[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
بایگانی مقالات زیر چاپ::
بانک ها ونمایه ها::
فرایند کارشناسی مقالات::
فرم نظر سنجی::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
Creative commons

Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License.

..
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
52 نتیجه برای دیابت

زهرا تذکری، مریم زارع، مهرداد میرزا رحیمی،
دوره 2، شماره 4 - ( 9-1381 )
چکیده

  زمینه و هدف: دیابت یکی از مهمترین مشکلات بهداشتی جهان و بیماری مزمنی است که مراقبت های مداوم را می طلبد و به همین جهت لازم است تا بیماران فوق تحت آموزش های خود مراقبتی و تغذیه ای قرار گیرند. این مطالعه به منظور بررسی تاثیر آموزش تغذیه بر میزان قند خون و درشت مغذی های دریافتی بیماران دیابتی وابسته به انسولین انجام گرفت.

  روش کار: 24 بیمار دیابتی زیر 20 سال از مراجعین به مرکز آموزش درمانی علی اصغر اردبیل در سال 1379 که حاضر به شرکت در کلاس های آموزشی شدند به عنوان نمونه انتخاب و پس از جلب رضایت بیماران یاد آمد خوراک و قندخون آن ها قبل و بعد آموزش کنترل و با استفاده از آزمون تی - زوج ونرم افزار Food Processor و SPSS تجزیه ، تحلیل و مقایسه شدند.

  یافته ها: بررسی نشان داد که قند خون قبل و بعد از آموزش تغییر کرد ولی نتایج آماری معنی‌داری وجود نداشت. می ـ زان درشت مغذی های دریافتی (کربوهیدرات- چربی- پروتئین) قبل و بعد از آموزش رابطه معنی دار آماری داشت و پ ـ س از آموزش نتایج با مقادی ـ ر توصیه ای WHO هم خوان ـ ی داشت. می ـ زان HbA1C اکث ـ ر بیم ـ اران در سط ـ ح 12 - 9 درصد بود، که نشانگر کنترل بیماری در سطح متوسط می باشد و میزان هیپوگلیسمی در مدت مطالعه از 2/4% به 3% کاهش یافت.

  نتیجه گیری: هر چند تغییرات چشم گیری در میزان قند خون مشاهده نشد، ولی میزان HbA1C و درشت مغذی های دریافتی نشانگر تاثیر مثبت آموزش های تغذیه ای در این بیماران بود.


سید هاشم سزاوار ، لیلی عباس زاده، عدالت حسینیان، منوچهر ایران پرور، مینایه خدا مرادزاده،
دوره 3، شماره 3 - ( 6-1382 )
چکیده

  زمینه و هدف: دیابت شیرین و پرفشاری خون بیش از آنچه به طور تصادفی بنظر برسد، با هم همراهی دارند و اثر سینرژیک این دو بیماری عامل ناتوانی زودرس و مرگ و میر بالای این بیماران می باشد. کنترل فشار خون در بیماران دچار دیابت تاثیر بسزایی در کاهش مرگ و میر قلبی-عروقی این بیماران دارد. این مطالعه با هدف ارزیابی وضعیت کنترل پرفشاری خون در بیماران دیابتیک مراجعه کننده به درمانگاه دیابت مرکز آموزشی - درمانی بوعلی شهر اردبیل انجام گرفته است.

  روش کار: در این مطالعه توصیفی- مقطعی 300 نفر از مراجعه کنندگان به درمانگاه دیابت بیمارستان ب و علی معاینه شدند و از نظر وضعیت کنترل فشار خون مورد بررسی قرار گرفتند.

  یافته ها: در این مطالعه محدوده سنی بیماران مورد بررسی 28 تا 80 سال و میانگین سنی آنان 4/11 ± 7/55 سال بود. شیوع پرفشاری خون در بیماران مورد بررسی 6/61% بود ( mmHg 90/140 > BP ) که 7/76% از آنان از ابتلای خود به پرفشاری خون آگاه بودند. در بین افراد مبتلا به پرفشاری خون فقط فشار خون 8/8% از آنان به طور مطلوب کنترل شده بود و فشار خون 2/91% آنان تحت کنترل مناسب قرار نداشت ( mmHg 80/130 > BP ). 8/21% افراد دچار پرفشاری خون علیرغم اطلاع از ابتلای خویش به پرفشاری خون داروی خاصی مصرف نمی کردند.

  نتیجه گیری: نتایج این مطالعه بیانگر کنت ر ل نامناسب پرفشاری خون در بیماران مبتلا به دیابت می باشد و به نظر می رسد با بازنگری در برنامه های بازآموزی پزشکان و تاکید بر کنترل عوامل خطر بخصوص در گروه های پرخطر و آموزش مناسب بیماران دیابتی کنترل پرفشاری خون در این بیماران با کیفیت بهتری صورت پذیرد.


گیتی رحیمی،
دوره 4، شماره 3 - ( 6-1383 )
چکیده

زمینه و هدف: دیابت حاملگی (Gestational Diabetes Mellitus) به درجات مختلف عدم تحمل کربوهیدرات که برای اولین بار در حاملگی بروز یا تشخیص داده شود اطلاق می گردد. شناسایی این اختلال در طول دوران بارداری می تواند از ایجاد عوارض آن بر مادر و جنین جلوگیری نماید. هدف از این مطالعه، تعیین میزان شیوع دیابت حاملگی در خانم های حامله مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی اردبیل بوده است.
روش کار: در این مطالعه مقطعی 601 خانم باردار در هفته های 24 الی 28 حاملگی با 50 گرم گلوکز خوراکی غربالگری شدند(Glucose Challenge Test). معیار مثبت بودن در آزمون غربالگری، گلوکز سرم برابر یا بالاتر از 140 میلی گرم در دسی لیتر بود و از افراد باGCT+ آزمون تحمل گلوکز خوراکی سه ساعته (Oral Glucose Tolerance Test) با 100 گرم گلوکز به عمل آمد. معیارهای تشخیص دیابت حاملگی، معیارهای گروه ملی اطلاعات دیابت(National Diabetes DataGroup) بود، همچنین تاریخچه، سن، قد، فشار خون، وزن قبل از بارداری و سایر مشخصات افراد در قالب یک پرسشنامه ثبت گردید و سپس آنالیز داده ها با نرم افزار SPSS انجام گرفت.
یافته ها: از 601 خانم باردار 64 مورد (10/6%) +GCT مثبت داشتند که برای این 64 مورد آزمون تحمل گلوکز خوراکی سه ساعته انجام شد که 8 نفر از آنها دیابت حاملگی (GCT+, OGTT+) داشتند و میزان شیوع 1/3% برآورد شد. ارتباط آماری معنی داری بین میانگین شاخص توده بدنی(BMI)، میانگین سنی و میانگین فشار خون دیاستولیک با شیوع دیابت حاملگی و آزمون غربالگری مثبت (GCT+ ) وجود داشت (p<0/05). شیوع GDM و GCT+ با بالا رفتن سن و BMI افزایش نشان داد (p<0/05) ولی ارتباط آماری معنی داری بین شیوع GDM و GCT+ با افزایش فشار خون سیستولیک و تعداد حاملگی ها دیده نشد.
نتیجه گیری: چنین به نظر می رسد که شیوع دیابت حاملگی در اردبیل پایین بوده و از این جهت نیازی به غربالگری عمومی خانم های باردار وجود ندارد و شیوع آن با افزایش سن، BMI و چاقی افزایش می یابد.
مهری جعفری شبیری، سیمین آتش خویی،
دوره 5، شماره 2 - ( 3-1384 )
چکیده

