[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
بایگانی مقالات زیر چاپ::
بانک ها ونمایه ها::
فرایند کارشناسی مقالات::
فرم نظر سنجی::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
Creative commons

Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License.

..
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
11 نتیجه برای ماست

علی نعمتی، علی مجید پور، محسن سقا،
دوره 3، شماره 2 - ( 3-1382 )
چکیده

زمینه و هدف: وضعیت تغذیه هر فرد به عوامل متعددی بستگی دارد. بررسی مسایل و مشکلات غذا و تغذیه، از جمله تعیین الگوی مصرف مواد غذایی در تعیین سیاست ها و برنامه های تغذیه ای، رفع کمبود های غذایی، ارتقای سطح تغذیه و پیشگیری از بیماری های ناشی از سوء تغذیه در جامعه راهگشا هستند. هدف از این بررسی تعیین میزان انرژی، مواد مغذی مصرفی، عادات تغذیه ای و الگوی مصرف مواد غذایی در جمعیت روستایی شهر اردبیل بود.
روش کار: این بررسی یک مطالعه توصیفی- مقطعی است که در 250 خانوار از 15 روستای شهرستان اردبیل به روش تصادفی ساده انجام گرفت. از تمامی افراد خانوار بررسی غذایی بوسیله یادآمد خوراک 24 ساعته و بسامد مصرف مواد غذایی به عمل آمد. اطلاعات بدست آمده توسط نرم افزارهای Food Processor و SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که دریافت روی، سلنیوم، ویتامین B2 و اسید فولیک در مردان و زنان روستایی کمتر از مقادیر توصیه شده سازمان بهداشت جهانی بود
(p<0/001)، در صورتی که دریافت برخی از مـواد مغـذی مثـل پروتئیـن، آهـن و کلسیـم افـراد روستایـی بیشـتر از مقادیـر توصـیـه شـده سازمـان جهانـی بهـداشت بود (p<0/001). حدود 20% افراد روستایی کالری دریافتی شان کمتر از 75% مقادیر توصیه شده سازمان بهداشت جهانی بود، که بیشتر در مردان روستایی دیده شد. نتایج حاصل از تکرار مصرف موادغذایی نشان داد که عمده غذای مصرفی جوامع روستایی نان لواش، سیب زمینی، تخم مرغ، شیر، بیسکویت، ماست، سیر، پیاز، روغن نباتی، کره و گوجه فرنگی بود.
نتیجه گیری: مطالعه حاضر نشان داد که دریافت نامناسب برخی از مواد مغذی در برنامه غذایی افراد روستایی وجود داشت. پیشنهاد می شود به منظور بهبود وضعیت تغذیه روستاییان می بایست مصرف منظم گروه های مختلف مواد غذایی آموزش داده شوند.
سید هاشم سزاوار، نیره امینی ثانی، سید علیرضا علوی زاده،
دوره 4، شماره 3 - ( 6-1383 )
چکیده

