[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
بایگانی مقالات زیر چاپ::
بانک ها ونمایه ها::
فرایند کارشناسی مقالات::
فرم نظر سنجی::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
Creative commons

Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License.

..
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
34 نتیجه برای درد

مسعود انتظاری‌ اصل، محمد رضا قدرتی، حمید عبادی زارع، خاطره عیسی زاده فر،
دوره 2، شماره 2 - ( 3-1381 )
چکیده

  زمینه و هدف : مرحله‌ ریکاوری‌ بیهوشی‌ یکی‌ از پرخطرترین‌ مراحل‌ بیهوشی‌ بوده‌ و عوارض‌ مختلف‌ تنفسی‌، قلبی‌ - عروقی‌، تهوع‌ واستفراغ‌، لرز، درد و بی‌ قراری‌ با شیوع‌ نسبت اً بالایی‌ در آن‌ گزارش‌ شده‌ است‌. هدف‌ از انجام‌ این‌ مطالعه‌ بررسی‌ شیوع‌ این‌ عوارض‌ در میان‌ بیماران‌ جراحی‌ شده‌ در اطاقهای‌ عمل‌ بیمارستانهای‌ فاطمی‌ و علوی‌ اردبیل‌ وشناسایی‌ عوامل خطر ساز احتمالی‌ دخیل‌ در افزایش‌ بروز این‌ عوارض‌ بوده‌ است‌.

  روش‌ کار: در این‌ مطالعه‌ توصیفی‌ ، مقطعی‌ 160 بیمار کاندید عمل‌ جراحی‌ در بیمارستانهای‌ فاطمی‌ و علوی‌ در زمستان‌ 1379انتخاب‌ و پرسشنامه‌های‌ مربوط به‌ سوابق‌ بیماری‌ زمینه‌ای‌، بیهوشی‌ قبلی‌، سابقه‌ اعتیاد، سابقه‌ مصرف‌ دارو، مصرف‌ سیگار، کلاس‌ فیزیکی‌ ASA ، نوع‌ بیهوشی‌، زمان‌ عمل‌ و محل‌ عمل‌ جراحی‌ در مورد آنها تکمیل‌ و از نظر بروز عوارض‌ بعد از بیهوشی‌ مورد بررسی‌ قرار گرفتند و نتایج‌حاصل‌ از این‌ تحقیق‌ با استفاده‌ از نرم‌افزار SPSS مورد تجزیه‌ و تحلیل‌ قرار گرفت‌.

  یافته‌ها : بر اساس‌ بررسیهای‌ انجام‌ گرفته‌ شیورینگ‌ در 3/36%، درد در 9/26%، بیقراری‌ در 3/21%، عوارض‌ ریوی‌ در 8/13%، عوارض‌ قلبی‌- عروقی‌ در 12% و تهوع‌ و استفراغ‌ در 8/8% بیماران‌ بعد از عمل‌ جراحی‌ مشاهده‌ شد. همچنین‌ در ارتباط با تأثیر برخی‌ فاکتورها بر شیوع‌عوارض‌، ارتباط معنی‌ داری‌ بین‌ شیورینگ‌ و سابقه‌ بیماری‌، سابقه‌ مصرف‌ دارو و محل‌ عمل‌ جراحی‌ مشاهده‌ شد. همچنین‌ درد، بیقراری‌ وعوارض‌ ریوی‌ با محل‌ عمل‌ جراحی‌ رابطه‌ معنی‌ داری‌ داشتند.

  نتیجه‌گیری : برخی‌ عوارض‌ بعد از بیهوشی‌ از جمله‌ شیورینگ‌، درد و بیقراری‌ بعد از عمل‌ نسبت‌ به‌ مطالعات‌ مشابه‌ از شیوع‌ نسبتاً بالاتری‌ درمیان‌ بیماران‌ مطالعه‌ شده‌ برخوردار بوده‌اند.


داریوش سوادی اسکوئی، مازیار هاشمیلر،
دوره 3، شماره 3 - ( 6-1382 )
چکیده

  آرتریت تمپورال یک واسکولیت سیستمیک با علت ناشناخته است که شریان های بزرگ و متوسط را درگیر می کند . در روند بیماری طیف وسیعی از عوارض سیستمیک، نو ر ولوژیک و چشمی ممکن است تظاهر پیدا کند که خطرناکترین آ نها اختلال بینایی است که در حدود 60% موارد موجب کوری همیشگی می گردد.

  آرتریت تمپورال با ESR بالا ( mmHg 60 > ESR ) و یافته های حاصل از بیوپسی شریانی تشخیص داده می شود . این بیماری یکی از او ر ژانس های نورولوژی است که بیماران بلافاصله بعد از تشخیص باید تحت درمان با کورتیکو استروئید قرار گیرند. بیمار مورد بحث مرد 62 ساله ای بود ، که از 4 ماه قبل از مراجعه دچار سردرد همراه با خستگی ، تعریق شبانه و خلق پایین شده بود . با توجه به ESR بالا و یافته های بیوپسی شریان تمپورال ، بیمار با تشخیص آرتریت تمپورال تحت درمان پردنیزولون به مدت حدود 19 ماه قرار گرفت و با این درمان علایم به طور کلی فرو کش کرد.


