[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
بایگانی مقالات زیر چاپ::
بانک ها ونمایه ها::
فرایند کارشناسی مقالات::
فرم نظر سنجی::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
Creative commons

Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License.

..

جستجو در مقالات منتشر شده


21 نتیجه برای سقط

نیره امینی ثانی، سید مرتضی شمشیرگران، فرناز اهدایی وند، افروز مردی،
دوره 3، شماره 1 - ( 1-1382 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان پستان شایع ترین سرطان زنان سراسر دنیا و علت عمده مرگ های ناشی از سرطان در زنان است، بنابراین شناسایی عوامل خطر آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در این مطالعه رابطه سقط و سرطان پستان مورد بررسی قرار گرفته است.
روش کار: این مطالعه از ابتدا تا پایان سال 1380 به روش مورد- شاهدی در مشهد انجام شد و در آن 105 زن با ابتلای قطعی به سرطان پستان با 105 زن سالم که در همسایگی آنها زندگی می کردند و از نظر سنی همسان بودند، مورد مقایسه قرار گرفتند. ابزار گرد آوری اطلاعات پرسشنامه ای شامل اطلاعات دموگرافیک و نیز سئوالاتی در زمینه عوامل مرتبط با باروری با تاکید بر سقط بود. داده ها پس از جمع آوری با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه9 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: نتایج این مطالعه نشان دادکه سابقه سقط با سرطان پستان ارتباط دارد (OR=2/09%95 CT=1/18-3/69). همچنین بین دفعات سقط و سرطان پستان رابطه معنی داری یافت شد (p=0/0008) و همچنین مشخص شد که چنانچه سقط قبل از اولین حاملگی ترم روی دهد خطر سرطان پستان افزایش می یابد (OR-5/97 %95 CT=1/18-19/6)، اما سن به هنگام سقط تاثیری بر خطر سرطان پستان نداشت.
نتیجه گیری: با توجه به یافته های مطالعه حاضر به نظر می رسد که سقط با خطر سرطان پستان رابطه دارد و هر چه دفعات آن بالاتر باشد خطر افزایش می یابد و چنانچه قبل از اولین حاملگی ترم روی دهد نسبت به پس از آن با خطر بیشتری همراه است بنابراین مداخلات بهداشتی مناسب در این خصوص ضروری بنظر می رسد.
عباس افلاطونیان،
دوره 3، شماره 2 - ( 3-1382 )
چکیده

زمینه و هدف: با وجود تمام پیشرفت های علم پزشکی، حاملگی خارج رحمی هنوز عامل مهمی در مرگ و میر زنان در سنین باروری محسوب می شود. با وجود اینکه تحقیقات زیادی در زمینه درمان طبی حاملگی خارج رحمی انجام شده است، هنوز در اکثر موارد اولین برخورد با این بیماران درمان جراحی است. بسیاری از بیماران مبتلا به حاملگی خارج رحمی برای اولین بار باردار شده اند و حفظ قدرت باروری این بیماران در آینده بسیار مهم است که معمولا ً با روش جراحی خصوصا ً به روش سالپنژکتومی این نتیجه حاصل نخواهد شد. بنظر می رسد که هنوز نقش درمان طبی در حام ل گی خارج رحمی خصوصا ً در کشور ایران شناخته ن شده است. هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر درمان طبی با متوتروکسات در تعدادی از مبتلایان به حاملگی نابجا می باشد .

  روش کار: در یک مطالعه آینده نگر و از نوع کارآزمایی بالینی بدون گروه کنترل، 26 بیمار مبتلا به حاملگی نابجا در بیمارستان مادر شهر یزد پذیرش و درمان شدند . 6 بیمارکه اندیکاسیون درمان طبی را نداشتند از ابتدا جراحی شدند و 20 بیمار دیگر با در نظر گرفتن شرایط لازم برای درمان طبی متوتروکسات دریافت کردند. به 20 بیمار کاندید درمان طبی ، متوتروکسات به میزان mg/kg 1 روزانه بصورت انفوزیون وریدی و برای جلوگیری از عوارض دارو ف ـ ولینیک اسی ـ د با یک دهم دوز مت ـ وتروکسات داده شد و تاثیر دارو به وسیله اندازه گیری سریال سرم ارزیابی گردید. اطلاعات با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون آماری مجذورکای تجزیه و تحلیل شد.

  یافته ها: میانگین سن بیماران 19/27 سال بود که بیشتر آنها با لکه بینی مراجعه کرده بودند. میانگین مدت زمان ازدواج در بیماران 9/6 سال بود و بسیاری از آنان (3/42% ) برای اولین بار، باردار شده بودند. در 14 بیمار (8/53%) سابقه نازایی وجود داشت. 9/26% بیماران دارای سابقه سقط بودند و50% سابقه جراحی قبلی در شکم داشتند. 4 بیمار، برای بار دوم به حاملگی خارج رحمی مبتلا شده بودند و میانگین سن حاملگی هنگام تشخیص 2/6 هفته بود. در پایان 15 بیمار (75%) با موفقیت درمان شدند. از 5 بیماری که درمان طبی آنها با شکست مواجه شد، 4 بیمار IU/L 1000 > داشتند. از 8 بیماری که امکان پیگیری آنها وجود داشت 5 بیمار (5/62%) پس از یکسال حاملگی نرمال داخل رحمی را تجربه کردند.

  نتیجه گیری: به نظر می رسد که درمان حاملگی خارج رحمی پاره نشده با متوتروکسات کم خطر و مؤثر می باشد اما میزان موفقیت درمان هنگامیکه سطح سرمی بالای IU/L 1000 باشد، به مقدار قابل توجهی کاهش می یابد.


همایون صادقی، نیره امینی ثانی، شهنام عرشی، سید هاشم سزاوار،
دوره 3، شماره 3 - ( 6-1382 )
چکیده

  زمینه و هدف: بیش از دو دهه است که توجه سازمان بهداشت جهانی به بهداشت باروری معطوف شده است. حفظ و ارتقای سلامت زنان در گرو بهبود شاخص های باروری است. این مطالعه با هدف بررسی این شاخص ها در زنان عشایر استان اردبیل صورت گرفت تا ضمن ترسیم وضعیت موجود راهکارهای مناسب را در جهت بهبود شاخص های باروری ارایه دهد.

