[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
بایگانی مقالات زیر چاپ::
بانک ها ونمایه ها::
فرایند کارشناسی مقالات::
فرم نظر سنجی::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
Creative commons

Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License.

..

جستجو در مقالات منتشر شده


12 نتیجه برای نمایه توده بدن

علی نعمتی، محسن سقا،
دوره 2، شماره 3 - ( 6-1381 )
چکیده

  زمینه و هدف: شروع قاعدگی یکی از پدیده های مهم در مراحل تکامل جنس مؤنث محسوب می شود. عوامل متعددی می توانند در تعیین سن شروع اولین قاعدگی تاثیر گذار باشند که از جمله این عوامل می توان به وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خانواده ها و نیز چگونگی تغذیه آنها اشاره نمود. مطالعات نشان می دهند دختران چاق زودتر از دختران لاغر به سن شروع اولین قاعدگی می رسند. با توجه به اهمیت تغذیه در این زمینه، بررسی وضعیت تغذیه دختران در سن شروع قاعدگی (14-10 سال) در شهر اردبیل انجام شد . هدف از این بررسی تعیین ارتباط بین شاخص های آنتروپومتریک و وضعیت تغذیه با سن شروع قاعدگی بود.

  روش کار: این مطالعه یک بررسی توصیفی - مقطعی است که درطی سالهای 79 - 1378 روی 612 نفر دانش آموز دختر در شهر اردبیل انجام گرفت. بررسیهای آنتروپومتریک (قد، وزن، نمایه توده بدن و محیط وسط بازو)، وضعیت تغذیه (یادآمد خوراک 24 ساعته، بسامد مصرف مواد غذایی) و نیز تاریخ شروع اولین قاعدگی بعمل آمد و نتایج بدست آمده توسط نرم افزارهای Food Processor و SPSS نسخه 9 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

  یافته ها: نتـایج نشان داد که ارتبـاط معنـی دار و مستقیـم بیـن قـد دختـران و سـن شروع قاعـدگی وجـود دارد (05/0 P < ). با افزایش وزن و زیاد شدن نمایه توده بدن سن شروع قاعدگی کاهش یافت و این اختلاف از نظر آماری معنی دار بود (05/0 P < ). افرادیکه محیط وسط بازویشان کمتـر از cm 22 بود، سن شـروع قاعدگی پایین تری نسبت به افرادیکـه محیط وسـط بازویشان بیشتر یا مسـاوی cm 22 بود داشتنـد و ایـن اختـلاف از نظـر آماری معنـی دار بـود (01/0 P < ). دخترانی که بیش از 40% انرژی دریافتی روزانه شان از چربی تامین می شد سن شروع قاعدگی پایین تری نسبت به سایر گروه ها داشتند اما این اختلاف از نظر آماری معنی دار نبود. نتایج حاصل از بسامد مصرف مواد غذایی نشان داد که بیشترین غذای مصرفی در هفته به ترتیب مربوط به نان لواش ، قند و شکر ، روغن نباتی جامد، نان بربری ، شکلات ، پنیر ، سیب و برنج بود.

  نتیجه گیری: با توجه به یافته های فـوق می توان نتیجه گرفت کـه شاخصهای آنتروپومتریک و وضعـیت تغذیه می توانند بر سن شروع اولین قاعدگی تاثیرگذار باشند.


علی نعمتی، محسن سقا، حجت ا.. نوزاد چروده، محمد حسین دهقان،
دوره 3، شماره 1 - ( 1-1382 )
چکیده

  زمینه و هدف: متخصصین تغذیه معتقدند صبحانه مهمترین وعده غذای مصرفی در روز است. مصرف صبحانه برای سلامت و تکامل بچه ها و نوجوانان اهمیت فراوانی داشته و در بهبود وضعیت تغذیه آنها نقش دارد. گرچه عادات سالم مثل مصرف صبحانه،‌کنترل وزن و خواب منظم باعث افزایش طول عمر در بزرگسالان می شود ولی در مورد اثرات عادات سالم روی بچه های سنین مدرسه کمتر مطالعه شده است. از این رو مطالعه حاضر روی دانش آموزان دختر مدارس راهنمایی و ابتدایی شهر اردبیل با هدف ارزیابی وضعیت مصرف صبحانه و ارتباط آن با وزن، نمایه توده بدن و دریافت مواد مغذی صورت گرفته است.