مازیار هاشمیلر، نیره امینی ثانی ، داریوش سوادی اسکوئی ، مهزاد یوسفیان،
دوره 4، شماره 1 - ( 1-1383 )
چکیده

زمینه و هدف: سر درد میگرنی از شیوع بالایی در دنیا برخوردار است و نظر به تفاوت های جغرافیایی بارز در شیوع آن و نیز اوج بروز آن که در 20 تا 30 سالگی است، مطالعه حاضر با هدف تعیین شیوع میگرن در دانشجویان به عنوان نماینده از قشر جوان صورت گرفت تا ارزیابی از وضعیت موجود جهت مداخلات درمانی بعدی صورت گیرد.

  روش کار: این مطالعه به روش مقطعی در سال 1382 صورت گرفت . از کل دانشجویان، 631 دانشجو در مقاطع کاردانی، کارشناسی و دکترای حرفه ای به پرسشنامه ای که بر اساس معیارهای دسته بندی میگرن از سوی انجمن بین المللی سردرد تنظیم شده بود پاسخ دادند، داده ها پس از جمع آوری با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 12 تجزیه و تحلیل گردید و از آمار توصیفی برای ارایه نتایج استفاده شد.

  یافته ها: 6/76% دختر و بقیه پسر بودند. میانگین سنی دختران 6/20 سال و پسران 4/21 سال بود. شیوع سردرد میگرن در کل 3/7% بود که 4/5% میگرن بدون اورا، 6/1% با اورا و 3/0% هر دو نوع بود. شیوع میگرن در دختران بیش از پسران (نسبت جنسی 5/2)، در مجردین بیش از افراد متأهل و در دانشجویان مقطع دکترای حرفه ای بیش از سایر مقاطع بود، بجز میگرن با اورا که در دانشجویان مقطع کاردانی بیشتر بود. سابقه فامیلی سردرد در 6/45% مبتلایان مثبت گزارش گردید. 2/65% از کسانی که دچار میگرن بودند به پزشک مراجعه نکرده و از نوع سردرد خود بی اطلاع بودند.

  نتیجه گیری : در مقایسه با برخی مطالعات مشابه، شیوع میگرن در دانشجویان پایین تراست اما عدم پیگیری و درمان مناسب در آنها بسیار بالاست که لزوم مداخلات مناسب بهداشتی را می طلبد.


فرناز اهدایی وند، معصومه رستم نژاد، همایون صادقی، نیره امینی ثانی،
دوره 4، شماره 2 - ( 3-1383 )
چکیده

زمینه و هدف: عمل سزارین یکی از اعمال جراحی شایع زنان است و امروزه در جوامع غربی شیوع آن حدود 21/2% گزارش شده است. در ایران شیوع سزارین بسیار بالاتر از ارقام جهانی است و براساس گزارشات مرکز آمار و اطلاع رسانی در سال 1380، شیوع سزارین در استان اردبیل 42/86% بوده است. درد حاد بعد از سزارین یکی از عوارض شناخته شده عمل بوده و مادران به درجات مختلف آنرا تجربه می کنند. عدم کنترل مؤثر درد علاوه بر احساس رنج و ناراحتی فراوان در مادر می تواند به اختلال شیردهی، خروج از بستر مادر و همبستگی مادر و نوزاد منجر شود. این مطالعه با هدف مقایسه اثرات شیاف دیکلوفناک و آمپول متادون بر میزان کاهش درد مادران بعد از عمل سزارین در مرکز آموزشی درمانی علوی اردبیل انجام شد.
روش کار: مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی دوسوکور بود. تعداد 56 زن حامله که برای اولین بار عمل سزارین را تجربه می کردند انتخاب و بطور تصادفی به دو گروه 28 نفری تقسیم شدند. گروه اول mg100 شیاف دیکلوفناک و گروه دوم mg 5 متادون تزریقی هر 8 ساعت تا 24 ساعت پس از عمل دریافت نمودند. سپس در ویزیت های بعد از عمل، شدت درد بیماران با مقیاس عددی درد اندازه گیری شد. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی در نرم افزار آماری SPSS در قالب آزمون های آماری نظیر آنالیز واریانس و مجذور کای تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: براساس نتایج پژوهش در دومین، سومین و چهارمین ویزیت بعد از عمل شدت درد در گروه دریافت کننده دیکلوفناک کمتر بود و این اختلاف از نظر آماری معنی دار بود(p<0/05) ولی در کل بین گروه دیکلوفناک با میانگین و انحراف معیار درد2/9± 6/46 و گروه متادون با میانگین و انحراف معیار 3/5 ± 5/85 از نظر آماری اختلاف معنی داری مشاهده نشد.
نتیجه گیری: بین شیاف دیکلوفناک سدیم و آمپول متادون در کاهش درد مادران بعد از عمل جراحی سزارین تفاوت معنی داری وجود نداشت ولی با توجه به محدودیت های موجود در استفاده از داروهای اوپیوئید به نظر میرسد دیکلوفناک می تواند جایگزین خوبی برای این داروها باشد.
زهرا فردی آذر ، فرزانه ظاهری ، صدیقه صادقی خامنه ، سکینه محمد علیزاده ، حسین کوشاور،
دوره 6، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده

  زمینه و هدف: درد پرینه بعد از اپی‌زیو‌تومی یکی از علل شایع ناخوشی زنان در دوره نفاس می باشد و اغلب به خوبی درمان نمی شود. مطالعه حاضر جهت مقایسه اثر، عوارض جانبی و رضایت بیمار از استعمال ژل بی حسی موضعی لیدوکائین و دارونما بر روی درد و ترمیم اپی زیو تومی انجام گرفته است.

  روش کار: این مطالعه تجربی به صورت کارآزمایی بالینی دوسوکور است. 124 خانم زایمان کرده با اپی زیو تومی مدیو لترال و بدون عوارض زایمانی جهت دریافت ژل لیدوکائین و پلاسبو به طور تصادفی انتخاب گردیدند. با شروع درد بعد از اپی زیوتومی و سپس در ساعات مختلف بعد از مصرف ژل، شدت درد با مقیاس عددی 10 نمره ای ارزیابی شد. میزان تسکین به وسیله نیاز به مصرف قرص های مسکن، مقدار ژل مصرفی و میزان بی دردی تعیین گردید. اثر ژل بر روی ترمیم زخم با استفاده از معاینه بالینی در روزهای اول و دهم ارزیابی و داده ها در پرسشنامه وارد شد و با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 11 تجزیه و تحلیل گردید.

  یافته ها: میزان مسکن خوراکی مصرف شده، مقدار ژل مورد استفاده و همچنین میزان رضایت از بی دردی بین مصرف‌کنندگان ژل لیدوکائین و دارونما تفاوت آماری معنی داری نداشت. از نظر ترمیم زخم در معاینه روز اول و دهم بین دو گروه تفاوت آماری معنی دار دیده نشد و تمام موارد زخم اپی‌زیو‌تومی در روز دهم، بهبودی مورد انتظار را داشتند. میزان رضایت از استعمال ژل در دو گروه یکسان بود.

  نتیجه گیری: بر خلاف نتایج برخی از مطالعات، در مطالعه حاضر استفاده از ژل موضعی لیدوکائین 2% در کاهش درد و ترمیم زخم تفاوت معنی داری با دارونما نداشت، ولی در مجموع ترمیم محل زخم در هر دو گروه خوب بود. تائید تاثیر لیدوکائین درکاهش درد زخم با دوزهای بالاتر و همچنین تاثیر مثبت استفاده از ژل به عنوان نرم کننده در ترمیم زخم نیاز به مطالعات بیشتر دارد.


ودود نوروزی، ایرج فیضی، فیروز امانی، پونه زمانی،
دوره 6، شماره 4 - ( 9-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: درد به صورت یک مکانیسم دفاعی برای بدن است که به دنبال بروز آسیب در بافت های مختلف بدن ایجاد می شود، بروز درد را می توان از اکثر زخم های جراحی انتظار داشت، با توجه به نتایج کلینیکی نامطلوب ناشی از درد که پس از جراحی ایجاد می شود، هدف از انجام این مطالعه بررسی کیفیت کنترل درد پس از عمل جراحی آپاندکتومی می باشد.

روش کار: در این مطالعه توصیفی ـ مقطعی به روش آینده نگر، تعداد 200 نفر از بیماران تحت جراحی آپاندکتومی به صورت تصادفی انتخاب شدند. کنترل درد، دربیماران باروش تزریق داخل عضلانی داروهای مخدر به فاصله 8 ساعت بود.کلیه بیماران در 12 ساعت پس از اتمام عمل جراحی مورد مطالعه قرار گرفته و تخمین شدت درد بر اساس درجه بندی صفر تا 10 صورت گرفت. اطلاعات لازم جمع آوری و درنرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

یافته ها: 101 نفر (50/5%) از افراد زن وبقیه مرد بودند . در 123 نفر (61/5%) از بیماران داروی پتیدین، 51نفر (25/5%) متادون و در 26 نفر (13%) پنتازوسین جهت کنترل درد استفاده شد. در 98 نفر (49%) از بیماران درد شدید پس از عمل جراحی وجود داشت. میزان شدت درد در داروی پنتازوسین با 21 نفر (80/7%) بیشتر از داروهای دیگر بود.

