[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
بایگانی مقالات زیر چاپ::
بانک ها ونمایه ها::
فرایند کارشناسی مقالات::
فرم نظر سنجی::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
Creative commons

Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License.

..
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
101 نتیجه برای وزن

علی نعمتی، محسن سقا،
دوره 2، شماره 3 - ( 6-1381 )
چکیده

  زمینه و هدف: شروع قاعدگی یکی از پدیده های مهم در مراحل تکامل جنس مؤنث محسوب می شود. عوامل متعددی می توانند در تعیین سن شروع اولین قاعدگی تاثیر گذار باشند که از جمله این عوامل می توان به وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خانواده ها و نیز چگونگی تغذیه آنها اشاره نمود. مطالعات نشان می دهند دختران چاق زودتر از دختران لاغر به سن شروع اولین قاعدگی می رسند. با توجه به اهمیت تغذیه در این زمینه، بررسی وضعیت تغذیه دختران در سن شروع قاعدگی (14-10 سال) در شهر اردبیل انجام شد . هدف از این بررسی تعیین ارتباط بین شاخص های آنتروپومتریک و وضعیت تغذیه با سن شروع قاعدگی بود.

  روش کار: این مطالعه یک بررسی توصیفی - مقطعی است که درطی سالهای 79 - 1378 روی 612 نفر دانش آموز دختر در شهر اردبیل انجام گرفت. بررسیهای آنتروپومتریک (قد، وزن، نمایه توده بدن و محیط وسط بازو)، وضعیت تغذیه (یادآمد خوراک 24 ساعته، بسامد مصرف مواد غذایی) و نیز تاریخ شروع اولین قاعدگی بعمل آمد و نتایج بدست آمده توسط نرم افزارهای Food Processor و SPSS نسخه 9 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

  یافته ها: نتـایج نشان داد که ارتبـاط معنـی دار و مستقیـم بیـن قـد دختـران و سـن شروع قاعـدگی وجـود دارد (05/0 P < ). با افزایش وزن و زیاد شدن نمایه توده بدن سن شروع قاعدگی کاهش یافت و این اختلاف از نظر آماری معنی دار بود (05/0 P < ). افرادیکه محیط وسط بازویشان کمتـر از cm 22 بود، سن شـروع قاعدگی پایین تری نسبت به افرادیکـه محیط وسـط بازویشان بیشتر یا مسـاوی cm 22 بود داشتنـد و ایـن اختـلاف از نظـر آماری معنـی دار بـود (01/0 P < ). دخترانی که بیش از 40% انرژی دریافتی روزانه شان از چربی تامین می شد سن شروع قاعدگی پایین تری نسبت به سایر گروه ها داشتند اما این اختلاف از نظر آماری معنی دار نبود. نتایج حاصل از بسامد مصرف مواد غذایی نشان داد که بیشترین غذای مصرفی در هفته به ترتیب مربوط به نان لواش ، قند و شکر ، روغن نباتی جامد، نان بربری ، شکلات ، پنیر ، سیب و برنج بود.

  نتیجه گیری: با توجه به یافته های فـوق می توان نتیجه گرفت کـه شاخصهای آنتروپومتریک و وضعـیت تغذیه می توانند بر سن شروع اولین قاعدگی تاثیرگذار باشند.


عفت ‌ مظاهری، سیدهاشم‌ سزاوار، عدالت‌ حسینیان، نسرین‌ فولادی،
دوره 2، شماره 4 - ( 9-1381 )
چکیده

  زمینه‌ و هدف‌: امروزه‌ با تغییر سیستم‌ ارایه‌ مراقبت های‌ بهداشتی‌، بیشتر بیماران‌ مراقبت های‌ حرفه‌ای‌ و تخصصی‌ لازم‌ را پس‌ از ترخیص‌ از بیمارستان‌ در منزل‌ دریافت‌ می‌کنند. هدف‌ این‌ مطالعه‌ بررسی‌ تأثیر پیگیری‌ بر وضعیت‌ سلامت‌ جسمی‌ و روحی‌ بیماران‌ دچار انفارکتوس‌ قلبی‌ بود.

  روش‌ کار: این‌ پژوهش‌ تجربی‌ بر روی‌ 60 بیمار دچار انفارکتوس‌ قلبی‌ مراجعه‌ کننده‌ به‌ مرکز آموزش‌ درمانی‌ بوعلی‌ اردبیل در سال80-1379 انجام‌ شد. نمونه‌های‌ مورد بررسی‌ بصورت‌ مبتنی‌ بر هدف‌ انتخاب‌ و بطور تصادفی‌ در دو گروه‌ 30 نفری‌ شاهد و آزمون‌ قرار گرفتند. سپس‌ برای‌گروه‌ آزمون‌‌ برنامه‌ بازدید منزل‌ تدوین‌ گردید ولی‌ برای‌ گروه‌ شاهد مداخله‌ای‌ صورت‌ نگرفت‌ . یک‌ هفته‌ پس‌ از اجرای‌ کامل‌ برنامه‌ بازدید منزل ، ‌ وضعیت‌ سلامت‌ جسمی‌ و روحی‌ نمونه‌های‌ مورد بررسی‌ در هر دو گروه‌ توسط چک‌ لیست‌ نها ی ی‌ و تست ‌اسپیلبرگروبک‌ مورد بررسی و نتایج با آزمون X2 در دو گروه مورد مقایسه‌ قرار گرفت‌.

  یافته‌ها: آزمون X2 بین ضربان قلب زمان استراحت در دو گروه تفاوت آماری معنی داری نشان داد (05/0 P< ) ولی این تفاوت بین فشار خون سیستولیک، دیاستولیک، وزن،‌ اضطراب و افسردگی در دو گروه معنی دار نبود.

  نتیجه‌گیری‌: بـا توجه به آنکه پیگیری بـر وضعیـت سلامت جسمی و روحی بیماران موثر است بـنـابریـن پـرستـاران می توانند با فعال کردن سیستم مراقبت در منزل و برنامه های بازتوانی همراه با حمایت های اجتماعی بعد از انفارکتوس قلبی باعث بهبود کیفیت زندگی بیماران شوند.


علی نعمتی، محسن سقا، حجت ا.. نوزاد چروده، محمد حسین دهقان،
دوره 3، شماره 1 - ( 1-1382 )
چکیده

  زمینه و هدف: متخصصین تغذیه معتقدند صبحانه مهمترین وعده غذای مصرفی در روز است. مصرف صبحانه برای سلامت و تکامل بچه ها و نوجوانان اهمیت فراوانی داشته و در بهبود وضعیت تغذیه آنها نقش دارد. گرچه عادات سالم مثل مصرف صبحانه،‌کنترل وزن و خواب منظم باعث افزایش طول عمر در بزرگسالان می شود ولی در مورد اثرات عادات سالم روی بچه های سنین مدرسه کمتر مطالعه شده است. از این رو مطالعه حاضر روی دانش آموزان دختر مدارس راهنمایی و ابتدایی شهر اردبیل با هدف ارزیابی وضعیت مصرف صبحانه و ارتباط آن با وزن، نمایه توده بدن و دریافت مواد مغذی صورت گرفته است.