  روش کار: این مطالعه یک بررسی توصیفی- مقطعی است که بر روی 611 نفر از دانش آموزان دختر مدارس ابتدایی و راهنمایی (با محدوده سنی 14-10 سال) شهر اردبیل انجام گرفت. بررسی های آنتروپومتریک (قد، وزن، محیط وسط بازو) و غذایی (یاد آمد خوراک 24 ساعته و بسامد مصرف مواد غذایی) از دانش آموزان به عمل آمد و نیز مصرف صبحانه و میان وعده از آنها پرسیده شد. اطلاعات بدست آمده توسط نرم افزارهای SPSS و Food Processor مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

  یافته ها: حدود 85/16% از دانش آموزان بدون مصرف صبحانه به مدرسه می رفتند. میزان نمایه توده بدن و وزن افرادی که صبحانه صرف نمی کردند ازنظر آماری بیشتر از گروهی بود که صبحانه مصرف می کردند (05/0 < P ). از طرف دیگر مصرف میان وعده در گروهی که صبحانه مصـرف نمی کردند از نظر آمـاری بیشتر از گـروهی بود که صبحانه مصرف می کردند (05/0 P< ). میزان دریافت کالری، پروتئین، تیامین، نیاسین، کلسیم و آهن در گروه مصرف کننده صبحانه از نظر آماری بیشتر از گروهی بود که صبحانه مصرف نمی کردند (05/0 P < ). دریافت کلسیم، روی، فولاسین و ویتامین B2 در دخترانی که صبحانه مصرف نمی کردند کمتر از مقادیر توصیه شده WHO بود. نتایج حاصل از بسامد مصرف مواد غذایی نشان داد مصرف اکثر مواد غذایی مثل غذاهای پروتئینی، انواع نان ها، سیب زمینی و حبوبات در گروه مصرف کننده صبحانه بیشتر از گروهی بود که صبحانه مصرف نمی کردند.

  نتیجه گیری: مصرف صبحانه می تواند دریافت کافی کالری و مواد مغذی را همراه داشته و حذف وعده غذای صبحانه علاوه بر این که باعث کاهش دریافت کالری و مواد مغذی می شود اثرات نامطلوبی روی عادات غذایی و وزن دارد .


محمد مأذنی، حسن ارگانی، نادره رشتچی زاده، محمد رهبانی نوبر، امیر قربانی حق جو، رضا مهدوی، رضا رزاقی، بابک رحیمی اردبیلی، سید جمال قائم مقامی،
دوره 6، شماره 3 - ( 6-1385 )
چکیده

  زمینه و هدف: شواهد بسیاری دال بر بالا بودن استرس اکسیداتیو در بیماران همودیالیزی وجود دارد. این مطالعه با هدف بررسی اثر تجویز روی در بهبود استرس اکسیداتیو در بیماران همودیالیزی مزمن انجام شد.

  روش کار: در یک کارآزمایی بالینی دوسوکور 65 بیمار همودیالیزی مزمن انتخاب و به دو گروه تقسیم شدند. گروه اول، (35 بیمار)‌ دارونما و گروه دوم، (30 بیمار) 100 میلی گرم عنصر روی ( به صورت سولفات روی) روزانه و به مدت دو ماه دریافت کردند. سپس مکمل و دارونما به مدت دو ماه قطع و به دنبال آن، مطالعه دو ماه دیگر به صورت متقاطع ادامه یافت. مقادیر روی، گلوتاتیون تام ( tGSH = Total Glutathione ) ، مالون دی آلدئید ( MDA = Malondialdehyde )، ظرفیت آنتی اکسیدانی تام سرم ( Total Antioxidant Capacity =TAC ) و فعالیت سوپراکسید دسموتاز خون تام ( SOD = Superoxide Dismutase ) در نمونه های ناشتا و قبل از دیالیز در روزهای 0 ، 60 ، 120 و 180 ا ندازه گیری شد. یاد آمد غذایی روز قبل از دیالیز در روزهای فوق ثبت و میزان روی رژیم غذایی آنها بر آورد گردید.