نتیجه گیری: با توجه به عوارض و مشکلات متعددی که در نتیجه درد پس از جراحی آپاندکتومی در بدن ایجاد می شود، لازم است کنترل درد در بیماران با دقت بیشتر انجام گیرد و توجه بیشتر در این زمینه ضروری است
پرویز مولوی، حسین محمدنیا ، روح الله عرب، اکبر عطادخت،
دوره 7، شماره 1 - ( 1-1386 )
چکیده

زمینه و هدف: سردرد تنشی یکی از شایع‌ترین سردردهایی است که میلیونها نفر از آن رنج می برند. درمانهای مختلفی برای مقابله با سردرد تنشی مورد استفاده قرار گرفته است. سردردهای تنشی اغلب به درمان غیر داروئی خوب جواب می دهند. هدف از این پژوهش مقایسه میزان کارآمدی و اثربخشی دو رویکرد درمانی آموزش ایمن سازی در مقابل استرس SIT (stress Inoculation Training) و دارو درمانی در درمان سردردهای تنشی می باشد.

روش کار: مطالعه از نوع مورد شاهدی بوده و تعداد 30 نفر از بیمارانی که در طی ماه های خرداد و تیر 1382 با شکایت سردرد تنشی مزمن به درمانگاه نورولوژی بیمارستان علوی و نیز مطب های خصوصی مراجعه کرده بودند به طور تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل وارد مطالعه شدند. بیماران شرکت کننده در گروه اول، تحت آموزش ایمن سازی در مقابل استرس و آزمودنی های گروه دوم نیز تحت دارو درمانی قرار گرفتند. آزمودنی های گروه سوم به عنوان گروه کنترل تلقی شده و هیچ مداخله ای دریافت نکردند. شاخص های سردرد (فراوانی، شدت و مدت سردرد) برای کل آزمودنی ها، در سه مرحله زمانی پیش از درمان، پس از درمان و پی گیری یک ماهه، با استفاده از ابزار روزنگار سردرد، مورد ارزیابی واقع گردیدند. داده های جمع آوری شده با استفاده از روش های آمار استنباطی، تحلیل واریانس یک طرفه و مقایسه های زوجی LSD تجزیه و تحلیل گردید.

یافته ها: نتایج بدست آمده از آنالیز واریانس یک طرفه نشان داد که در درمان سردردهای تنشی مزمن هر دو روش مورد مطالعه یعنی روش ایمن سازی در مقابل استرس و دارو درمانی موثر هستند ولی مقایسه این دو گروه نشان داد که گروه تحت آموزش ایمن سازی، از لحاظ میزان تاثیر بر روی کاهش شاخص مدت زمان دوام علایم سردرد با گروه تحت دارو درمانی با گروه کنترل تفاوت معنی داری دارد (p<0/05) ولی از لحاظ شاخص های مربوط به فراوانی و شدت سردرد بین این دو گروه تفاوت معنی داری وجود ندارد.

نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که میزان اثربخشی آموزش ایمن سازی در مقابل استرس نسبت به دارو درمانی، در درمان سردردهای تنشی در کاهش مدت زمان دوام علایم سردرد بیشتر است.


سیمین آتش خویی، رسول آذرفرین، زهرا فردی آذر،
دوره 7، شماره 3 - ( 6-1386 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از اثرات جانبی شایع سوکسینیل کولین دردهای عضلانی پس از عمل است. پاتوژنز آن نامشخص می باشد، به همین جهت روش ایده آلی برای کاهش میزان و شدت فاسیکولاسیون و دردهای عضلانی پس از تجویز سوکسینیل کولین وجود ندارد. هدف از این مطالعه آینده نگر و تصادفی، بررسی تاثیر دوز پایین سوکسینیل کولین در هنگام لوله گذاری تراشه روی میزان و شدت فاسیکولاسیون پس از تجویز آن و دردهای عضلانی پس از عمل بود. روش کار: در این مطالعه، 60 بیمار با کلاس I یا II درجه بندی ASA، به صورت تصادفی در دو گروه 30 نفری قرار گرفتند. شدت فاسیکولاسیون بر اساس متد مینگوس و شدت درد عضلانی بر اساس متد درجه بندی هاروی ارزیابی شدند. پس از القای بیهوشی با فنتانیل /تیوپنتون، در گروه شاهد سوکسینیل کولین با دوز 1 میلی گرم بر کیلوگرم و در گروه مطالعه 6/0 میلی گرم بر کیلوگرم جهت تسهیل لوله گذاری تراشه تزریق شد. یافته ها: فاسیکولاسیون در 50% (15 نفر) بیماران گروه مورد وجود نداشت و فاسیکولاسیون شدید در هیچکدام از بیماران این گروه بروز نکرد. شدت فاسیکولاسیون نیز در گروه مورد به طور معنی دار کمتر از گروه شاهد بود. در 16 (53/3%) بیمار گروه مورد و تنها در 4 (13/3%) بیمار گروه شاهد درد عضلانی بعد از عمل وجود نداشت (p<0/0001). شدت درد عضلانی نیز به طور معنی دار در گروه مطالعه کمتر از گروه شاهد بود (p<0/0001). شرایط قابل قبول لوله گذاری تراشه در تمام بیماران دو گروه فراهم آمد. نتیجه گیری: کاهش دوز سوکسینیل کولین از 1 میلی گرم بر کیلوگرم به 6/0 میلی گرم بر کیلوگرم ضمن فراهم آوردن شرایط قابل قبول لوله گذاری تراشه، سبب کاهش شیوع و شدت فاسیکولاسیون و دردهای عضلانی پس از عمل می شود
علیرضا وحیدی، محمدحسین دشتی،
دوره 7، شماره 4 - ( 9-1386 )
چکیده