  روش کار: این مطالعه یک بررسی توصیفی- مقطعی است که بر روی 611 نفر از دانش آموزان دختر مدارس ابتدایی و راهنمایی (با محدوده سنی 14-10 سال) شهر اردبیل انجام گرفت. بررسی های آنتروپومتریک (قد، وزن، محیط وسط بازو) و غذایی (یاد آمد خوراک 24 ساعته و بسامد مصرف مواد غذایی) از دانش آموزان به عمل آمد و نیز مصرف صبحانه و میان وعده از آنها پرسیده شد. اطلاعات بدست آمده توسط نرم افزارهای SPSS و Food Processor مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

  یافته ها: حدود 85/16% از دانش آموزان بدون مصرف صبحانه به مدرسه می رفتند. میزان نمایه توده بدن و وزن افرادی که صبحانه صرف نمی کردند ازنظر آماری بیشتر از گروهی بود که صبحانه مصرف می کردند (05/0 < P ). از طرف دیگر مصرف میان وعده در گروهی که صبحانه مصـرف نمی کردند از نظر آمـاری بیشتر از گـروهی بود که صبحانه مصرف می کردند (05/0 P< ). میزان دریافت کالری، پروتئین، تیامین، نیاسین، کلسیم و آهن در گروه مصرف کننده صبحانه از نظر آماری بیشتر از گروهی بود که صبحانه مصرف نمی کردند (05/0 P < ). دریافت کلسیم، روی، فولاسین و ویتامین B2 در دخترانی که صبحانه مصرف نمی کردند کمتر از مقادیر توصیه شده WHO بود. نتایج حاصل از بسامد مصرف مواد غذایی نشان داد مصرف اکثر مواد غذایی مثل غذاهای پروتئینی، انواع نان ها، سیب زمینی و حبوبات در گروه مصرف کننده صبحانه بیشتر از گروهی بود که صبحانه مصرف نمی کردند.

  نتیجه گیری: مصرف صبحانه می تواند دریافت کافی کالری و مواد مغذی را همراه داشته و حذف وعده غذای صبحانه علاوه بر این که باعث کاهش دریافت کالری و مواد مغذی می شود اثرات نامطلوبی روی عادات غذایی و وزن دارد .


علی مجید پور، حسن عدالتخواه، سید هاشم سزاوار، نیره امینی ثانی، مسعود شعبانی، علی نعمتی،
دوره 3، شماره 3 - ( 6-1382 )
چکیده

  زمینه و هدف: ارتقای سلامت به عنوان یک اولویت اساسی در سیاست ها و برنامه های بین المللی، ملی، منطقه ای و محلی قرار گرفته است. حفظ و ارتقای سلامت آحاد جامعه منوط به داشتن اطلاعات از ضرورت ها و اولویت های آینده است لذا تعیین اولویت های بهداشتی و تدوین سیاست ها و برنامه های بهداشت عمومی از جمله اقدامات مهم کشور ها و سازمان های ذیربط است.به نظر می رسد بازنگری اساسی در سیستم ارایه خدمات بهداشتی درمانی بر اساس معیارهای ارتقای سلامت به منظور افزایش تاثیرات برنامه های مداخله ای بهداشتی، ترویج کیفیت خدمات بهداشتی و بهبود فعالیت های بهداشت عمومی لازم و ضروری است.

  روش کار : این پروژه از بهمن ماه سال 1380 آغاز گردید و در ابتدا با سازماندهی دقیق چارت تشکیلاتی آن تعریف گردید.این پروژه دو محور اصلی شامل تحلیل وضعیت موجود سلامت و اولویت بندی را دنبال نمود ، که تحلیل وضعیت موجود از سه طریق بررسی مطالعات انجام یافته قبلی، پژوهش های کیفی و عملیات میدانی صورت گرفت و در آن با 1000 خانوار شهری و 1000 خانوار روستایی در خصوص ابعاد مختلف سلامت اعم از ویژگی های جمعیتی، تغذیه، عوامل خطر، رفتارهای درمانی و غیره مصاحبه به عمل آمد . از افراد بالای 15 سال200 خانوار نمونه خون جهت اندازه گیری پارامترهایی نظیر هموگلوبین، هماتوکریت، قند و لیپیدها اخذ گردید. قد ، وزن و فشار خون تمام افراد بالای 15 سال و قد، وزن و دور بازو برای کودکان کمتر از 6 سال اندازه گ یری شد. پس از جمع آوری اطلاعات و جمع بندی آنها بر اساس معیار علمی امتیازدهی شد و در نهایت فهرست اولویت های پژوهشی دانشگاه در حوزه سلامت تعیین گردید. در تمام مراحل از مشارکت مردم و سایر سازمان ها استفاده گردید.

  یافته ها: نتایج حاصل از این مطالعه نشان دادکه در استان اردبیل اولویت های پژوهشی عبارتند از مرگ و میر کودکان زیر 5 سال، سوانح و حوادث و ... که در مجموع 34 اولویت مهم در ابعاد مختلف سلامت تعیین گردید.

  نتیجه گیری: با تو ج ه به ت ج ربه عظیم تعیین اولو یت های پژوهشی از طریق نیازسنجی که برای اولین بار بدین شیوه و با مشارک ـ ت وسیع مردم و سای ـ ر سازمان ها ص ـ ورت گرفت و نیازهای واقعی سلامت مردم مشخص گردید. به نظر می رسد که این کار باید هر چند سال یکبار صورت گیرد و به سایر بخش ها تسری یابد، تا از اتلاف هزینه، زمان و نیروی انسانی جلوگیری شده و تحقیقات به سمت نیازهای واقعی و انجام مداخلات لازم جهت ارتقای سلامت مردم باشد.


منوچهر ایرا ن پرور، عباس یزدانبد، فیروز امانی، شبنم سهرابی،
دوره 3، شماره 3 - ( 6-1382 )
چکیده

  زمینه و هدف : گره های قابل لمس تیروئید تقریباٌ در 5 % بالغین یافت می شوند. با توجه به شیوع بالای این حالت، تشخی ـ ص و نح ــ وه ارزی ـ ابی آن ـ ها برای پ ــ زشکان اهمی ـ ـت دارد. ب ـ رای تشخی ـ ص ماهی ــ ت پات ــ ول ـ وژی گ ـ ره ها، انجام FNA (Fine Needle Aspiration) ، به عنوان اولین روش تشخیصی آسان و مقرون به صرفه است. هدف از مطالعه حاضر بررسی اپیدمیولوژی و ارزیابی یافته های پاتولوژیک بیماران از طریق FNA بوده است.

  روش ک ا ر : این مطالعه از نوع توصیفی بوده که بر روی کل 145 بیمار ی (113 نفر زن و 32 نفر مرد) که از اول مهرماه 1379 تا اول مهرماه 1381 به کلینیک خص و صی مراجعه نموده بودند به انجام رسیده است. اطلاعات مربوط به بیماران طی پرسش نامه از قبل طراحی شده همراه با انجام معاینه فیزیکی و درج یافته های بالینی و انجام FNA و گزارش نتایج آسپیراسیون سوزنی توسط یک پاتولو ژ یست جمع آوری گردید. نتایج با استفاده از آمار توصیفی در قالب جداول فراوانی و فراوانی نسبی در نرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

  یافته ها: بیشتر بیماران (5/36 %) در محدوده سنی 40 - 30 سال ب ـ ودند . FNA 115 بیمار (4/79 %) خوش خیم ، 6 مورد (1/4 %) بدخ ـ یم ، 16 مورد (11%) مشکوک و در 8 بیمار (5/5%) FNA ناکاف ـ ی بوده است. از میان م ـ وارد خوش خی ـ م، 102 نفر (6/70%) گواتر ندولر، 8 نفر (5/5%) کیست کلوئیدال، 3 نفر (2%) آدنوم فولیکولر و دو مورد (3/1%) تیروئیدیت داشتند. موارد بدخیم شامل یک مورد (7/0%) کارسینوم فولیکولری و 5 مورد (4/3 %) کارسینوم پاپیلری بوده است .

