[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
بایگانی مقالات زیر چاپ::
بانک ها ونمایه ها::
فرایند کارشناسی مقالات::
فرم نظر سنجی::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
Creative commons

Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License.

..

جستجو در مقالات منتشر شده


91 نتیجه برای مرگ و میر

بهروز دادخواه، محمد علی‌ محمدی‌،
دوره 2، شماره 3 - ( 6-1381 )
چکیده

زمینه و هدف : سرطان پستان شایعترین سرطان زنان و دومین علت مرگ و میر ناشی از سرطان در بین زنان است. میزان مرگ و میر این سرطان بطور مستقیم در ارتباط با مرحله بیماری در زمان تشخیص است و در صورت استفاده از روش غربالگری کاهش می یابد. این مطالعه با هدف تعیین آگاهی ، نگرش و عملکرد زنان در مورد خودآزمایی پستان انجام شده است.
روش کار: در این بررسی توصیفی و تحلیلی 150 زن 20 تا 50 ساله با روش نمونه گیری خوشه ای سیستماتیک انتخاب شدند و آگاهی ، نگرش و عملکرد آنها درباره خودآزمایی پستان از طریق مصاحبه حضوری مورد بررسی قرار گرفت و اطلاعات حاصله با استفاده از آمار توسیفی و استنباطی آنالیز گردید.
یافته ها: 44% زنان سرطان پستان را می شناختند.آگاهی آنها از روش صحیح خودآزمایی پستان متوسط (44/7%) بود و بین آگاهی با سن، وضعیت تأهل و سابقه معاینه قبلی پستان ارتباط آماری معنی دار وجود داشت.52% زنان اعتقاد به نقش خودآزمایی پستان در شناسایی زودرس این سرطان داشتند. نگرش کلی آنها نسبت به خود آزمایی پستان مثبت (51/3%) بود و بین آگاهی و نگرش ارتباط آماری معنی دار وجود داشت. 18% از افراد تحت مطالعه تاکنـون حداقل یکبار معاینه پستان را انجـام داده بودنـد و عملکرد کلـی آنـان در زمیـنه خودآزمایـی پستـان ضعیـف (46/7%) بود.
نتیجه گیری : توصیه می شود با استفاده از تحقیقات کیفی، عواملی را که در افزایش پذیرش روشهای غربالگری این سرطان نقش دارند شناسایی و از این عوامل جهت تشویق زنان به استفاده از این روشها بهره برداری شود.
افسر فرود، افسانه فرود،
دوره 2، شماره 4 - ( 9-1381 )
چکیده

زمینه و هدف: به منظور پیشگیری از مرگ و میر و معلولیت های مادران، ماماها باید قادر به اجرای مراقبت های جامعه نگر برای زنان و خانواده هایشان باشند. بدین منظور بررسی آگاهی، نگرش و آمادگی به عمل ماماها در مورد مامایی جامعه نگر هدف اصلی این پژوهش بود.
روش کار: در این مطالعه توصیفی مقطعی که در سال 1381 انجام شد. کلیه ماماهای شاغل در بیمارستان ها و مراکز بهداشتی و درمانی استان کرمان که 280 نفر بودند، به عنوان نمونه های مورد پژوهش انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بود که در دو قسمت تنظیم شد. قسمت اول شامل سئوالاتی جهت توصیف مشخصات نمونه ها بود و در قسمت دوم سئوالاتی جهت سنجش سطح آگاهی، نگرش و آمادگی به عمل نمونه ها در مورد مامایی جامعه نگر طرح گردید. در تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های کای دو و همبستگی استفاده شد.
یافته ها: در ارزیابی آگاهی نمونه ها در مورد مامایی جامعه نگر با میانگین نمره آگاهی 21/13، تنها 16/4% از واحدها سطح آگاهی خوبی در این زمینه داشتند. در رابطه با نوع نگرش، میانگین نگرش افراد مورد بررسی 77/07 بوده و این در حالی است که 61/8% نمونه ها نگرش مثبت نسبت به مامایی جامعه نگر داشتند. 79/2% از واحدها آمادگی خود را برای فعالیت در قالب مامایی جامعه نگر ابراز داشتند.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج سطح آگاهی و نگرش واحدهای مورد بررسی، لزوم تقویت و ارتقای دانش حرفه ای ماماها در این حوزه جدید فعالیت مامایی ضروری به نظر می‏رسد و با توجه به اعلام آمادگی اکثریت ماماهای شاغل برای شرکت در مامایی جامعه نگر جهت بهبود وضعیت بهداشتی زنان و کودکان اکثر برنامه های آموزشی باید در متن جامعه صورت پذیرد.
عباس افلاطونیان،
دوره 3، شماره 2 - ( 3-1382 )
چکیده

زمینه و هدف: با وجود تمام پیشرفت های علم پزشکی، حاملگی خارج رحمی هنوز عامل مهمی در مرگ و میر زنان در سنین باروری محسوب می شود. با وجود اینکه تحقیقات زیادی در زمینه درمان طبی حاملگی خارج رحمی انجام شده است، هنوز در اکثر موارد اولین برخورد با این بیماران درمان جراحی است. بسیاری از بیماران مبتلا به حاملگی خارج رحمی برای اولین بار باردار شده اند و حفظ قدرت باروری این بیماران در آینده بسیار مهم است که معمولا ً با روش جراحی خصوصا ً به روش سالپنژکتومی این نتیجه حاصل نخواهد شد. بنظر می رسد که هنوز نقش درمان طبی در حام ل گی خارج رحمی خصوصا ً در کشور ایران شناخته ن شده است. هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر درمان طبی با متوتروکسات در تعدادی از مبتلایان به حاملگی نابجا می باشد .

  روش کار: در یک مطالعه آینده نگر و از نوع کارآزمایی بالینی بدون گروه کنترل، 26 بیمار مبتلا به حاملگی نابجا در بیمارستان مادر شهر یزد پذیرش و درمان شدند . 6 بیمارکه اندیکاسیون درمان طبی را نداشتند از ابتدا جراحی شدند و 20 بیمار دیگر با در نظر گرفتن شرایط لازم برای درمان طبی متوتروکسات دریافت کردند. به 20 بیمار کاندید درمان طبی ، متوتروکسات به میزان mg/kg 1 روزانه بصورت انفوزیون وریدی و برای جلوگیری از عوارض دارو ف ـ ولینیک اسی ـ د با یک دهم دوز مت ـ وتروکسات داده شد و تاثیر دارو به وسیله اندازه گیری سریال سرم ارزیابی گردید. اطلاعات با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون آماری مجذورکای تجزیه و تحلیل شد.