  زمینه و هدف : تخمین زده می شود 75% زناندر طول عمر خود حداقل یک بار ولووواژینیت کاندیدیایی را تجربه می کنند و در حدود 5% زنان دچار عفونت عود کننده می شوند. از عوامل مستعد کننده این بیماری دیابت قندی است. هدف از این مطالعه بررسی وجود اختلال در متابولیسم گلوکز در زنان غیر دیابتیک مبتلا به کاندیدیازیس واژینال عود کننده بود.

  روش کار : این مطالعه مورد- شاهدی بر روی 32 بیمار مبتلا به ولوواژینیت کاندیدیایی عود کننده به عنوان گروه مورد و 30 بیماری که سابقه واژینیت کاندیدیایی در عرض یک سال گذشته نداشته و به علل دیگری غیر از واژینیت کاندیدیایی به درمانگاه مراجعه کرده بودند به عنوان گروه شاهد انجام شد. گروه مورد از بیمارانی انتخاب شدند که سابقه سه بار مراجعه به درمانگاه زنان در عرض یک سال گذشته داشتند و با تشخیص واژینیت کاندیدیایی تحت درمان با داروهای ضد قارچی قرار گرفته و سابقه حداقل یک کشت مثبت برای کاندیدا داشتند. در هر دو گروه آزمون تحمل گلوکز با 75 گرم گلوکز انجام گرفت. نتایج حاصل با آزمون تی و مجذور کای تحلیل شدند.

  یافته ها: زنان مبتلا به واژینیت کاندیدیایی عود کننده، شاخص توده بدن بیشتری نسبت به گروه شاهد داشتند (4/23 در مقایسه با 5/21 ) (001/0= p ). دیابت آشکار یا مخفی در گروه بیمار بیشتر از گروه کنترل نبود، ولی تعداد نسبتاً زیادی از آنها حداقل یک معیار گلوکز بالای 95% داشتند(015/0= p ). سطح گلوکز ناشتای پلاسما و همچنین سطوح گلوکز پلاسما در دقایق 30 و 60 بعد از خوردن 75 گرم گلوکز به ترتیب در گروه مورد به طور معنی داری بیشتر از گروه شاهد بود (05/0 p< ). خوردن 75 گرم گلوکز منجر به افزایش 8/15% در سطح گلوکز سرم در گروه مورد در مقایسه با گروه شاهد شد.

  نتیجه گیری: آزمون تحمل گلوکز در بیماران مبتلا به واژینیت کاندیدیایی عود کننده به صورت خفیفی مختل شد. غلظت پلاسمایی گلوکز در عرض 2 ساعت بعد از خوردن 75 گرم گلوکز افزایش یافت اگر چه مقادیر به دست آمده در محدوده دیابت مخفی نبود ولی بیانگر اهمیت آزمون تحمل گلوکز در زنان مبتلا به واژینیت کاندیدیایی عود کننده است.


معصومه آقامحمدی،
دوره 5، شماره 3 - ( 6-1384 )
چکیده

  زمینه و هدف : تخمین زده می شود 10-4 درصد مبتلایان به دیابت دچار زخم پا شوند و از هر پنج نفر بیمار دیابتی مراجعه کننده به بیمارستان، یک نفر دچار مشکل زخم پا است. با توجه به اهمیت آموزش در مراقبت بیماران دیابتی این مطالعه به منظور ارزیابی تاثیر آموزش بر میزان آگاهی بیماران دیابتی در مورد اصول مراقبت از پا انجام گرفت.

  روش کار: این مطالعه از نوع توصیفی است. کل بیماران دیابتی مراجعه کننده به درمانگاه دیابت بیمارستان بوعلی اردبیل 120 بیمار که برای اولین بار به این مرکز مراجعه و هیچ آموزشی درباره بیماری دیابت ندیده بودند، به عنوان نمونه انتخاب شدند. روش اجرای پژوهش به این صورت بود که همزمان با تشکیل پرونده در این مرکز پرسش نامه ای با 38 سوال ( هشت سوال اول مربوط به اطلاعات دموگرافیک و بیماری و 30 سوال بعدی در مورد اصول مراقبت از پا ) به هر بیمار داده شد. بعد از تکمیل کردن پرسش نامه ، بیمار در کلاس های دسته جمعی آموزشی معمول همان مرکز شرکت کرده و یک ماه بعد پرسش نامه مجدداً توسط بیمار تکمیل شد . در نهایت آگاهی قبل و بعد از آموزش با استفاده از آزمون های آماری مقایسه شد.

  یافته ها : نتایج نشان داد که میزان آگاهی 33/73% از افراد مورد مطالعه قبل از آموزش در حد متوسط بود، د ر حالی که بعد از آموزش 67/86% بیماران از آگاهی زیاد برخوردار بودند. مقایسه میزان آگاهی بیماران قبل وبعد از آموزش با استفاده از آزمون تی بیانگر تفاوت آماری معنی دار بین میزان آگاهی قبل و بعد از آموزش بود (001/0 (p< .

  نتیجه گیری : باتوجه به تفاوت معنی داری که بین میزان آگاهی قبل و بعد از آموزش بیماران دیابتی دیده شد، چنین استنباط می شود که کلاس های آموزشی تشکیل شده در مرکز دیابت توانسته است تا حدود زیادی باعث ارتقای میزان آگاهی بیماران دیابتی در امر مراقبت از پاهایشان شود و توصیه می شودکلاس های آموزشی برای تمامی مراجعه کنندگان برگزار گردد.


فریده گلفروشان، عفت خدائیانی، شهلا بابائی نژاد ، دلارا لاغوثی ،
دوره 6، شماره 2 - ( 3-1385 )
چکیده

  زمینه و هدف:دیابت از نظر بالینی و ژنتیکی گروه ناهمگونی از اختلالات است که با سطوح بالای غیر طبیعی گلوکز در خون مشخص می شود. پوست هم در اثر تغییرات متابولیکی حاد و هم در اثر عوارض دژنراتیو مزمن دیابت درگیر می شود . ضایعات پوستی به طور شایع در بیماران دیابتی دیده شده وبه طور عام حدود 30% از این بیماران اختلالات پوستی دارند. این مطالعه با هدف بررسی شیوع ضایعات پوستی در بیماران دیابتی مراجعه کننده به درمانگاه پوست و دیابت بیمارستان سینای تبریز طرح ریزی و انجام شد.

