­های تهران مورد مطالعه قرار گرفت. جدایه­ها با استفاده از روش­های بیوشیمیایی استاندارد شناسایی و حساسیت گونه­ها به آنتی بیوتیک­های مختلف، با روش دیسک دیفیوژن تعیین گردید. استخراج DNA با روش CTAB و تیپ­بندی مولکولی جدایه­ها با روش REP-PCR انجام گرفت.

  یافته­ها: در این مطالعه از 75 آسینتوباکتر بومانی جدا شده از بیماران با میانگین سنی 45/18 ± 51 سال بیشترین مقاومت در برابر آنتی­بیوتیک­های آزترونام (97%)، سفتازیدیم (93%)، سفپیم (93%)، تیکارسیلین (93%)، سیپروفلوکساسین (93%) وپیپراسیلین -تازوباکتام (93%) بوده در حالی که کمترین مقاومت به ترتیب در برابر آنتی­بیوتیک­های تایجیسایکلین (68%)، توبرامایسین (32%)، آمپی­سیلین-سولباکتام (28%)، آمیکاسین (21%) و کارباپنم­ها (15%) بود. REP-PCR نشان داد شایعترین ژنوتیپ­ها میان آنتی­بیوتیک­های مقاوم، B, A و C بودند.

  نتیجه­گیری: این مطالعه نشان دهنده­ی مقاومت بالا به عوامل ضدمیکروبی بخصوص در ژنوتیپ­های B, A و C جدایه­های آسینتوباکتر بومانی می­باشد. بنابراین استراتژی­هایی برای کنترل گسترش سویه­های مقاوم باید طراحی و ارزیابی شود.


مرتضی جبارپور بنیادی1، عاطفه محمدی، محمد خلج کندری، سیمین تقوی،
دوره 15، شماره 2 - ( 3-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: منظور از سقط مکرر خودبخودی، وقوع دو یا سه سقط متوالی خودبخودی، قبل از هفته بیستم بارداری است. آدنوزین دآمیناز در متابولیسم پورین‏ها نقش داشته و دارای دو ایزوآنزیمADA1 و ADA2 است. پلی‏مورفیسم G A (الل ADA* ) موجب افزایش سطوح آدنوزین می شود. آدنوزین به دلیل افزایش جریان خون به رحم و جفت دارای نقش محافظتی در برابر سقط های مکرر خودبخودی است. با توجه به تاثیر فعالیت آنزیمی کاهش یافته این پلی مورفیسم بر روی سطوح آدنوزین، نقش پلی مورفیسم G A (الل ADA* ) ژن آدنوزین دآمیناز بر روی سقط های مکرر خودبخودی جمعیت شمالغرب ایران در این مطالعه بررسی شد.
روش کار: یک جمعیت 100 نفری از زنان به دو گروه تقسیم بندی شدند. گروه اول 50 نفر دارای سابقه سقط (حداقل دو بار) و گروه دوم شامل 50 نفر با حداقل دو زایمان موفق و بدون سابقه سقط، مورد بررسی قرار گرفتند. استخراج  DNA  از لکوسیت‏ها و با روش استاندارد استخراج DNA انجام شد. برای بررسی پلی ‏مورفیسم G A، واکنش زنجیره ‏ای پلی‏مراز (PCR) انجام و حضور یا عدم حضور این پلی ‏مورفیسم توسط روشRFLP -PCR بررسی شد. به منظور تجزیه و تحلیل آماری از آزمون مربع کای استفاده شده و ارزش (05/0>P) به عنوان سطح معنی ‏داری در نظر گرفته شد.
یافته‏ها: فراوانی هموزیگوت‏ها (AA) در گروه کنترل 2% مشاهده شد. این در حالی است که هیچ هموزیگوتی (AA) در گروه بیمار دیده نشد. فراوانی هتروزیگوت ‏ها (AG) در گروه کنترل20% و در گروه بیمار 8% گزارش شد (05/0>P). فراوانی هموزیگوت‏ها (GG) در گروه کنترل 78% و گروه بیمار 92% گزارش شد (05/0>P).
نتیجه‏گیری: با توجه به نتایج حاصل، به نظر می‏رسد پلی ‏مورفیسم G A (الل ADA* ) و ژنوتیپ (ADA*1/ADA*2) AG به واسطه کاهش فعالیت آدنوزین دآمینازی، دارای نقش محافظتی در برابر سقط‏های مکرر خودبخودی است.