  یافته ها: روی سرم در حالت پایه در هر دو گروه کمتر از 80 میکروگرم در دسی لیتر بود و تجویز روی در هر دو گروه سبب افزایش معنی دار در سطح سرمی آنها شد. تجویز روی به طور معنی داری در هر دو گروه سبب افزایش سطح سرمی TAC ، tGSH و افزایش فعالیت SOD خون تام گردید. همچنین تجویز روی در هر دو گروه مقادیر MDA سرم را به طور معنی داری کاهش داد. در مرحله مصرف دارونما مقادیر گلوتاتیون در گروه دوم کاهش و مقادیر MDA در این مرحله در گروه اول به طور معنی داری افزایش یافت . میزان نمایه توده بدن (Body Mass Index) در طی مطالعه تغییر معنی داری نشان نداد.

  نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که در بیماران همودیالیز استرس اکسیداتیو در دوره عدم تجویز روی تشدید می شود. در این بیماران غلظت های پایین روی سرم با تجویز روی بهبود می یابد و تجویز روی سبب بهبود استرس اکسیداتیو می شود.


غلامرضا شریفی راد، عزیز کامران، محمدحسن انتظاری،
دوره 7، شماره 4 - ( 9-1386 )
چکیده

مقدمه و هدف: بیماری دیابت از جمله بیماریهایی است که سهم عمده درمان و کنترل آن به عهده بیماران است لذا آگاهی آنان در زمینه های مختلف بخصوص رژیم غذایی از اهمیت بالایی برخوردار است. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر آموزش رژیم غذایی بر عملکرد تغذیه ای و میزان قند خون و نمایه توده بدنی بیماران دیابتی نوع 2 مراجعه کننده به انجمن دیابت ایران - کرج انجام گردید.

مواد و روش ها: جمعیت مورد مطالعه، تعداد 88 نفر از بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 تحت پوشش انجمن دیابت ایران شعبه کرج بودند که به طور تصادفی به دو گروه مداخله (44 نفر) و کنترل (44 نفر) تقسیم شدند. اطلاعات از طریق تکمیل پرسشنامه طی مصاحبه مستقیم و سازمان یافته با نمونه های انتخاب شده و برگه ثبت نتایج آزمایشگاهی در دو نوبت قبل از مداخله آموزشی و یکماه بعد از آن جمع آوری گردید.

یافته ها: پس از مداخله، افزایش معنی داری در میانگین نمرات آگاهی (از 57/50 به 80/18) و رفتار (از 17/5 به 52/1) و کاهش معنی داری در میانگین توده نمایه بدنی (از 28/3به 27/9) کیلوگرم بر متر مربع، میانگین میزان قند خون (از 167/9 به 134/5) کیلوگرم در دسی لیتر در بیماران گروه مداخله درموردبیماری دیابت ورعایت رژیم غذایی ایجاد گردید (p<0/001) ،اما در گروه کنترل تغییر معنی داری مشاهده نشد.

نتیجه گیری: بر اساس نتایج بدست آمده آموزش رژیم غذایی در کاهش قند خون و BMI (Body Mass Index) بیماران دیابتی نوع 2 موثر بوده است.
علی نعمتی، عباس نقی زاده باقی، محمد حسین دهقان،
دوره 8، شماره 2 - ( 3-1387 )
چکیده

زمینه و هدف : یکی از مهمترین شاخص های بین المللی برای ارزیابی رشد و سلامت جسمی ، اندازه گیری وزن و قد و تعیین توده بدن BMI (Body Mass Index) و مقایسه آن ها با منحنی های استاندارد می باشد . این تحقیق با هدف بررسی وضعیت رشد جسمی دختران دانش آموز 19-7 ساله اردبیل و مقایسه آن با مقادیر استاندارد و مطالعات مشابه در ایران بعمل آمده است.