  روش کار: مطالعه حاضر، یک مطالعه توصیفی- تحلیلی است که در بیماران دیابتی دارای ضایعه پوستی مراجعه کننده به درمانگاه دیابت و پوست بیمارستان سینای تبریز در سال 1382 انجام شد. پرسشنامه ای با متغیرهای از قبیل سن، جنس، شغل، نوع دیابت، مدت دیابت، کنترل قند خون، دریافت درمان منظم، نوع ضایعه و غیره تهیه و برای هر بیمار دارای ضایعه پوستی به طور جداگانه تکمیل شد. ضایعات پوستی ناشی از سوختگی، از مطالعه حاضر حذف شدند. داده های به دست آمده به کمک نرم افزار SPSS و با استفاده از آزمون های مجذور کای و فیشر تجزیه و تحلیل شد.

  یافته ها: در 500 بیمار مبتلا به دیابت، 80 بیمار (16%) ضایعه پوستی داشتند. 5/57% این بیماران مرد و 2/91% بیماران دیابت نوع II داشتند. متوسط سن بیماران 54/1 ± 86/56 سال بود و متوسط مدت دیابت 82/0 ± 87/10 سال به دست آمد. بیشترین گروه سنی دارای ضایعه پوستی، جمعیت بالای 50 سال بودند. زخم نکروتیک30 مورد (6%) و درموپاتی دیابتی 22 مورد (4/4%) شایع ترین ضایعات پوستی در بیماران دیابتی بودند، در حالی که سایر ضایعات مثل عفونت ها، اسکلرودرموئید، ضایعات منگنه ای، زخم نوروپاتیک، دیابتیک بولا، درماتیت و لیکن پلان شایع نبودند. 5/97% بی ماران دیابتی دارای ضایعه پوستی کنترل ضعیف قند خون داشتند. میزان زخم پای دیابتی (مجموع زخم نوروپاتیک، نکروتیک، منگنه ای وسلولیت) 12% بود که در 6/21% منجر به قطع عضو شده بود.

نتیجه گیری: یافته های مطالعه حاضر نشان داد که میزان ضایعات پوستی در بیماران دیابتی در مقایسه با مطالعات سال های قبل کاهش یافته است که می تواند به علت افزایش دانش و توجه بیماران به بیماری دیابت و عوارض آن باشد.
عبدالجلال مرجانی،
دوره 6، شماره 2 - ( 3-1385 )
چکیده

  زمینه و هدف: بیماری دیابت ممکن است با عدم تعادل بین تاثیر دفاعی آنتی اکسیدان ها و افزایش تولید رادیکال های آزاد ارتباط داشته باشد. با توجه به تناقض یافته ها و تعیین تغییرات مالون دی آلدئید پلاسما و فعالیت آنزیم آنتی اکسیدان سوپراکسیددسموتاز گلبول قرمز در بیماران دیابتی نوع II مطالعه حاضر طراحی و انجام شد.

  روش کار: این مطالعه مورد- شاهدی با روش نمونه گیری تصادفی در سال 1384 انجام شد. 38 بیمار دیابتی نوع II مراجعه کننده به درمانگاه دیابت مرکز آموزشی- درمانی پنج آذر و 19 فرد سالم که از لحاظ سن و جنس با بیماران دیابتی همسان بودند برای مطالعه انتخاب گردیدند . از بیماران نمونه خون هپارینه تهیه شد. پلاسمای جدا شده جهت انجام آزمایش قند خون، پراکسیداسیون لیپید و گلبول های قرمز خون جهت آزمایش های هموگلوبین گلیکوزیله و فعالیت آنزیم سوپراکسید دسموتاز استفاده شد. در پایان نتایج به دست آمده با برنامه آماری SPSS نسخه 10 و آزمون تی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

  یافته ها: در مطالعه حاضر سطح پلاسمایی مالون دی آلدئید بیماران دیابتی نوع II (80 /0 ± 27/6 نانومول در میلی لیتر) در مقایسه با گروه کنترل (98/0 ± 56/3 نانومول در میلی لیتر) افزایش معنی داری نشان داد (05/0 p< ). فعالیت آنزیم سوپراکسید دسموتاز گلبول قرمز بیماران دیابتی نوع II (36/59 ± 78/678 واحد در گرم هموگلوبین) در مقایسه با گروه کنترل ( 98/52 ± 47/1056 واحد در گرم هموگلوبین) کاهش معنی داری داشت (05/0 p< ).

  نتیجه گیری: وجود اختلاف معنی دار در افزایش مالون دی آلدئید و کاهش فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدان بیماران دیابتی ممکن است در پیشرفت عوارض خطرناک در این بیماران نقش مهمی ایفا نماید. زیرا افزایش سطح مالون دی آلدئید و کاهش سیستم دفاعی آنتی اکسیدانی در بدن می تواند منجر به تخریب سلولی شود. به همین دلیل بیماران دیابتی ممکن است به آنتی اکسیدان های بیشتری نیاز داشته باشند. استفاده از مکمل های دارویی و غیر دارویی مهار کننده رادیکال های آزاد مانند ویتامین E ، C و ترکیبات حاوی ویتامین C (مرکبات) نقش مهمی در تقویت سیستم دفاعی آنتی اکسیدانی داشته و می تواند در بهبود زندگی بیماران دیابتی بسیارمهم باشد.


رضا راست منش، راهبه شاکر حسینی، مهرداد شعاع کاظمی، یداله محرابی، لیدا نوایی،
دوره 6، شماره 3 - ( 6-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: شناسایی زود هنگام دیابت از پیدایش پیامدهای ناخواسته و برگشت ناپذیر دیابت جلوگیری می کند پیامدهایی که مسلتزم صرف هزینه های گزاف، روش های پیشرفته درمانی و بهره گیری از افراد کارآزموده است. مطالعه حاضر به منظور بررسی فراوانی ابتلا به دیابت در خویشاوندان درجه یک افراد دچار دیابت نوع II، نابردبار به گلوکز و افراد سالم صورت گرفت.

روش کار: طی یک مطالعه مورد - شاهدی 277 نفر سالم (129 مرد و 148 زن) 11 تا 95 ساله از خویشاوندان درجه یک در سه گروه افراد مبتلا به دیابت نوع II، نابردبار به گلوکز (Impaired Glucose Tolerance) و سالم، از نظر ابتلا به دیابت مورد مطالعه قرار گرفتند. برای جداسازی موارد دیابت و نابردباری گلوکز از معیار سازمان بهداشت جهانی استفاده گردید. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزار SPSS نسخه 10 و آزمون مجذور کای استفاده شد.