  روش کار: قسمتی از طرح بررسی سلامت و بیماری عشایر استان اردبیل که فاز اول آن در سال 1381 صورت گرفت به بررسی شاخص های باروری با استفاده از پرسشنامه دارای ساختار پرداخت، این مطالعه به روش مقطعی در زنان قشلاق عشایر صورت گرفت. اطلاعات مربوط به وضعیت باروری زنان عشایر استخراج گردیده و با نرم افزار SPSS نسخه 10 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و از آمار توصیفی برای ارایه نتایج استفاده شد.

  یافته ها: از 268 زن 49-10 ساله اطلاعات مربوط به شاخص های باروری تکمیل گردید. میانگین سن ازدواج 2/18 سال، سابقه مرده زایی 6/8%، سابقه سقط 1/18% وحاملگی ناخواسته 9/38% بود. 4/31% زنان عشایر اصلاً مراقبت دوران بارداری نداشتند. 6/67% آنهایی هم که مراقبت شده بودند کمتر از 4 بار مراقبت داشتند.

  نتیجه گیری: جهت ارتقای شاخص های باروری زنان عشایر می بایست برنامه ریزی های بهداشتی مناسب خصوصاً جهت ارایه خدمات تنظیم خانواده و مراقبت های دوران بارداری صورت پذیرد تا از پیامدهای بعدی نظیر حاملگی های ناخواسته و عوارض مرتبط با بارداری و زایمان کاسته شود.


عباس افلاطونیان ، هاجر حجت ، نسیم طبیب نژاد،
دوره 4، شماره 4 - ( 9-1383 )
چکیده

زمینه و هدف: حاملگی خارج رحمی شایع ترین علت مرگ و میر زنان باردار در سه ماهه اول حاملگی و عامل 10% مرگ و میر مادران است و تنها یک سوم از زنانی که یک حاملگی خارج رحمی با پارگی لوله ای داشته اند، می توانند در آینده فرزندی سالم به دنیا آورند. به نظر می رسد که بررسی شیوع این نوع حاملگی و عوامل خطر مؤثر در وقوع آن، می تواند به تشخیص زودرس و درمان حاملگی نابجا کمک کند و پیش آگهی باروری آینده را در این بیماران بهبود بخشد.
روش کار: در یک مطالعه توصیفی - مقطعی و گذشته نگر 72 بیمار که با تشخیص حاملگی نابجا در بیمارستان های شهر یزد بستری ودرمان شده بودند، مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات مربوط به بیماران از طریق پرسشنامه و پرونده های موجود در بایگانی بیمارستان ها به دست آمد. بیماران با شک به حاملگی نابجا بستری شده بودند و سپس با انجام سونوگرافی و لاپاروسکوپی تشخیص آنها قطعی شده بود. اطلاعات بوسیله آزمون آماری مجذور کای در نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید.
یافته ها: از فروردین سال 1378 تا اسفند همان سال از بین 11176 حاملگی در شهر یزدکه در پرونده بیمارستان ها موجود بود، 72 بیمار حاملگی خارج رحمی داشتند که به این ترتیب شیوعEP (Ectopic Pregnancy ) در شهر یزد 0/5 در هر 100 حاملگی به دست آمد. بیشتر بیماران (58 بیمار) در رده سنی 39-20 سال بودند. اکثر بیماران (52/8%) پاریتی صفر داشتند. 25% بیماران سابقه یک تا سه بار سقط را ذکر کردند و از 43 بیماری که از تنظیم خانواده استفاده می کردند، 19 بیمار مصرف کننده OCP (Oral Contraceptive Pill) بودند. 39 بیمار سابقه عمل جراحی، 7 بیمار سابقه EP قبلی و 25 بیمار سابقه درمان نازایی داشتند و شایعترین علامت بیماران هنگام مراجعه درد شکمی بود. از 72 بیمار، فقط 4 بیمار به روش طبی با استفاده از متوتروکسات درمان و بقیه بیماران جراحی شدند که از 4 مورد درمان طبی، 3 مورد در نهایت منجر به جراحی بیمار شده بود.
نتیجه گیری: شیوع حاملگی خارج رحمی در شهر یزد 0/5 در هر 100 حاملگی بدست آمد که در مقایسه با آمار کلی کشور کمتر می باشد.
همایون صادقی بازرگانی، شهنام عرشی، علی اکبر مرتضی زاده، جعفر بشیری، نیره امینی ثانی، سید هاشم سزاوار، حسن عدالتخواه، شهرام سیف نژاد، علی روحی، هاله شهلا ‌زاده،
دوره 5، شماره 2 - ( 3-1384 )
چکیده

  زمینه و هدف: جامعه عشایری از جمله جوامعی است که نیازمند برنامه ریزی صحیح در ارایه خدمات بهداشتی- درمانی به منظور ارزیابی و مقایسه نحوه ارایه خدمات اعم از پزشکی، بهداشتی و غیره می باشد. مطالعه حاضر در سطح جمعیت عشایر قشلاقی استان اردبیل با هدف ارزیابی وضعیت بهداشت و سلامت و نحوه ارایه خدمات بهداشتی انجام گرفت.

  روش کار: این مطالعه مقطعی در سال 1381 انجام شد. جامعه مورد مطالعه در آن 320 خانوار (در کل 1800 نفر) درقالب 40 خوشه 8 خانواری می باشد. به علاوه از 458 سگ از طریق ورید سفالیک خونگیری انجام و آزمون آگلوتیناسیون مستقیم انجام شد. در محل خونگیری برای هر نمونه آزمون Dipstick نیز انجام شد و نیز از کل کودکان زیر 12 سال آزمون آگلوتیناسیون مستقیم انجام شد. در محاسبه حجم نمونه قابلیت تعمیم برای 63 متغیر با حداقل سطح اطمینان 90% و حداکثر 97% لحاظ گردیده و با توجه به خوشه ای بودن مطالعه ضریب اثر طرح( Design Effect ) حداقل برابر 56/1 و حد اکثر 4 برای متغیرهای مختلف در حجم نمونه اولیه اعمال گردید.