بهاره داودی، خدیجه عنصری، میترا حیدری نصرآبادی،
دوره 15، شماره 2 - ( 3-1394 )
چکیده

  زمینه و هدف: سرطان تخمدان یکی از شایع‏ترین انواع سرطان‏ها و دومین سرطان دستگاه تناسلی زنان محسوب می‏گردد که به علت تغییرات بدخیم سلول‏های تخمدان ایجاد می‏شود. این نوع سرطان پنجمین سرطان شایع در میان خانم‏ها و اولین عامل مرگ و میر ناشی از سرطان در دنیا محسوب می‏گردد. ژن Axin2 ، ژن سرکوب کننده تومور می‏باشد که از خانواده Axin ‏ها و در چرخه WNT بوده و برای تکوین جنین ضروری می‏باشد. در این مسیر، پروتئین‏های WNT به عنوان یک واسطه ضروری در پیام رسانی سلول به سلول نقش داشته و تکوین اولیه و ثانویه جنین را به عهده دارند. هم زمان با فعال شدن پیام رسانی WNT ، ژن Axin2 نیز فعال شده و به عنوان یک فیدبک منفی مانع از تکثیر بیش از حد سلول‏ها می‏شود. بنابراین، هر گونه موتاسیون در این ژن ، خطر ابتلا به سرطان را افزایش می‏ده د . هدف از انجام این مطالعه، بررسی فراوانی موتاسیون در ناحیه rs1133683 اگزون شماره 5 ژن Axin2 و رابطه بین این پلی مورفیسم و خطر ابتلا به سرطان تخمدان در بیماران مورد مطالعه می‏باشد .

  روش کار: در این مطالعه که به صورت Case-Control صورت گرفته است، از 100 بیمار مبتلا به سرطان تخمدان بافت و خون 100 نفر فرد سالم به عنوان کنترل، از بیمارستان امام خمینی جمع‏آوری گردیده و توسط PCR - RFLP مورد بررسی قرار گرفت. اطلاعات توسط نرم افزار SPSS-19 و آزمون رگرسیون لجستیک مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

  یافته‏ها: نتایج مطالعه موتاسیون در ناحیه rs1133683 اگزون شماره 5 ژن Axin2 بین دو گروه بیمار و کنترل نشان‏دهنده این بود که هیچ ارتباط معناداری بین ژنوتیپ CT با سرطان تخمدان وجود ندارد

  (OR=1.26, 95%CI 0.70-2.27, p=0.43) . همچنین هیچ ارتباطی بین حاملین ژنوتیپ TT و ابتلای آنها به سرطان تخمدان مشاهده نشد ( OR=1.56, 95%CI 0.49-4.96, p=0.44 ) .

  نتیجه گیری: نتایج حاصله نشاندهنده عدم ارتباط بین حاملین آلل T به صورت هموزیگوت ( TT) یا هتروزیگوت (CT) از ژن Axin2 و سرطان تخمدان می‏باشد.


سیده زهرا بختی، سعید لطیفی نوید، صابر زهری، عباس یزذانبد،
دوره 15، شماره 3 - ( 6-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: هلیکوباکترپیلوری به عنوان عامل اصلی بیماری‌های گوارشی مثل التهاب غیر آتروفی(NAG) ، زخم ‌معده (GU) و زخم دوازدهه (DU) می‌باشد. ارتباط نزدیکی بین فاکتورهای اختصاصی این باکتری نظیر VacA و CagA با GU و DU وجود دارد. هدف از مطالعه‌ حاضر بررسی ارتباط تیپ‌های اللی نواحی i و dژنvacA و وضعیت cagA با خطر GU و DU می‌باشد.