زمینه و هدف : بیماری های قلبی- عروقی یک معضل بهداشتی جهانی هستند. بار جهانی این بیماری ها بیشترمتوجه کشورهای با در آمد پایین و متوسط است و حدود 78% همه مرگ ها و 3/86% همه ناتوانی ها ناشی از آن است. این مطالعه به منظور تعیین عوامل خطر سکته قلبی افراد جوان در اردبیل صورت گرفت.
روش کار: در این مطالعه مورد- شاهدی 52 بیمار زیر 45 سال مبتلا به سکته قلبی حاد بستری شده در بیماستان بوعلی اردبیل طی سال 1382 با 52 شاهد همسان شده از نظر سن و جنس از جمعیت عادی مقایسه شدند. جهت برآورد خطرعواملی چون سیگار، فعالیت فیزیکی، سابقه فامیلی، سابقه دیابت و موارد مشابه از شانس نسبی و حدود اطمینان 95% استفاده گردید. جهت مقایسه میانگین ها از آنالیز واریانس استفاده شد.
یافته ها : میانگین سنی موارد 37/2 سال بود و 96/2% بیماران مرد بودند. سابقه فامیلی مثبت بیماری ایسکیمیک قلبی با شانس نسبی 9/4 (%95 CT=2/6-34/3) و سیگاری کنونی با شانس نسبی 2/8(%95 CT=1/3-6/2) با افزایش خطر سکته قلبی همراه بودند. همچنین معلوم شد که میانگین شاخص توده بدنی، میانگین غلظت قند خون ناشتا، LDL و HDL در دو گروه مطالعه متفاوت بود و فعالیت فیزیکی با شانس نسبی 0/4 نقش حفاظتی را بدنبال داشت (95%CT=0/2-0/8). ارتباط معنی داری بین مواجهه غیر مستقیم با دود سیگار، کلسترول تام، سطح تحصیلات و شغل با خطر سکته قلبی مشاهده نگردید.
نتیجه گیری : سابقه فامیلی مثبت، سیگار، قند خون بالا، LDL بالا، HDL پایین و عدم تحرک جسمانی مهم ترین عوامل خطر مطرح شده در این مطالعه هستند. مداخلات بهداشتی مناسب در جهت کاهش عوامل خطر در بالغین جوان خصوصاً افراد کمتر از 45 سال با سابقه فامیلی مثبت ضروری به نظر می رسد.
نادر پاشاپور، محمدحسین حسینیان ذکریا ،
دوره 5، شماره 1 - ( 1-1384 )
چکیده

  زمینه و هدف : در درمان اسهال ماست پیشنهاد می شود . جهت تعیین تاثیر مصرف ماست پاستوریزه در درمان اسهال حاد غیرخونی و بدون موکوس در شیرخواران بستری شده 24-6 ماهه و مقایسه آن با درمان معمول این مطالعه طراحی و اجرا شد .

  روش کار : در یک مطالعه کارآزمایی بالینی 80 کودک 24-6 ماهه با اسهال کمتر از چهار روز بستری شده در بیمارستان امام ارومیه به دوگروه تقسیم شدند. گروه اول حداقل 15 سی سی بر کیلوگرم ماست پاستوریزه حاوی لاکتوباسیلوس بولگاریس و استرپتوکوکوس ترموفیلوس و گروه دوم بدون دریافت آن درمان معمول بخش را دریافت نمودند. افراد مبتلا به سوء تغذیه، اسهال خونی و اسهال با منشاء غیر گوارشی از مطالعه حذف شدند . کاهش تعداد اسهال به کمتر از نصف زمان ورود، پاسخ به درمان تلقی شد. افزایش وزن، روزهای بستری و تعداد کاهش دفعات اسهال در دو گروه مقایسه شدند .

  یافته ها : دو گروه از نظر سن، وزن و دفعات اسهال زمان بستری اختلاف معنی داری نداشتند. متوسط تعداد روزهای بستری، افزایش وزن و کاهش دفعات اسهال به ترتیب 91/0 ± 7/2 ‌ روز، 3/89 ± 435 گرم و 74/1 ± 30/4 دفعه برای افراد گروه تجربی و 74/0 ± 1/3 روز، 96/98 ± 383 گرم و 23/1 ± 60/3 دفعه برای گروه مقایسه بود. اختلاف معنی داری در متوسط تعداد روزهای بستری (035/0 p= ) افزایش وزن(017/0 p= ) و کاهش دفعات اسهال (049/0 p= ) بین دو گروه مشاهده شد .

  نتیجه گیری : مصرف ماست پاستوریزه به عنوان یک ماده پروبیوتیک تاثیر مثبت در درمان اسهال حاد بدون خون و موکوسی دارد. مصرف عمومی ماست در اسهال حاد توصیه می شود .