روش کار: در یک مطالعه توصیفی- مقطعی با استفاده از روش نمونه گیری چند مرحله ای ، قد و وزن 3996 نفر دانش آموز دختر 19-7 ساله شهری و روستایی در سال 1384 انـدازه گیری شد و میانگین ، انحراف استاندارد و صدک های مختلف 5، 10، 25 ، 50 ، 75 ، 90 و 95 قد و وزن و شاخـص توده بدن در تمامی سنین محاسبه شد و با استاندارد NCHS (National Center for Health Statistics) و مناطق دیگر ایران مقایسه گردید.

یافته ها: میانگین قد و وزن دختران شهری از همسالان روستایی خود بیشترمی باشد . رشد قد آزمودنی ها در فاصله سنی 9 تا 12 سالگی بیشتر و حداکثر آن در نه سالگی و به مقدار 6 سانتی متر در سال است. همچنین بیشترین میزان افزایش وزن دختران در سن 13 سالگی و به مقدار 5/5کیلوگرم در سال می باشد. میانگین قد و وزن دختران اردبیلی در سنین مورد مطالعه از همسالان تهرانی، کرمانی، اصفهانی کمتر می باشد. همچنین تمامی صدک های قد و وزن و توده بدن دختران 19-7 ساله اردبیل از صدک های مشابه خود در استاندارد NCHS کمتر می باشد.

نتیجه گیری: در تمام موارد صدک های مربوط به قد، وزن و BMI دختران 19-7 سال اردبیل از استاندارد NCHS پائین می باشد.


رضا مهدوی، علی نعمتی، ایرج فیضی، مجتبی امانی، حسین علیمحمدی اصل، محمد مأذنی، عباس نقی زاده، علی شادمان، رضا علی پناه مقدم، اصغر پیرزاده، موسی غیور نهند،
دوره 11، شماره 2 - ( 3-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: نظر بر این است که مکمل اسیدهای چرب 3ω باعث مهار آسیب استرس های اکسیداتیو، افزایش فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدانی و نیز سبب کاهش پراکسیداسیون لیپیدی در بیماران مبتلا به سرطان معده می شود. بنابراین مطالعه اخیر با هدف تاثیر مصرف مکمل اسیدهای چرب 3ω روی استرس اکسیداتیو در بیماران مبتلا به سرطان معده تحت شیمی درمانی انجام گردید.
روش کار: پژوهش حاضر به صورت کارآزمایی بالینی دو سوکور در شهر اردبیل در سال 1389 انجام شد. بدین منظور 15 نفر از بیماران داوطلب مبتلا به سرطان معده تحت شیمی درمانی برای گروه مورد  و 15 دیگر نفر برای گروه شاهد بعد از مصاحبه به صورت تصادفی جهت  مطالعه انتخاب گردیدند. سپس به گروه مورد، مکمل اسیدهای چرب 3ω به میزان 3 گرم (محتوی ایکوزا پنتانوئیک و دوکوزاهگزانوئیک اسید به ترتیب 8/1 و 2/1گرم) و به گروه شاهد ماده دارونما بمدت یک و نیم  ماه داده شد. پس از ثبت اطلاعات آنتروپومتریک از هر دو گروه نمونه های خونی در سه  مرحله (در شروع، 30  و 45 روز بعد) در حالت ناشتا جمع آوری شد. از نمونه های خونی برای انجام آزمایش مالون دی آلدئید، ظرفیت کل آنتی اکسیدانی، کلسترول، تری گلسیرید، LDL، VLDL و HDL خون استفاده گردید. نتایج بدست آمده توسط نرم افزار آماری SPSS و آزمون های آماری تی زوجی، تی مستقل و اندازه گیری های مکرر مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: وزن و نمایه توده بدنی گروه مصرف کننده مکمل اسیدهای چرب 3 ω بعد از مداخله در مقایسه با گروه کنترل، افزایش معنی داری نشان داد ( p < 0/05 ) . در گروه کنترل وزن و نمایه توده بدنی و میزان مالون دی آلدئید سرم بعد از مداخله نسبت به قبل از آن کاهش معنی داری نشان داد، در صورتی در گروه مصرف کننده مکمل اسیدهای چرب ω3 وزن، نمایه توده بدنی و ظرفیت کل آنتی اکسیدانی در روزهای 30 و 45 پس از مداخله نسبت به شروع مطالعه افزایش معنی داری را نشان داد ( p < 0/05 ) . هیچ اختلاف معنی داری در سایر فاکتورهای بیوشیمیائی اندازه گیری شده در انتهای مطالعه در بین گروه ها مشاهده نشد.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان می دهد که تجویز اسیدهای چرب 3ω  در بیماران مبتلا به سرطان معده تحت شیمی درمانی باعث افزایش ظرفیت کل آنتی اکسیدانی سرم شده و مانع از تشدید استرس اکسیداتیو می گردد.