یافته ها: نسبت احتمال (Odds ratio) موارد دیابت و IGT در خویشاوندان درجه یک افراد دیابتی و دچار نابردباری گلوکز نسبت به افراد سالم 5/261 برابر بود که فاصله اطمینان 95% آن، 12/82-2/15 شد. فراوانی ابتلا به دیابت و نابردباری به گلوکز، هم در مردان و هم در زنان خویشاوند درجه یک افراد دیابتی و افراد مبتلا به نابردباری گلوکز، در قیاس با مردان و زنان خویشاوند درجه یک افراد سالم بیشتر بود(p<0/005).

نتیجه گیری: از آنجا که فراوانی موارد دیابت و نابردباری به گلوکز در خویشاوندان درجه یک افراد دیابتی و دچار نابردباری به گلوکز به طور معنی داری بیشتر از افراد سالم است، این روش سریع و بسیار کم هزینه می تواند در سیستم خدمات بهداشتی کشور برای شناسایی موارد پنهان دیابت نوع دو در خویشاوندان درجه یک این افراد به کار رود.


اکرم کوشکی، مهدی گل افروز شهری ،
دوره 6، شماره 3 - ( 6-1385 )
چکیده

  زمینه و هدف: استرس‌های اکسیداتیودرپاتوژن ز دیابت نوع II به دلیل افزایش مقاومت به انسولین یا اختلال در ترشح انسولین و بروز آتروسکلروز دخیل می‌باشند. آنتی اکسیدان های غذایی از جمله کاروتنوئیدها با ممانعت از واکنش های اکسیداسیون اثر ح ف اظتی علیه دیابت دارند، بنابراین مطالعه حاضر به منظور بررسی ارتباط کاروتنوئیدهای مصرفی با شاخص های قند و لیپید خون بیماران دیابتی نوع II در شهرستان سبزوار انجام شد.

  روش کار: این تحقیق یک مطالعه تحلیلی- مقطعی است که بر روی بیماران مبتلا به دیابت نوع II که بروش تصادفی انتخاب شدند ، انجام گرفت. قد و وزن بیماران اندازه‌گیری شد. داده های لازم در زمینه دریافت غذایی با استفاده از یاد آمد 24 ساعته خوراک طی سه روز متوالی و بسامد خوراک بدست آمد. مقادیر ذکر شده با استفاده از را هنمای مقیاس‌های خانگی به گرم تبدیل شدند سپس مقدار کاروتنوئیدهای موجود در غذا محاسبه گردید. شاخص‌های قند خون،‌ تری‌گلیسرید و کلسترول سرم بعد از 12 ساعت ناشتا با روش آنزیمی اندازه‌گیری شد. جهت آنالیز داده ها از آزمون های آمار توصیفی و Partial Correlation استفاده شد.

  یافته‌ها: این تحقیق بر روی 75 بیمار دیابتی نوع II با میانگین سنی 2/14 ± 05/54 سال و میانگین BMI ، 03/5 ± 02/27 کیلوگرم بر متر مربع انجام شد. میانگین قند خون 82/87 ± 36/196، تری گل ی سرید 89/147 ± 84/262 و کلسترول تام سرم 76/60 ± 98/243 میلی‌گرم در دسی‌لیتر بود. میانگین میزان دریافت بتا کاروتن 21/810 ± 56/1236 ، ‌آ ل فاکاروتن ‌ 04/149 ± 170/878 ، لوتئین/ زیزانتین 77/819 ± 40/1163 و ل ی ک و پ ن 70/988 ± 77/2195 میکروگرم بود.

  نتیجه‌گیری: یافته های این پژوهش نشان داد که اکثر کاروتنوئیدها با شاخص‌های قند و لیپید بیماران دیابتی ارتباط معکوس دارند هر چند از نظر آماری معنی‌دار نبود .


غلامرضا شریفی راد، عزیز کامران، محمدحسن انتظاری،
دوره 7، شماره 4 - ( 9-1386 )
چکیده

مقدمه و هدف: بیماری دیابت از جمله بیماریهایی است که سهم عمده درمان و کنترل آن به عهده بیماران است لذا آگاهی آنان در زمینه های مختلف بخصوص رژیم غذایی از اهمیت بالایی برخوردار است. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر آموزش رژیم غذایی بر عملکرد تغذیه ای و میزان قند خون و نمایه توده بدنی بیماران دیابتی نوع 2 مراجعه کننده به انجمن دیابت ایران - کرج انجام گردید.

مواد و روش ها: جمعیت مورد مطالعه، تعداد 88 نفر از بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 تحت پوشش انجمن دیابت ایران شعبه کرج بودند که به طور تصادفی به دو گروه مداخله (44 نفر) و کنترل (44 نفر) تقسیم شدند. اطلاعات از طریق تکمیل پرسشنامه طی مصاحبه مستقیم و سازمان یافته با نمونه های انتخاب شده و برگه ثبت نتایج آزمایشگاهی در دو نوبت قبل از مداخله آموزشی و یکماه بعد از آن جمع آوری گردید.

یافته ها: پس از مداخله، افزایش معنی داری در میانگین نمرات آگاهی (از 57/50 به 80/18) و رفتار (از 17/5 به 52/1) و کاهش معنی داری در میانگین توده نمایه بدنی (از 28/3به 27/9) کیلوگرم بر متر مربع، میانگین میزان قند خون (از 167/9 به 134/5) کیلوگرم در دسی لیتر در بیماران گروه مداخله درموردبیماری دیابت ورعایت رژیم غذایی ایجاد گردید (p<0/001) ،اما در گروه کنترل تغییر معنی داری مشاهده نشد.