  یافته ها: ازکل خانوارهای مورد مطالعه 30 خانوار (7/9%) از مزایای آب شبکه لوله کشی داخل واحد مسکونی و بیشترین تعداد خانوار (41%) ا زآب تانکر سیار جهت شرب استفاده می کردند. میزان کلر باقیمانده آب آشامیدنی در 7/88% موارد صفر بود. 89 خانوار (8/27%) در منزل توالت و 22 خانوار (7%) حمام داشتند . 273 خانوار (4/90%) از خانوارهایی که در رژیم غذایی خود از سبزیجات خام استفاده می کردند آن را فقط با آب معمولی می شستند. میزان بروز حوادث در خانوارهای عشایر در یک ماه 230 مورد در 10000 خانوار بود. 1/18% از زنان واجد شرایط عشایر سابقه سقط و 9/38% حاملگی ناخواسته و برنامه ریزی نشده داشتند. 1/47% از زنانی که طی سه سال اخیر زایمان داشتند توسط هیچ فردی که مجاز به انجام مراقبت باشند مراقبت نشده بودند. آگاهی زنان واجد شرایط در خصوص روش های پیشگیری از بارداری رویهم رفته ضعیف بود. کمترین میانگین تاخیر تزریق واکسن مربوط به نوبت سوم واکسن پولیوی خوراکی و برابر 25/19 ± 9/16 روز بود. بیشترین میانگین تاخیر مربوط به نوبت سوم واکسن هپاتیت با 7/60 ± 44/46 روز بود. در اندازه گیری فشار خون از مجموع 503 نفر بزرگتر یا مساوی 12 سال،‌ 77 نفر مبتلا به پر فشاری خون بودند. خونریزی لثه در 7/13%، تورم لثه ها در 8/14% و پیوره در 3/19% موارد وجود داشت. درد گردنی در 2/10%، درد پشت و کمر در 7/18% و درد مفاصل در 5/13% موارد وجود داشتند. میزان تقاضای برآورد نشده جهت ویزیت پزشک 8/64% بود. فراوانی کودکان دارای آزمون مثبت لیشمانیوز احشایی برای پسرها 4/3% و برای دخترها 06/3% بود. 28 سگ نر و 6 سگ ماده نتیجه آزمایش مثبت آگلوتیناسیون مستقیم داشتند که جمعاً 4/7% از موارد را تشکیل می داد. تنها در تیتر 640/1 DAT≥ حساسیت Dipstick به حدقابل قبول بالاتر از 80% رسید.

  نتیجه گیری: بسیاری از شاخص های بهداشتی و سلامت عشایر به استثنای واکسیناسیون، نامناسب بوده نیازمند توجه جدی تر مسئولین و سیاست گزاران بهداشتی کشور می باشد. امکان گسترش بیماری کالاآزار در شمال استان اردبیل و سایر استان های همجوار متاثر از پدیده کوچ عشایر وجود دارد و پیش بینی می شود در سال های آتی شهرستان های بیله سوار و پارساباد نیز به منطقه آندمیک بیماری تبدیل شوند.


سریه گل محمدلو، فرزانه برومند، میترا اسدی افشار،
دوره 5، شماره 4 - ( 9-1384 )
چکیده

  زمینه و هدف: حاملگی ناخواسته یکی از معضلات مهم کشورهای جهان است. در کشور ما نیز علیرغم تلاش های فراوان مسئولین دستگاه های ذیربط و پوشش وسیع تنظیم خانواده، حاملگی ناخواسته و عواقب ناشی از آن از جمله سقط های عفونی از مشکلات شایع می باشند. مطالعه حاضر به منظور بررسی علل حاملگی های ناخواسته در خانم های حامله مراجعه کننده به بیمارستان کوثر ارومیه انجام شد.

  روش کار: این مطالعه از نوع توصیفی - تحلیلی است. اطلاعات مورد نیاز در 330 مورد حاملگی ناخواسته از 1830 زن حامله مراجعه کننده به بیمارستان کوثر ارومیه در طی شش ماه آخر سال 1378، از طریق مصاحبه حضوری و تکمیل پرسشنامه جمع آوری شده است. داده های جمع آوری شده از طریق نرم افزار آماری SPSS و با استفاده از آزمون های آماری مجذور کای و تی تجزیه و تحلیل شد.

  یافته ها: 6/83%‌ افراد مورد مطالعه بی سواد و کم سواد، 36/96% خانه دار،‌ 69/59% سن بیش از 30 سال و‌ 09/79% تعداد فرزندان سه و یا بیشتر داشتند. در مورد روش جلوگیری از بارداری 40% از قرص ضدبارداری، 5/25% روش طبیعی، 10% IUD ( Intra Uterine Device )، 4/6% روش های تزریقی، 5/4%‌ مینی پیل، 6/3% کاندوم، 7/2% ‌شیردهی، ‌9/0% ‌ریتمیک و 6/0% از توبکتومی استفاده می کردند. 8/5% افراد از هیچ روش ضدبارداری استفاده نمی کردند. بین افزایش سن و دفعات حاملگی ناخواسته از نظر آماری ارتباط آماری معنی دار به دست آمد (44/0= r 0001/0 p< ). یک همبستگی منفی معنی دار بین میزان تحصیلات و دفعات حاملگی (39/0= r 0001/0 p< ) به دست آمد. علل ناکامی شامل استفاده نامرتب از قرص، ‌مینی پیل و کاندوم (هر کدام بیش از 90%)،‌ عدم آشنایی با روش مقابله به هنگام فراموشی مصرف قرص (77/0)، خارج کردن IUD ، قصور درتزریق در روش DMPA ( Depot Medroxy Progestrone Acetate ) و استفاده غلط از روش شیردهی بود.

  نتیجه گیری: نتایج نشان داد افراد مورد مطالعه علیرغم دسترسی مناسب به روش های مطمئن پیشگیری، عموما ً به علت کمبود اطلاعات ، استفاده نامرتب و برداشت های نادرست از عوارض روش های پیشگیری، از روش های غیر مطمئنی که در آنها احتمال شکست به علت سهل انگاری فردی یا فراموشی وجود داشت ، استفاده می کردند. مد نظر قرار دادن مشکلات ذکر شده توسط مراکز تنظیم خانواده می تواند شیوع حاملگی ناخواسته را کاهش دهد.