سمیرا بابائیان امینی، مهرانگیز ابراهیمی ممقانی، میترا نیافر، سروین سنائی،
دوره 13، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: دیابت یکی از بیماریهای متابولیک شایع در جهان بوده و ارتباط زیادی با چاقی دارد. چاقی مرکزی نیز با افزایش خطر دیابت، بیماری قلبی- عروقی، هیپرانسولینمی توام است. هیپرانسولینمی علت اصلی زنجیره اختلالات مرتبط با چاقی شکمی می‏باشد. مطالعات نشان داده میوه ها، سبزیجات و نوشیدنی‏های غنی از ترکیبات فنولی احتمالاً میزان ابتلا به دیابت را کاهش می دهند. یکی از میوه های غنی از فلاونویید، انار است. این مطالعه با هدف ارزیابی تاثیر فرآورده تجاری بدون شیرین کننده آب انار بر روی الگوی قند، فاکتور التهابی، شاخصهای تن سنجی انجام شد.
روش کار: در این کارآزمایی بالینی، 50 بیمار مبتلا به دیابت نوع 2 در محدوده سنی 50-30 سال به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند: گروه مداخله (25 نفر) روزانه 240 سی سی آب انار شیرین نشده و گروه کنترل (25 نفر) که روزانه 240 سی سی آب به مدت دو ماه مصرف کردند. قند خون ناشتا، فاکتورالتهابی(hs-CRP)اندازه های آنتروپومتری شامل وزن، قد، دور کمر، دور باسن، نمایه توده بدن در ابتدا و پس از هشت هفته اندازه گیری شد. از برنامه Nutritionist IV، آزمون Independent sample t-test و Paired sample t-test برای آنالیز داده ها استفاده گردید.
یافته ها: مقایسه غلظت قند خون، هموگلوبین گلیکوزیله ، نمایه توده بدنی و hs-CRP بین دو گروه در ابتدای مداخله اختلاف معنی‏داری را نشان نداد. در گروه مداخله شاخص مقاومت انسولینی، وزن بدن، دور کمر و دور باسن به صورت معنی‏داری کاهش یافت (به ترتیب 05/0>p<0/05,p<0/05,p<0/01 ,p) در حالی‏ که مقایسه قند خون، هموگلوبین گلیکوزیله، hs-CRP  اختلاف معنی داری را نشان نداد.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاکی از تاثیر مثبت مصرف روزانه آب انار بر بهبود مقاومت انسولینی، وزن، دور کمر و دور باسن بود.


حمیرا نصیری رینه، فرنگیس خانپور،
دوره 13، شماره 3 - ( 6-1392 )
چکیده

  زمینه و هدف: چاقی عامل خطرمهمی برای بروز بسیاری ا ز بیماریهاست و عوامل هورمونی و متابولیکی در بروز آن تاثیر زیادی دارند . هدف از پژوهش حاضر تعیین ارتباط بین هورمون های لپتین و رشد با شاخص های تن سنجی و گلوکز خون در مردان می باشد .