نتیجه گیری: بر اساس نتایج بدست آمده آموزش رژیم غذایی در کاهش قند خون و BMI (Body Mass Index) بیماران دیابتی نوع 2 موثر بوده است.
تورج رشیدی، آذرمدخت علمداری مهد، آرش دادوند،
دوره 8، شماره 3 - ( 6-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: کاندیدا آلبیکانس قارچی است که در بیماران دیابتیک به کرات ایجاد عفونت می نماید. با توجه به شیوع این عفونت در بیماران دیابتی، در این مطالعه میزان عفونت با این قارچ و نیز حمل این قارچ در این بیماران تعیین و تاثیر شرایط مختلف این بیماران مانند سن و جنس و طول مدت ابتلا به دیابت ونیز کیفیت کنترل دیابت در میزان ابتلا به این قارچ مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روشها : در این مطالعه تعداد200 نفر از بیماران دیابتی مراجعه کننده به درمانگاه دیابت بیمارستان طالقانی ارومیه بطور تصادفی انتخاب شده و از همه آنان نمونه خون برای تعیین قند خون و HbA1C گرفته شد و سپس نمونه از نظر قارچ از چینهای زیر بغل، کشاله ران و شکاف انگشتان پا و نیز در صورت وجود علائم بالینی از محل علائم برداشته شده و در محیط کشت کروم آگار کشت داده شد و نتایج حاصله استخراج شده و مورد تحلیل آماری قرار گرفتند.
یافته ها: بطور کلی از 200 بیمار مورد مطالعه 180نفر 90% کشت منفی و 20 نفر 10% کشت مثبت از نظر کاندیدا داشتند. در این مطالعه میزان عفونت کاندیدا در بیماران مسن تر و در مردان افزایش نسبی داشت. عفونت در دیابت بد کنترل شده بطور معنی داری بیشتر از دیابتی های با کنترل خوب بود. عفونت در افراد با دیابت نوع یک بیشتر از افراد با دیابت نوع دو بوده و عفونت با کاندیدا هیچ همراهی مثبتی با طول مدت ابتلا به دیابت را نشان نداد.
نتیجه گیری: عفونت قارچی کاندیدا در بیماران دیابتی بد کنترل شده و افراد مسن و در مذکرها شایعتر است
جبرائیل فرضی، پرویز سالم صافی، علیرضا ظهور، فربد عبادی فرد آذر،
دوره 8، شماره 3 - ( 6-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: دیابت علاوه بر هزینه های طاقت فرسای اجتماعی اقتصادی در جامعه، از علل عمده ناتوانی و مرگ و میردر جهان است و در حال حاضر بیش از 10% جمعیت سنین بالا در جهان به این بیماری مبتلا هستند. در دهه گذشته در ایران به رغم تحولات مثبت در بسیاری از زمینه های بهداشت و درمان به مقوله ثبت اطلاعات دیابت بر پایه استانداردهای بین المللی کمتر توجه شده است. بهبود کیفیت سیستم مراقبت، شناسایی گروههای در معرض خطر و تدوین برنامه های کنترل، پیشگیری و ارزیابی از دیابت زمانی میسر است که یک نظام ملی ثبت اطلاعات دیابت ایجاد و داده های آن تکمیل و جمع آوری بموقع شود لذا مطالعه حاضر با هدف ارایه یک الگوی نظام کارآمد ملی ثبت اطلاعات دیابت که بتواند نیازهای بهداشت و درمان را برآورده کند انجام گردید.

روش کار: این مطالعه از نوع مطالعه مقطعی- مقایسه ای است که در سال 1383 انجام گرفت. در این پژوهش اطلاعات با استفاده از منابع کتابخانه ای، شبکه های اطلاع رسانی و مشاوره با متخصصان داخل و خارج کشور جمع آوری و بر اساس محورهای اصلی و فرعی نظام ثبت اطلاعات دیابت در کشورهای انگلیس، اسکاتلند و آمریکا مورد بررسی قرار گرفت و با توجه به شرایط اقتصادی، فرهنگی و جغرافیایی محورهایی برای نظام ملی ثبت اطلاعات کشورمان پیشنهاد گردید. این محورها شامل اهداف، ساختار، عناصر اطلاعاتی، معیار ثبت، فرایند گردآوری داده ها، سیستمهای طبقه بندی و سیستم کنترل کیفیت داده هااست.

یافته ها: الگوی پیشنهادی برای نظام ملی ثبت اطلاعات دیابت کشور در جدول یک نشان داده شده است. در این جدول نظام پیشنهادی بر مبنای 7 محور اصلی ساختار، عناصر اطلاعاتی، اهداف، معیار ثبت، فرایند گردآوری داده ها، سیستمهای طبقه بندی و سیستم کنترل کیفیت داده ها طراحی شده است.