فهیمه صحتی شفایی، فاطمه رنجبر کوچکسرائی، مرتضی قوجازاده، ژیلا محمد رضایی،
دوره 8، شماره 1 - ( 1-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: اختلال افسردگی بویژه در میان زنان در سنین باروری دارای شیوع نسبتاً بالایی بوده و کیفیت ناتوان کننده دارد. هدف این مطالعه بررسی ارتباط بین عوامل مختلف مستعد کننده افسردگی پس از زایمان بود.
روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی- تحلیلی بوده، که درآن600 مادر مراجعه کننده به مراکز بهداشتی- درمانی شهر تبریز مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار تحقیق، پرسشنامه ای مشتمل بر شش بخش مشخصات فردی، اجتماعی و مامایی مادر، تست اعتماد به نفس روزنبرگ، مقیاس سنجش استرس هلمز و پرسشنامه استاندارد افسردگی ادینبرگ بود که به وسیله مصاحبه ساختار یافته، توسط پژوهشگر تکمیل گردید. داده های بدست آمده از مطالعه بوسیله روشهای آماری توصیفی و استنباطی و با استفاده از نرم افزار SPSS 14/win مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: 34/7% مادران در این مطالعه دچار افسردگی (نمره بالای 12) بودند. نتایج پژوهش نشان داد که بین نارضایتی از ازدواج، نحوه روابط با مادر و مادر شوهر و خانواده همسر، نارضایتی از وضعیت شغلی و محل زندگی ، ناخوشایند بودن تجربه بارداری، اقدام به سقط، ناخواسته بودن بارداری، عدم آمادگی پذیرش نوزاد، مشکلات شیردهی، افزایش میزان استرس و کاهش سطح اعتماد به نفس مادر با افسردگی پس از زایمان ارتباط آماری معنی دار وجود دارد.
نتیجه گیری: شیوع بالای افسردگی پس از زایمان در این مطالعه نشان داده شد ، همچنین تأثیر عوامل متعدد نظیر نارضایتی از ازدواج روابط با مادر و مادر شوهر و همسر خانواده همسر وضعیت شغلی و مشکلات مربوط به نوزاد با افسردکی مادر در ارتباط می باشد.
نعیما خدادادی، هائیده محمودی، سیده نوشاز میر حق جو،
دوره 8، شماره 2 - ( 3-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: افسردگی پس از زایمان نوعی اختلال روانی محسوب می شود که عوامل روانی- اجتماعی با آن ارتباط دارند. تحقیق حاضر با هدف تعیین ارتباط بین افسردگی پس از زایمان و برخی از عوارض روانی- اجتماعی وتعیین میزان افسردگی پس از زایمان در مادران مراجعه کننده به مراکز بهداشتی شهر رشت انجام شده است.

روش کار: در این پژوهش توصیفی-همبستگی،350 زن بصورت تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل دو پرسشنامه، در ارتباط با عوارض روانی- اجتماعی مادران و آزمون افسردگی پس از زایمان ادینبورگ بود، که به روش مصاحبه و توسط پژوهشگر تکمیل شد.

یافته ها: نتایج تحقیق بیانگر آن است که 16% از نمونه ها به افسردگی پس از زایمان مبتلا بودند، همچنین نتایج نشان دادند که بین میزان رضایت از زندگی با خانواده همسر (0/021=p)، حوادث ناگوار زندگی (p<0/0001)، سابقه بیماری روانی در خانواده (p<0/0001)، سابقه افسردگی پس از زایمان در خانواده (p=0/008)، حاملگی ناخواسته (p=0/041)، تمایل به سقط جنین (p<0/0001)، رضایت مادر از جنس نوزاد (0/034=p)، رضایت خانواده همسر از جنس نوزاد (0/005=p)، نوع ارتباط با همسر (p<0/0001)، نوع ارتباط با خانواده همسر (p<0/0001) و افسردگی پس از زایمان ارتباط معنی دار آماری وجود دارد.

نتیجه گیری: پرستاران نقش مهمی در پیشگیری ثانویه و غربالگری زنان مبتلا به افسردگی پس از زایمان و ارجاع سریع و مناسب این زنان به روانپزشک دارند.پرستاران باید در مورد عوامل خطرزای افسردگی پس از زایمان آگاهی داشته باشند و این اطلاعات را به مادران و خانواده هایشان منتقل نمایند.


حسین علی محمدی، نسرین فولادی، فیروز امانی، مهران صفرزاده، فرهاد پور فرضی، عفت مظاهری،
دوره 8، شماره 4 - ( 9-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: توکسوپلاسما از بیماری های مهم انگلی مشترک انسان و دام است. عفونت با توکسوپلاسما گوندی، در صورت انتقال انگل به جنین یا فعال شدن مجدد آن در افرادی با سیستم ایمنی سرکوب شده، علائم بالینی شدیدی ایجاد می کند. هدف این مطالعه سرواپیدمیولوژی توکسوپلاسموز در خانم های مراجعه کننده به مرکز بهداشت اردبیل بر اساس آزمایشات قبل از ازدواج بود.
روش کار: در این مطالعه 272 نمونه خون از خانم های در شرف ازدواج مراجعه کننده به مرکز بهداشت اردبیل در سال 1386 جمع آوری گردید. نمونه ها جهت تعیین سطح آنتی بادی های IgM و IgG ضد توکسوپلاسما با روش الیزا تحت بررسی و آزمون قرار گرفتند.
یافته ها: 42/3% افراد مورد مطالعه IgG مثبت و در 1/1% افراد IgM و IgG هر دو مثبت بودند. در بین افراد IgG مثبت 11/3% افراد سابقه سقط در خانواده، 96/5% مصرف سبزیجات خام، 92/2% مصرف گوشت نیم پز، 89/6% سابقه عدم استفاده از مواد ضد عفونی کننده در شستشوی سبزی، 29/6% سابقه تماس با دام، 57/4% تماس با گوشت خام داشتند و 94/8% از آب لوله کشی استفاده می کردند.
نتیجه گیری: 57/7% از خانم های در شرف ازدواج شهر اردبیل از نظر سرولوژی توکسوپلاسموز منفی می باشند، لذا آموزش بهداشت برای حذف عوامل خطر به ویژه در طی دوران بارداری ضروری به نظر می رسد.
معصومه حاجی شفیعها، شاکر سالاری لک، مینو خیری تبار، سیامک ناجی، مهزاد مهرزاد صدقیانی، ناهیده صادق اسدی،
دوره 11، شماره 1 - ( 1-1390 )
چکیده

  زمینه و هدف: با وجودی که روشهای درمان ناباروری پیشرفت چشمگیری داشته است اما درصد لانه گزینی و تولد نوزاد زنده تغییر چندانی پیدا نکرده است. چرا که عدم لانه گزینی و سقط زودرس سبب کاهش درصد تولد زنده در این روشها می گردد. از علل مطرح در بروز مشکلات لانه گزینی و سقط زودرس جنین در این روشها عفونتهای دستگاه تناسلی می باشد. از جمله این عفونتها می توان به واژینوزباکتریال اشاره کرد. در صورت اثبات نقش واژینوزباکتریال در این مشکلات و با توجه به اینکه تشخیص و درمان واژینوزباکتریال آسان و کم هزینه است شاید بتوان با تشخیص و درمان صحیح و قبل از انجام فن آوریهای کمک باروری ( Assisted reproductive technology (ART) ) احتمال حاملگی و درصد تولد زنده را در این روشها افزایش داد. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط واژینوباکتریال با لانه گزینی و سقط زودرس جنین در زنان تحت درمان با روشهای ناباروری به انجام رسید.