 


مسعود نادرپور، یلدا جباری مقدم،
دوره 5، شماره 4 - ( 9-1384 )
چکیده

  زمینه و هدف: عفونت حاد گوش میانی دومین بیماری شایع دوران کودکی است که در صورت عدم درمان مناسب می تواند به عفونت مزمن گوش میانی تبدیل شود و در این صورت نیازمند مداخله جراحی خواهد بود. درمان جراحی اوتیت مدیای مزمن بر پایه دو عامل شامل حذف کامل نسوج پاتولوژیک و بهبود شنوایی است. ترومای حلزون گوش داخلی (ناشی از به کارگیری ساکشن، دریل جراحی، دستکاری استخوانچه ای در حین جراحی گوش میانی) ممکن است کاهش شنوایی حسی- عصبی ایجاد کند. کاهش شنوایی حتی به مقدار کم هم می تواند اثرات قابل توجه در بیماران داشته باشد. مطالعه حاضر به منظور بررسی کاهش شنوایی حسی - عصبی در اعمال جراحی گوش انجام شد.

  روش کار: این مطالعه به روش مقطعی - تحلیلی- مقایسه ای بر روی 100 بیمار بستری شده در بخش گوش، حلق و بینی بیمارستان امام خمینی تبریز در طی سال های 82-1380 انجام شد. اطلاعات بر اساس منحنی اودیوگرام قبل و بعد از عمل جراحی جمع آوری و تجزیه و تحلیل شد.

  یافته ها: در مقایسه اودیوگرام قبل و بعد از عمل جراحی گوش، میزان کاهش شنوایی حسی- عصبی بعد از عمل جراحی در شش بیمار ( 6%) دیده شد. پنج مورد (83%) از این بیماران زن بودند. بیشترین میزان عارضه (6/66%) به دنبال جراحی تمپانوپلاستی با ترمیم استخوانچه ای بود. هیچ موردی از کاهش شنوایی حسی- عصبی به دنبال رادیکال ماستوئیدکتومی و رادیکال ماستوئیدکتومی مدیفیه دیده نشد.

  نتیجه گیری: هر نوع جراحی در گوش میانی با احتمال آسیب به عصب صورتی و در نتیجه کاهش شنوایی همراه است. از آنجا که معمولا جراحی گوش میانی برای بهتر شدن عملکرد گوش میانی انجام می گیرد چنین خطری باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد. در مطالعه حاضر دستکاری استخوانچه ای نقش عمده در پیدایش عارضه کاهش شنوایی حسی- عصبی بعد از جراحی داشت.


عبدالحسن کاظمی، نجیبه اصل رهنمای اکبری، ایرج اسودی، جمال عیوضی، جلیل واعظ، علیرضا نیکان فر، هادی ملجایی، حسین کوشافر، ایران نوع خواهی، لیلا نوزمانی،
دوره 10، شماره 2 - ( 3-1389 )
چکیده

  زمینه و هدف: میکوزها از عفونتهایی هستند که در مبتلایان به سرطان و دارای سیستم ایمنی سرکوب شده سبب مرگ و میر می گردند. مالاسزیافورفور و واریته های مختلف آن منجمله پیترسبوروم اووال معمولا" در افراد نرمال ایجاد میکوزهای سطحی در سطحی ترین لایه های کراتینی پوست می نمایند. فونگمی مرتبط به کاتتر و فولیکولیت ناشی از مالاسزیا فورفور و پیترسبوروم اووال نسبتا" شایع است ولی این قارچ می تواند از پریتونیت، آرتریت عفونی، ماستیت، سینوزیت و عفونتهای مختلف چشمی نیز جدا شود. در این مطالعه وجود پیترسپوروم اووال در شوره های سر و پوست سر بیماران لوسمیک تحت شیمی درمانی مورد بررسی قرار گرفته است.

  روش کار: طی یکسال از شوره های موجود در سر یکصد بیمار مبتلا به لوسمی تحت شیمی درمانی نمونه برداری شد. شوره ها پس از رنگ آمیزی با بلودومتیلین مورد بررسی میکروسکوپی قرار گرفته، وجود و کمیت سلولهای مخمری جوانه دار بصورت عدد هشت 8 انگلیسی در بین سلولهای اپیدرمی ثبت و گزارش گردید.