نتیجه گیری: با توجه به نتایج حاصل و توصیه موسسه های بین المللی دیابت، کاهش میزان کم ثبتی و افزایش کیفیت را می توان از جمله مزیتهای الگوی پیشنهادی در مقایسه با سیستم موجود کشور ذکر نمود
سعید صادقیه اهری، سولماز عرشی، منوچهر ایران پرور، فیروز امانی، حسین سیاه پوش،
دوره 8، شماره 4 - ( 9-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: میزان وقوع دیابت و همچنین شیوه های مختلف درمانی در طی دو دهه اخیر به نحو چشم گیری افزایش یافته است. تأثیر واقعی روش های درمانی ارائه شده در ارتقاءوضعیت سلامت این بیماران از مسائل و موضوعات مطرح می باشد و مطالعه کیفیت زندگی این بیماران از مسائل ضروری بویژه در طب جامعه نگر و پزشکی اجتماعی می باشد. این مطالعه به منظور تعیین کـیفیت زندگی بیماران دیابتی تیپ 2 طرح ریزی شد.
روش کار: این مطالعه به صورت مقطعی توصیفی تحلیلی بود که در سال 1383 در بیمارستان بوعلی شهر اردبیل در کلینیک دیابت بر روی 110 بیمار دیابتی انجام شد. این بیماران به طور تصادفی انتخاب، سپس با مصاحبه حضوری در مورد هر بیمار پرسش نامه SF-36 (The Short Form 36 Health Survey) تکمیل شد. در نهایت اطلاعات به دست آمده به کمک برنامه آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: میانگین سنی بیماران 11/3±52/5 سال بود. از کل بیماران 73 مورد (66/4%) زن و بقیه مرد بودند. متوسط دوره بیماری از زمان تشخیص در بیماران دیابتی 2/6 ±8 سال و متوسط دوره درمان دیابت در بیماران دیابتی نوع 2 برابر 6/1±7/7 سال بود.51 نفر (46/36%) ‌از بیماران سابقه بستری در بیمارستان داشتند. شاخص سرزندگی و شادابی در 39/1% بیماران و شاخص کارکرد اجتماعی در 50% بیماران سطح پائینی داشت در نهایت به طور کلی و با تجمیع نمرات شاخص های مختلف کیفیت زندگی براساس ضرایب استاندارد پرسشنامه 77% از بیماران از کیفیت زندگی متوسط و پایین برخوردار بودند.
نتیجه گیری: اکثریت بیماران دیابتی از کیفیت زندگی پایین برخوردارند و دیابت در ابعاد جسمی و روحی بر کیفیت زندگی بیماران تاثیر گذار است. 
علیرضا عبادی، سعید گل بیدی، محسن تقدسی، زریچهر وکیلی، بهاره ارباب، شکوه سربلوکی، بتول زمانی،
دوره 8، شماره 4 - ( 9-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به شیوع بیماری دیابت و نقش متناقض درمان با متفورمین بر سطح سرمی ویتامین B12 و اسیدفولیک سرم و با توجه به اهمیت موضوع این مطالعه به منظور تعیین ارتباط سطح سرمی ویتامین B12 و اسید فولیک در بیماران مبتلا به دیابت تحت درمان با متفورمین در سال 83-1382 در مرکز دیابت کاشان صورت گرفت.
روش کار: این تحقیق به روش Historical Cohort برروی بیماران دیابتی که جهت کنترل و آموزش به صورت دوره ای به واحد کنترل دیابت کاشان، مراجعه میکردند انجام شد. اطلاعات لازم در مورد نحوه انجام تحقیق، اهداف و نتایج داده شده و از بین افراد داوطلب کلیه افرادی که تحت درمان با آنتی اسیدها، مکملهای ویتامین B12 و اسیدفولیک و داروهای شیمی درمانی و افراد الکلیک یا مبتلابه بیماریهای گوارشی و کبد بودند از مطالعه حذف شدند افراد باقیمانده به دو گروه تقسیم شدند. گروه اول تحت درمان با متفورمین بودند. گروه دوم افرادی که با سایر داروهای ضددیابت تحت درمان بودند. کلیه افراد حداقل به مدت 6 ماه تحت درمان با رژیم مخصوص به خود بودند. و بعد از14 ساعت ناشتا بودن سطح ویتامین B12 و اسید فولیک در سرم بیماران اندازه گیری شد و نتایج حاصله با استفاده از نرم افزار SPSS و با کمک تستهای X2 و Fisher exact test مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها : از 172 بیمار 145 نفر( 84/31%) زن و 27 نفر مرد (15/69%) بودند. میانگین سنی بیماران 7/12 ± 1/52 سال بود. متوسط دوره بیماری 9/1±5/42 سال و متوسط شاخص توده بدن 4/7±27/7 کیلوگرم بر متر مربع بود. میزان اسیدفولیک در بیماران دریافت کننده متفورمین 5/1±9/2 نانوگرم در دسی لیترو در بیماران بدون دریافت متفورمین 4/6±8/7 نانوگرم در دسی لیتر بود که تفاوت معنی داری نشان نداد. متوسط ویتامین B12 در بیماران تحت درمان با متفورمین 342/54±528/6 پیکوگرم در دسی لیتر بود و در بیماران بدون دریافت متفورمین 32/16±516 پیکوگرم در در دسی لیتر بود که از نظر محاسبات آماری تفاوت معنی داری بین این دو گروه نبود. بین سن بیماران مورد مطالعه و میزان اسید فولیک آنان همبستگی معنی داری مشاهده شد (p=0/01). اما سن با میزان ویتامین B12 و اسید فولیک همبستگی معنی داری نشان نداد. همبستگی معنی داری بین سن، طول دوره بیماری، شاخص توده بدن با ویتامین B12 وجود نداشت. بین طول دوره بیماری و شاخص توده بدنی با اسید فولیک نیز ارتباط معنی داری یافت نشد.
نتیجه گیری: دراین مطالعه ارتباطی بین مصرف متفورمین و کمبود ویتامین B12 ناشی از مداخله دارو با جذب گوارشی این عامل یافت نشد. متفاوت بودن نتایج این مطالعه با سایر مطالعات شاید ناشی از مصرف بیشتر و روتین مکملهای ویتامینی می باشد که توسط بیماران بدون تجویز پزشک مصرف میگردد. و همچنین اختلافات ژنتیکی و سن بیماران در این مطالعه و ترکیب شیمیایی نوع دارو مورد مصرف در ایران از دلایل احتمالی این تناقض می باشد
منوچهر ایران پرور، فاطمه قنادی اصل،
دوره 9، شماره 3 - ( 6-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: انطباق با رژیم دیابتی، یکی از مهمترین جنبه های مراقبتی بیماران دیابتی است . معمولاً پذیرش رژیم دیابتی بر حسب میزان مصرف توضیح داده می شود. این مطالعه به منظور شناسایی عادات غذایی بیماران دیابتی نوع دو به بررسی شاخص هایی از مصرف برخی غذاها که بیماران دیابتی توصیه به مصرف یا محدودیت مصرف آنها می شوند، توسط پرسشنامه بسامد خوراک انجام گردید.

روش کار: به این منظور 228 بیمار دیابتی نوع دو به روش نمونه گیری تصادفی از بین مراجعین سرپایی درمانگاه دیابت اردبیل انتخاب شدند.

یافته ها: در این مطالعه 87/8% زنان و 77/1% مردان پیروی از یک رژیم دیابتیک را گزارش کردند. عادات غذایی این بیماران حاکی از آگاهی آنها از محدودیت مصرف قندهای ساده بود. بیماران بسامد کمتری از مصرف غذاهای حاوی قندهای ساده (عسل ،مربا ونوشابه ) را گزارش کردند. همچنین سیب زمینی در بین 58/8% زنان و 74/2% مردان مصرف می شد. 43/8% موارد به همراه چای از توت خشک استفاده می کردند.

نتیجه گیری: یافته های مطالعه حاکی از این است که باید توجه بیشتری روی مشاوره ، آموزش و پیگیری اصلاحات رژیمی بیماران دیابتی صورت گیرد.


مهشید طالبی طاهر، معصومه عباسی، میترا براتی،
دوره 10، شماره 3 - ( 6-1389 )
چکیده

  زمینه و هدف: تعیین و تشخیص عفونت پای دیابتی به علت پاسخ های التهابی کاهش یافته به تهاجم میکروارگانیسم ها یک مسئله پیچیده می باشد. اهداف این مطالعه تعیین عوامل باکتریال عفونت زخم پای دیابتی ، تعیین الگوی مقاومت آنتی بیوتیکی و در صد موارد آمپوتاسیون در بیماران مبتلا به عفونت پای دیابتی می باشد.

  روش کار: این مطالعه توصیفی- مقطعی به صورت گذشته نگر در دو بیمارستان آموزشی انجام شد. همه مدارک متعلق به بیماران مبتلا به عفونت پای دیابتی در مرحله سوم و چهارم مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات دموگرافیک، تظاهرات بالینی، نتایج کشت، الگوی مقاومت میکروبی و دیگر اطلاعات ضروری در برگه پرسشنامه ثبت گردید. جهت آنالیز آماری داده ها از نرم افزار SPSS نسخه13 و ازمون های کای دو و تی تست استفاده شد. 05/0 p < معنی دار در نظر گرفته شد.

  یافته ها: پنجاه ودو بیمار انتخاب شدند، 36 بیمار (2/69%) مرد بودند. سن متوسط بیماران 8/12 ± 60 سال و زمان متوسط ابتلا به دیابت شیرین 6/10 ± 17 سال بوده است. بیست ونه بیمار تحت آمپوتاسیون قرار گرفتند و ارتباط معنی داری مابین طول مدت ابتلا به دیابت و آمپوتاسیون بدست آمد (04/0 (p = . شایعترین پاتوژن های بدست آمده استافیلوکوک طلایی (46/38%) ، اشرشیاکلی (4/15%)، استافیلوکوک های کوآگولاز منفی (5/13%) و پروتئوس میرابیلیس (5/13%) بوده است . تمامی نمونه های استافیلوکوک طلایی و کواگولاز منفی به وانکومایسین حساس بودند و 55% از سویه های استافیلوکوک طلایی به متی سیلین مقاوم بوده اند. به ترتیب 100% و 5/87 % از اشرشیاکلی ها به سفتازیدیم و سفتریاکسون مقاوم بودند. از سه مورد پسودوموناس ائروژینوزا جدا شده همگی به سفتازیدیم حساس بودند.