  روش کار: مطالعه حاضر یک مطالعه مقطعی است که در سال های 90- 1389 بر روی 30 مرد بالغ بظاهر سالم در محدوه سنی 49-18 سال در شهر تنکابن انجام گرفت. نمونه ها به طور تصادفی انتخاب شده و اطلاعات مربوط به شاخص های تن سنجی (دور کمر، نمایه توده بدن، نسبت دور کمر به باسن)، قند خون ناشتا، سطوح سرمی هورمون های لپتین و رشد ثبت گردید. نمو نه گیری خون پس از 12 ساعت ناشتایی (در ساعت 8 صبح) انجام گرفت. داده ها توسط نرم افزار SPSS 15 وآزمون های غیر پارامتریک من-ویتنی ٬ اسپیرمن و آنالیز رگرسیون چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

  یافته ها: غلظت لپتین سرم با سطح هورمون رشد ارتباط منفی معنی دار (05/0> P ) و با دور کمر و نمایه توده بدن ارتباط مثبت (01/0> P ) و با وزن بدن ارتباط مستقیم (05/0> P ) داشت. ارتباط معکوسی بین هورمون رشد با گلوکز خون و سن مشاهده شد (05/0> P ). میانگین سطح سرمی لپتین در افراد دچار اضافه وزن و چاق در مقایسه با افراد طبیعی و نیز در افراد با چاقی بالای تنه (دور کمر ≥ 94 سانتی متر) در مقایسه با افراد بدون چاقی بالای تنه (دور کمر > 94 سانتی متر) به طور معنی دار بیشتر بود (01/0> P ) .

  نتیجه گیری: نتایج این تحقیق نشان دادکه سطح سرمی لپتین با هورمون رشد ارتباط منفی داشته و افزایش سطح لپتین و کاهش سطح هورمون رشد با احتمال ابتلا بروز چاقی و چاقی شکمی همراه بوده که این امر احتمالا خطر ابتلا به سندرم متابولیک را افزایش می دهد.


بهرام پورقاسم گرگری، پروین دهقان، الهام میرطاهری، اکبر علی عسگرزاده،
دوره 13، شماره 4 - ( 9-1392 )
چکیده

  زمینه و هدف: دیابت ملیتوس، اختلال متابولیکی است که با افزایش قندخون، تغییر در الگوی لیپیدی، مقاومت انسولینی و التهاب مشخص می شود. با توجه به شیوع بالای پرفشاری خون، اختلالات لیپیدی و التهاب در بیماران مبتلا به دیابت نوع2، مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر اینولین بر الگوی لیپیدی، التهاب و فشار خون در زنان مبتلا به دیابت نوع2 انجام شد .

  روش کار: در این کارآزمایی بالینی تصادفی شاهددار، 49 زن دیابتی نوع 2 (با دریافت فیبر کمتر از g/day 30 و نمایه توده بدنی kg/m2 35-25) به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. افراد گروه آزمون (24= n ) ، روزانه 10 گرم پودر اینولین و افراد گروه شاهد (25= n ) ، روزانه 10 گرم مالتودکسترین به مدت 8 هفته دریافت کردند. دریافت های غذایی، شاخص های تن- سنجی، فشار خون، سطح لیپیدهای سرم و hs-CRP در ابتدا و انتهای مطالعه اندازه گیری شد. آنالیز آماری با استفاده از نرم افزار SPSS 11.5 انجام گرفت. آزمون های تی زوج، مستقل و تحلیل کوواریانس برای مقایسه متغیرهای کمی مورد استفاده قرار گرفت.