  یافته ها: وجود پیترسپوروم اووال در 82% بیماران مورد مطالعه مثبت بود. اغلب بیماران در سنین 20-50 سالگی بودند که دارای شوره های درشت سبوس مانند و خارش در سر بودند .

  نتیجه گیری: با توجه به اینکه بیشتر بیماران (82%) در این مطالعه از نظر وجود پیترسپوروزیس مثبت بودند؛ پیشنهاد می شود که در صورت بروز هر گونه تظاهرات بالینی مربوط به پیترسپوروزیس نسبت به درمان آن اقدام درمانی صورت پذیرد تا از بروز عفونتهای خطرناک قارچی گاها" دارای پیش آگهی وخیم، جلوگیری به عمل آید.


فرهاد پورفرضی، افسانه انتشاری مقدم، عباس یزدانبد، زهرا تذکری، اسماعیل فرزانه، مهرداد میرزارحیمی،
دوره 11، شماره 1 - ( 1-1390 )
چکیده

  زمینه و هدف: سندرم روده تحریک­پذیر ( IBS ) Irritable Bowel Syndrome نوعی اختلال عملکردی روده­ای است که شیوع بالائی در کلیه کشورهای دنیا و از جمله ایران دارد. با توجه به عدم وجود درمان مؤثر و مزمن بودن بیماری که معمولاً با تشویش و اضطراب بیماران و درمانده شدن پزشک معالج همراه است، پیدا کردن راه حل درمانی مؤثرتری که بتواند علائم بیماران از جمله درد شکم و تغییرات اجابت مزاج را کنترل نماید، ضروری به نظر می­رسد. هدف این مطالعه بررسی اثرات ماست پروبیوتیک در کنترل علائم بیماری IBS می­باشد.

  روش کار: در یک کارآزمایی بالینی دوسوکور، 60 بیمار که بر اساس معیارهای RomeII با تشخیص IBS به درمانگاه گوارش مرکز آموزشی درمانی امام خمینی مراجعه کرده بودند، به طور تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شده و به مدت چهار هفته تحت درمان با ماست پروبیوتیک (31 بیمار) و ماست معمولی (29 بیمار) که توسط کارخانه کدبندی شده بود قرار گرفتند. قبل از شروع درمان، در آخر هفته دوم و چهارم درمان و نیز دو هفته بعد از اتمام درمان از نظر بهبود در علائم بررسی شدند و اطلاعات وارد پرسشنامه گردید و سپس داده­ها با استفاده ازآزمون­های تی مستقل و کای دو توسط نرم افزار SPSS نسخه 17 تجزیه و تحلیل شد. نتایج دو گروه مداخله و کنترل با یکدیگر مقایسه شدند.

  یافته ها: یافته­ها نشان داد 36 نفر (60%) از بیماران زن و 24 نفر (40%) مرد بودند. میانگین سنی افراد شرکت ­کننده 9±1/34 سال بود و دو گروه مداخله و کنترل تفاوت آماری معنی­دار نداشتند. از نظر مدت، زمان شروع بیماری در دو گروه تقریباً مشابه بود. میانگین زمانی شروع علائم در گروه مداخله 1/5±7/5 و در گروه کنترل 9/4±5/6 سال بود. بعد از مداخله علائم بالینی در دو گروه مورد بررسی قرار گرفت و مشخص شد که در گروه مداخله شدت درد و نفخ کاهش یافته است که این کاهش از نظر آماری معنی­دار بود (05/0 > p )، لیکن مصرف ماست پروبیوتیک تأثیری در علائم بالینی از جمله سوزش سردل، تهوع، دفعات اجابت مزاج و قوام مدفوع نداشت (05/0 < p ).

  نتیجه گیری: افزودن ماست پروبیوتیک به رژیم غذایی بیماران می­تواند در بهبودی علایم IBS خصوصا درد و نفخ شکم موثر واقع گردد. با در نظر گرفتن شیوع بالای IBS و نبود درمان­های موثر، ارائه روش درمانی که حتی باعث بهبودی جزئی در علایم بیماری شود، دستاورد مهمی محسوب می­شود.