روش کار: 177 سویه‌ از کشت بیوپسی معده بیماران ایرانی از استان های مختلف به دست آمد و با استفاده از PCR تعیین ژنوتیپ شد. داده‌ها جمع‌آوری شده و تحلیل گردید.

یافته‌ها: فراوانی آلل‌های i1 vacA، i2 ، i1 i2، d1 و d2 و ژن cagA به ترتیب برابر با 9/42، 4/55، 7/1، 8/41، 2/58 و 4/68 درصد بود. تفاوت معنی‌داری بین فراوانی vacA i1 در سویه‌ های به دست آمده از بیماران GU نسبت به بیماران NAG وجود داشت (05/0>p). در آنالیز‌ رگرسیون چندگانه لجستیک زمانی که GU بعنوان متغیر وابسته لحاظ شد، ژنوتیپ‌ vacA i1 پس از کنترل متغیرهای سن و جنس ارتباط معنی‌ داری با خطر بروز بیماری GU داشت (75/8-45/1=1CI 95%؛ 56/3=OR؛ 006/0=p). آنالیزهای آماری هیچ ارتباط معنی‌ داری بین فراوانی ژنوتیپ vacA d و بیماری‌های گوارشی نشان نداد. زمانی که DU در آنالیز رگرسیون چندگانه لجستیک بعنوان متغیر وابسته مطرح شد، ژنوتیپ cagA در حضور متغیر سن و جنس در مدل نهایی باقی ماند (60/11-22/1=CI 95%؛ 77/3=OR؛ 021/0=p).

نتیجه‌گیری: ژنوتیپ‌‌های vacA i1 و cagA هلیکوباکترپیلوری به ترتیب می‌توانند بعنوان نشانگرهای زیستی مفید برای پیشگویی خطر زخم معده و زخم دوازدهه در ایران مطرح باشند.


افشین هوشیار، نسرین فولادی، فاطمه قربانی، راحله محمدی، حسین علی محمدی اصل،
دوره 15، شماره 3 - ( 6-1394 )
چکیده

زمینه و هدف : بیماری سلیاک بیماری گوارشی است که عوامل ژنتیکی در بروز آن دخیل می&rlmباشند. مطالعه حاضر با هدف تعیین HLA DQ2 و HLADQ8 در بیماران با سرولوژی مثبت سلیاک تشخیص داده شده در بین بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر انجام گرفت.

روش کار: این مطالعه توصیفی تحلیلی مقطعی بر روی 105 بیمار مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر مراجعه کننده به درمانگاه گوارش مرکز آموزشی درمانی امام خمینی اردبیل انجام شد. تمامی بیماران تحت آزمون IgATTGAnti به روش Elisa قرار گرفتند. بیماران با تشخیص سلیاک تحت HLA typing و آندوسکوپی و بیوپسی قرار گرفتند و سطح HLA DQ2 و HLA DQ8 در آنها اندازه گیری شد. داده&rlm ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-16 و روش&rlmهای آماری توصیفی و تست&rlmهای یو- مان ویتنی و تست دقیق فیشر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

یافته&rlmها: نتایج نشان داد که 14 بیمار از 105 بیمار مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر مبتلا به سلیاک بوده و از این تعداد 12 نفر از نمونه&rlmها زن و 2 نفر مرد بودند. اکثریت بیماران مبتلا به سلیاک (4/71%) از نظر پاتولوژی روده باریک بر اساس بیوپسی دارای مارش IIIc بودند. نتایج HLA typing بیماران نشان داد که اکثریت آنها (11 نفر، 57/78 %) HLA DQ2 مثبت داشتند. یک نفر HLA DQ2 و HLA DQ8 مثبت بود و 2 نفر HLA DQ8 مثبت داشتند.