  یافته ها: در پایان مطالعه، کاهش معنی داری در میانگین فشار خون سیستولی (از 2/ 16 ± 7/135 به9/7 ± 9/125 mmHg )، غلظت کلسترول تام ( از 8/42 ± 5/192 به 7/39 ± 0/171 mg/dl )، تری گلیسرید ( از 2/84 ± 3/223 به 6/65 ± 9/169 mg/dl ) و hs-CRP ( از 0/3 ± 9/7 به 0/3 ± 3/5 mg/l ) در گروه اینولین در مقایسه با گروه مالتودکسترین مشاهده گردید ( 04/0> p ). تغییرات در میانگین فشار خون دیاستولی، LDL-c و HDL-c در گروه اینولین در مقایسه با گروه مالتودکسترین معنی دار نبود. در داخل گروه اینولین، کاهش معنی داری در میانگین فشار خون سیستولی و دیاستولی، غلظت کلسترول تام، تری گلیسرید، LDL-c ، hs-CRP و افزایش معنی داری در HDL-c ، نسبت به سطح پایه مشاهده گردید.

  نتیجه گیری: یافته ها نشان داد مکمل اینولین احتمالاً غلظت چربی های خون، hs-CRP و فشار خون را در زنان دیابتی بهبود می بخشد.


فاطمه قنادی اصل، رضا مهدوی،
دوره 16، شماره 2 - ( 4-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: چاقی همراه با اختلالات متابولیکی چون مقاومت انسولینی است. کاهش وزن همواره برای کاهش چنین اختلالاتی توصیه شده است. از این رو، در این مطالعه به بررسی تاثیر رژیم غذایی کم کالری متعادل روی کاهش وزن و مقاومت انسولینی زنان چاق مراجعه کننده به کلینیک تغذیه پرداخته­ شد.

روش کار: در این کارآزمایی بالینی، 45 زن چاق به ظاهر سالم داوطلب (میانگین نمایه توده بدن:33/28±2/90kg/m2   و میانگین سن 28/40±7/98 سال) در اولین ویزیت خود در کلینیک تغذیه انتخاب شدند. مشارکت کنندگان بعد از اندازه گیری تن سنجی و اخذ نمونه خون برای تعیین سطح انسولین ناشتا و مقاومت انسولینی، به مدت 6 ماه رژیم غذایی کم کالری متعادل دریافت کردند. رژیم غذایی کم کالری متعادل یک رژیم انفرادی بود که با کسر 500 کیلوکالری از میانگین انرژی محاسبه شده از ثبت غذایی 3 روزه طراحی شد. بعد از 6 ماه مداخله، ارزیابی متغیرهای پیوسته و گسسته به ترتیب توسط آزمونهای t زوجی و مک نمار صورت گرفت.

یافته­ ها: میانگین انرژی توصیه شده 2241/78±219/02  (کیلوکالری) بود. بعد از 6 ماه مداخله، کاهش معنی ­داری در وزن (0/003=p)، نمایه توده بدن (0/005=p) و دور کمر (p<0/001) و دور باسن (p<0/001) وجود داشت. بهبود معنی داری در انسولین ناشتا وجود داشت (6/55 13/47± در برابر،p=0/01 ،(µU/ml)11/95±4/17) . در حالی که مقاومت انسولینی کاهش معنی ­داری نداشت (p=0/1).

نتیجه­ گیری: در زنان چاق مراجعه کننده به کلینیک تغذیه، رژیم غذایی کم کالری متعادل منتج به کاهش وزن و بهبود انسولین ناشتا شد. این تغییرات مثبت می­تواند به کاهش پروفایل عوامل خطر در اشخاص چاق کمک نماید.