زمینه و هدف: در مورد داروهای گیاهی و کاربرد آنها از زمان قدیم اطلاعات وسیعی در دسترس می باشد و تحقیقات فراوانی در مورد اثر ضد درد عصاره های گیاهان انجام شده است. در مطالعه قبلی اثرات کاهش درد عصاره بابونه حاوی mg/kg2 اسانس در مقایسه با گروه کنترل در موش سفید بزرگ آزمایشگاهی مورد بررسی قرار گرفت که اثر کاهش درد آن بارز بود. در این پژوهش اثر کاهش درد عصاره بابونه با دوزهای مختلف مرفین (ضد درد استاندارد شناخته شده) مورد مقایسه قرار گرفته است.

روش کار: این مطالعه بصورت تجربی در دانشکده پزشکی شهید صدوقی یزد بر روی تعداد 48 سر موش سوری که بصورت تصادفی به 8 گروه 6 تایی با وزن 30-25 گرم تقسیم شده بودند انجام گردیده است. در این مطالعه اثر تزریق داخل صفاقی عصاره بابونه با مقدار 2mg/kg اسانس و با غلظت های 2,1mg/kg و5/ مرفین بر کاهش درد با استفاده از دو روش سنجش درد مزمن ( آزمون فرمالین به مدت یک ساعت) و درد حاد ( آزمون پس کشیدن دم به مدت 2 ساعت و در فواصل زمانی 15 دقیقه ای ) مورد سنجش قرار گرفت.

یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که در آزمون فرمالین عصاره بابونه فاز دوم درد را کمتر از مرفین 1mg/kg کاهش میدهد ولی اثر ضد دردی آن در این مرحله بیش از مرفین 0/5mg/kg می باشد عصاره بابونه توانست در آزمون پس کشیدن دم در فواصل زمانی 90-30 دقیقه اثر ضد درد خود را اعمال کند که این اثر مشابه اثر ضد دردی مرفین با غلظت های (1mg/kg و 0/5) می باشد (p>0/05).

نتیجه گیری: یافته های این تحقیق نتایج بدست آمده از تحقیق قبلی را مبنی بر اینکه عصاره بابونه دارای اثر ضد درد است را تائید می کند و مؤید این است در آزمون فرمالین اثر ضد دردی بابونه در حد فاصل بین اثر ضد دردی مرفین 0/5mg/kg و1 قرار می گیرد و در آزمون پس کشیدن دم اثر کاهش درد با مرفین 1mg/kg برابری می کند. پیشنهاد می شود بابونه به عنوان یک داروی کاهش دهنده درد در مطالعات گوناگون دیگر بیشتر مورد پژوهش قرار گیرد
مریم صغیری، نیلوفر ستارزاده، نصرت تبریزی، زکریا پزشکی،
دوره 8، شماره 1 - ( 1-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: دردهای زایمانی یکی از شدیدترین دردهایی است که زنان تجربه می کنند.درد شدید باعث ایجاد پاسخ های استرس شده و اثرات مضری بر مادر و جنین دارد. با توجه به اثرات سوء درد ، این مطالعه برای تعیین اثر بخشی استفاده از روش خود تجویزی گاز انتونکس بر کاهش درد زایمان در مرحله اول و دوم و بررسی تاثیر آن برروش و روند زایمان و همچنین آپگار نوزاد انجام شد.
روش کار: در این مطالعه 120 زن باردار اول زای مراجعه کننده به بیمارستان 29 بهمن تبریز در مطالعه ای بالینی یک سو کور بصورت تصادفی شرکت کردند. در فاز فعال زایمان از گاز انتونکس و یا گاز اکسیژن استفاده شد. میزان شدت درد مادر سوال شده و براساس معیار آنالوگ نمره داده شد.
یافته ها: بر اساس اطلاعات جمع آوری شده، فراوانی شدت درد در دو گروه گاز انتونکس و گاز اکسیژن از نظر آماری تفاوت معنی دار داشت. میانگین درد برای گروه گاز انتونکس در مرحله اول زایمان 5/93و در مرحله دوم زایمان 5/82 و برای گروه گاز اکسیژن در مرحله اول زایمان 6/99 و در مرحله دوم 6/74 بود که تفاوت معنی دار وجود داشت. 41/7% مادران در گروه انتونکس درد شدید و11/7% درد خیلی شدید داشتند درحالیکه در گروه اکسیژن 58/3% مادران درد شدید و 25% مادران درد خیلی شدید داشتند (p<0/001). بین روش زایمان، روند زایمان و آپگار نوزاد در دو گروه تفاوت معنی دار وجود نداشت.
نتیجه گیری: بر اساس یافته های مطالعه گاز انتونکس در مقایسه با گاز اکسیژن شدت دردهای زایمانی را به میزان بیشتری می کاهد و در تخفیف دردهای زایمانی در مرحله اول و دوم زایمان موثر است.
مهردخت مزده، منصور نظری،
دوره 8، شماره 2 - ( 3-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: میگرن از انواع سر درد های مزمن و شایع می باشد و از درمانهای مهمی که برای بهبودی حمله حاد میگرن توصیه شده، سوماتریپتان و آلکالوئیدهای ارگوت می باشد با توجه به عوارض آلکالوئیدهای ارگوت مانند تهوع، استفراغ و بی اشتهایی و انقباضات عروق محیطی و سر درد و محدودیت مصرف دارو و محدودیت سنی بیماران در استفاده از آن با مشکلاتی مواجهه می شوند. از طرفی سوماتریپتان به صورت رژیم تک دارویی مورد استفاده قرار می گیرند ولی آلکالوئیدهای ارگوت باید به همراه متوکلوپرامید جهت رفع تهوع ناشی ازمصرف دارو و همچنین درفاز حاد سردرد میگرنی مورد استفاده قرار گیرد. لذا مطالعه حاضر به مقایسه اثر بخشی دو دسته دارویی پرداخته تا استفاده از ان در صورت اثر بخشی مثبت به نفع سوماتریپتان توصیه شود.