نتیجه گیری: نتایج HLA typing بیماران نشان داد که اکثریت آنها LA DQ2 H مثبت داشتند. مطالعه ی حاضر نشان داد که ژنوتیپ های HLA می توانند نقش مهمی در ایجاد بیماری سلیاک داشته باشند .


مرتضی جبارپور بنیادی، صبا احمدپور نظم، سیمین تقوی، فرزام عجمیان،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: سقط مکرر جنین در 1 الی 3 درصد خانم‌هایی که قصد دارند صاحب فرزند شوند، رخ می‌دهد. ترومبوفیلی از علل مستعدکننده سقط مکرر است. فاکتور XIII در انتهای آبشار انعقادی وجود دارد که سبب پایداری لخته می‌شود. شایع‌ترین پلی‌مورفیسم‌ ژنG103T ,FXIII   بوده که باعث تغییر فعالیت فاکتور XIII می‌شود.

روش کار: 70 بیمار با سابقه حداقل 2 بار سقط و 50 خانم بدون سابقه سقط و حداقل 1 تولد زنده به عنوان گروه کنترل از شمالغرب کشور مورد بررسی قرارگرفته‌اند. استخراج DNA به­ روش نمک اشباع از لوکوسیت­ها صورت گرفت. برای بررسی پلی‌مورفیسم مورد نظر از واکنش زنجیره‌ای پلیمراز و همچنین تکنیک PCR-RFLP استفاده شد. بعد از تکثیر ناحیه موردنظر، از آنزیم محدودالاثرDdeI جهت تمایز دو آلل G و T استفاده گردید. به منظور تجزیه و تحلیل آماری از برنامه کای مربع استفاده شد.

یافته ها: از گروه بیمار 2 نفر (2.85%) دارای ژنوتیپ هموزیگوت (TT) بودند، در صورتیکه درگروه کنترل ژنوتیپ هموزیگوت (TT) مشاهده نشد (p>0.05). همچنین 19 نفر (27.1%) از گروه بیمار و 13 نفر (26%) از گروه کنترل دارای ژنوتیپ هترو(GT) بودند (p>0.05). بین این دوگروه تفاوت معنی داری از نظر آماری برای پلی‌مورفیسم G103Tمشاهده نگردید.

نتیجه‌گیری: پلی‌مورفیسم ژن FXIII احتمالاً از طریق اختلال در سیستم انعقادی سبب سقط جنین می‌شود. بررسی جهش G103T در بیماران مبتلا به سقط مکرر در جمعیت‌های دیگر توصیه می‌شود.


فرهاد صالح زاده، مرتضی اسلامی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: ﺗﺐ ﻣﺪﻳﺘﺮاﻧﻪ ای ﻓﺎﻣﻴﻠﻲ (FMF) ﻳﻚ ﺑﻴﻤﺎری خوداﻟﺘﻬﺎﺑﻲ و ﻋﻮدﻛﻨﻨﺪه اﺳﺖ ﻛﻪ اﻟﮕـﻮی ﺗﻮارﺛﻲ اﺗﻮزوﻣـﺎل ﻣﻐﻠﻮب دارد. ﻋﻼﻳﻢ اﻳﻦ ﺑﻴﻤﺎری ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ در ﺑﻴﺶ از 80 درصد در دهه اول زﻧﺪﮔﻲﺑﺮوز ﻛﻨﺪ. هدف از مطالعه حاضر معرفی FMF به عنوان یک بیماری شایع با ویژگی های خاص در این منطقه است.

روش کار: این مطالعه از نوع مطالعه توصیفی میباشد. در این مطالعه اطلاعات پرونده 422 بیمار که بر اساس معیارهای تل- هاشومر مبتلا به FMF بودند، مورد بررسی قرار گرفت. در نهایت 403 بیمار وارد مطالعه شدند. اطلاعات بیماران در فرم های طراحی شده محقق وارد شد. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS-20 و با استفاده از روشهای آمار توصیفی صورت گرفت.