  یافته ها: میانگین سن بیماران 19/27 سال بود که بیشتر آنها با لکه بینی مراجعه کرده بودند. میانگین مدت زمان ازدواج در بیماران 9/6 سال بود و بسیاری از آنان (3/42% ) برای اولین بار، باردار شده بودند. در 14 بیمار (8/53%) سابقه نازایی وجود داشت. 9/26% بیماران دارای سابقه سقط بودند و50% سابقه جراحی قبلی در شکم داشتند. 4 بیمار، برای بار دوم به حاملگی خارج رحمی مبتلا شده بودند و میانگین سن حاملگی هنگام تشخیص 2/6 هفته بود. در پایان 15 بیمار (75%) با موفقیت درمان شدند. از 5 بیماری که درمان طبی آنها با شکست مواجه شد، 4 بیمار IU/L 1000 > داشتند. از 8 بیماری که امکان پیگیری آنها وجود داشت 5 بیمار (5/62%) پس از یکسال حاملگی نرمال داخل رحمی را تجربه کردند.

  نتیجه گیری: به نظر می رسد که درمان حاملگی خارج رحمی پاره نشده با متوتروکسات کم خطر و مؤثر می باشد اما میزان موفقیت درمان هنگامیکه سطح سرمی بالای IU/L 1000 باشد، به مقدار قابل توجهی کاهش می یابد.


افشار تموک، نیره امینی ثانی، ژوبین مقدم یگانه، افروز مردی ،
دوره 3، شماره 2 - ( 3-1382 )
چکیده

  زمینه و هدف : سزارین در قرن گذشته نقش مهمی در کاهش مرگ و میر و عوارض ناشی از زایمان در مادر و جنین داشته است اما مساله نگران کننده افزایش میزان سزارین در سال های اخیر می باشدکه مستلزم صرف هزینه بالاتر در سیستم مراقبت های سلامت می باشد . سازمان بهداشت جهانی میزان های بالاتر از 10 تا 15% را مجاز نمی داند. با توجه به شواهد بالینی که دال بر بالا بودن این میزان در اردبیل بود این مطالعه با هدف تعیین میزان سزارین و اندیکاسیون های آن انجام شد.

  روش کار: این مطالعه به روش مقطعی از اسفند ماه 13 81 تا مرداد ماه 13 82 در بیمارستان تامین اجتماعی اردبیل انجام شد. با استفاده از پرسشنامه تنظیمی تمامی زایمان ها (سزارین و طبیعی) و اندیکاسیون های سزارین بررسی گردید و داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت .

  یا فته ها : 4/45% از زایمان ها به روش سزارین و 6/5 4 % به روش طبیعی بود . از کل سزارین ها 8/55% اندیکاسیون پذیرفته شده دا شتند و 2 / 4 4% مورد اختلاف یا انتخابی بودند، که 7/22% به علت سزارین تکراری ، 4/8% به علت پرزانتاسیون جنیـن ( بری ج و عرضی ) و 3/2% به عل ـ ت با ارزش ب ـ ودن جن ـ ین تح ـ ت عم ـ ل جراحی به روش سزاری ـ ن قرار گرفت ه بودند و برای 8/10 % از سزارین ها در پرونده اندیکاسیون مشخصی ذکر نشده بود .

  نتیجه گیری: در مطالعه حاضر سزارین درمقایسه با آمارهای جهانی از میزان بالایی برخوردار است. لازم است با ارایه آموزش های لازم و افزایش آگاهی افراد نسبت به عوارض سزارین جهت کاهش میزان این عمل جراحی چاره اندیشی گردد.


علی مجید پور، حسن عدالتخواه، سید هاشم سزاوار، نیره امینی ثانی، مسعود شعبانی، علی نعمتی،
دوره 3، شماره 3 - ( 6-1382 )
چکیده

  زمینه و هدف: ارتقای سلامت به عنوان یک اولویت اساسی در سیاست ها و برنامه های بین المللی، ملی، منطقه ای و محلی قرار گرفته است. حفظ و ارتقای سلامت آحاد جامعه منوط به داشتن اطلاعات از ضرورت ها و اولویت های آینده است لذا تعیین اولویت های بهداشتی و تدوین سیاست ها و برنامه های بهداشت عمومی از جمله اقدامات مهم کشور ها و سازمان های ذیربط است.به نظر می رسد بازنگری اساسی در سیستم ارایه خدمات بهداشتی درمانی بر اساس معیارهای ارتقای سلامت به منظور افزایش تاثیرات برنامه های مداخله ای بهداشتی، ترویج کیفیت خدمات بهداشتی و بهبود فعالیت های بهداشت عمومی لازم و ضروری است.

  روش کار : این پروژه از بهمن ماه سال 1380 آغاز گردید و در ابتدا با سازماندهی دقیق چارت تشکیلاتی آن تعریف گردید.این پروژه دو محور اصلی شامل تحلیل وضعیت موجود سلامت و اولویت بندی را دنبال نمود ، که تحلیل وضعیت موجود از سه طریق بررسی مطالعات انجام یافته قبلی، پژوهش های کیفی و عملیات میدانی صورت گرفت و در آن با 1000 خانوار شهری و 1000 خانوار روستایی در خصوص ابعاد مختلف سلامت اعم از ویژگی های جمعیتی، تغذیه، عوامل خطر، رفتارهای درمانی و غیره مصاحبه به عمل آمد . از افراد بالای 15 سال200 خانوار نمونه خون جهت اندازه گیری پارامترهایی نظیر هموگلوبین، هماتوکریت، قند و لیپیدها اخذ گردید. قد ، وزن و فشار خون تمام افراد بالای 15 سال و قد، وزن و دور بازو برای کودکان کمتر از 6 سال اندازه گ یری شد. پس از جمع آوری اطلاعات و جمع بندی آنها بر اساس معیار علمی امتیازدهی شد و در نهایت فهرست اولویت های پژوهشی دانشگاه در حوزه سلامت تعیین گردید. در تمام مراحل از مشارکت مردم و سایر سازمان ها استفاده گردید.

  یافته ها: نتایج حاصل از این مطالعه نشان دادکه در استان اردبیل اولویت های پژوهشی عبارتند از مرگ و میر کودکان زیر 5 سال، سوانح و حوادث و ... که در مجموع 34 اولویت مهم در ابعاد مختلف سلامت تعیین گردید.