  نتیجه گیری: نتایج نشان داد بیش از نصفی از بیماران با عفونت پای دیابتی تحت آمپوتاسیون قرار گرفته بودند و ارتباط معنی داری بین طول مدت دیابت و آمپوتاسیون وجود داشت. بنابراین پیشگیری از زخم پای دیابتی از اهمیت زیاد برخوردار است. نتایج نشان داد که اکثر باکتری های جدا شده در مقابل آنتی بیوتیکهای معمول مورد استفاده مقاوم بودند لذا بهترین روش انتخاب دارو برای این بیماران انجام کشت بافتی و تعیین الگوی مقاومت میکروبی می باشد.


حسین خادم حقیقیان، علیرضا فرساد نعیمی، بهرام پورقاسم گرگری، اکبر علی عسگرزاده، علی نعمتی،
دوره 10، شماره 4 - ( 9-1389 )
چکیده

  مقدمه و هدف: جهت کاهش گلوکز خون، هموگلوبین گلیکوزیله و مقاومت انسولینی در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو، رژیم­های غذایی متفاوت، داروهای شیمیایی و گیاهی متعددی وجود دارند. گیاهان دارویی مانند دارچین جهت کنترل دیابت مورد توجه قرار گرفته است. با توجه به نادر بودن مطالعات در سایرکشورها و نیز متناقض بودن نتایج این مطالعات و اینکه اکثر مطالعات موجود در مدل حیوانی و یا در محیط آزمایشگاه انجام شده­اند، در این راستا مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر مکمل خوراکی دارچین بر روی گلوکز خون ناشتا، هموگلوبین گلیکوزیله و مقاومت انسولینی در افراد ایرانی مبتلا به دیابت نوع دو طراحی گردید.

  روش کار: این مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی بر روی 60 بیمار مبتلا به دیابت نوع دو (30 نفر گروه مداخله و 30 نفر گروه کنترل) در شهر تبریز در سال 1388 انجام گردید. گروه مداخله روزانه 5/1 گرم پودر دارچین که در داخل کپسول­های 500 میلی­گرمی پر شده بود (روزانه 3 عدد به همراه وعده­های غذایی اصلی) و گروه کنترل دارونما به مدت 60 روز دریافت کردند. نمونه­های خون وریدی در آغاز و پایان مطالعه جهت اندازه­گیری میزان گلوکز خون ناشتا، هموگلوبین گلیکوزیله و انسولین سرم گرفته شد. مقاومت انسولینی با استفاده از اسکور HOMA ( Homeostasis Model Assessment ) محاسبه گردید. نتایج بصورت میانگین ± انحراف معیار ارائه گردید. برای مقایسه میانگین متغیرها قبل و بعد از مداخله از آزمون تی زوجی و برای مقایسه میانگین بین گروه­ها از آزمون تی­ استفاده گردید. سطح معنی­دار آماری برای کلیه آزمون­ها 05/0 > p در نظر گرفته شد.

  یافته ها: پس از 60 روز مداخله، میانگین سطوح گلوکز خون ناشتا، هموگلوبین گلیکوزیله و مقاومت انسولینی در گروه مداخله نسبت به گروه کنترل به طور معنی­داری کاهش یافت (05/0> p ). هیچ تغییر معنی­داری در میانگین سطح گلوکز خون ناشتا، هموگلوبین گلیکوزیله و مقاومت به انسولین در گروه کنترل بعد از 60 روز مشاهده نگردید.

  نتیجه گیری: این مطالعه نشان می­دهد که مصرف دارچین می­تواند در کنترل گلوکز خون ناشتا، هموگلوبین گلیکوزیله و کاهش مقاومت انسولینی در بیماران دیابت نوع دو موثر باشد.


رباب شیخ پور،
دوره 11، شماره 1 - ( 1-1390 )
چکیده

  زمینه و هدف: دیابت قندی یکی از شایع­ترین بیماری­های متابولیک در جهان است که در نتیجه نقص کامل یا نسبی یا مقاومت به عمل انسولین ایجاد می­شود. یکی از عوارض مزمن دیابت آترواسکلروز می­باشد. هیپر لیپیدمی یکی از دلائل عمده در تشدید آترواسکلروز و بروز ضایعات قلبی عروقی در بیماران دیابتی می­باشد. یکی از راه­های مناسب برای جلوگیری از بروز و پیشرفت ضایعات قلبی-عروقی در این بیماران کنترل ﻏلظت لیپیدهای پلاسما از طریق استفاده از داروها یا رژیم غذایی می­باشد. از طرفی روی یک عنصر کمیاب ضروری است و ارتباط آن با غلظت لیپیدهای پلاسما در برخی از مطالعات مورد تایید قرار گرفته است. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر افزودن روی به رژیم غذایی بیماران دیابتی در میزان کنترل لیپیدهای پلاسما بوده است.

  روش کار: در این مطالعه که از نوع کارآزمائی بالینی بود، 60 نفر بیمار دیابتی نوع II انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. به یک گروه روزانه 50 میلی­گرم و به گروه دیگر روزانه 25 میلی­گرم روی به مدت 2 ماه داده شد. قبل و بعد از مداخله در بیماران میزان لیپیدها و لیپوپروتئین­های سرم تعیین مقدار و مقایسه گردید. نتایج حاصل از آنالیز بیوشیمیایی با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. مقایسه بین متفیرها با ستفاده از آزمون تی صورت گرفت و p < 0.05 به عنوان معنی دار در نظر گرفته شد.

  یافته­ها: میانگین غلظت روی در سرم بیمارانی که 25 میلی­گرم روی در روز دریافت می­نمودند، تغییر معنی­داری حاصل ننمود، ولی غلظت روی سرم درگروهی که 50 میلی­گرم روی مصرف نموده بودند در پایان کار ( µg/dL 30 ± 160) از زمان شروع مطالعه ( µg/dL 30 ± 140) بالاتر بود (002/0 p = ). در گروه 50 میلی­گرم، میزان LDL از mg/dL 53/33 ± 9/123 به mg/dL 50/32 ± 5/96 (001/0 p = ) وکلسترول تام از mg/dL 40/31 ± 68/226 به mg/dL 8/37 ± 8/199 (001/0 p = )کاهش چشمگیری را نشان دادند. همچنین مقدار HbA1C از 86/1 ± 7/9% به 5/1 ± 9/8%، 02/0 p = رسید.

  نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان می­دهد که بالا رفتن سطح روی در بیماران دیابتی نوع II سبب کاهش غلظت لیپیدهای پلاسما (کلسترول و LDL ) و هموگلوبین گلیکوزیله می­شود.


امیر ضیایی، سیما هاشمی پور، تکتم کریم زاده، آزاده جلال پور، امیر جوادی،
دوره 12، شماره 2 - ( 3-1391 )
چکیده

  زمینه و هدف: امروزه مشخص شده است که کمبود ویتامین D عملکرد متابولیک بسیاری از سلول ها از قبیل بخش درون ریز پانکراس را تغییر می دهد. شواهد بالینی و تجربی، پیشنهاد کننده این موضوع هستند که غلظت سرمی ویتامین D فعال به طور معکوس با دیابت نوع دو، اجزای سندرم متابولیک و بیماری های قلبی- عروقی همراهی دارد. این مطالعه به منظور مقایسه سطح سرمی D3 در بیماران مبتلا به دیابت با افراد غیر دیابتی و رابطه آن با شاخص های سندرم متابولیک انجام شد.

  روش کار: این مطالعه توصیفی تحلیلی بر روی 69 نفر از مراجعه کنندگان به درمانگاه غدد انجام شد. این افراد در سه گروه شامل افراد دیابتی با کنترل خوب قند خون، افراد دیابتی با کنترل ضعیف و گروه غیر دیابتی بررسی شدند. برای تمام افراد، وزن، قد، فشار خون سیستولیک و دیاستولیک، قند خون ناشتا، قند دو ساعت پس از صرف غذا، درصد هموگلوبین گلیکوزیله، سطح سرمی ویتامین D فعال و لیپیدهای سرم اندازه گیری و ثبت شدند. داده ها با استفاده از آزمون های آماری مجذور کای، تی، آنالیز واریانس، همبستگی پیرسون و آزمون تکمیلی توکی تحلیل شدند.

  یافته ها: میانگین سطح سرمی ویتامین D فعال در افراد دیابتی 6/16 ± 5/36 و در افراد غیر دیابتی 1/19 ± 6/56 نانو مول بر لیتر بود (001/0> p ). ولی، سطح این ویتامین بین دو گروه با کنترل خوب و ضعیف قند خون و همچنین بین افراد مبتلا به سندرم متابولیک با افراد غیر مبتلا به سندرم متابولیک تفاوت معنی داری نداشت. بین متوسط سطح سرمی ویتامین D3 به تفکیک گروههای مورد مطالعه و وضعیت هر یک از شاخص های سندرم متابولیک اختلاف معنی داری وجود نداشت.

  نتیجه گیری: بر اساس یافته ها، سطح سرمی ویتامین D در افراد دیابتی کمتر از افراد سالم بود. در بین بیماران دیابتی بین سطح سرمی ویتامین D3 با طول مدت ابتلا به دیابت، HBA1C ارتباط معنی داری وجود نداشت. همچنین اختلاف معنی داری بین متوسط سطح سرمی مبتلایان و غیر مبتلایان به سندرم متابولیک وجود نداشت. با توجه به نقش این ویتامین در ترشح و اثر انسولین، به نظر می رسد پایش سطح سرمی ویتامین D در بیماران دیابتی و در صورت لزوم تجویز مکمل های آن مفید باشد.


منوچهر ایرانپرور علمداری، حسین قربانی بهروز، عباس یزدانبد، نیره امینی ثانی، سولماز اسلام پناه، محمود شکر آبادی،
دوره 12، شماره 3 - ( 6-1391 )
چکیده

  مقدمه و هدف: دیابت یک بیماری متابولیک است که در صورت عدم کنترل مناسب می‏تواند باعث ناتوانی و مرگ و میر قابل ملاحظه­ای گردد. انجمن دیابت آمریکا مراقبت از بیماران دیابتی را یک امر لازم و ضروری دانسته و اهداف چندی برای افزایش طول عمر بیماران و زندگی بهینه با عوارض کمتر پیشنهاد نموده است که براساس کنترل قند خون، لیپید، نوروپاتی، کنترل فشار خون، مراقبت از پا و توصیه های تغذیه ای و غربالگری بیماری های قلبی عروقی می‏باشد. هدف این مطالعه بررسی وضعیت مراقبت دیابت در کلینیک دیابت اردبیل و مقایسه آن با اهداف توصیه شده انجمن دیابت امریکا بود.

  روش کار: مطالعه حاضر یک مطالعه توصیفی مقطعی بود که روی 100 بیمار مراجعه کننده به کلینیک دیابت اردبیل که با استفاده از جدول اعداد تصادفی در طول یکسال انتخاب شده بودند انجام گرفت. پرسشنامه حاوی سئوالات و معاینات بالینی و آزمایشگاهی برای بیماران با استفاده پرونده و خود بیماران تکمیل گردید. داده ها پس از جمع آوری با نرم افزار spss تجزیه و تحلیل شد. از آمار توصیفی برای ارایه نتایج و برای نشان دادن ارتباط آزمون ها از مجذور همبستگی کای و آنالیز واریانس ANOVA یکطرفه استفاده گردید.

  یافته ها: در یکسال اخیر هموگلوبین گلیکوزیله و جمع آوری ادرار 24 ساعته از نظر میکروآلبومینوری به ترتیب در 33% و 16% از بیماران انجام گرفته بود اندازه گیری کلسترول HDL و LDL به ترتیب در 58% و 55% بیماران انجام یافته بود فقط 9% بیماران معاینه پا و تنها 5% از نظر نبض های محیطی معاینه شده بودند. در آزمایشات نهایی انجام شده روی بیماران 24% بیماران قندخون ناشتای در محدوده توصیه شده انجمن دیابت آمریکا یعنی 130-70 میلی گرم در دسی لیتر داشتند. 46% بیمارانی که هموگلوبین گلیکوزیله در آنها اندازه گیری شده بود در محدوده هدف بودند. 32% بیماران دچار میکروآلبومینوری و 4% ماکروآلبومینوری داشتند. رتینوپاتی دیابتی در 32% بیماران گزارش گردید. در نهایت تنها 10% بیماران برای آزمایشات FBS و BS2hPP و LDL کلسترول و HbA1C در سطح مطلوب قرار داشتند و 22% بیماران برای سه عامل فشارخون، کلسترول تام و کلسترول LDL در سطح مطلوب بود.

  نتیجه گیری: در 100 بیمار مورد مطالعه تفاوت زیادی از نظر کیفیت کنترل دیابت با توصیه های ADA (انجمن دیابت امریکا) وجود داشت.



صفحه 1 از 3    
اولین
قبلی
1
 

مجله دانشگاه علوم پزشکی اردبیل Journal of Ardabil University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.18 seconds with 46 queries by YEKTAWEB 4247