  روش کار: در این مطالعه 209 زن نابارور مراجعه کننده به درمانگاه نازایی کوثر ارومیه که تحت درمان با تزریق داخل سیتوپلاسمی اسپرم قرار می گرفتند به روش نمونه گیری در دسترس ساده انتخاب شدند. در هنگام انتقال جنین به داخل رحم ، ابتدا با سواپ پنبه استریل نمونه ای از کلدوساک خلفی برداشته شده و روی لام شیشه ای تثبیت وبعد از رنگ آمیزی گرم توسط پاتولوژیست از نظر واژینوزباکتریال درجه بندی گردید. پس از اخذ نمونه، انتقال جنین انجام شده و سپس ارتباط واژینوزباکتریال با لانه گزینی جنین و سقط زودرس مورد مطالعه قرار گرفت. داده ها وارد نرم افزار SPSS شده و با استفاده از آزمونهای آماری واریانس یکطرفه و کای دو مورد آنالیز قرارگرفتند. سطح معنی دار از نظر آماری 05/0 > pدر نظر گرفته شد.

  یافته ها: در نازایی با فاکتور لوله و مشکلات تخمک گذاری شیوع واژینوزباکتریال بیشتر از دیگر علل بود (013/0= p ). شیوع حاملگی در بیماران دچار واژینوزباکتریال نسبت به فلور طبیعی و بینابینی تفاوت معنی دار نداشت. از نظر بروز سقط زودرس نیز تفاوت آماری معنی داری بین بیماران با واژینوزباکتریال و فلورطبیعی و بینابینی دیده نشد.

  نتیجه گیری: شیوع واژینوزباکتریال در بیماران نابارور بیشتر از جمعیت عمومی بوده و در بیماران نازا با فاکتور لوله و مشکلات تخمک­گذاری بیشتر از دیگر علل نازایی می باشد ولی بر میزان بارور شدن تخمک تاثیری ندارد.


رویا متولی، لیلا علیزاده، مریم نمادی وثوقی، سمیرا شهباززادگان،
دوره 12، شماره 4 - ( 9-1391 )
چکیده

  زمینه و هدف: وقوع چشمگیر سقط های القایی و غیر بهداشتی در سراسر جهان بویژه در جوامع در حال توسعه و منجر شدن بسیاری از این سقط ها به مرگ و میر مادران در سنین بارداری و نیز بر جای گذاردن صدها هزار ناتوانی جسمی و جنسی در جوامع مختلف از جمله ایران و روند رو به رشد آن در کشور ما، که یک سری عوارض اقتصادی را نیز بدنبال دارد، موجب شد این مطالعه با هدف بررسی میزان شیوع، علل و پیامدهای سقط عمدی در زنان شهر اردبیل انجام گیرد.

  روش کار: این مطالعه از نوع توصیفی گذشته نگر بود که به زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر اردبیل که دارای مشخصات واحدهای پژوهشی بودند، پرسشنامه محقق ساخته برای کنترل متغیرهای مورد نظر جهت تکمیل ارائه گردید. روش نمونه گیری به صورت تصادفی بود و تعداد نمونه با استفاده از فرمول حجم نمونه، 1200 نفر در نظر گرفته شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بود که شامل سوالاتی در زمینه مشخصات فردی، سوابق بارداری و روش های پیشگیری از بارداری بود. جهت تعیین اعتبار علمی ابزار از روش اعتبار محتوا و جهت تعیین پایایی ابزار از روش آزمون مجدد استفاده شد. بعد از تکمیل نمونه، اطلاعات به نرم افزار Spss نسخه 16 داده شد و برای روش تجزیه و تحلیل از آمار توصیفی و استنباطی استفاده گردید. در قسمت آمار استنباطی از آزمون های آماری تی مستقل و کای اسکویر استفاده شد.

  یافته ها: میزان شیوع سقط عمدی در تحقیق حاضر 3/8% بود. در اکثریت واحدهای مورد مطالعه دلیل سقط عمدی، رسیدن فرزندان به تعداد دلخواه اظهار گردید و سایر دلایل سقط عمدی عبارت بودند از: وضعیت اقتصادی نامطلوب، فاصله کم بین فرزندان، ادامه تحصیل، نامطلوب بودن جنس جنین، سن بالای مادر و پدر، تحصیلات دانشگاهی و اشتغال مادر، افزایش مدت زمان گذشت از ازدواج (0001/0> p ). در رابطه با پیامدهای سقط عمدی در تحقیق حاضر 5/70% زنان که اقدام به سقط عمدی کرده بودند دچار خونریزی و 4/7% از زنان همزمان دچار خونریزی و عفونت شده بودند و 5/49% از زنان نیز بعلت سقط عمدی در بیمارستان بستری شده بودند.

  نتیجه گیری: با توجه به نتایج تحقیق انتظار آن می رود که مسئولین و دست اندرکاران بهداشتی، گروههای پرخطر جامعه را شناسایی نموده و آموزش های لازم و مشاوره های فردی در جهت آگاه سازی بیشتر آنان و تغییر نگرش و باورهای آنان در خصوص عوارض وخیم ناشی از سقط عمدی را ارائه نمایند.


افسانه ویسی، شیرین لطفی نژاد، فایق ژیان،
دوره 13، شماره 3 - ( 6-1392 )
چکیده

  مقدمه: سرطان دهانه رحم سومین تومور شایع زنان در ایالات متحده امریکاست. این بیماری در کشورهای در حال توسعه اولین تا دومین سرطان شایع دستگاه تناسلی زنان می‏باشد. هدف این پژوهش بررسی ارتباط میان میزان بروز سرطان دهانه رحم با عوامل خطر در زنان مراجعه کننده به مراکز آموزشی و درمانی دانشگاههای علوم پزشکی تهران است.

  روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه تحلیلی موردی- شاهدی می‏باشد. 128 بیمار مبتلا به سرطان دهانه رحم با 128 نفر گروه شاهد از لحاظ سن، سن اولین زایمان، سابقه سقط و کورتاژ، تعداد زایمان و وضعیت اقتصادی و اجتماعی همگن شدند. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون‌های آماری t ، کای‌دو، فیشر و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است.

  یافته ها: نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که وضعیت تأهل فاقد همسر بودن (مطلقه یا بیوه) با نسبت شانس 71/2 و ازدواج بیش از یک بار با نسبت شانس 33/3، ازدواج در سن زیر 16 سال با نسبت شانس61/1 و مصرف قرصهای ضد بارداری با نسبت شانس 072/3 احتمال ابتلا را افزایش می‏دهد و بکار بردن درمانهای کرایو وکوتر با نسبت شانس 6/0 احتمال ابتلا را کاهش می‏دهد.

  نتیجه‌گیری: وضعیت ازدواج شامل (بیوه بودن، ازدواج بیش از دوبار، سن پایین اولین ازدواج ) و مصرف قرص ضدبارداری از عوامل خطر سرطان دهانه رحم می باشد.


پرویز امری مله، مژده کامور ،
دوره 14، شماره 2 - ( 3-1393 )
چکیده

  زمینه و هدف: سندرم آیزن منگر همراه با حاملگی باعث افزایش عوارض و مرگ و میر مادران می شود. بنابراین در اکثر موارد توصیه به ختم حاملگی می شود.

  معرفی بیمار: خانم 29 ساله با سن حاملگی 7 هفته به علت سابقه سندرم آیزن منگر ناشی از نقص سپتوم دهلیزی ( Atrial septal defect ) کاندید سقط درمانی شد. بی حسی داخل نخاعی با 10 میلی گرم بوپیواکایین در وضعیت نشسته در فضای L4-L5 انجام شد. بیمار پس از 2 دقیقه در وضعیت طاقباز قرار گرفت. جراحی وی حدود یک ساعت به طول انجامید. در طول عمل و ریکاوری فشار خون و ضربان قلب تغییرات بارزی نداشت.

  نتیجه گیری: بیحسی داخل نخاعی با بوپیواکایین برای سقط درمانی در بیماران مبتلا به آیزن منگر توصیه می شود.


مرتضی جبارپور بنیادی1، عاطفه محمدی، محمد خلج کندری، سیمین تقوی،
دوره 15، شماره 2 - ( 3-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: منظور از سقط مکرر خودبخودی، وقوع دو یا سه سقط متوالی خودبخودی، قبل از هفته بیستم بارداری است. آدنوزین دآمیناز در متابولیسم پورین‏ها نقش داشته و دارای دو ایزوآنزیمADA1 و ADA2 است. پلی‏مورفیسم G A (الل ADA* ) موجب افزایش سطوح آدنوزین می شود. آدنوزین به دلیل افزایش جریان خون به رحم و جفت دارای نقش محافظتی در برابر سقط های مکرر خودبخودی است. با توجه به تاثیر فعالیت آنزیمی کاهش یافته این پلی مورفیسم بر روی سطوح آدنوزین، نقش پلی مورفیسم G A (الل ADA* ) ژن آدنوزین دآمیناز بر روی سقط های مکرر خودبخودی جمعیت شمالغرب ایران در این مطالعه بررسی شد.
روش کار: یک جمعیت 100 نفری از زنان به دو گروه تقسیم بندی شدند. گروه اول 50 نفر دارای سابقه سقط (حداقل دو بار) و گروه دوم شامل 50 نفر با حداقل دو زایمان موفق و بدون سابقه سقط، مورد بررسی قرار گرفتند. استخراج  DNA  از لکوسیت‏ها و با روش استاندارد استخراج DNA انجام شد. برای بررسی پلی ‏مورفیسم G A، واکنش زنجیره ‏ای پلی‏مراز (PCR) انجام و حضور یا عدم حضور این پلی ‏مورفیسم توسط روشRFLP -PCR بررسی شد. به منظور تجزیه و تحلیل آماری از آزمون مربع کای استفاده شده و ارزش (05/0>P) به عنوان سطح معنی ‏داری در نظر گرفته شد.
یافته‏ها: فراوانی هموزیگوت‏ها (AA) در گروه کنترل 2% مشاهده شد. این در حالی است که هیچ هموزیگوتی (AA) در گروه بیمار دیده نشد. فراوانی هتروزیگوت ‏ها (AG) در گروه کنترل20% و در گروه بیمار 8% گزارش شد (05/0>P). فراوانی هموزیگوت‏ها (GG) در گروه کنترل 78% و گروه بیمار 92% گزارش شد (05/0>P).
نتیجه‏گیری: با توجه به نتایج حاصل، به نظر می‏رسد پلی ‏مورفیسم G A (الل ADA* ) و ژنوتیپ (ADA*1/ADA*2) AG به واسطه کاهش فعالیت آدنوزین دآمینازی، دارای نقش محافظتی در برابر سقط‏های مکرر خودبخودی است.


مرتضی جبارپور بنیادی، صبا احمدپور نظم، سیمین تقوی، فرزام عجمیان،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: سقط مکرر جنین در 1 الی 3 درصد خانم‌هایی که قصد دارند صاحب فرزند شوند، رخ می‌دهد. ترومبوفیلی از علل مستعدکننده سقط مکرر است. فاکتور XIII در انتهای آبشار انعقادی وجود دارد که سبب پایداری لخته می‌شود. شایع‌ترین پلی‌مورفیسم‌ ژنG103T ,FXIII   بوده که باعث تغییر فعالیت فاکتور XIII می‌شود.

روش کار: 70 بیمار با سابقه حداقل 2 بار سقط و 50 خانم بدون سابقه سقط و حداقل 1 تولد زنده به عنوان گروه کنترل از شمالغرب کشور مورد بررسی قرارگرفته‌اند. استخراج DNA به­ روش نمک اشباع از لوکوسیت­ها صورت گرفت. برای بررسی پلی‌مورفیسم مورد نظر از واکنش زنجیره‌ای پلیمراز و همچنین تکنیک PCR-RFLP استفاده شد. بعد از تکثیر ناحیه موردنظر، از آنزیم محدودالاثرDdeI جهت تمایز دو آلل G و T استفاده گردید. به منظور تجزیه و تحلیل آماری از برنامه کای مربع استفاده شد.