  نتیجه گیری: با تو ج ه به ت ج ربه عظیم تعیین اولو یت های پژوهشی از طریق نیازسنجی که برای اولین بار بدین شیوه و با مشارک ـ ت وسیع مردم و سای ـ ر سازمان ها ص ـ ورت گرفت و نیازهای واقعی سلامت مردم مشخص گردید. به نظر می رسد که این کار باید هر چند سال یکبار صورت گیرد و به سایر بخش ها تسری یابد، تا از اتلاف هزینه، زمان و نیروی انسانی جلوگیری شده و تحقیقات به سمت نیازهای واقعی و انجام مداخلات لازم جهت ارتقای سلامت مردم باشد.


سید هاشم سزاوار ، لیلی عباس زاده، عدالت حسینیان، منوچهر ایران پرور، مینایه خدا مرادزاده،
دوره 3، شماره 3 - ( 6-1382 )
چکیده

  زمینه و هدف: دیابت شیرین و پرفشاری خون بیش از آنچه به طور تصادفی بنظر برسد، با هم همراهی دارند و اثر سینرژیک این دو بیماری عامل ناتوانی زودرس و مرگ و میر بالای این بیماران می باشد. کنترل فشار خون در بیماران دچار دیابت تاثیر بسزایی در کاهش مرگ و میر قلبی-عروقی این بیماران دارد. این مطالعه با هدف ارزیابی وضعیت کنترل پرفشاری خون در بیماران دیابتیک مراجعه کننده به درمانگاه دیابت مرکز آموزشی - درمانی بوعلی شهر اردبیل انجام گرفته است.

  روش کار: در این مطالعه توصیفی- مقطعی 300 نفر از مراجعه کنندگان به درمانگاه دیابت بیمارستان ب و علی معاینه شدند و از نظر وضعیت کنترل فشار خون مورد بررسی قرار گرفتند.

  یافته ها: در این مطالعه محدوده سنی بیماران مورد بررسی 28 تا 80 سال و میانگین سنی آنان 4/11 ± 7/55 سال بود. شیوع پرفشاری خون در بیماران مورد بررسی 6/61% بود ( mmHg 90/140 > BP ) که 7/76% از آنان از ابتلای خود به پرفشاری خون آگاه بودند. در بین افراد مبتلا به پرفشاری خون فقط فشار خون 8/8% از آنان به طور مطلوب کنترل شده بود و فشار خون 2/91% آنان تحت کنترل مناسب قرار نداشت ( mmHg 80/130 > BP ). 8/21% افراد دچار پرفشاری خون علیرغم اطلاع از ابتلای خویش به پرفشاری خون داروی خاصی مصرف نمی کردند.

  نتیجه گیری: نتایج این مطالعه بیانگر کنت ر ل نامناسب پرفشاری خون در بیماران مبتلا به دیابت می باشد و به نظر می رسد با بازنگری در برنامه های بازآموزی پزشکان و تاکید بر کنترل عوامل خطر بخصوص در گروه های پرخطر و آموزش مناسب بیماران دیابتی کنترل پرفشاری خون در این بیماران با کیفیت بهتری صورت پذیرد.


ضیاالدین قرشی، حسن سلطانی اهری،
دوره 3، شماره 3 - ( 6-1382 )
چکیده

  زمینه و هدف : اکثر مسمومیت های‌ حاد ، خفیف و بدون عارضه بوده ولی ندرتاً عوارض خطیر داشته و حتی منجر به مرگ می‌شوند. حدود70 % مسمومیت‌ها در کودکان رخ می‌دهد، بیش از90 % موارد تصادفی و به راحتی قابل پیشگیری می‌باشند. عوامل شایع مسمومیت حاد کودکان در هر منطقه به خاطر تفاوت‌های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی متغیر است. افزایش تولید و توزیع فرآورده‌های دارویی و شیمیایی جدید شیوع عوامل مسمومیت را تغییر می‌ده ن د. این مطالعه با هدف بررسی مسمومیت‌های شایع ، ویژگی‌های کودکان مسموم در این منطقه جغرافیایی انجام شد.

  روش کار: این مطالعه به صورت گذشته نگر انجام شد. از فروردین ماه 1378 لغایت اسفند 1381 تعداد 306 پرونده با عنوان مسمومیت حاد کودکان بستری شده در مرکز پزشکی کودکان تبریز تحت بررسی قرار گرفت. اطلاعات مربوط به سن، جنس، نوع (تصادفی- عمدی)، عوامل، نحوه مسمومیت، محل سکونت، مدت بستری، علایم بالینی، زمان مراجعه و مرگ و میر مورد ارزیابی قرار گرفتند.

  یافته ها: از 306 بیمار مسموم مورد بررسی 3/53 % مذکر و 7/46 % مؤنث بودند. بیشترین موارد مسمومیت (31 % ) در گروه سنی 2-1 سال و کمترین آن (3/1 % ) در گروه سنی زیر 6 ماه قرار داشت. حدود 95 % موارد اتفاقی و 5 % عمدی و اکثراً به قص ـ د خودک ـ شی در کودکان بالای 10 سال اتفاق افتاده بود. محل سکونت 63 % آنان شهر تبریز ، 5/29 % روستایی و 5/7 % سایر شهرهای استان بود. از نظر عوامل مسمومیت داروها (5/45 % ) درصدر قرار داشته و در مراتب بعدی به ترتیب شیوع هیدروکربن‌ها (26 % )، ارگانوفسفره (7 % )، ترکیبات آتروپین ی و تاتوره (6 % )، مرگ موش (6/3 % )، اوپیات‌ها
(9/2 % )، منواکسید کربن (2/2 % )، و بالاخره الکل، قارچ‌ها، گزش حشرات و حیوانات ، مواد اسیدی و بازی با شیوع کم‌تر (جمعاً 8/6 % ) قرار داشتند. متوسط زمان بستری در بیمارستان دو روز بوده است و سه مورد از 306 بیمار فوت نمودند.

  نتیجه گیری: مسمومیت دارویی شایع‌ترین نوع مسومیت بود و در درجه دوم هیدروکربن‌ها قرار داشتند. به نظر می رسد به منظور پیشگیری از وقوع مسمومیت ، رسانه‌های گروه ی به ویژه تلویزیون می‌توانند نقش محوری در افزایش سطح آگاهی خانواده‌ها داشته باشند.