  نتیجه گیری: در مطالعه حاضر کارسینوم پاپیلری تیروئید شایع ترین نوع بدخیمی بود که نسبت به مطالعات کشوری از شیوع پایین تری برخوردار است. با توجه به فراوانی قابل توجه سرطان تیروئید در میانسالی ضروری است که گره های تیروئید در این گروه سنی به دقت بررسی و ارزیابی شود.


منوچهر براک، لیلا آذری نمین، علی نعمتی ، ناطق عباسقلی زاده، مهرداد میرزارحیمی، انوشیروان صدیق،
دوره 3، شماره 4 - ( 9-1382 )
چکیده

زمینه و هدف : اختلال رشد (FTT) به رشد فیزیکی ناکافی و یا ناتوانی در میزان رشد مورد نظر در طول زمان اطلاق می شود . اختلال رشد کودکان بعنوان یکی از مشکلات بهداشت غذایی در ایران مطرح است و یک مشکل چند وجهی است که عوامل ارگانیک و غیرارگانیک در بروز آن دخیل می باشند. این مطالعه با هدف شناسایی عوامل خطر ساز عمده و دخیل در رشد کودکان زیر دو سال که آسیب پذیرترین گروه سنی برای اختلالات رشد می باشند انجام گرفت .
روش کار : مطالعه از نوع مورد- شاهدی است و بر روی 120 کودک (60 مورد و 60 شاهد ) تحت پوشش شبکه بهداشتی درمانی شهرستان نمین در سال 82-1381 انجام گرفت. موارد شامل کودکانی بودند که منحنی رشد آنها زیر صدک سوم قرار داشت و یا منحنی رشد آنان سیر نزولی از دو منحنی ماژور را در مدت کوتاهی داشت. گروه شاهد از بین کودکان زیر دو سال با منحنی رشد نرمال انتخاب گردید. مشخصات دموگرافیک پدر، مادر و مشخصات تغذیه ای و آنتروپومتریک (قد،وزن و دور سر) کودک اندازه گیری شد. اطلاعات بدست آمده توسط نرم افزار SPSS تحت برنامه های آماری مجذور کای و ANOVA مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: نتایج این مطالعه نشان داد که در گروه مورد تعداد دفعات عفونت تنفسی ، تعداد دفعات ابتلا به اسهال و استفراغ نسبت به گروه شاهد از نظر آماری بیشتر بود (p<0/05)، ولی در گروه شاهد تعداد کودکان کمتر از 6 ماه که تغذیه انحصاری با شیر مادر داشتند از نظر آماری بیشتر از گروه مورد بود(p<0/05)، بیشتر کودکان مبتلا به نارسایی رشد، وزن هنگام تولد کمتری نسبت به گروه شاهد داشتند (p<0/05). مادران گروه شاهد سطح تحصیلات بالاتری نسبت به گروه مورد داشتند در صورتیکه بی سوادی مادر در گروه مورد نسبت به شاهد بیشتر بود (p<0/05) همچنین تعداد افراد خانوار و خانه دار بودن مادر در گروه مورد بیشتر از گروه شاهد بود (p<0/05). هیچ اختلاف معنی داری بین تعداد دفعات تغذیه با شیر مادر و رتبه تولد فرزندان در دو گروه مورد مطالعه مشاهده نگردید.
نتیجه گیری : نتایج این بررسی نشان داد که برخی از عوامل خطر ساز مانند عفونت تنفسی ، وزن تولد کم ، سواد، آگاهی مادر، تغذیه انحصاری با شیر مادر و تعداد دفعات ابتلا به اسهال و استفراغ نسبت به عواملی چون تعداد دفعات تغذیه با شیر مادر و رتبه تولد تاثیر بیشتری در اختلال رشد کودکان داشته است.
سهیلا ربیعی پور، شهره افشار یاوری،
دوره 4، شماره 2 - ( 3-1383 )
چکیده

زمینه و هدف: سیگار کشیدن یکی از مشکلات جهان امروز است که سلامت انسان ها را به شدت تهدید می کند و زنان باردار که از گروه های آسیب پذیر جامعه هستند نیز از صدمات و عوارض آن مصون نیستند. به دنیا آوردن نوزاد کم وزن در بین زنان سیگاری امروزه امری ثابت شده است، اما در رابطه با تاثیر دود سیگار محیطی بر وزن و قد نوزادان مادرانی که در دوران بارداری در معرض دود سیگار بوده اند مطالعات نتایج آشکاری را ارایه ننموده است. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر دود سیگار محیطی بر وزن و قد نوزادان متولد شده طراحی و اجرا گردید.
 روش کار: مطالعه از نوع هم گروهی گذشته نگر است. جهت انجام بررسی 100 زن باردار که در معرض دود سیگار محیطی قرارداشتند و 100 زن باردار که در معرض نبودند مورد مطالعه قرار گرفتند. ابتدا چک لیستی که حاوی مشخصات مربوط به شرایط ورود به مطالعه بود تکمیل شد و در صورت احراز شرایط نمونه ها از بین جامعه پژوهش وارد مطالعه می شدند. نمونه گیری به صورت غیر احتمالی مبتنی بر هدف انجام شد و پرسشنامه ای حاوی مشخصات فردی و خصوصیات فیزیکی نوزادان متولد شده در دو گروه تکمیل شد .
یافته ها: میانگین سن مادران، میزان تحصیلات مادران، میزان تحصیلات همسرانشان ، تعداد حاملگی ها و جنس نوزادان متولد شده در دو گروه اختلاف معنی داری نداشتند و دو گروه از این جهات همگون بودند. در گروه در معرض دود سیگار محیطی مادران بطور متوسط در 24 ساعت 2/28 ± 2/36 ساعت در معرض دود سیگار محیطی قرارداشتند و اکثریت آنها (72%) در معرض دود سیگار همسرانشان قرار گرفته بودند. نتایج مطالعه نشان داد که اختلاف وزن، قد و دور سر به ترتیب در دو گروه 11 گرم، 0/15 سانتی متر و 0/02 سانتی متر بود که با انجام آزمون آماری تی اختلاف معنی داری بین آنها وجود نداشت.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که وزن، قد و دور سر نوزادان بدنیا آمده از مادرانی که در دوران بارداری در معرض دود سیگار محیطی قرار داشتند کمتر از نوزادان مادرانی بود که در معرض دود سیگار محیطی قرار نگرفته بودند ولی این اختلاف از نظر آماری معنی دار نبود.
گیتی رحیمی،
دوره 4، شماره 3 - ( 6-1383 )
چکیده