یافته ها: از گروه بیمار 2 نفر (2.85%) دارای ژنوتیپ هموزیگوت (TT) بودند، در صورتیکه درگروه کنترل ژنوتیپ هموزیگوت (TT) مشاهده نشد (p>0.05). همچنین 19 نفر (27.1%) از گروه بیمار و 13 نفر (26%) از گروه کنترل دارای ژنوتیپ هترو(GT) بودند (p>0.05). بین این دوگروه تفاوت معنی داری از نظر آماری برای پلی‌مورفیسم G103Tمشاهده نگردید.

نتیجه‌گیری: پلی‌مورفیسم ژن FXIII احتمالاً از طریق اختلال در سیستم انعقادی سبب سقط جنین می‌شود. بررسی جهش G103T در بیماران مبتلا به سقط مکرر در جمعیت‌های دیگر توصیه می‌شود.


زهرا میرزا خانی، سید ابراهیم حسینی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: ناباروری زنان و سقط جنین یکی از مسائل مهم امروز در جهان پزشکی است. با توجه به مصرف زیاد بابونه به عنوان گیاهی دارویی، این مطالعه با هدف بررسی اثر مصرف بابونه بر میزان سقط جنین و برهورمونهای استروژن، پروژسترون، FSH ، LH و فولیکولهای تخمدانی در موشهای صحرایی ماده بالغ انجام گردید.

روش کار: این مطالعه تجربی بر روی80 موش ماده بالغ که به 2 دسته 5 گروهی 8 تایی باردار و غیرباردار شامل گروه‌های کنترل، شم و دریافت کننده درون صفاقی دوزهای mg/kg 30، 60 و 120 عصاره هیدرو الکلی بابونه تقسیم شدند، انجام گرفت. در پایان روز 16 بارداری درگروههای باردار اقدام به شمارش جنینهای سقط شده و در روز 21 ام در گروههای غیرباردار، پس از خون‌گیری از نمونه‌ها، میزان هورمون‌های جنسی و با جداسازی تخمدانها تعداد فولیکولها و اجسام زرد، شمارش و نتایج با نرم افزار SPSS-18 و استفاده از آزمون‌های ANOVA و توکی آنالیز گردیدند. معناداری اختلاف داده ها در سطح 0/05p در نظر گرفته شد.

یافته‌ها: نتایج نشان داد که بابونه باعث افزایش معنادار تعداد جنین های سقط شده، فولیکولهای آترتیک و کاهش معنادار (0/05p) در میزان هورمون‌ های استروژن، پروژسترون، FSH و LH و در تعداد فولیکولهای پره آنترال، آنترال، گراف و اجسام زرد می‌شود.

 نتیجه گیری: نتایج نشان داد که عصاره بابونه باعث کاهش LHو FSH میشود و احتمالاً از این طریق منجر به کاهش فولیکولهای تخمدانی و هورمونهای جنسی و افزایش فولیکولهای آترتیک و جنینهای سقط شده گردیده است.


رعنا علی زاده حاجی خواجه لو، سید علی رحمانی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: شکست باروری به صورت از دست دادن خودبخودی بارداری (سقط و مرده زایی) است که یکی از شایعترین مشکلات پزشکی در دوران باروری زنان است. حدود 10-15 درصد تمام بارداری هایی که از لحاظ بالینی تشخیص داده شده اند، پیش از رسیدن به زمان تولد از بین می روند. از دست رفتن بارداری یک پدیده چندعاملی می باشد و مطالعه حاضر به بررسی اختلالات سیتوژنتیکی والدین مبتلا به سقط مکرر و مرده زایی پرداخته است.

روش کار: در مطالعه حاضر نمونه ها با استفاده از تکنیک سیتوژنتیکی GTG-banding مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

یافته ها: از مجموع 200 نمونه خونی بررسی شده، 188 نفر (94٪) دارای کاریوتایپ طبیعی و 12 (6٪) دارای اختلالات کروموزومی بودند. اختلالات کروموزومی در 5 مورد (2/5%) از زنان و 7 مورد (3/5%) از مردان مشاهده شد. شیوع اختلالات کروموزومی به این شرح بود: 5 مورد (41/6٪) واژگونی پری سنتریک کروموزوم 9، 3 مورد (25٪) پلی مورفیسم 15p+، 1مورد (8/3٪) جابه جایی، 1 مورد (8/3٪) پلی مورفیسم15ps+، 1 مورد (8/3٪) پلی مورفیسم 1qh+ و 1 مورد (8/3٪) باند تیره ناشناخته در بازوی کوتاه کروموزوم 21.

نتیجه گیری: تجزیه و تحلیل کروموزومی برای بررسی علل سقط مکرر و مرده زایی در زوجهای مبتلا ضروری است و مشاوره ژنتیک کمک می کند تا در مورد گزینه های دیگر باروری، تصمیم گیری صحیحی صورت بگیرد.