حسین نوق، علی خدادادی، حمید بخشی،
دوره 4، شماره 1 - ( 1-1383 )
چکیده

  زمینه و هدف: مهمترین عامل تعیین کننده پیش آگهی در بیماران با سکته قلبی حاد اندازه ناحیه انفارکته است و مهمترین اقدام جهت محدود کردن ناحیه انفارکته برقراری مجدد جریان خون این ناحیه می باشد که با استفاده از داروهای ترمبولیتیک صورت می گیرد. اندازه ناحیه انفارکته ارتباط مستقیم باعملکرد بطن چپ دارد . وجود موج Q الکتروکاردیوگرام بعد از درمان ترومبولیتیک با افزایش مرگ و میر در 30 روز اول بعد از انفارکتوس همراه می باشد. از طرفی تغییرات الکتروکاردیوگرام بعد از درمان ترمبولیتیک می تواند پیشگویی کننده عملکرد بطن چپ باشد . هدف این مطالعه بررسی رابطه تشکیل موج Q با عملکرد بطن چپ بعد از درمان ترمبولیتیک در بیماران با سکته قلبی حاد می باشد .

  روش کار: در این مطالعه تحلیلی 176 بیمار مبتلا به اولین حمله سکته قلبی حاد بر اساس معیارهای سازمان بهداشت جهانی تحت درمان ترمبولیتیک با استرپتوکیناز قرار گرفته و مورد بررسی قرار گرفتند. الکتروکاردیوگرام 24 ساعت اول پس از درمان و روز ترخیص (معمولا روز ششم ) از نظر وجود موج Q پاتولوژیک مورد بررسی قرار گرفت. از تمامی بیماران در روز ترخیص اکوکاردیوگرافی به عمل آمد و عملکرد بطن چپ با روش سیمپسون اندازه گیری شد. اطلاعات جمع آوری شده با نرم افزار SPSS و با آزمون آماری مجذورکای مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

  یافته ها: 4/82% بیماران دارای موج Q پاتولوژیک و 6/17% بدون موج Q پاتولوژیک در روز ترخیص بودند. کسرجهشی بیش از 55% در 6/51% بیماران بدون موج Q پاتولوژیک در مقایسه با 9/26%در بیماران با موج Q پاتولوژیک در الکتروکاردیوگرام وجود داشت (001/0 p= ) ، همچنین وجود موج Q الکتروکاردیوگرام در مردان بیشتر از زنان بود (3/73% در مقابل 4/56%).

  نتیجه گیری: وجود موج Q الکتروکاردیوگرام در بیماران با اولین حمله سکته قلبی حاد پس از درمان با ترمبولیتیک با عملکرد بطن چپ ارتباط دارد و نشان دهنده اختلال عملکرد بطن چپ در این بیماران می باشد .


معصومه رستم نژاد، فیروز امانی،
دوره 4، شماره 2 - ( 3-1383 )
چکیده

زمینه و هدف: شیر مادر مناسب ترین غذا برای تغذیه شیرخوار است و تاثیر مثبت آن بر سلامت کودک و مادر، کاهش مرگ و میر کودکان، ارضای نیازهای عاطفی مادر و کودک و نیز صرفه جویی اقتصادی در بعد خانوار و جامعه بر کسی پوشیده نیست. متأسفانه در بسیاری از نقاط دنیا شیوع و طول مدت تغذیه با شیر مادر بدلایل مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کاهش یافته است و این در حالی است که سازمان جهانی بهداشت به تغذیه انحصاری شیرخوار تا پایان شش ماهگی در کشورهای در حال توسعه تاکید می ورزد. این پژوهش به منظور تعیین علل عدم موفقیت مادران در تغذیه انحصاری شیرخوار تا پایان شش ماهگی در شهرستان اردبیل صورت گرفت.
روش کار: در این مطالعه توصیفی 160 مادر که دارای کودک نه ماهه یا کمتر بوده و تا پایان شش ماهگی شیردهی انحصاری نداشتند، مورد بررسی قرار گرفتند. پرسشگران با مراجعه به 4 مرکز بهداشتی ـ درمانی که بصورت خوشه ای انتخاب شدند، مادران واجد شرایط را انتخاب و بصورت حضوری پرسشنامه ها را تکمیل کردند.
یافته ها: اکثریت مادران (37/5%) در سن 4-2ماهگی شیرخوار، تغذیه کمکی را شروع کرده بودند. شایعترین علت عدم تغذیه انحصاری (90/5%) ناکافی بودن شیر مادر بوده است و اکثریت مادران (67%) گریه کودک را دلیل ناکافی بودن شیر دانسته اند. بین نحوه زایمان، زمان اولین تغذیه نوزاد، وضعیت اشتغال و میزان تحصیلات مادر با تداوم شیردهی انحصاری ارتباط معنی دار آماری وجود داشت (p<0/05).
نتیجه گیری : شرایط اجتماعی، اقتصادی و باورهای غلط در عدم موفقیت در شیردهی انحصاری نقش دارد و به نظر می رسد که اکثر عوامل و مشکلات فوق از طریق آموزش مناسب قابل پیشگیری است.
محمد حسین دهقان، بهاره رجائی فر، فرناز اهدایی وند، فیروز امانی ،
دوره 4، شماره 3 - ( 6-1383 )
چکیده

زمینه و هدف: پره اکلامپسی یکی از علل عمده مرگ و میر در مادران و نوزادان است. علی رغم تحقیقات موثری که از سالها پیش در جهت اتیولوژی این عارضه بخصوص در راستای حاملگی انسانی انجام شده است، بسیاری از نکات در مورد این بیماری هنوز ناشناخته است. فشار اکسید کنندگی (Oxidative Stress) در پاتوفیزیولوژی پره اکلامپسی نقش عمده دارد. مواد غذایی ضروری مثل ویتامین C قادر به از بین بردن رادیکال های آزادی هستند که موجب تخریب سلولی می شوند. مطالعه حاضر جهت بررسی سطح ویتامین C در بیماران با پره اکلامپسی و زنان باردار دارای فشار خون طبیعی طراحی شد.
روش کار: مطالعه از نوع مورد ـ شاهدی بود. ویتامین C به عنوان یک آنتی اکسیدان در 40 بیمار مبتلا به پره اکلامپسی و 80 خانم حامله با فشار خون طبیعی مراجعه کننده به بیمارستان علوی شهر اردبیل اندازه گیری و مقایسه شد. اندازه گیری به صورت اسپکتروفتومتری انجام شد. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از روش های آمار توصیفی و تحلیلی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: میانگین سطح پلاسمایی ویتامین C در افراد مبتلا به پره اکلامپسی(mg/dl0/030 ± 0/147) نسبت به میانگین سطح پلاسمایی ویتامین C در مقایسه با گروه کنترل که افراد حامله با فشار خون طبیعی ( mg/dl0/119 ± 0/347) بودند کاهش معنی داری را نشان می داد.
نتیجه گیری: تلاش در جهت پیشگیری از پره اکلامپسی توجیه و تفکر درستی است و از آنجایی که تاکنون هیچگونه آزمون غربالگری قابل اطمینان در خصوص این عارضه پیشنهاد نشده است، ارزیابی سطح پلاسمایی ویتامین C در مورد خانم های مستعد به پره اکلامپسی پیشنهاد می شود.
عباس افلاطونیان ، هاجر حجت ، نسیم طبیب نژاد،
دوره 4، شماره 4 - ( 9-1383 )
چکیده