یافته ها: در این مطالعه 175 بیمار مونث (%43.4 ) و 228 بیمار مذکر ( %56.6) بودند. میانگین سنی بیماران 21/03 سال بود. در بررسی علایم بالینی درد شکم در %93.3  و تب در %88.1 بیماران دیده شد. درد شکم مهمترین شکایت بیماران بود (%49.6 ). میانگین فاصله بین حملات  36.5±29.6 روز و میانگین مدت زمان طول هر حمله درد  43.3±34.5 ساعت بود. %15.1بیماران سابقه فامیلی مثبت بیماری و  %12.7بیماران سابقه جراحی، آپاندکتومی را ذکر کردند. در %52.3 از بیماران تاخیر تشخیصی بیشتر از سه سال وجود داشت، آنالیز ژنی در 239 نفر ازبیماران انجام شده بود و %21.33 بدون جهش، %39.7 هتروزیگوت مرکب،  %25.52هتروزیگوت و %13.38هموزیگوت بودند. ژنوتیپ M694V/V726A  (%10.46) و موتاسیونهای M694V (%20.9)   و V726A (%12.7) بیشترین فراوانی را داشتند. شایعترین ژنوتیپ در مردان M694V-V726  (%12.7)   و در زنان M694V/M694V (%10.4) بود. در بیماران با شکایت درد شکم ژنوتیپ M694V/V726A (%12.5)، با شکایت تب ژنوتیپ M680I/V726A  (%13.9) و با درد سینه ژنوتیپهای V726A/M694V و R761H/M694V با %16.7 دیده شد و ژنوتیپ M694V/M694V (%33.3) با شکایت درد مفصل شایعتر بودند. ضایعه پوستی باد سرخ  مانند فقط در دو بیمار وجود داشت.

نتیجه گیری : شایعترین سن تظاهر بیماری دهه اول زندگی بود. M694V شایعترین جهش در بین بیماران و M694V-V726A شایعترین ژنوتیپ مرکب بود. موتاسیون ژنتیکی در این مطالعه بیشتر شبیه نژاد عرب بود. هرچند ضایعه پوستی شبه باد سرخ در این بیماران شایع نبود. کرایتریای بالینی هنوز بهترین روش برای تشخیص بیماری است.


طناز فتحی، مرتضی بنیادی، علیرضا جوادزاده، محمد حسین جبارپوربنیادی،
دوره 16، شماره 3 - ( 7-1395 )
چکیده

مقدمه و هدف: دژنراسیون وابسته به سن ماکولا (AMD) بیماری است که نواحی مرکزی رتین و کروئید را تحت تاثیر قرار میدهد و منجر به از دست دادن دید مرکزی میشود. مطالعات در زمینه اتیولوژی این بیماری پیشنهاد میکند که AMD یک بیماری پیچیده میباشد که در اثر واکنشها و میان کنشهای چندین ژن و عوامل محیطی ایجاد می­شود. یکی از ژن­های شناخته شده در مورد این بیماری، ژن LOC387715 می­باشد. جایگاه این ژن بر روی کروموزوم 10 بوده و پروتئینی تولید می­کند که احتمالاً با بیماری دژنراسیون وابسته به سن ماکولا ارتباط دارد. هدف این مطالعه بررسی ارتباط بین پلی مورفیسم (A69S) rs10490924 این ژن با بیماری دژنراسیون وابسته به سن ماکولا در جمعیتی از شهر تبریز در دو گروه بیمار و کنترل بود.