زمینه و هدف: دیابت حاملگی (Gestational Diabetes Mellitus) به درجات مختلف عدم تحمل کربوهیدرات که برای اولین بار در حاملگی بروز یا تشخیص داده شود اطلاق می گردد. شناسایی این اختلال در طول دوران بارداری می تواند از ایجاد عوارض آن بر مادر و جنین جلوگیری نماید. هدف از این مطالعه، تعیین میزان شیوع دیابت حاملگی در خانم های حامله مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی اردبیل بوده است.
روش کار: در این مطالعه مقطعی 601 خانم باردار در هفته های 24 الی 28 حاملگی با 50 گرم گلوکز خوراکی غربالگری شدند(Glucose Challenge Test). معیار مثبت بودن در آزمون غربالگری، گلوکز سرم برابر یا بالاتر از 140 میلی گرم در دسی لیتر بود و از افراد باGCT+ آزمون تحمل گلوکز خوراکی سه ساعته (Oral Glucose Tolerance Test) با 100 گرم گلوکز به عمل آمد. معیارهای تشخیص دیابت حاملگی، معیارهای گروه ملی اطلاعات دیابت(National Diabetes DataGroup) بود، همچنین تاریخچه، سن، قد، فشار خون، وزن قبل از بارداری و سایر مشخصات افراد در قالب یک پرسشنامه ثبت گردید و سپس آنالیز داده ها با نرم افزار SPSS انجام گرفت.
یافته ها: از 601 خانم باردار 64 مورد (10/6%) +GCT مثبت داشتند که برای این 64 مورد آزمون تحمل گلوکز خوراکی سه ساعته انجام شد که 8 نفر از آنها دیابت حاملگی (GCT+, OGTT+) داشتند و میزان شیوع 1/3% برآورد شد. ارتباط آماری معنی داری بین میانگین شاخص توده بدنی(BMI)، میانگین سنی و میانگین فشار خون دیاستولیک با شیوع دیابت حاملگی و آزمون غربالگری مثبت (GCT+ ) وجود داشت (p<0/05). شیوع GDM و GCT+ با بالا رفتن سن و BMI افزایش نشان داد (p<0/05) ولی ارتباط آماری معنی داری بین شیوع GDM و GCT+ با افزایش فشار خون سیستولیک و تعداد حاملگی ها دیده نشد.
نتیجه گیری: چنین به نظر می رسد که شیوع دیابت حاملگی در اردبیل پایین بوده و از این جهت نیازی به غربالگری عمومی خانم های باردار وجود ندارد و شیوع آن با افزایش سن، BMI و چاقی افزایش می یابد.
عباس یزدانبد، منوچهر ایران پرور، سولماز سیفی،
دوره 4، شماره 3 - ( 6-1383 )
چکیده

زمینه و هدف: طبق گزارشات وزارت بهداشت و درمان سرطان معده بالاترین علت مرگ ناشی از سرطان در کشور ایران است وسرطان های ناحیه کاردیا شایع ترین نوع سرطان های دستگاه گوارش فوقانی می باشند. هدف از مطالعه حاضر بررسی اپیدمیولوژیک سرطان های ناحیه کاردیا در استان اردبیل بود.
روش کار: این مطالعه بصورت توصیفی-مقطعی به مدت چهار سال (82-1379) در تنها کلینیک فوق تخصصی ارجاعی اردبیل انجام شد. نتایج حاصل از اندوسکوپی بیماران شامل تعیین دقیق توپوگرافی سرطان های ناحیه کاردیا و جمع آوری اطلاعات کلی بیماران ثبت گردید و اطلاعات جمع آوری شده به کمک برنامه آماری SPSS نسخه 10 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: از مجموع 4356 اندوسکوپی انجام شده، 533 مورد سرطان معده و مری که تشخیص آنها از طریق پاتولوژی تأیید شده بود وجود داشت. از 242 مورد سرطان که در محل اتصال مری به معده قرار داشت، 82 مورد (33/9%) در دیستال مری و E-G junction، 130 مورد (53/7%) در ناحیه کاردیا و 30 مورد (12/4%) در پروگزیمال معده قرار داشت. 130 مورد تومورها (53/7%) در سمت راست کاردیا قرار داشتند و طبق طبقه بندی بورمن 43/8% آنها از نوع اولسرو انفیلتراتیو بودند.
نتیجه گیری: در تحلیل آماری، نوع و توپوگرافی سرطان با دیسفاژی، کاهش وزن و درد اپی گاستر ارتباط معنی دار آماری داشت (p<0/05)، همچنین بین انواع سرطان ها و توپوگرافی آنها نیز با طبقه بندی بورمن ارتباط معنی دار بود (p=0/001)، بنابراین انجام مطالعات بیشتر در جهت کشف علت سرطان های کاردیا در استان اردبیل پیشنهاد می گردد.
منوچهر براک، فیروز امانی، مهرداد میرزا رحیمی، ناطق عباسقلیزاده، علیرضا‌ حمید‌خلق،
دوره 5، شماره 1 - ( 1-1384 )
چکیده

  زمینه و هدف: هر گونه غفلت از کودکان تأثیرات سوء و غیر قابل جبرانی را از نظر ارتقای رشد، تکامل، فراگیری و سلامت حال و آینده آنان بر جا می گذارد. با توجه به اینکه یکی از عوامل مهم در ایجاد سوء تغذیه و تبعات ناگوار آن، نبودن آگاهی های تغذیه ای و عدم رعایت اصول صحیح تغذیه اطفال است، این مطالعه به ارزیابی و سنجش میزان آگاهی مادران در زمینه تغذیه کودکان و عوامل مؤثر بر آن و نیز تاثیر این آگاهی بر رشد و نمو کودکان می پردازد.

  روش کار: این پژوهش یک مطالعه توصیفی- تحلیلی بود که به منظور بررسی میزان آگاهی مادران از نحوه صحیح تغذیه نوزادان و شیرخواران و تأثیر آن در رشد و نمو کودکان در مرکز بهداشتی، درمانی هیر انجام گرفت. پرسشنامه ای حاوی 20 سوال تنظیم و پس از مراجعه به مراکز بهداشت تکمیل گردید. همچنین اندازه گیری وزن، قد و دور سر 100کودک زیر دو سال انجام شد. اطلاعات به دست آمده به کمک برنامه نرم افزار آماری SPSS تجزیه و تحلیل گردید.

  یافته ها: کلیه مادران در محدوده سنی بین 36 - 16 سال قرار داشته و همگی خانه دار بودند. از میان مادران مورد مطالعه، 15% بیسواد، 18% تحصیلات دبیرستانی و بالاتر و بقیه تحصیلات ابتدایی یا راهنمایی داشتند. 55% کودکان مورد مطالعه دختر و بقیه پسر بودند. 67% مادران از نحوه صحیح تغذیه نوزادان و شیر خواران آگاهی داشتند. 97% مادران نسبت به زمان شروع تغذیه کودک با مواد غذایی مختلف آگاهی ضعیف و 3% مادران آگاهی متوسط داشتند. هیچ یک از مادران از سطح آگاهی خوبی در این زمینه برخوردار نبودند.

  نتیجه گیری : بر اساس نتایج این مطالعه و با توجه به پایین بودن سطح آگاهی مادران در زمینه زمان شروع غذاهای مختلف برای کودکان از یک سو و نیز نقش مهم تغذیه اصولی در رشد و نمو آنها از سوی دیگر، ارتقای میزان آگاهی مادران و نیز اعتلای بهداشت و سلامت نسل آینده ضروری است.


جواد میکائیلی، مرتضی خطیبیان، زهره موحدی، حسین قربانی بهروز، رضا ملک‌زاده،
دوره 5، شماره 1 - ( 1-1384 )
چکیده

  زمینه و هدف : کلانژیوکارسینوم سرطان اپی تلیوم مجاری صفراوی است. اگر چه این تومور شایع نیست ولی میزان مرگ ومیر آن بالا است. بقای 5 ساله­ بیماران فقط 5% است. اکثر بیماران در مرحله­ای که تومور غیرقابل برداشت (irresectable) است مراجعه می­کنند بنابراین درمان تسکینی (palliative) نقش مهمی در بهبود علایم این بیماران دارد.