زمینه و هدف: حاملگی خارج رحمی شایع ترین علت مرگ و میر زنان باردار در سه ماهه اول حاملگی و عامل 10% مرگ و میر مادران است و تنها یک سوم از زنانی که یک حاملگی خارج رحمی با پارگی لوله ای داشته اند، می توانند در آینده فرزندی سالم به دنیا آورند. به نظر می رسد که بررسی شیوع این نوع حاملگی و عوامل خطر مؤثر در وقوع آن، می تواند به تشخیص زودرس و درمان حاملگی نابجا کمک کند و پیش آگهی باروری آینده را در این بیماران بهبود بخشد.
روش کار: در یک مطالعه توصیفی - مقطعی و گذشته نگر 72 بیمار که با تشخیص حاملگی نابجا در بیمارستان های شهر یزد بستری ودرمان شده بودند، مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات مربوط به بیماران از طریق پرسشنامه و پرونده های موجود در بایگانی بیمارستان ها به دست آمد. بیماران با شک به حاملگی نابجا بستری شده بودند و سپس با انجام سونوگرافی و لاپاروسکوپی تشخیص آنها قطعی شده بود. اطلاعات بوسیله آزمون آماری مجذور کای در نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید.
یافته ها: از فروردین سال 1378 تا اسفند همان سال از بین 11176 حاملگی در شهر یزدکه در پرونده بیمارستان ها موجود بود، 72 بیمار حاملگی خارج رحمی داشتند که به این ترتیب شیوعEP (Ectopic Pregnancy ) در شهر یزد 0/5 در هر 100 حاملگی به دست آمد. بیشتر بیماران (58 بیمار) در رده سنی 39-20 سال بودند. اکثر بیماران (52/8%) پاریتی صفر داشتند. 25% بیماران سابقه یک تا سه بار سقط را ذکر کردند و از 43 بیماری که از تنظیم خانواده استفاده می کردند، 19 بیمار مصرف کننده OCP (Oral Contraceptive Pill) بودند. 39 بیمار سابقه عمل جراحی، 7 بیمار سابقه EP قبلی و 25 بیمار سابقه درمان نازایی داشتند و شایعترین علامت بیماران هنگام مراجعه درد شکمی بود. از 72 بیمار، فقط 4 بیمار به روش طبی با استفاده از متوتروکسات درمان و بقیه بیماران جراحی شدند که از 4 مورد درمان طبی، 3 مورد در نهایت منجر به جراحی بیمار شده بود.
نتیجه گیری: شیوع حاملگی خارج رحمی در شهر یزد 0/5 در هر 100 حاملگی بدست آمد که در مقایسه با آمار کلی کشور کمتر می باشد.
فرناز اهدایی وند، معصومه رستم نژاد، عفت ایرانی جم،
دوره 4، شماره 4 - ( 9-1383 )
چکیده

زمینه و هدف: پرفشاری خون حاملگی شایع ترین مشکل طبی در بارداری است و 8-5 درصد حاملگی ها را عارضه دار می کند. مادران مبتلا به پره اکلامپسی در معرض خطر بیشتری از نظر عوارض مادری و جنینی هستند از این جهت باید تحت مراقبت های ویژه قبل از زایمان قرار گیرند. تشخیص بیماری در مراحل اولیه در کاهش مرگ و میر و عوارض ناشی از بیماری در مادر و جنین نقش مهمی دارد، بنابراین این پژوهش با هدف تعیین عوامل اپیدمیولوژیک و عوارض پره اکلامپسی در بیماران بستری شده در بیمارستان علوی اردبیل صورت گرفت.
روش کار: در این مطالعه توصیفی گذشته نگر، 176 زن مبتلا به پره اکلامپسی بررسی شدند. ابزارگردآوری داده ها پرسشنامه بود و با مراجعه به پرونده های بیماران تکمیل شد. پس از جمع آوری اطلاعات، داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل گردید.
یافته ها: 75% زنان مورد مطالعه مبتلا به پره اکلامپسی شدید و 25% مبتلا به پره اکلامپسی خفیف بودند. در مورد عوامل زمینه ساز، سابقه پره اکلامپسی در 23/1% موارد، بیماری های زمینه ای مادر در 12/5% موارد، دوقلویی در 2/3% و پلی هیدرآمنیوس در 4% موارد وجود داشت. در زنان مورد مطالعه در 62/5% موارد زایمان به طریقه سزارین بوده است. 67/6% مادران دچار پره اکلامپسی به عوارض مادری و جنینی دچار بودند که 10/2% مربوط به عوارض مادری و 4/57% مربوط به عوارض جنینی بود. در مورد عوارض مادری بیشترین موارد به ترتیب دکولمان جفت (44/4%)، اکلامپسی (22/2%) و کوما (11/1%) بود. در مورد عوارض جنینی بیشترین عوارض مربوط به تاخیر رشد داخل رحمی (42/4%)، زایمان زودرس (39/6%) و مرگ داخل رحمی جنین (9%) بود.
نتیجه گیری: در این پژوهش پره اکلامپسی شدید از شیوع بالایی برخوردار بود که احتمالاً بدلیل عدم وجود مراقبت های کافی قبل از زایمان در این مادران و در نتیجه عدم تشخیص به موقع بیماری می باشد، بنابراین پیشنهاد می شود مطالعات دیگری در مورد تاثیر مراقبت های قبل از زایمان بر پیامدهای حاملگی در زنان مبتلا به پره اکلامپسی صورت گیرد.
سیمین آتش خوئی، مهری جعفری شبیری، سهراب نگارگر،
دوره 5، شماره 1 - ( 1-1384 )
چکیده

  زمینه و هدف: پره اکلامپسی از علل شایع مرگ و میر مادری است. مشکل عمده در این بیماران القای بیهوشی عمومی و افزایش بیش از حد فشار خون طی لارنگوسکوپی و لوله گذاری تراشه است که به طور قابل توجهی فشار داخل مغزی و خطر خون ریزی مغزی را افزایش می دهد. چندین روش به منظور به حداقل رساندن افزایش فشارخون حین لارنگوسکوپی و لوله گذاری در این بیماران وجود دارد. هدف از این بررسی، ارزیابی اثر ترکیب فنتانیل - دروپریدول (تالامونال) در کاهش پاسخ های قلبی- عروقی ناشی از لارنگوسکوپی و لوله گذاری در بیماران دچار پره اکلامپسی بود .