مریم چاووشی فروشانی، عباسعلی ایمانی فولادی، سارا سعادتمند،
دوره 11، شماره 3 - ( 6-1390 )
چکیده

  زمینه و هدف: باکتری اشریشیاکلی O157:H7 در کشورهای در حال توسعه، یکی از عوامل مهم اسهال می­باشد، لذا توجه به درمان آن ضروری است. به علت بروز مقاومت­های دارویی، از بین رفتن فلور طبیعی روده و القا تولید وروتوکسین توسط این باکتری در اثر مصرف برخی از آنتی بیوتیک­ها، نیاز به روش­های نوین درمانی است. در این تحقیق لاکتوباسیلوس کازه­ای از ماست جداسازی شد و اثر جسم سلولی و مایع رویی حاصل از کشت آن بر روی باکتری پاتوژن فوق بررسی شد.

  روش کار: نمونه­های مختلفی از ماست در محیط MRS در شرایط بی­هوازی در 37 درجه سانتی­گراد کشت داده شد. لاکتوباسیلوس کازه­ای به روش میکروبیولوژیک و مولکولی شناسایی شد. اثرات ضد میکروبی جسم سلولی و مایع رویی حاصل از کشت این لاکتوباسیلوس با استفاده از روش انتشار از چاهک و حداقل غلظت بازدارندگی ( MIC Minimum Inhibitory Concentration ) برضد اشریشیاکلی O157:H7 تعیین گردید. منحنی­های رشد استاندارد برای باکتری پاتوژن و لاکتوباسیلوس کازه­ای به دو روش کدورت سنجی و شمارش کلنی رسم شد، حداقل غلظت کشنده ( MBC Minimum Bactericidal Concentration ) و مهارکننده رشد مایع رویی حاصل از کشت لاکتوباسیلوس کازه­ای نیز تعیین گردید و پایداری مایع رویی حاصل از کشت در مقابل حرارت و pH بررسی شد.

  یافته­ها: در بین ماست­های مورد مطالعه از 2 نمونه ماست لاکتوباسیلوس کازه­ای جداسازی و با روش­های فنوتیپی و ژنوتیپی تایید گردید. اثر ضد میکروبی این سویه­ها بر علیه اشریشیاکلی O157:H7 اثبات گردید. مایع رویی حاصل از کشت سویه­های مورد مطالعه، در حرارت­های 56، 70 و 80 و 100 درجه سانتی­گراد، به مدت 30 و 60 دقیقه پایدارند، و نیز در مقابل pH های 3 ، 7 و 10 پایدار بودند. حداقل غلظت کشنده و مهار کننده رشد مایع رویی لاکتوباسیلوس­ها با استفاده از روش رقت در لوله به ترتیب رقت 16/1 و 8/1 بود.

  نتیجه­گیری: با توجه به نتایج بدست آمده، می­توان از مایع رویی به عنوان نگهدارنده بیولوژیکی در صنایع غذایی استفاده کرد. همچنین به علت اثر ضد باکتریایی لاکتوباسیلوس کازه­ای، می­تواند در درمان بیماری­های ناشی از اشریشیاکلی O157:H7 مورد استفاده قرار گیرد.


محسن سکوتی، ایرج فیضی،
دوره 11، شماره 4 - ( 9-1390 )
چکیده

  زمینه و هدف: هیپوکلسمی یکی از عوارض شدید جراحی تیروئیدکتومی توتال است. این عارضه معمولا بدنبال صدمه غدد پاراتیروئید در حین جراحی اتفاق می­افتد. این مطالعه فراوانی هیپوکلسمی دائم و موقت در بیماران توتال تیروئیدکتومی و نیز نقش کاشت پاراتیروئید در جلوگیری از هیپوکلسمی دائم در بیماری­های بدخیم و یا خوش خیم را مورد بررسی قرار می دهد.