روش کار: در این مطالعه مورد- شاهدی 63 نفر به عنوان گروه بیمار و 150 نفر به عنوان گروه کنترل از منطقه مورد نظر در پلی­ مورفیسم (A69S) rs10490924 ژن LOC387715 مورد بررسی قرار گرفت. ژنوتیپ آنها با واکنش زنجیرهای پلیمراز و چند شکلی طول قطعات هضم شونده تعیین و با تعیین توالی تعدادی از نمونه­ ها مورد تایید قرار گرفت.

یافته ها: از مجموع 63 بیمار مورد بررسی 17نفر (26/98%) دارای ژنوتیپ GG، 24 نفر (38/1%) با ژنوتیپ (GT) و 22 نفر (34/92%) باقی دارای ژنوتیپ (TT) بودند. در گروه کنترل نیز 91 نفر (60/66%) ژنوتیپ GG، 49 نفر (32/67%) هتروزیگوت و 10نفر (6/67%) دارای ژنوتیپ TT بودند. مقادیر p-value محاسبه شده برای ژنوتیپ GG وTT معنی دار بوده و کمتر از 000/0 بود. OR برای ژنوتیپ TT در حدود 11/9 بود. آنالیز آماری نشان دهنده فرکانس بالای الل T در گروه بیمار (54%) در مقایسه با گروه کنترل (23%) بود. همانند مطالعات قبلی در جمعیتهای چین و ژاپن، و در جمعیتی در ایران، در مطالعه حاضر نیز ارتباط معنی داری بین آللT و بیماری AMD وجود دارد.

نتیجه گیری: وجود ژنوتیپ TT در افراد احتمال بیماری AMD را 11/9برابر نسبت به افرادی که ژنوتیپی غیر از TT دارند، افزایش میدهد و ژنوتیپ GG نقش محافظتی در برابر این بیماری دارد.