  روش کار: در این مطالعه، تعداد 30 خانم حامله با پرفشاری خون حاملگی که تحت بیهوشی عمومی جهت سزارین اورژانس قرار گرفتند، انتخاب شدند. تمام بیماران فشار دیاستولیک پا برجای بیشتر یا مساوی 100 میلی متر جیوه داشتند و تحت درمان با داروهای کاهش دهنده فشار خون بودند. در تمام بیماران بیهوشی عمومی به روش استاندارد انجام شد. تنها در گروه تجربی از ترکیب فنتانیل- دروپریدول 5 دقیقه قبل از القای بیهوشی استفاده شد.

  یافته ها : فشار خون و تعداد ضربان قلب در6/86 % بیماران گروه تجربی بهبود یافت. میانگین افزایش فشار سیستولیک و تعداد ضربان قلب مادر به دنبال لارنگوسکوپی و لوله گذاری در دو گروه تفاوت معنی دار داشت (0001/0 p= ). مقایسه میانگین نمره آپگار نوزادان در دقایق اول و پنجم تولد معنی دار نبود.

  نتیجه گیری : استفاده از ترکیب فنتانیل - دروپریدول در القای بیهوشی اغلب مادران دچار پره اکلامپسی موجب کاهش قابل توجه در پاسخ سیستم سمپاتیک به لارنگوسکوپی و لوله گذاری تراشه بدون آثار سوء در نوزادان می شود.


احمد دریانی، غلامحسین اتحاد،
دوره 5، شماره 3 - ( 6-1384 )
چکیده

  زمینه و هدف: عفونت های انگلی روده جزو شایع ترین عفونت ها در دنیا هستند که موجب بروز ابتلا و مرگ و میر قابل ملاحظه می شوند. هدف از این مطالعه تعیین میزان شیوع عفونت های انگلی روده و عوامل خطر ساز مربوطه در بین دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر اردبیل بود.

  روش کار: این مطالعه توصیفی- مقطعی در 24 مدرسه ابتدایی شهر اردبیل در سال 1382 انجام شد. این مطالعه 1070 دانش آموز در سنین بین 7 تا 13 ساله شامل 527 پسر (3/49%) و 543 دختر (7/50%) انتخاب شدند. نمونه های مدفوع به صورت نمونه گیری تصادفی جمع آوری و جهت جستجوی تخم، لارو و کیست انگل ها با روش های گسترش مرطوب و فرمالین اتر آزمایش شدند.

  یافته ها: در نمونه های به دست آمده 10 نوع انگل تشخیص داده شدند. ژیاردیالامبلیا 2/14%، بلاستوسیس تیس هومینیس 2/10% و آنتا مبا کلی 1/4% به ترتیب شایع ترین انگل ها بودند. شیوع کلی آلودگی به حداقل یک انگل 7/27% بود. بین شیوع انگل ها با سن، جنسیت و نیز مقطع تحصیلی ارتباط آماری معنی دار وجود نداشت.

  نتیجه گیری : این مطالعه نشان می دهد که میزان شیوع عفونت های انگلی در مدارس ابتدایی بالا بوده بنابراین آموزش بهداشت در زمینه بهداشت فردی به دانش آموزان و والدین، به ویژه مادران ضروری می باشد.


علیرضا ظهیر الدین، مرتضی حیاتی، مائده جدیدی، سید مهدی صمیمی،
دوره 5، شماره 3 - ( 6-1384 )
چکیده

  زمینه و هدف: افسردگی شایع ترین مشکل روان شناختی در بیماران مرحله پایانی نارسایی کلیه می باشد. این مطالعه جهت تعیین میزان افسردگی در بیماران تحت همودیالیز مزمن انجام شد.

  روش کار: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی 120 بیمار تحت همودیالیز مزمن که به بخش دیالیز بیمارستان های تابعه دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی مراجعه نموده بودند با نمونه برداری در دسترس (غیر تصادفی) انتخاب و پس از حذف 20 نفر به علت نداشتن شرایط تحقیق با پرسشنامه افسردگی بک ( Beck ) ارزیابی گردیدند. کلیه محاسبات بر اساس نرم افزار آماری SPSS نسخه 5/11 با استفاده از آزمون های تی مستقل، تحلیل واریانس، مجذور کای و ضریب همبستگی انجام گردید.

  یافته ها: در کل از نظر شدت افسردگی 69% این بیماران در طیف افسردگی قرار داشتند ( نمره بک بیشتر از نه ). از نظر میزان افسردگی 45% بیماران همودیالیز مزمن افسرده بودند ( نمره بک بیشتر از 15 ). شدت افسردگی با هیچ متغیر مورد مطالعه رابطه ای نداشت ولی میزان افسردگی در غیر شاغلین بیشتر از گروه مقابلش بود ( 18 0/0 = p ).

  نتیجه گیری: به نظر می رسد، غربال بیماران تحت همودیالیز مزمن با پرسشنامه افسردگی بک و سپس ارجاع به یک روانپزشک جهت ارزیابی بیشتر لازم باشد تا بخشی از رنج، ناخوشی و مرگ و میر بیماران کاسته شود.


فیروز امانی ، منوچهر براک، نیره امینی ثانی، محمد حسین دهقان،
دوره 5، شماره 4 - ( 9-1384 )
چکیده

  زمینه و هدف: تامین، حفظ و ارتقای سطح سلامت نوزادان به عنوان یک گروه آسیب پذیر در خدمات بهداشتی- درمانی جایگاه ویژه ای دارد. بر اساس آمار موجود از 130 میلیون نوزادی که هر سال در دنیا متولد می شوند چهار میلیون در کمتر از یک هفته می میرند که 99% از این مرگ ها در کشورهای در حال توسعه رخ می دهد. مرگ نوزادی 38% از کل مرگ های زیر پنچ سال را شامل می شود. برای کاهش میزان مرگ نوزادی باید به نکاتی چون وضعیت مادر شامل مراقبت قبل و بعد از دوران بارداری، عوامل وابسته به زایمان و علل تهدید کننده حیات نوزادان در 28 روز اول زندگی توجه داشت. مطالعه حاضر در راستای شناسایی عوامل موثر بر مرگ و میر نوزادی در بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اردبیل انجام شد.