  روش کار : 43 بیمار مبتلا به کلانژیوکارسینوم در طی سال های 82-1375 که بر اساس ERCP ( Endoscopic Retrograde Cholangio Pancreatography ) تشخیص داده شده بودند وارد مطالعه شدند و از نظر دموگرافیک، علایم بالینی، پاراکلینیک و عوامل خطرساز بررسی و میزان بقای آنان با و بدون استنت­گذاری مقایسه شد.

  یافته ها: 27 نفر( 8/62%) بیماران مرد و 16 نفر (2/37%) زن بودند. میانگین سنی بیماران 65 سال بود. کولیت اولسراتیو همراه کلانژیت اسکلروزان اولیه فقط در یک بیمار وجود داشت. شکایت اصلی بیماران زردی، کاهش وزن و خارش بود. در 27 نفر بیمار استنت به وسیله ERCP در مجاری صفراوی قرار داده شد در سایر موارد به علت عدم موفقیت در گذاشتن استنت یا عدم رضایت بیمار درمان خاصی انجام نشد. میزان متوسط بقا در کل بیماران 125 روز بود. بقای بیماران استنت­دار (07/4 ماه) در مقایسه با بیماران بدون استنت (4ماه) اختلاف آماری معنی­داری نداشت.

  نتیجه­گیری: در مطالعه حاضر کلانژیوکارسینوم کمتر بطور همزمان با کولیت اولسراتیو و کلانژیت اسکلروزان اولیه دیده شده است. اکثر بیماران مبتلا به کلانژیوکارسینوم در مرحله­ای مراجعه می­کنند که تومور غیرقابل برداشت است و درمان تسکینی فقط علایم بالینی بیمار را بهبود می بخشد ولی تاثیر چشمگیری بر بقای بیمار ندارد.


نادر پاشاپور، محمدحسین حسینیان ذکریا ،
دوره 5، شماره 1 - ( 1-1384 )
چکیده

  زمینه و هدف : در درمان اسهال ماست پیشنهاد می شود . جهت تعیین تاثیر مصرف ماست پاستوریزه در درمان اسهال حاد غیرخونی و بدون موکوس در شیرخواران بستری شده 24-6 ماهه و مقایسه آن با درمان معمول این مطالعه طراحی و اجرا شد .

  روش کار : در یک مطالعه کارآزمایی بالینی 80 کودک 24-6 ماهه با اسهال کمتر از چهار روز بستری شده در بیمارستان امام ارومیه به دوگروه تقسیم شدند. گروه اول حداقل 15 سی سی بر کیلوگرم ماست پاستوریزه حاوی لاکتوباسیلوس بولگاریس و استرپتوکوکوس ترموفیلوس و گروه دوم بدون دریافت آن درمان معمول بخش را دریافت نمودند. افراد مبتلا به سوء تغذیه، اسهال خونی و اسهال با منشاء غیر گوارشی از مطالعه حذف شدند . کاهش تعداد اسهال به کمتر از نصف زمان ورود، پاسخ به درمان تلقی شد. افزایش وزن، روزهای بستری و تعداد کاهش دفعات اسهال در دو گروه مقایسه شدند .

  یافته ها : دو گروه از نظر سن، وزن و دفعات اسهال زمان بستری اختلاف معنی داری نداشتند. متوسط تعداد روزهای بستری، افزایش وزن و کاهش دفعات اسهال به ترتیب 91/0 ± 7/2 ‌ روز، 3/89 ± 435 گرم و 74/1 ± 30/4 دفعه برای افراد گروه تجربی و 74/0 ± 1/3 روز، 96/98 ± 383 گرم و 23/1 ± 60/3 دفعه برای گروه مقایسه بود. اختلاف معنی داری در متوسط تعداد روزهای بستری (035/0 p= ) افزایش وزن(017/0 p= ) و کاهش دفعات اسهال (049/0 p= ) بین دو گروه مشاهده شد .

  نتیجه گیری : مصرف ماست پاستوریزه به عنوان یک ماده پروبیوتیک تاثیر مثبت در درمان اسهال حاد بدون خون و موکوسی دارد. مصرف عمومی ماست در اسهال حاد توصیه می شود .

 


فیروز امانی ، منوچهر براک، نیره امینی ثانی، محمد حسین دهقان،
دوره 5، شماره 4 - ( 9-1384 )
چکیده

  زمینه و هدف: تامین، حفظ و ارتقای سطح سلامت نوزادان به عنوان یک گروه آسیب پذیر در خدمات بهداشتی- درمانی جایگاه ویژه ای دارد. بر اساس آمار موجود از 130 میلیون نوزادی که هر سال در دنیا متولد می شوند چهار میلیون در کمتر از یک هفته می میرند که 99% از این مرگ ها در کشورهای در حال توسعه رخ می دهد. مرگ نوزادی 38% از کل مرگ های زیر پنچ سال را شامل می شود. برای کاهش میزان مرگ نوزادی باید به نکاتی چون وضعیت مادر شامل مراقبت قبل و بعد از دوران بارداری، عوامل وابسته به زایمان و علل تهدید کننده حیات نوزادان در 28 روز اول زندگی توجه داشت. مطالعه حاضر در راستای شناسایی عوامل موثر بر مرگ و میر نوزادی در بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اردبیل انجام شد.

  روش کار : در این مطالعه مورد – شاهدی که بر روی 80 مرگ نوزادی و 80 مورد متولدین زنده انجام شد. ابتدا برای دستیابی به نتایج توصیفی اطلاعات دموگرافیک دو گروه به صورت جداگانه آنالیز شد و سپس در بین 80 مرگ نوزادی شایع ترین عوامل موثر بر مرگ و میر نوزادی به دست آمد و سپس برای اینکه تاثیر عوامل اجتماعی و محیطی تاثیر گذار نیز سنجیده شود از والدین دارای متولدین زنده با خصوصیات گروه مرگ نوزادی نیز سوالاتی در زمینه عوامل اجتماعی پرسیده شد و در نهایت تمام عوامل موثر در دو گروه مقایسه شد.

  یافته ها: از بین 160 نوزاد مورد مطالعه 71 نفر ( 4/44%) دختر و بقیه پسر بودند. میزان مرگ نوزادی در پسران 3/1 برابر دختران بود. تعداد 16 نفر (1/12%) از مادران در دو گروه سابقه مرده زایی داشتند. 18 نفر ( 3/11% ) از کل مادران نوزادان بی سواد و27 نفر (9/16%) دارای تحصیلات دانشگاهی بودند. 31 نفر (4/19%) از کل نوزادان دارای وزن کمتر از 1500 گرم، 42 نفر(3/26%) وزن 1500 تا 2500 گرم و بقیه دارای وزن بالای 2500 گرم بودند. 37 نفر (3/46%) از مادران نوزادان گروه مرگ نوزادی و 24 نفر (30%) از مادران نوزادان گروه متولدین زنده بیان داشتند که در محل سکونت خود وسیله نقلیه وجود نداشت. شایع ترین علت مرگ نوزادی نارسی با 44 مرگ نوزادی (1/55 %) و بعد از آن آسپیراسیون، سپتی سمی و آسفکسی هر کدام با چهار مورد مرگ نوزادی (5/2 %) بود. بین وزن نوزادان، وجود یا عدم وجود وسیله نقلیه در محل سکونت مادران، شهری یا روستایی بودن مادران و وقوع مرگ نوزادی ارتباط آماری معنی دار وجود داشت (023/0= p ) .

  نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده عوامل متعددی از قبیل وزن هنگام تولد، وجود یا عدم وجود وسیله نقلیه در محل سکونت مادران و شهری یا روستایی بودن مادران در وقوع مرگ نوزادی دخیل بودند. لازم است در زمینه کاهش اثرات این عوامل تصمیمات لازم اتخاذ گردد.


علی حسین خانی ، مجید علی عسگری ، سیدیوسف حسینی ، نیره امینی ثانی،
دوره 6، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده

  زمینه و هدف: هیپرپلازی خوش خیم پروستات ( Benign Prostatic Hyperplasia ) از شایع ترین بیماری های مردان می باشد و TUR-P ( Transurethral Resection of Prostate ) روش استاندارد جراحی آن است. برای پاک کردن ناحیه عمل از خون و دبرید در حین TUR-P از محلول شستشو استفاده می شود، در صورتی که مایع شستشو زیاد جذب شود، منجر به اختلال همودینامیک و عوارض نورولوژیک می گردد که سندرم TUR-P نامیده می شود. به دلیل همولیز و ATN بعد از آن اغلب اورولوژیست ها در دنیا ترجیح می دهند از محلول های غیر همولیتیک مثل سیتول یا گلیسین 5/1%‌ استفاده کنند. در ایران از آب استریل به طور گسترده ای استفاده می شود که جایگزینی آن با یک محلول غیر همولیتیک و هیپواسمولار و با قیمت مناسب مثل مانیتول 3%‌ معقول به نظر می‌رسد. مطالعه حاضر به منظور مقایسه اثرات آب استریل و مانیتول 3%‌ در عمل جراحی TUR-P انجام شده است.

  روش کار: در یک کارآزمایی بالینی تصادفی دوسوکور 78 بیمار مبتلا به BPH که جهت عمل جراحی پروستات در سال 1378 در بیمارستان مدرس تهران بستری شده بودند، در دو گروه درمانی با آب استریل و مانیتول 3% جهت شستشوی ناحیه عمل قرار گرفتند. قبل از عمل آزمایشات سدیم، پتاسیم، اوره، کراتینین، CBC ، آنالیز و کشت ادرار، کراتینین و حجم ادرار 24 ساعته جهت محاسبه GFR اندازه گیری شدند. در پایان عمل، چهار ساعت بعد از عمل و صبح روز بعد از آن، سدیم، پتاسیم، اوره و CBC بیمار کنترل شد و کراتینین بیمار صبح روز بعد از عمل اندازه گیری شد. علایم سندرم TUR-P در بیماران به شکل برادیکاردی، پرفشاری خون و علایم نورولوژیک ثبت گردید.

  یافته ها: میانگین سنی گروه آب استریل 6/68 و در گروه مانیتول 4/66 سال بود. میانگین وزن نسج برداشت شده، حجم محلول مصرفی و زمان برداشتن در گروه آب استریل به ترتیب 8/19 گرم، 19 لیتر و 8/50 دقیقه و در گروه مانیتول 2/20 گرم، 3/20 لیتر و 51 دقیقه بود و دو گروه در این زمینه اختلاف آماری معنی داری نداشتند. میزان کاهش سدیم و اسمولالیته سرم در دو گروه اختلاف معنی داری نداشت ولی میزان همولیز در دو گروه اختلاف معنی دار داشت ( 01/0 < ‍ p ). میزان بروز علایم سندرم TUR-P در گروه آب استریل 34%‌ و در گروه مانیتول 18%‌ بود که از نظر آماری معنی دار نبود. میزان افزایش کراتینین بعد از عمل نسبت به قبل از عمل در گروه آب استریل 625/0 میلی گرم بر دسی لیتر و درگروه مانیتول 04/0 میلی گرم بر دسی لیتر بود که از نظر آماری معنی دار نبود.

  نتیجه گیری: با توجه به نقش آب استریل در ایجاد همولیز و ATN و به خاطر در دسترس نبودن محلول های غیر همولیتیک مثل سیتول و گلیسین در ایران، پیشنهاد می گردد از محلول مانیتول 3%‌که محلولی غیر همولیتیک، هیپواسمولار و با قیمت مناسب است در TUR-P استفاده گردد.


علی مجید پور، شهرام حبیب زاده ، فیروز امانی ، فاطمه همتی،
دوره 6، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده

  زمینه و هدف: سندرم نقص ایمنی اکتسابی وارد دهه سوم ظهور خود شده و به یک بیماری پاندمیک و تهدید کننده تمام جمعیت دنیا مبدل گردیده است، به طوری که در سال 2005 این بیماری 1/3 میلیون نفر را به کام مرگ کشانده است. اپیدمیولوژی ایدز به دلیل عدم امکان درمان بیماران مبتلا و فقدان واکسن موثر، مشابه بیماری های غیر واگیر و رفتاری است. از آنجا که رفتار بهداشتی نتیجه نگرش درست وآگاهی عمیق است، بنابراین مطالعه مقدماتی بر روی دانش آموزان مقطع دبیرستان اردبیل برای بررسی منابع مورد استفاده آنان در کسب اطلاعات لازم از بیماری ایدز و بررسی آگاهی و نگرش نسبت به این بیماری انجام گرفت.

  روش کار: این مطالعه توصیفی - مقطعی در800 نفر از دانش آموزان دختر و پسر مقطع دبیرستان شهرستان اردبیل در سال 1381 انجام شد. انتخاب نمونه ها تصادفی و به صورت خوشه ای در سطح دبیرستان های شهر اردبیل صورت گرفت. پرسش‌‌نامه ای حاوی چهار گروه سوال شامل اطلاعات دموگرافیک، منابع مورد استفاده در زمینه ایدز و میزان استفاده از هر یک از منابع، آگاهی و نگرش شرکت کنندگان در مورد بیماری ایدز تنظیم و پس از ارزشیابی اعتبار، توسط پرسشگران در مدرسه توزیع شد. در نهایت اطلاعات به دست آمده توسط نرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

  یافته ها: از 800 دانش آموز 378 نفر (2/47%) دختر و بقیه پسر بودند. از نظر منابع آموزشی دانش آموزان در مورد ایدز ذکر کردند که در 5/84% از تلویزیون، 4/51% از روزنامه و مجلات، 6/49% از جزوه و کتاب و 6/30% از رادیو استفاده کرده‌اند. 89% دختران در مقایسه با 67% پسران از تلویزیون استفاده می کردند که این تفاوت از نظر آماری معنی دار بود (001/0 p< ). کارکنان بهداشتی با 7/17%، معلمین با 2/10%، دوستان با 5/9%، روحانیون با 6/8%، اعضای خانواده با 8 %، بستگان 6/5% و مجموعه ای از روش های فوق توام با سایر منابع 3/41% منابع اطلاعاتی دانش آموزان در مورد ایدز را به خود اختصاص می دادند. تنها 3/46% دانش آموزان نگرش درستی در برخورد با بیماران فرضی داشتند. 352 نفر (44%) شرکت‌کنندگان آگاهی ضعیف و 448 نفر (56%) آگاهی متوسطی از راه های انتقال ویروس داشتند و موردی از آگاهی در سطح خوب وجود نداشت. بین جنس، سن و میزان آگاهی ارتباط آماری معنی داری دیده نشد. بیشترین میزان آگاهی متوسط در دانش آموزان رشته علوم تجربی بود . در بررسی ارتباط بین میزان آگاهی با منابع مورد استفاده، تنها تلویزیون ارتباط معنی داری با آگاهی نشان داد (001/0= p ).