مرتضی نورمحمدی، حسین حمیدی نجات، محمدرضا تابنده، سعد گورانی‌نژاد، سمیه بهرامی،
دوره 17، شماره 3 - ( 7-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: تک یاخته توکسوپلاسما گوندای یک انگل تک یاخته‌ای داخل سلولی اجباری زئونوز است که همه حیوانات خونگرم از جمله انسان را در سراسر دنیا آلوده می‌کند. تعیین ژنوتیپ‌ انگل در میزبان‌های واسط در ارزیابی نقش این تیپ‌ها در عفونت‌های انسانی و همچنین برنامه‌های پیشگیری نقش مهمی دارد. لذا این مطالعه با هدف شناسایی و تشخیص ژنوتیپهای توکسوپلاسما گوندای در جنینهای سقط شده میش‌های استان لرستان انجام گرفت.
روش کار: شناسایی انگل در نمونه های بافت های مغز و کبد 142 راس میش استان لرستان با استفاده از PCR متعارف بر پایه تکثیر قطعه 529 جفت بازی نواحی پرتکرار ژنوم انگل انجام شد. شناسایی ژنوتیپ های انگل بر روی نمونه‌های مثبت مغز و کبد نمونه جنین سقط شده میش آلوده با روش PCR-RFLP و با استفاده از 3 مارکر ژنتیکی SAG3، SAG2،GRA6 انجام پذیرفت.
یافتهها: از مجموع 142 نمونه مغز و جنین جمع آوری شده، در 10 مورد (7%) حضور انگل با روش PCR مستقیم شناسایی شد. حضور DNA  انگل در کبد 3 مورد از نمونههای مثبت نیز شناسایی گردید. ارزیابی الگوی RFLP محصولات ژنی SAG2، SAG3 و GRA6 وجود 3 نمونه سویه تیپ I، 2 نمونه سویه تیپ II و 5 نمونه سویه غیرتیپیک را تایید نمود.
نتیجهگیری: جداسازی سویه‌های تیپ I، II و غیرتیپیک توکسوپلاسما گوندایی از میش‌های استان لرستان نشان دهنده ضرورت توجه بیشتر به انتقال انگل از حیوانات پرورشی به انسان به‌ویژه زنان باردار و افراد با ضعف سیستم ایمنی می‌باشد.
عاطفه صرافان صادقی، نجمه انصاری، فرزاد خادمی، رضا میرنژاد، بهنام زمان زاد،
دوره 19، شماره 1 - ( 1-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: در سال‏های اخیر نشان داده شده است که اسینتو باکتر بومانی یکی از عوامل ایجادکننده  عفونت بیمارستانی شامل پنومونی، باکترمی، عفونت‏های دستگاه ادراری، عفونت‏های زخم و مننژیت می‏باشد. این میکروارگانیسم می‏تواند در محیط بیمارستان زنده بماند و به سرعت به  بسیاری از آنتی بیوتیک‏ها مقاوم می شود. ژنوتایپ مولکولی می تواند اطلاعات ما را در مورد گسترش سویه های  اسینتو باکتر بومانی از یک بیمارستان به بیمارستان دیگر و همچنین مقاومت دارویی آنها افزایش دهد. هدف از این مطالعه تعیین شیوع مقاومت آنتی بیوتیکی و نیز روابط فیلوژنیک سویه‏های اسینتوباکتر بومانی در بیمارستانهای آموزشی شهرکرد بود.
روش کار: در این مطالعه، میزان مقاومت آنتی بیوتیکی سویه های اسینتوباکتر بومانی جدا شده از نمونه های بالینی مختلف )ادرار، خون و خلط( نسبت به سیپروفلوکساسین، اوفلوکساسین، نوروفلوکساسین، سفتازیدیم، جنتامیسین، آمیکاسین، ایمی پنم، مروپنم، سفی پیم، پایپریسیلین- تازوباکتام، آمپی سیلین- سولباکتام، توبرامایسین و آزترونام با روش انتشار دیسک      (Kirby-Bauer) اندازه گیری شد. در نهایت ژنوتیپ سویه های اسینتوباکتر بومانی با استفاده از روش REP-PCR بررسی شد.
 یافته ها: در این مطالعه، 50 نمونه از بیماران به عنوان اسینتوباکتر بومانی شناسایی شدند که میزان مقاومت به دارو در آنها مورد ارزیابی قرار گرفت. تمام سویه ها به سفتازیدیم و سفپیم مقاوم بودند و همچنین میزان بالای مقاومت به آزترونام، نورفلوکساسین، سیپروفلوکساسین، آمیکاسین، ایمی پنم، جنتامایسین و آمپی سیلین- سولباکتام مشاهده شد. از سوی دیگر، نتایج مطالعه حاضر نه گروه ژنوتیپ در میان گونه‏‏های اسینتوباکتر بومانی بر اساس روش REP-PCR را نشان داد.
نتیجه گیری: با توجه به شیوع بالای مقاومت آنتی بیوتیکی در سویه های جدا شده اسینتو باکتر بومانی و همچنین شباهت ژنوتیپ های مختلف و پراکنش این ژنوتیپ ها در بخش های مختلف بیمارستان های شهرکرد، اجرای برنامه های کنترل عفونت در بخش های مختلف بیمارستان لازم است.
 