  روش کار: در این مطالعه گذشته نگر، صد بیمار تیروئیدی با بدخیمی و خوش­خیمی که تحت اعمال جراحی تیروئیدکتومی توتال با یا بدون دیسکسیون رادیکال غدد لنفاوی گردن قرار گرفته بودند وارد مطالعه شدند. در این مطالعه عوارض تیروئیدکتومی توتال بخصوص هیپوکلسمی گذرا و دائمی و نیز درمان آن مورد مطالعه قرار گرفت. در این مطالعه گروه I با 46 نفر از بیماران بعلت بدخیمی که 37 آن ها ) زیر گروه A ) با توتال تیروئیدکتومی درمان شدند که در 3 مورد کاشت پاراتیروئید صورت گرفت و در 9 بیمار بقیه (زیرگروه B ) که با اعمال جراحی دیسکسیون رادیکال گردنی توام با تیروئیدکتومی درمان صورت گرفت و در 4 بیمار کاشت پاراتیروئید انجام یافت. گروه II با 54 بیمار با بیماری­های خوش­خیم تیروئید که با اعمال جراحی تیروئیدکتومی درمان شده­اند در 2 مورد کاشت پاراتیروئید صورت گرفت. کلاً در 9% از بیماران پیوند یا کاشت پاراتیروئید در بین الیاف عضله استرنوکلوئید و ماستوئید یا دلتوئید انجام گرفت .

  یافته ها: شصت و هفت درصد زن با میانگین سنی 8/10 ± 9/39 سال و 33% مرد با میانگین سنی 8/8 ± 2/37 سال افراد مورد مطالعه را تشکیل داده اند. هیپوکلسمی گذرا در 17% از بیماران اتفاق افتاد که اکثر آنها با تجویز کلسیم تزریقی و یا خوراکی درمان شدند. هیچ یک از بیماران دچار هیپوکلسمی دائم نشدند. از گروه I ، 13 بیمار دچار هیپوکلسمی گذرا شدند در زیر گروه A از گروه بد خیمی 8 بیمار و در زیر گروه B از همان گروه 5 بیمار دچار هیپوکلسمی گذرا شدند. در گروه II ( گروه خوش خیمی) 4 بیمار دچار هیپوکلسمی گذرا شدند. اختلاف آماری معنی­داری از نظر کاشت پاراتیروئید و اثر آن در جلوگیری از هیپوکلسمی در بین گروه­های I و II (006/0= p ) و نیز بین دو زیر گروه A و B از گروه I (04/0= p ) وجود داشت. پارزی گذرای عصب راجعه در 2% و پارالیزی دائمی عصب راجعه در هیچ کدام از بیماران ایجاد نشده است.

  نتیجه گیری: کاشت پاراتیروئید صدمه دیده و یا اجباراً برداشته شده در غلاف عضله استرنوکلوئید و ماستوئید یا دلتوئید در حین جراحی تیروئیدکتومی توتال با و یا بدون دیسکسیون رادیکال گردنی می­تواند از ایجاد عارضه هیپوکلسمی دائمی جلوگیری کند.


مریم قربانی، یحیی سخنگویی، حیدر صادقی،
دوره 13، شماره 3 - ( 6-1392 )
چکیده

  مقدمه : عمل سرطان پستان مانند سایر جراحی ها، ممکن است مشکلات و عوارضی داشته باشد که شناسایی آن ها می تواند به عنوان روشی برای پیشگیری یا مقابله با عوارض مؤثر واقع شود. با توجه به بروز اختلال حرکتی و حسی در اندام فوقانی در سمت جراحی شده، استفاده از روش های بازتوانی را ضروری می سازد. هدف اصلی در انجام این تحقیق تاثیر تمرینات پیلاتس بر دامنه حرکتی و ادم اندام فوقانی زنان مبتلا به سرطان پستان متعاقب عمل جراحی بود.