  نتیجه گیری: مطالعه حاضر بر ضرورت توجه متولیان سلامت به امر آموزش با استفاده بهینه از تلویزیون تاکید دارد. فیلم و عکس، معلمان و روحانیون، رادیو، کتاب و جزوه جایگاه موثری در ایفای نقش معرف در مورد ایدز نداشتند.


بهنام محمدی قلعه بین، اسماعیل فلاح ، محمد اصغر زاده ، عبدالحسن کاظمی، احمد دریانی، فیروز امانی ، سعیده امانی، مینا آقازاده ، رسول عبداللهی ، روح ا... عرب،
دوره 6، شماره 2 - ( 3-1385 )
چکیده

  زمینه و هدف: کریپتوسپوریدیوم یک انگل داخل سلولی-خارج سیتوپلاسمی است که در 20 سال اخیر بعنوان یک عامل بیماریزای انسانی مهم مورد توجه قرار گرفته است. آلودگی به این انگل می تواند از طریق آب و غذای آلوده به مدفوع و یا از طریق تماس حیوان با انسان و یا انسان با انسان صورت گیرد. در افرادی که دارای سیستم ایمنی ضعیفی هستند علایم ایجاد شده توسط این انگل مانند ضعف و ناتوانی، اسهال شبه وبایی، اسپاسم های شدید شکمی، تب پایین، کاهش وزن و بی اشتهایی، بسیار شدید است. از آنجایی که تا کنون مطالعه ای منطقه ای درباره کریپتوسپوریدیوزیس انجام نشده بود مطالعه حاضر با هدف بررسی شیوع آن در بین کودکان بستری در بیمارستان های اردبیل طراحی و اجرا گردید.

  روش کار: این مطالعه یک بررسی توصیفی- تحلیلی بود که از تابستان 1383 تا بهار 1384 روی 371 کودک که در بیمارستان های سبلان و علی اصغر (ع) اردبیل بستری بودند انجام پذیرفت. برای هر فرد یک پرسشنامه تکمیل شد. نمونه های مدفوع به روش فرمل- اتر تغلیظ شده و به روش زیل - نلسون تغییر یافته رنگ آمیزی شدند. نتایج توسط آزمون آماری مجذور کای ودر نرم افزار آماری SPSS نسخه 11 تجزیه و تحلیل شدند.

  یافته ها: 371 نمونه مدفوع از 371 کودک مبتلا به اسهال تحت آزمایش قرار گرفت. اووسیت های کریپتوسپوریدیوم در 15 نمونه از 371 نمونه مورد بررسی شناسایی شدند و میزان شیوع 04/4% به دست آمد. در بیمارانی که آلوده بودند، 7/66% در رده سنی 6 تا 24 ماه، 20% در رده سنی 25 تا 48 ماه و 3/13% در رده سنی بین 49 تا 72 ماه قرار داشتند.

  نتیجه گیری: از آنجایی که میزان شیوع کریپتوسپوریدوز در سن 24-6 ماه بیشتر بود، لزوم آموزش های بهداشتی برای مادران این گروه سنی بیشتر احساس می شود.


اکرم کوشکی، مهدی گل افروز شهری ،
دوره 6، شماره 3 - ( 6-1385 )
چکیده

  زمینه و هدف: استرس‌های اکسیداتیودرپاتوژن ز دیابت نوع II به دلیل افزایش مقاومت به انسولین یا اختلال در ترشح انسولین و بروز آتروسکلروز دخیل می‌باشند. آنتی اکسیدان های غذایی از جمله کاروتنوئیدها با ممانعت از واکنش های اکسیداسیون اثر ح ف اظتی علیه دیابت دارند، بنابراین مطالعه حاضر به منظور بررسی ارتباط کاروتنوئیدهای مصرفی با شاخص های قند و لیپید خون بیماران دیابتی نوع II در شهرستان سبزوار انجام شد.

  روش کار: این تحقیق یک مطالعه تحلیلی- مقطعی است که بر روی بیماران مبتلا به دیابت نوع II که بروش تصادفی انتخاب شدند ، انجام گرفت. قد و وزن بیماران اندازه‌گیری شد. داده های لازم در زمینه دریافت غذایی با استفاده از یاد آمد 24 ساعته خوراک طی سه روز متوالی و بسامد خوراک بدست آمد. مقادیر ذکر شده با استفاده از را هنمای مقیاس‌های خانگی به گرم تبدیل شدند سپس مقدار کاروتنوئیدهای موجود در غذا محاسبه گردید. شاخص‌های قند خون،‌ تری‌گلیسرید و کلسترول سرم بعد از 12 ساعت ناشتا با روش آنزیمی اندازه‌گیری شد. جهت آنالیز داده ها از آزمون های آمار توصیفی و Partial Correlation استفاده شد.

  یافته‌ها: این تحقیق بر روی 75 بیمار دیابتی نوع II با میانگین سنی 2/14 ± 05/54 سال و میانگین BMI ، 03/5 ± 02/27 کیلوگرم بر متر مربع انجام شد. میانگین قند خون 82/87 ± 36/196، تری گل ی سرید 89/147 ± 84/262 و کلسترول تام سرم 76/60 ± 98/243 میلی‌گرم در دسی‌لیتر بود. میانگین میزان دریافت بتا کاروتن 21/810 ± 56/1236 ، ‌آ ل فاکاروتن ‌ 04/149 ± 170/878 ، لوتئین/ زیزانتین 77/819 ± 40/1163 و ل ی ک و پ ن 70/988 ± 77/2195 میکروگرم بود.

  نتیجه‌گیری: یافته های این پژوهش نشان داد که اکثر کاروتنوئیدها با شاخص‌های قند و لیپید بیماران دیابتی ارتباط معکوس دارند هر چند از نظر آماری معنی‌دار نبود .


شیرین ببری، ناصر خلجی،
دوره 6، شماره 4 - ( 9-1385 )
چکیده

زمینه وهدف: پیراستام از ترکیبات محرک مغزی است که عملکرد سیستم عصبی را تقویت می کند. تشکیل حافظه ترکیبی از روندهای مختلف است که عوامل متفاوتی قادر به اختلال در آن هستند. با توجه به افزایش احتمال قرارگیری در معرض میدانهای مغناطیسی در سالهای اخیر واثرات مطرح این میدانها برروندتثبیت حافظه مطالعه مذکور طرح ریزی گردید تا نقش این دو عامل در ارتباط با حافظه مشخص شود.