  روش کار : در این مطالعه مورد – شاهدی که بر روی 80 مرگ نوزادی و 80 مورد متولدین زنده انجام شد. ابتدا برای دستیابی به نتایج توصیفی اطلاعات دموگرافیک دو گروه به صورت جداگانه آنالیز شد و سپس در بین 80 مرگ نوزادی شایع ترین عوامل موثر بر مرگ و میر نوزادی به دست آمد و سپس برای اینکه تاثیر عوامل اجتماعی و محیطی تاثیر گذار نیز سنجیده شود از والدین دارای متولدین زنده با خصوصیات گروه مرگ نوزادی نیز سوالاتی در زمینه عوامل اجتماعی پرسیده شد و در نهایت تمام عوامل موثر در دو گروه مقایسه شد.

  یافته ها: از بین 160 نوزاد مورد مطالعه 71 نفر ( 4/44%) دختر و بقیه پسر بودند. میزان مرگ نوزادی در پسران 3/1 برابر دختران بود. تعداد 16 نفر (1/12%) از مادران در دو گروه سابقه مرده زایی داشتند. 18 نفر ( 3/11% ) از کل مادران نوزادان بی سواد و27 نفر (9/16%) دارای تحصیلات دانشگاهی بودند. 31 نفر (4/19%) از کل نوزادان دارای وزن کمتر از 1500 گرم، 42 نفر(3/26%) وزن 1500 تا 2500 گرم و بقیه دارای وزن بالای 2500 گرم بودند. 37 نفر (3/46%) از مادران نوزادان گروه مرگ نوزادی و 24 نفر (30%) از مادران نوزادان گروه متولدین زنده بیان داشتند که در محل سکونت خود وسیله نقلیه وجود نداشت. شایع ترین علت مرگ نوزادی نارسی با 44 مرگ نوزادی (1/55 %) و بعد از آن آسپیراسیون، سپتی سمی و آسفکسی هر کدام با چهار مورد مرگ نوزادی (5/2 %) بود. بین وزن نوزادان، وجود یا عدم وجود وسیله نقلیه در محل سکونت مادران، شهری یا روستایی بودن مادران و وقوع مرگ نوزادی ارتباط آماری معنی دار وجود داشت (023/0= p ) .

  نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده عوامل متعددی از قبیل وزن هنگام تولد، وجود یا عدم وجود وسیله نقلیه در محل سکونت مادران و شهری یا روستایی بودن مادران در وقوع مرگ نوزادی دخیل بودند. لازم است در زمینه کاهش اثرات این عوامل تصمیمات لازم اتخاذ گردد.


بهمن بشر دوست، حسین دوستکامی ، زیبا فعالپور ، خدیجه اسلام نژاد ، علی عابدی،
دوره 5، شماره 4 - ( 9-1384 )
چکیده

  زمینه و هدف : مشکلات قلبی- عروقی در بیماران همودیالیزی یکی از علل عمده مرگ و میر می باشد . بیو مارکرهای قلبی مانند تروپونین ها در تشخیص آسیب های قلبی بسیار حساس می باشند. تروپونین I می تواند در تشخیص آسیب حاد قلبی- عروقی در بیماران همودیالیزی مورد استفاده قرار گیرد.

  روش کار : این مطالعه به صورت توصیفی- تحلیلی در 39 بیمار همو دیالیزی مرکز همودیالیز بیمارستان بوعلی اردبیل انجام گرفت. سطح ترو پونین I با استفاده از روش الیزا و میزان Cr ، BUN و Hb قبل دیالیز در این بیماران سنجیده شد. با استفاده از اکوکاردیوگرافی LVH ( Left Ventricular Hypertrophy ) و LVMI ( Left Ventricular Mass Index ) اندازه گیری گردید. در نهایت اطلاعات به دست آمده با استفاده از نرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

  یافته ها : میانگین سنی بیماران 92/52 سال بود. 26 نفر مرد و 13 نفر زن بودند. میانگین میزان تروپونین I ، 78/0 میکروگرم در لیتر بود. بین سطح تروپونین I و LVMI ، سن و جنس ارتباط آماری معنی داری یافت نشد. ما بین سطح تروپونین I با EF ( Ejection Fraction ) و اختلال دیاستولیک ارتباط آماری معنی داری وجود داشت(05/0= p ) .

  نتیجه گیری : سطح تروپونین I می تواند به عنوان معیاری از اختلال فانکشن دیاستولیک در بیماران دیالیزی باشد.


سید هادی حکیم، جهانبخش صمدیخواه ، صمد غفاری، آذین علیزاده،
دوره 6، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده

  زمینه و هدف: ترومبوز دریچه مکانیکی به عنوان عارضه جدی و با مرگ و میر بالا بیماران را تهدید می کند و نیاز به درمان اساسی دارد. درمان شامل جراحی مجدد و یا استفاده از داروهای فیبرینولیتیک می باشد. با توجه به اهمیت موضوع و مرگ و میر بالا در جراحی مجدد، مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان تاثیر و پیش آگهی درمان با فیبرینولیتیک انجام شد.

  روش کار : این مطالعه آینده نگر در طول یک سال (1/6/1383 تا 1/6/1384 ) در 17بیمار مبتلا به ترومبوز حاد دریچه مکانیکی که تحت درمان با استرپتوکیناز قرار گرفتند انجام شد. پس از تشخیص اولیه بیماری، پیگیری پاسخ دهی به درمان بیماران با معاینه بالینی، اکوکاردیوگرافی از طریق سینه، اکوکاردیوگرافی از طریق مری و فلوروسکوپی صورت گرفت. بیماران با لخته بزرگتر یا مساوی یک سانتیمتر، خانم های حامله و بیمارانی که در طی یک ماه اخیر تحت جراحی قرار گرفته بودند از مطالعه حذف شدند. اطلاعات به دست آمده به کمک نرم افزار آماری SPSS نسخه 13 تجزیه و تحلیل شد.

  یافته ها: از 17 بیمار نه بیمار (9/52%) زن و هشت بیمار (1/47%) مرد با میانگین سنی11 ± 8/43 سال بودند. 14 بیمار دریچه مکانیکی دو لتی (هشت دریچه در موقعیت میترال و شش دریچه در موقعیت آئورت) و سه بیمار دریچه مکانیکی تک لتی (دو دریچه در موقعیت میترال و یک دریچه در موقعیت آئورت) داشتند. 3/71% بیماران با دریچه دولتی به درمان با استرپتوکیناز پاسخ کامل دادند، ولی در بیماران با دریچه یک لتی درمان موفقیت آمیز نبود. درمان ترومبوز حاد در موقعیت آئورت (4/71%) موفق تر از میترال (50%) بود ( 02/0 = p ). در طی درمان یک مورد مرگ (8/5%) به علت خونریزی داخل مغزی و دو مورد آمبولی سیستمیک ( 8/11%)، شامل آمبولی مغزی و کلیوی با علایم گذرا اتفاق افتاد.