مرتضی نورمحمدی، حسین حمیدی نجات، محمدرضا تابنده، سعد گورانی‌نژاد، سمیه بهرامی،
دوره 17، شماره 3 - ( 7-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: تک یاخته توکسوپلاسما گوندای یک انگل تک یاخته‌ای داخل سلولی اجباری زئونوز است که همه حیوانات خونگرم از جمله انسان را در سراسر دنیا آلوده می‌کند. تعیین ژنوتیپ‌ انگل در میزبان‌های واسط در ارزیابی نقش این تیپ‌ها در عفونت‌های انسانی و همچنین برنامه‌های پیشگیری نقش مهمی دارد. لذا این مطالعه با هدف شناسایی و تشخیص ژنوتیپهای توکسوپلاسما گوندای در جنینهای سقط شده میش‌های استان لرستان انجام گرفت.
روش کار: شناسایی انگل در نمونه های بافت های مغز و کبد 142 راس میش استان لرستان با استفاده از PCR متعارف بر پایه تکثیر قطعه 529 جفت بازی نواحی پرتکرار ژنوم انگل انجام شد. شناسایی ژنوتیپ های انگل بر روی نمونه‌های مثبت مغز و کبد نمونه جنین سقط شده میش آلوده با روش PCR-RFLP و با استفاده از 3 مارکر ژنتیکی SAG3، SAG2،GRA6 انجام پذیرفت.
یافتهها: از مجموع 142 نمونه مغز و جنین جمع آوری شده، در 10 مورد (7%) حضور انگل با روش PCR مستقیم شناسایی شد. حضور DNA  انگل در کبد 3 مورد از نمونههای مثبت نیز شناسایی گردید. ارزیابی الگوی RFLP محصولات ژنی SAG2، SAG3 و GRA6 وجود 3 نمونه سویه تیپ I، 2 نمونه سویه تیپ II و 5 نمونه سویه غیرتیپیک را تایید نمود.
نتیجهگیری: جداسازی سویه‌های تیپ I، II و غیرتیپیک توکسوپلاسما گوندایی از میش‌های استان لرستان نشان دهنده ضرورت توجه بیشتر به انتقال انگل از حیوانات پرورشی به انسان به‌ویژه زنان باردار و افراد با ضعف سیستم ایمنی می‌باشد.
فریبا کهنمویی اقدم، فیروز امانی، مهسا ولایی، مهناز آذری،
دوره 17، شماره 4 - ( 10-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: سقط درمانی در سه ماهه دوم حاملگی،‌ به دو روش دارویی و مکانیکی انجام می‌شود. از انواع روش‌های دارویی، استفاده از میزوپروستول و لتروزول و از انواع روش‌های مکانیکی، استفاده از لامیناریا قابل ذکر است. هدف از طراحی این مطالعه، بررسی مقایسه ای سه روش میزوپروستول واژینال، ترکیب لتروزول و میزوپروستول و ترکیب لامیناریا و میزوپروستول در آماده سازی سرویکس در سقطهای زیر سه ماهه دوم می باشد.
 روش کار: در این مطالعه مداخله ای 120 نفر بیمار در سن حاملگی زیر 20 هفته که به علل مختلف باید تحت سقط درمانی قرار بگیرند به شکل تصادفی انتخاب شدند. این افراد به صورت تصادفی به 3 گروه40 نفری تقسیم شده و به گروه اول میزوپروستول واژینال و در گروه دوم لامیناریا و همزمان شیاف میزوپروستول به همراه پلاسبو خوراکی استفاده گردید. بیماران گروه سوم علاوه بر پلاسبو دهانه سرویکس، روز اول و دوم قرص لتروزول روزانه یک عدد به صورت سرپایی تجویز شده و روز سوم بیمار بستری شده و همراه با تجویز دوز سوم لتروزول، میزوپروستول دریافت نموده و هر 4 ساعت بصورت منظم بیمار معاینه شد و در صورت عدم دفع جنین بعد از 4 ساعت میزوپروستول واژینال تکرار گردید. بیمارانی که دفع نسج داشتند تحت سونوگرافی ترنس واژینال قرار گرفتند. عدم گزارش بقایای حاملگی به عنوان سقط کامل در نظر گرفته شده و بیمار مرخص شد. در صورت گزارش بقایای بارداری بیماران تحت کورتاژ قرار گرفتند. داده ها در نرم افزار spss با استفاده از روشهای آماری توصیفی و تحلیلی استفاده شد.
 یافته ها: نتیجه نشان داد که علت ختم حاملگی در 23 نفر آنومالی جنین و 97  نفر مرگ جنین بود. سه گروه از نظر سنی تفاوت معنیدار از لحاظ آماری نداشتند در این مطالعه میزان پاسخ به درمان در گروه دریافت کننده لامیناریا+ میزوپروستول90 درصد، در گروه دریافت کننده لتروزول+ میزوپروستول 85 درصد و در گروه دریافت کننده میزوپروستول به تنهایی 67 درصد بود. از لحاظ مدت و میزان خونریزی هم در گروه دریافت کننده لامیناریا+ میزوپروستول کمترین مدت و شدت خونریزی مشاهده گردید ولی از لحاظ آماری این اختلاف معنی دار نبود.
نتیجه گیری: بر مبنای این تحقیق استفاده از ترکیب درمانی لامیناریا + میزوپروستول جهت آماده سازی سرویکس در سقطهای زیرسه ماهه دوم ارجح میباشد.
زیبا جهانی، سید سعید حسینی اصل، هما اخوان،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: سقط خود­بخودی جنین، به از دست دادن آن تا هفته بیستم بارداری اطلاق می­شود که یکی از شایع­ترین مشکلات پزشکی در دوران باروری است. حدود 15 تا 20 درصد تمام بارداری­های قابل­تشخیص بالینی منجر به سقط میشوند. عدم موفقیت در بارداری، هزینه­­های اقتصادی و مشکلات روحی و جسمی برای خانواده و جامعه به همراه دارد. سقط مکرر خود­بخودی یک عارضه چند­­­عاملی است و مطالعه حاضر به بررسی ناهنجاری­های کروموزومی در ازدواج­های خویشاوندی در زوج­های واجد سقط­های مکرر خودبخودی در استان اردبیل پرداخته است.
روش کار: 350 بیمار واجد حداقل دو سقط خود­بخودی جنین، با استفاده از تکنیک سیتوژنتیکی GTG-banding مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته‌ها: ناهنجاری­های کروموزومی والدین در 18 مورد یافت شد (10/28% زوج­ها). بیشتر ناهنجاری­ها از نوع ساختاری بودند (72/2%) . ناهنجار­های کروموزومی در 10 مورد از زنان (55/6%) و 8 مورد (44/4%) از مردان مشاهده شد. جابجاییها فراوان­ترین ناهنجاری­­های کروموزومی (6/55 %) تشخیص داده­شده در این مطالعه بودند. همچنین بین سقط مکرر خود­بخودی ناشی از ازدواج خویشاوندی و ناهنجاری­های کروموزومی ارتباط معناداری یافت شد (0/05>p).
نتیجه‌گیری: با توجه به وجود ارتباط معنی­دار بین سقط مکرر خود­بخودی و ناهنجاری­های کروموزومی در این مطالعه و مطالعه­های قبلی، همچنین میزان بالای ازدواج­های خویشاوندی در جمعیت استان اردبیل، بررسی ناهنجاری­های کروموزمی والدین واجد سقط مکرر، به دنبال مشاوره ژنتیک، امری ضروری است.

صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

مجله دانشگاه علوم پزشکی اردبیل Journal of Ardabil University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.19 seconds with 48 queries by YEKTAWEB 4019