روش کار: محدوده سنی بیماران 40-20 سال بود که طبق معیارهایIHS مبتلا به میگرن کلاسیک و معمولی بودند, به طور تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. یک گروه (36 نفر) با سوماتریپتان و گروه دیگر (39 نفر) با ترکیب داروی دی هیدروارگوتامین و متوکلوپرامید در فاز حاد بیماری تحت درمان قرار گرفتند، و اثر بخشی درمان به وسیله سه معیار شدت، طول مدت و فرکانس حملات مورد بررسی قرار گرفت. پس از درمان در دو گروه با استفاده از آزمــون مجذور خی تجزیه و تحلیل شد.

یافته ها: از لحاظ شدت حملات سردرد، طول مدت سردرد و فرکانس حملات پس از درمان تفاوت آماری معنی داری بین دو گروه وجود نداشت و نتیجه درمانی در هر دوگروه یکسان بود.

نتیجه گیری: از آنجا که تفاوت آماری معنی داری بین تأثیر دو دسته دارویی روی شدت حملات، طول مدت سر درد و فرکانس حملات در مبتلایان به میگرن کلاسیک و معمولی وجود ندارد میتوان از هر دو شیوه درمانی بهره گرفت اما با توجه به عوارض آلکالوئیدهای ارگوت مانند تهوع که لازم است به همراه متوکلوپرامید مصرف شود، انقباضات عروقی که ممکن است به گانگرن اندامها منتهی شود، ایجاد سر درد القایی و مجاز نبودن بیشتر از 6 میلی گرم ارگوتامین در هفته و محدودیت سنی در مصرف آن، سوماتریپتان به عنوان رژیم تک دارویی توصیه می شود
مهناز آذری، الهام نصیری، سیمین مولود، میترا معنوی، رقیه عزیز زاده،
دوره 8، شماره 4 - ( 9-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: زایمان فرآیندی همراه با درد است ویکی از وظایف ماماها، کاستن از شدت درد در حین زایمان می باشد و در این میان کاهش طول مراحل زایمانی همواره مورد توجه قرار گرفته است.آتروپین و هیوسین از جمله داروهایی هستند که جهت کاهش طول مراحل زایمانی توسط پزشکان و بعضی از ماماها مورد استفاده قرار میگیرد ولی اثرات آنها هنوز بطور کامل مورد بررسی قرار نگرفته است.هدف از این پژوهش بررسی اثرات دو داروی رایج در اتاق زایمان یعنی هیوسین و آتروپین بر طول مراحل زایمان و سرعت پیشرفت زایمان میباشد.
روش کار: این مطالعه از نوع کار آزمایی بالینی دو سوکور بر روی 200 نفر از زنان باردار شکم اول ترم که به علت شروع دردهای خودبخودی زایمان در سال 1387-1386 به بیمارستان علوی اردبیل مراجعه نمودند انجام گردید.نمونه ها بر اساس معیارهای انتخاب و حذف به صورت تصادفی در دو گروه مورد و شاهد قرار گرفتند. به گروه مورد 20 میلی گرم هیوسین (1 میلی لیتر) مخلوط با5/.میلی گرم آتروپین (1 میلی لیتر) به صورت تک دوز از راه وریدی در شروع فاز فعال (دیلاتاسیونCm 4 و کیسه آب پاره) و به گروه شاهد (دکستروز 5%،2سی سی) تزریق گردیدو سپس پیشرفت دیلاتاسیون و افاسمان سرویکس، طول فاز فعال، طول مرحله دوم و سوم زایمان، میزان بروز تاکیکاردی و برادیکاردی در جنین، نمره آپگار دقیقه اول و پنجم ثبت گردید. جهت آنالیز دادها از آمار توصیفی میانگین جداول و آمار استنباطی کای دو با سطح معنی دار آزمون 95% (α=0/05)استفاده گردیده است.
یافته ها: یافته های تحقیق نشان داد که بین میانگین تغییر دیلاتاسیون و افاسمان دو گروه اختلاف معنی داری وجود دارد (p<0/05) (Cm5/2 ) درساعت درمقابلCm1/5در ساعت، طول فاز فعال زایمان(´105در مقابل251دقیقه) و همچنین اختلاف میانگین طول مرحله دوم زایمان (´17 در مقابل ´33) و طول مر حله سوم زایمان (گروه مورد 3/4 دقیقه و در گروه شاهد 6/7دقیقه) نسبت به گروه شاهد کمتر بوده ولی این تفاوت از نظر آماری معنی دار نبوده و طول مدت کل زایمان´121 در گروه مورد و ´274 در گروه شاهد می باشد که بین دو گروه از نظر آماری معنی دار بوده است (p<0/05). میزان بروز تاکیکاردی و برادیکاردی در جنین در´30 اول بعد از تزریق در گروه مورد 25% (15% تاکیکاردی و 10% برادیکاردی) و در گروه شاهد،20% (12% تاکیکاردی و 8% برادیکاردی) رخ داد و از نظر آپگار در دو گروه تفاوتی وجود نداشت.
اشرف محبوبی، زهرا بصیرت ،
دوره 9، شماره 2 - ( 3-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: درد پستان یک ناراحتی شایع پستان می باشدکه تعداد زیادی از زنان در سنین باروری را درگیر می کند و علاوه بر ترس ناشی از سرطان ، موجب مراجعات پزشکی مکرر و اختلال در فعالیت های شغلی، اجتماعی و خانوادگی فرد می شود. هدف این مطالعه تعیین یافته های بالینی، سونوگرافی و ماموگرافی در بیماران مبتلا به درد پستان می باشد.