  نتیجه گیری: بر اساس مطالعه حاضر درمان با ترومبولیتیک در ترومبوز حاد دریچه روشی ایمن، در دسترس و بسیار موثر به خصوص در بیماران با طول مدت علایم کمتر از دو هفته، لخته کوچک، کلاس I ( New York Heart Association ) NYHA و II و ترومبوز در موقعیت آئورت می باشد.


حسین دوستکامی، عدالت حسینیان ، غلامحسین فاتحی،
دوره 6، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده

  زمینه و هدف: بیماری های عروق کرونری قلب از مهم ترین علل مرگ و میر در کشورهای صنعتی و در کشور ایران است. انفارکتوس میوکارد و آنژین صدری ناپایدار جزو سندرم های بالینی درگیری عروق کرونری قلب هستند. با این تفاوت که مرگ و میر ناشی از انفارکتوس میوکارد بیشتر از آنژین صدری ناپایدار است و مراقبت دقیق تر و بیشتری نیاز دارد. افتراق سریع و تشخیص به موقع بیماران دچار انفارکتوس میوکارد از بیماران دچار آنژین صدری ناپایدار نقش بسیار مهمی در درمان موثر و بهبود پیش آگهی در این بیماران دارد. مطالعه حاضر با هدف تعیین شیوع انفارکتوس میوکارد بدون صعود قطعه ST در بیماران بستری با تشخیص اولیه آنژین صدری ناپایدار انجام شد.

  روش کار: این مطالعه توصیفی- تحلیلی در بیماران بستری با تشخیص اولیه U/A ( Unstable Angina ) در بیمارستان بوعلی اردبیل طی سال های 1381-1380 انجام شد. اطلاعات مورد نیاز به وسیله پرسشنامه (شامل مشخصات دموگرافیک بیماران، علایم بالینی، تغییرات ECG و آزمایشگاهی) جمع آوری شد. داده ها توسط نرم افزار آماری SPSS تجزیه و تحلیل شد و جهت آنالیز از آمار توصیفی و تحلیلی استفاده گردید.

  یافته ها: میانگین سنی افراد مورد مطالعه 61 سال و شیوع NSTEMI ( Non-ST Elevated Myocardial Infarction ) در بیماران با تشخیص اولیه آنژین صدری ناپایدار 23 نفر (1/22%) بود. میانگین سنی بیماران NSTEMI ، 5/60 سال و شیوع آن در مردان بیشتر از زنان بود (9/69% درمقابل 4/30%). شایع ترین تغییر ECG دربیماران NSTEMI موج T معکوس و نزول قطعه ST (3/78%) و در بیماران U / A موج T معکوس (5/60%) بود. این تفاوت از لحاظ آماری معنی دار بود(001/0 p< ). 7/64% بیماران NSTEMI و 4/27 % بیماران U / A ، درد سینه فوق العاده شدیدی داشتند(004/0 p< ).

  نتیجه گیری: حدود یک پنجم بیمارانی که با U/A بستری می شوند NSTEMI دارند و تغییرات ECG به صورت نزول ST همراه با موج T منفی در این بیماران شایع تر از بیماران با U/A می باشد و شدت علایم بالینی وعوارض نیز شدیدتر از U / A است.


حسین دوستکامی، سید هاشم سزاوار، فیروز امانی، عاطفه شادمان،
دوره 6، شماره 2 - ( 3-1385 )
چکیده

  زمینه و هدف : بیماری های عروق کرونر و انفارکتوس حاد میوکارد جزو شایع ترین علت مرگ و میر در جهان و ایران می‌باشند. استفاده از روش های ریواسکولاریزاسیون نقش عمده‌ای در درمان این بیماری ها دارد. استفاده از ترومبولیتیک ها به خصوص استرپتوکیناز به جهت سادگی مصرف و عدم نیاز به پرسنل و تجهیزات خاص با استقبال همراه بوده است. یکی از علایم اثربخشی استرپتوکیناز در ایجاد ریپرفیوژن به ناحیه انفارکته، ایجاد آریتمی به دنبال ریپرفیوژن می‌باشد . مطالعه حاضر به منظور بررسی میزان حساسیت و اختصاصی بودن ایجاد آریتمی ریپرفیوژن جهت پیشگویی عملکرد بطن چپ در بیماران با سکته قلبی قدامی انجام شد .

  روش کار : مطالعه از نوع توصیفی- مقطعی و آینده‌نگر بود. کلیه بیماران با سکته حاد قدامی قلب که در بخش CCU ( Cardiac Care Unit ) بیمارستان بوعلی بستری شده و استرپتوکیناز دریافت کرده بودند به تعداد 100 نفر وارد مطالعه شدند. بیماران با سابقه نارسایی قلبی و منع مصرف استرپتوکیناز و یا بیمارانی که در عرض شش ساعت اول سکته قلبی فوت کردند و فرصت برای اقدامات تشخیصی وجود نداشت از مطالعه حذف شدند. طی 24 ساعت بعد از زمان بستری، بیماران تحت اکوکاردیوگرافی قرار گرفتند و عملکرد بطن چپ و میزان کسر جهشی ( Ejection Fraction ) تعیین شد. در نهایت اطلاعات جمع‌آوری شده به کمک برنامه آماری SPSS و با استفاده از روش آمار توصیفی و تحلیلی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت .

  یافته ها : 52% از بیماران حین دریافت استرپتوکیناز و پایش دچار آریتمی شدند که از این تعداد 33% دارای عملکرد بطن چپ طبیعی و 19% دچار اختلال عملکرد بطن چپ بودند. در 48% باقیمانده که آریتمی اتفاق نیفتاد در 21 % عملکرد بطن چپ طبیعی و در بقیه مختل بود .

  نتیجه‌‌گیری : نتایج این مطالعه نشان داد که ایجاد آریتمی ریپرفیوژن می‌تواند با حساسیت 61% و اختصاصیت 58% ابقای عملکرد بطن چپ را پیش‌گویی کند و بین ابقای ‌عملکرد ‌بطن ‌چپ‌ بعد از درمان‌ با استرپتوکیناز و ایجاد ‌ریپرفیوژن رابطه آماری معنی دار وجود داشت(05/0 p< ) .

 



صفحه 1 از 5    
اولین
قبلی
1
 

مجله دانشگاه علوم پزشکی اردبیل Journal of Ardabil University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.19 seconds with 48 queries by YEKTAWEB 3977