رقیه صبوریان، محمد رهبر، مرجان رهنمای فرزامی، پروانه صفاریان،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: مقاومت آنتی بیوتیکی ویبریو کلرا یک موضوع مهم در دنیا است. در این تحقیق با هدف بهبود نظام مراقبت بیماری وبا، الگوی مقاومت میکروبی و شیوع ژنهای مقاومت در ایزوله های ویبریو کلرا O1 ارجاع شده به آزمایشگاه مرجع سلامت در طغیانهای وبا در سالهای ۱۳۹۱، ۱۳۹۲ و ۱۳۹۴ در ایران مورد بررسی قرار گرفته است.
روش کار: مطالعه حاضر، مطالعه مقطعی- توصیفی است. حساسیت ضد میکروبی در ۱۱۳ ایزوله ویبریو کلرا O1، برای ۸ آنتی بیوتیک به روش MIC E-Test تعیین و سپس وجود ژنهای مقاومت به تتراسیکلین (tetA, tetB, tetC) و تریمتوپریم-سولفامتوکسازول (sul2, dfrA1) به روش PCR تعیین گردید.
یافته ها: همه ایزوله ها به آمپی سیلین، تموسیلین، سیپروفلوکساسین و سفیکسیم حساسیت و ۶۴ درصد آنها به اریترومایســـین حساســـیت بینابینی داشـــتند. مقاومت به نالیدیکســــیک اسید، کوتریموکســــازول و تتراسیکلین به ترتیب ۹۰، ۷۱ و ۵۰ درصد و فراوانی ســـویه های MDR در ســـالهای مختلف، متفاوت بود. فراوانی ژنهای مقاومت (tetA, tetB, tetC, sul2 and dfrA1) به ترتیب 70، 34، 58، 66 و 70 درصد بود.
 نتیجه گیری: با توجه به تغییر الگوی مقاومت ضد میکروبی ویبریو کلرا آزمایش تعیین حساسیت به عنوان قسمتی از برنامه مراقبت بیماری در شروع هر طغیان و پایش آن، برای سویه های در حال چرخش انجام شود. در این مطالعه بین حضور ژن dfrA1 و مقاومت فنوتیپی به تری متوپریم- سولفامتوکسازول ارتباط معناداری مشاهده گردید. تعیین حضور ژنهای مقاومت برای مشخص نمودن اطلاعات اپیدمیولوژیک و نحوه انتقال ژنهای مقاومت آنتی بیوتیکی لازم است.
 
عفت سیدهاشمی، الهام نیاستی، نیما فرهمند، محمد ماذنی، عباس یزدان بد، فیروز امانی، هما اخوان، سید سعید حسینی اصل،
دوره 19، شماره 4 - ( 10-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان معده شیوع جغرافیایی متنوعی دارد. بررسی عوامل ژنتیکی دخیل در کسب استعداد ابتلا به سرطان دارای اهمیت بالایی میباشد. IL-1β یک سایتوکاین پیش التهابی که با تأثیر روی ترشح اسید معده درافرادی که مبتلا به عفونت هلیکوباکتر پیلوری هستند نقش ایفا میکند. هدف از این مطالعه بررسی نقش پلی مورفیسم IL-1β-511 و استعداد ابتلا به سرطان معده در استان اردبیل بود.
روش کار: صد فرد مبتلا به سرطان معده و صد فرد فاقد سرطان معده به عنوان گروه کنترل جهت انجام تحقیق انتخاب گردیدند و پس از استخراج DNA از خون محیطی، بررسی وجود پلی مورفیسم با روش PCR-RFLP انجام پذیرفت. نتایج حاصل از مجاورت با آنزیم محدود کننده روی ژل آگارز بررسی گردید.
یافته ها: در میان گروه مورد، ژنوتیپ های CC، CT و TT در 19، 60 و 21 درصد از افراد مشاهده گردید. توزیع ژنوتیپهای در میان گروه کنترل به ترتیب برابر با 4، 67 و 29 درصد بود. اختلاف معنیداری (0/05<p) میان گروه مورد و شاهد مشاهده گردید.
نتیجه گیری: بر اساس این مطالعه ارتباط معنیداری میان پلی مورفیسم الل C نوکلئوتید 511 سیتوکین IL-1β با سرطان معده در بیماران مبتلا به سرطان معده در استان اردبیل وجود دارد. با توجه به اینکه برخی از پلی مورفیسمهای موجود در سیتوکاین  IL-1β با سرطان معده در ارتباط است، میتوان از این یافته به عنوان یک پیش آگهی استفاده کرد.


صفحه 1 از 1     

مجله دانشگاه علوم پزشکی اردبیل Journal of Ardabil University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.18 seconds with 47 queries by YEKTAWEB 4157