روش کار: این مطالعه مقطعی روی 160 نفر از بیماران با درد پستان مراجعه کننده به درمانگاه زنان بیمارستان شهید یحیی نژاد دانشگاه علوم پزشکی بابل انجام شده است.معاینه بالینی توسط متخصص زنان انجام شد و برای بیماران کمتر از 35 سال سونوگرافی و بالاتر از 35 سال ماموگرافی توسط یک رادیولوژیست انجام شد. سایر اطلاعات شامل، سن، سن قاعدگی، سن اولین حاملگی، تعداد زایمان، سابقه مصرف قرص های ضد بارداری، درمان جایگزینی هورمون، سابقه خانوادگی سرطان، آگاهی در مورد توصیه های تغذیه ای در مورد درد پستان و ارتباط درد با سیکل قاعدگی ثبت شد و اطلاعات توسط نرم افزار آماری SPSS 10 آنالیز شد.

یافته ها: میانگین سنی زنان 9/9+-34/8 سال بود. حساسیت در لمس حین معاینه در 122 بیمار (76/3%) وجود داشت. 42 بیمار (53/2%) در ماموگرافی و 50 بیمار (40/3%) در سونوگرافی بیماری فیبروکیستیک داشتند. یافته های نرمال در ماموگرافی و سونوگرافی بترتیب در 29 بیمار (36/7%) و 60 بیمار (48/4%) دیده شد.

نتیجه گیری: در اکثر افراد با درد پستان یافته سونوگرافی و ماموگرافی طبیعی و یا تغییرات فیبروکیستیک را نشان می دهد. تاریخچه دقیق و ارزیابی بالینی در این افراد ضروری می باشد.


مهرداد کاشی فرد، زهرا بصیرت،
دوره 9، شماره 2 - ( 3-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: درد پستان یک ناراحتی شایع پستان می باشدکه تعداد زیادی از زنان در سنین باروری را درگیر می کند و علاوه بر ترس ناشی از سرطان ، موجب مراجعات پزشکی مکرر و اختلال در فعالیت های شغلی، اجتماعی و خانوادگی فرد می شود. هدف این مطالعه تعیین یافته های بالینی، سونوگرافی و ماموگرافی در بیماران مبتلا به درد پستان می باشد.

روش کار: این مطالعه مقطعی روی 160 نفر از بیماران با درد پستان مراجعه کننده به درمانگاه زنان بیمارستان شهید یحیی نژاد دانشگاه علوم پزشکی بابل انجام شده است.معاینه بالینی توسط متخصص زنان انجام شد و برای بیماران کمتر از 35 سال سونوگرافی و بالاتر از 35 سال ماموگرافی توسط یک رادیولوژیست انجام شد. سایر اطلاعات شامل، سن، سن قاعدگی، سن اولین حاملگی، تعداد زایمان، سابقه مصرف قرص های ضد بارداری، درمان جایگزینی هورمون، سابقه خانوادگی سرطان، آگاهی در مورد توصیه های تغذیه ای در مورد درد پستان و ارتباط درد با سیکل قاعدگی ثبت شد و اطلاعات توسط نرم افزار آماری SPSS 10 آنالیز شد.