رضا علی پناه مقدم، سارا حسین زاده، علی نعمتی، عباس نقی زاده باقی، ودود ملک زاده،
دوره 17، شماره 2 - ( 4-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: رابطه بین عادات غذایی و سرطان مری به درستی مشخص نیست ولی اخیراً نشان داده‌اند که الگوی غذایی غربی می‌تواند با افزایش خطر ابتلا به سرطان مری ارتباط داشته باشد. مطالعه حاضر با هدف مقایسه عادات غذایی و نیترات سرم در بیماران مبتلا به سرطان مری با افراد سالم در شهر گرگان انجام گرفت.
روش کار: در یک مطالعه مورد- شاهدی، 44 فرد مبتلا به سرطان مری (گروه مورد) و 44 فرد سالم (گروه کنترل) به مدت یک سال در شهر گرگان برای مطالعه انتخاب گردیدند. پس از اندازه‌گیری فاکتورهای تن سنجی، اطلاعات دموگرافیک و غذایی توسط پرسشنامه‌های عمومی و بسامد غذایی، ثبت گردید و نمونه‌های خونی ناشتا از هر دو گروه برای اندازه‌گیری سطوح نیترات سرم ‏تهیه شد. نتایج توسط آزمون‌های آماری تی تست مستقل، کای دو، فیشر و آزمون مونت کارلو مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: وزن، نمایه توده بدنی و سطح سرمی نیترات از نظر آماری در گروه مورد کمتر از گروه کنترل بود (0/05>p). مصرف نمک، سیگار و قلیان در بیماران بیشتر از گروه کنترل بود (0/05>p). نتایج براساس‌ عادات تغذیه‌ائی نشان داد که مصرف نان و برنج، چربی اشباع، چای داغ، کالباس و نوشابه‌های صنعتی در بیماران از نظر آماری بیشتر از گروه کنترل ولی مصرف سبزی‌جات، میوه‌جات، روغن‌های غیراشباع، عسل و گوشت کبابی در بیماران کمتر از گروه کنترل بود (0/05>p).
نتیجه گیری: مصرف برخی از غذاهای آماده، چائی داغ و چربی اشباع با سرطان مری مرتبط بود، اما سطوح سرمی نیترات در بیماران کمتر از گروه کنترل بوده و نشانگر نیاز به تحقیقات بیشتر می‌باشد.
فاطمه قنادی اصل،
دوره 18، شماره 3 - ( 7-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف این مطالعه ارزیابی تأثیر هشت هفته رژیم کم‌کالری متعادل انفرادی بر اندازه‌گیری‌های تن‌سنجی در زنان چاق به ظاهر سالم بود.
روش کار: 40 زن چاق به ظاهر سالم (در محدوده سنی 40- 18 سال و نمایه توده بدنی 40- 27/5 کیلوگرم بر متر مربع) از کلینیک تغذیه در شهر اردبیل انتخاب شده و پس از اندازه‌گیری‌های تن‌سنجی تحت رژیم غذایی کم‌کالری متعادل قرار گرفتند. بررسی تغییرات پس از هشت هفته مداخله با استفاده از آزمون t زوجی صورت گرفت.
یافته‌ها: هشت هفته رژیم کم‌کالری متعادل انفرادی به کاهش معنی‌داری در وزن (kg0/34±3/99-  و01 0/0>p)، نمایه توده‌ بدنی (kg/m214/0± 1/61- و 0/0001>p)، دور شکم (cm0/32±91/2- و01 0/0>p)، دور باسن (cm0/37±1/89- و 0/001>p)، نسبت دور شکم به دور باسن (0/004±0/01- و 0/001=p)، نسبت دور شکم به قد (0/002±0/02- و 0/001>p)، شاخص آدیپوسیتی بدن (0/15% ±0/97- و 0/001>p)، شاخص حجم شکمی (0/11±1/07- و 0/001>p) و شاخص Conicity (0/002±0/007- و 0/001=p) منتج شد.
نتیجه‌گیری: بنا به نتایج، کاهش وزن با واسطه رژیم کم‌کالری متعادل انفرادی در طی 8 هفته، دیگر اندازه‌گیری‌های تن‌سنجی را هم کاهش می دهد. کاهش وزن متوسط ممکن است به تنهایی یک راهکار مناسب برای کاهش عوامل خطر متابولیکی در زنان چاق باشد.
 

صفحه 1 از 1     

مجله دانشگاه علوم پزشکی اردبیل Journal of Ardabil University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.15 seconds with 40 queries by YEKTAWEB 3960