  روش کار : این تحقیق شبه تجربی، روی 25 بیمار به صورت تصادفی از میان بیماران مراجعه کننده به مرکز انستیتو کانسر انجام شد. برنامه ی تمرینی طراحی شده شامل پنج حرکت Mat پیلاتس بود که به مدت 15 جلسه تا مرز خستگی بیمار انجام گرفت و گروه کنترل در همین مدت به تمرینات اکتیو رایج در مرکز فیزیوتراپی پرداختند. دامنه حرکتی اندام فوقانی و ادم قبل و بعد از اعمال برنامه تمرینی، اندازه گیری شد. برای توصیف اطلاعات از میانگین و انحراف استاندارد و برای تحلیل استنباطی از آزمون t همبسته و تحلیل واریانس یک طرفه برای مقایسه متغیرها قبل و بعد از اعمال برنامه تمرینی در سطح معناداری 05/0 استفاده شد.

  یافته ها : نتایج، تفاوت معنی دار بین پیش و پس آزمون در فلکشن، اکستنشن، چرخش داخلی وچرخش خارجی شانه، فلکشن و اکستنشن آرنج، فلکشن، اکستنشن، انحراف به سمت زند اعلا و انحراف به سمت زند اسفل مچ و محیط بازو، ساعد را در گروه پیلاتس نشان داد. در حالی که در گروه کنترل فلکشن، اکستنشن، چرخش داخلی و خارجی شانه، فلکشن، اکستنشن آرنج و فلکشن مچ بین پیش و پس آزمون تفاوت معنی دار بود.

  نتیجه گیری : استفاده از تمرینات پیلاتس پس از جراحی ماستکتومی می تواند دامنه حرکتی اندام فوقانی سمت مبتلا در بیماران را افزایش و ادم را کاهش داده و عملکرد حرکتی اندام فوقانی را بهبود بخشد.


محمد حسین راضی جلالی، سمیه بهرامی، حسین نجف زاده، زینب اسدی،
دوره 14، شماره 3 - ( 6-1393 )
چکیده

  زمینه و هدف: لیشمانیوزیس از جمله بیماری‌های عفونی مهم و موثر بر سلامت عمومی در مناطق مختلف است. ترکیبات شیمیایی مختلفی علیه لیشمانیوز موثر می‌باشند، اما بطور کلی درمان لیشمانیوز احشایی اغلب دشوار است. بنابراین شناسایی عوامل شیمیایی جدید برای درمان و کنترل بیماری مهم است. از آنجایی که مسیرهای سنتز ارگوسترول یکی از اهداف درمانی انگل­های لیشمانیا می باشند، هدف از مطالعه­ی حاضر بررسی اثرات مجزا و همزمان دو داروی آمیودارن و کتوکونازول بر روی انگل لیشمانیا اینفانتوم بوده ­است.

  روش کار: برای به دست آوردن فاز لگاریتمی، انگل در محیط BHI حاوی 10% سرم جنین گوساله، آنتی بیوتیک پنی‌سیلین و استرپتومایسین کشت داده و در دمای 24 درجه سانتیگراد انکوبه شد. فرم‌های مشابه اماستیگوت‌ها در محیط BHI با 20% سرم جنین گوساله و 5/5 = pH کشت و در دمای 37 درجه سانتیگراد انکوبه گردیدند. حساسیت لیشمانیا اینفانتوم به آمیودارون و کتوکونازول با بررسی تکثیر انگل در حضور یا عدم حضور داروها با روش MTT ارزیابی شد. برای ارزیابی اثرات سینرژیس تی دو دارو بر ضد پروماستیگوت‌ها و اماستیگوت‌های اکسنیک، FIC محاسبه شد و منحنی ایزوبولوگرام آن رسم گردید.