 روش کار : دراین مطالعه یازده گروه ده تایی از موش های سفید صحرایی نر، نژاد ویستار با متوسط وزنی 25±275 گرم و سن 4-3 ماه انتخاب گردید. گروه کنترل توسط روش اجتناب غیر فعال آموزش دیده، و24 ساعت بعد آزمون شدند. چهار گروه از موش ها جهت بررسی اثرات میدان مغناطیسی بلافاصله پس از آموزش به ترتیب برای مدت 8و1،4،6ساعت در معرض میدان مغناطیسی با شدت 5 میلی تسلا و 50 هرتز قرار گرفتند. شش گروه دیگر یک ساعت قبل از آموزش، پیراستام با دو دوز 250 میلی گرم بر کیلو گرم و 500 میلی گرم بر کیلوگرم به فرم خوراکی دریافت نموده وبلافاصله پس از آموزش برای مدت 8،6،4ساعت در معرض میدان مغناطیسی قرارگرفتند. آزمون فراخوانی در تمام گروهها 24 ساعت بعد از آموزش صورت گرفت.

یافته ها: قرارگیری موش ها در معرض میدان مغناطیسی برای مدت یکساعت اثر معنی داری بر تثبیت حافظه نداشت در حالیکه اعمال میدان مغناطیسی درسه گروه دیگردر مقایسه با گروه کنترل به طور معنی دار تثبیت حافظه را مختل نمود(p<0/05).تجویز پیراستام با دو دوز ذکر شده در گروههای فوق اثر معنی داری در بهبودتثبیت حافظه داشت (p<0/05).

نتیجه گیری: قرارگیری در معرض میدان مغناطیسی با شدت کم به صورت حاد قادر به جلوگیری از تثبیت حافظه است واستفاده از پیراستام از بروز اختلالات ناشی از میدان مغناطیسی برتثبیت حافظه جلوگیری می کند
بهمن بشر دوست، عزیز الله ادیب، زیبا فعال پور، مریم قوامی نشر،
دوره 7، شماره 1 - ( 1-1386 )
چکیده

  زمینه و هدف : فشار خون یکی از عوامل مهم دخیل در بیماری های قلبی و عروقی در بیماران همودیالیزاست که اثر خود را با تغییرات عروقی اعمال می کند. 80-75% بیماران با ESRD ( End-Stage Renal Disease ) فشار خون دارند . علی رغم وجود داروهای زیاد ومتنوع پایین آورنده فشار خون، بسیاری از این بیماران هیپرتانسیو می مانند. علت عمده فشار خون در این بیماران افزایش حجم خون است که به واسطه احتباس آب و نمک در بدن است. بنظر نمی رسد برداشت مایع بدن در یک دوره کوتاه در تغییرات فشار این بیماران اثر بارزی داشته باشد.

  روش کار : این مطالعه به صورت توصیفی- تحلیلی بر روی 80 بیمار همودیالیزی که در مرکز همودیالیز بیمارستان بوعلی تحت همودیالیز بودند، انجام گرفت. ابتدا بیماران از نظر عواملی همچون چون سن و جنس وتعداد دفعات دیالیز در هفته و مدت زمان دیالیز مورد بررسی قرار گرفتند. سپس برای هر یک از بیماران فشار خون قبل و بعد دیالیز و فشار خون در ساعت شروع و در طول دیالیز و تغییرات وزن قبل و بعد دیالیز طی دو جلسه متوالی همودیالیز مورد سنجش قرار گرفت.میانگین تغییرات وزن و فشارخون محاسبه و میزان میانگین فشار شریانی MAP ( Mean Arterial Pressure ) تعیین گردید. یافته ها بر اساس نرم افزار SPSS تجزیه وتحلیل آماری شد.

  یافته ها : 48 بیمار از 74 بیمار فشار خون بالا داشتند. در 41 (4/55%) بیمار فشار خون تحت کنترل بود. سن، جنس، مدت دیالیز،ساعت جلسات دیالیز ارتباطی با کنترل فسار خون نداشت. در این مطالعه شیوع پر فشاری خون بالا بود. 48 نفر(9/64%) و در اکثریت بیماران فشار خون بخوبی تحت کنترل نبود(44.6%).

  بحث : تغییرات وزن بیماردر فشار خون اثر معنی داری ندارد که می تواند نشانگر وجود علل فشار خون به دلایلی به جزء مسایل افزایش حجم در بیماران همودیالیزی باشد و شاید افزایش حاد حجم خون یک عامل افزایش در فشار خون نباشد.


افشار تموک، فریدون آشنایی، ژوبین یگانه مقدم، مهدی چینی فروش، نیره امینی ثانی، شهرام حبیب زاده،
دوره 7، شماره 1 - ( 1-1386 )
چکیده

  زمینه و هدف: لیشمانیوز احشایی بیماری سیستم رتیکولواندوتلیال است و توسط هندی ها به کالاآزار به معنی بیماری تب سیاه معروف شده است. طبق گزارش سازمان جهانی بهداشت سالانه 500 هزار مورد جدید در جهان روی می دهد استان اردبیل با اختصاص 25 تا 40 در صد از کل مبتلایان به لیشمانیوز احشایی کل کشور سهم عمده ای در آمار کشوری داشته واز کانون های مهم این بیماری در ایران به شمار می آید. با توجه به اهمیت این بیماری در استان اردبیل، این مطالعه به منظور شناخت علایم بالینی بیماری وخصوصیات دموگرافیک مبتلایان انجام شد.

  روش کار : ا ی ن مطالعه از نوع توصیفی- مقطعی است که به صورت گذشته نگر انجام گرفته است. 110کودک که از دی ماه 75 تا مرداد 82 با تشخیص کالاآزار در سه بیمارستان فعال شهر اردبیل بستری شده بودند وارد مطالعه شدند. تعریف ابتلا، شامل رویت انگل در آسپیراسیون مغز استخوان یا علایم بالینی اختصاصی (تب، اسپلنومگالی، پان سیتوپنی وکاهش وزن) به علاوه تست آگلوتیناسیون مستقیم مثبت DAT بود. نمونه ها از نظر خصوصیات دموگرافیک ، محل زندگی و علایم بالینی و فاصله زمانی موجود بین بروز علایم بیماری تا زمان تشخ ی ص مورد بررسی قرار گرفتند و برای ارائه نتایج از آمار توصیفی ساده استفاده گردید.

  یافته ها: از 110 کودک 4 /56% پسر و6/43% دختر بودند. 8/37 % بیماران در فاصله یک ماه از شروع علایم تشخیص داده شده بودند. در 97 بیمار تست DAT انجام شده بود که در 91 مورد مثبت بود(حداقل تیتر مثبت 400/1). در 42 بیمار بیوپسی وآسپیراسیون مغز استخوان انجام شده بود که در 26 مورد مثبت بود (رویت اجسام لیشمن ). محدوده سنی بیماران بین 4 ماه تا 14 سال بود. شایعترین یافته ها تب با3/97% و بی اشتهایی 1/97% بودند. آنمی در90% موارد، ترومبوسیتوپنی در8/60% و لکوپنی در 8/24% دیده شد. مرگ در 6 نفر از 110 نفرمعادل 5/5% و عدم پاسخ به درمان در 3 مورد (7/2%) روی داد.

  نتیجه گیری: یافته های مطالعه حاضر تقریبا با یافته های مطالعات دیگران منطبق است. جمعیت آسیب پذیر لیشمانیوز احشایی عمدتاً کودکان می باشند و برای کاهش میزان مرگ و میر و میزان ابتلا تشخیص هر چه سریعتر بیماری ضرورت دارد لازم است پزشکان شاغل درمناطق اندمیک آشنایی کافی با بیماری داشته باشند.



صفحه 1 از 6    
اولین
قبلی
1
 

مجله دانشگاه علوم پزشکی اردبیل Journal of Ardabil University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.18 seconds with 48 queries by YEKTAWEB 4102