  یافته­ها: آمیودارون باعث کاهش زنده‌مانی پروماستیگوت‌ها و اماستیگوت‌های اکسنیک لیشمانیا گردید. از طرف دیگر کتوکونازول نیز اثر وابسته به دوز داشته و بر روی پروماستیگوت‌ها و اماستیگوت‌های اکسنیک موثر بود. در استفاده همزمان دو دارو با بررسی مقدار FIC و منحنی مقعر ایزوبولوگرام مشخص گردید که دو دارو دارای اثرات سینرژیستی بوده و اثر یکدیگر را کاملا تقویت می­کنند. 

  نتیجه­گیری: مطالعه­ی حاضر نشان داد که دو داروی آمیودارون و کتوکونازول به تنهایی و به صورت ترکیبی در شرایط برون تنی بر انگل لیشمانا اینفانتوم موثر می­باشند و ممکن است ترکیب دو داروی آمیودارون و کتوکونا ز ول بتواند در درمان لیشمانیو ز احشایی موثر باشد. از طرف دیگر با ترکیب این دو دارو نه تنها از دوز دارو کاسته خواهد شد بلکه ا ز اثرات جانبی داروی آمیودارون مانند اختلالات قلبی ، اختلالات تیروئید‌ و فیبروز ریوی کاسته خواهد شد.


علی نیاپور، کیوان امیرشاهرخی، محمد آذری راد، بهنام محمدی قلعه بین،
دوره 19، شماره 1 - ( 1-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: داروهای خط اول درمان لیشمانیوز ترکیبات پنج ظرفیتی آنتیموان هستند که دارای عوارض جانبی متعدد از جمله سمیت دارویی هستند. از طرفی مقاومت به این داروها در سراسر جهان رو به افزایش میباشد. داروهایی مانند آمفوتریسین ب و پنتامیدین که در خط دوم درمان قرار میگیرند، نیز دارای عوارض جانبی بوده یا هزینه بالایی را به بیمار تحمیل میکنند. با توجه به اثرات سمی پاراکوات، این مطالعه با هدف تاثیر آن روی زنده مانی پروماستیگوتهای لیشمانیا ماژور و سلولهای HUVEC انجام گرفت.
روش کار: پروماستیگوتهای انگل لیشمانیا به تعداد 106×2/5 در هر چاهک از پلیتهای 96 خانه ای تحت مواجهه با غلظتهای مختلف پاراکوات قرار گرفتند. تیمار به مدت 48 ساعت و در دمای C° 24 انجام شد. سپس آزمایش MTT برای ارزیابی میزان تاثیر پاراکوات انجام گردید. جذب نوری با استفاده از دستگاه خوانشگر پلیت در طول موج 570 نانومتر قرائت گردید. از رنگ آمیزی تریپان بلو جهت بررسی تعداد پروماستیگوتهای زنده پس از تیمار با پاراکوات استفاده شد. همچنین، تاثیر غلظت های مختلف پاراکوات بر بقا سلول های HUVEC در شرایط کشت بررسی گردید.
یافته ها: نتایج تست MTT نشان داده که غلظتهای افزایشی پاراکوات به صورت معنیداری میتواند بقا انگلهای پروماستیگوت را در مقایسه با گروه کنترل تحت تاثیر قرار دهد. در این مطالعه، غلظت IC50 پاراکوات بر پروماستگوتهای انگل لیشمانیا به میزان 272/46 میکروگرم بر میلی لیتر براورد گردید. یافته های رنگ آمیزی تریپان بلو با نتایج روش MTT مطابقت داشت. علاوه بر این، ما متوجه شدیم که HUVEC ها حساس به پاراکوات هستند (IC50 = 188.99 μg/ml).
نتیجه گیری: پاراکوات اثرات مهاری قوی روی پروماستیگوتهای لیشمانیا ماژور و سلول های اندوتلیال انسانی دارد. آزمایشات بیشتر در زمینه تاثیر پاراکوات روی زخمهای حاصل از لیشمانیا ماژور در مدلهای حیوانی و اثرات جانبی آن در استفاده موضعی این دارو لازم میباشد.

صفحه 1 از 1     

مجله دانشگاه علوم پزشکی اردبیل Journal of Ardabil University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.16 seconds with 39 queries by YEKTAWEB 4102