یافته ها: میانگین سنی زنان 9/9+-34/8 سال بود. حساسیت در لمس حین معاینه در 122 بیمار (76/3%) وجود داشت. 42 بیمار (53/2%) در ماموگرافی و 50 بیمار (40/3%) در سونوگرافی بیماری فیبروکیستیک داشتند. یافته های نرمال در ماموگرافی و سونوگرافی بترتیب در 29 بیمار (36/7%) و 60 بیمار (48/4%) دیده شد.

نتیجه گیری: در اکثر افراد با درد پستان یافته سونوگرافی و ماموگرافی طبیعی و یا تغییرات فیبروکیستیک را نشان می دهد. تاریخچه دقیق و ارزیابی بالینی در این افراد ضروری می باشد.


مارینا جستان مرنی، فرهاد پورفرضی، یاشار محرم زاد،
دوره 9، شماره 2 - ( 3-1388 )
چکیده

هدف: مقایسه تاثیر بالینی رژیم درمانی دو دارویی گلوکزآمین و کلروکین با رژیم تک دارویی گلوکزآمین در درمان بیماران مبتلا به استئوآرتریت زانو.

روش کار: در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی سازی شده، 30 بیمار (گروه مداخله) با داروهای گلوکزآمین و کلروکین و 25 بیمار (گروه کنترل) تنها با داروی گلوکزآمین به مدت 12 هفته تحت درمان قرار گرفتند. از شاخص WOMAC (Western Ontario and McMaster Universities) جهت ارزیابی تاثیر درد بر عملکرد بیماران استفاده شد.

یافته ها: میانگین امتیاز شاخص WOMAC در گروه مداخله در بدو ورود (3/51)، هفته ششم (1/96) و هفته دوازدهم (1/84) بود. میانگین امتیاز شاخص WOMAC در گروه کنترل در بدو ورود (3/15)، هفته ششم (2/36) و در هفته دوازدهم (2/35) بود. در هفته دوازدهم میانگین امتیاز شاخص WOMAC در گروه مداخله بطور معناداری کمتر از گروه کنترل بود (p=0/02). در بیماران مونث زیر 65 سال با BMI مساوی یا کمتر از 30 تفاوت معناداری در مداخله میانگین شاخص WOMAC در هفته دوازدهم بین دو گروه وجود داشت (p<0/05).

نتیجه گیری: رژیم دو دارویی گلوکزآمین همراه با کلروکین پس از 12 هفته تأثیر بهتری نسبت به رژیم تک دارویی گلوکزآمین در کاهش درد و بهبود عملکرد مفصلی بیماران مبتلا به استئوآرتریت زانو بویژه در زنان با BMI کمتر از 30 و سن کمتر از 65 سال داشت.


مارینا جستان مرنی، فرهاد پورفرضی، رضا عبدلی،
دوره 10، شماره 3 - ( 6-1389 )
چکیده

  زمینه و هدف: استئوآرتریت یکی از شایع ترین بیماریهای مفصلی ناتوان کننده و مزمن می باشد. روشهای درمانی مختلفی برای برطرف کردن علائم بیماری مخصوصا درد بیماران در استئوآرتریت مورد استفاده قرار می گیرد که میزان تاثیر و عوارض آنها با هم متفاوت است. این مطالعه با هدف مقایسه تاثیر بالینی رژیم درمانی دو دارویی گلوکزآمین و پردنیزولون با رژیم تک دارویی گلوکزآمین در درمان بیماران مبتلا به استئوآرتریت زانو انجام شد.

  روش کار: در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی سازی شده، 30 بیمار (گروه مداخله) با داروهای گلوکزآمین و پردنیزولون و 25 بیمار (گروه کنترل) تنها با داروی گلوکزآمین به مدت 12 هفته تحت درمان قرار گرفتند. از شاخص WOMAC ( Western Ontario and McMaster Universities ) جهت بررسی میزان درد و ناتوانی بیماران استفاده شد.

  یافته ها: میانگین امتیاز شاخص WOMAC در گروه مداخله در بدو ورود (81/2)، هفته ششم (35/1) و هفته دوازدهم (49/1) بود. میانگین امتیاز شاخص WOMAC در گروه کنترل در بدو ورود (15/3)، هفته ششم (39/2) و در هفته دوازدهم (35/2) بود. در هفته­های ششم و دوازدهم میانگین امتیاز شاخص WOMAC در گروه مداخله بطور معنی­داری کمتر از گروه کنترل بود (05/0 p < ). میزان پاسخ به درمان در هفته ششم و دوازدهم در بیماران با سن زیر 65 سال، شاخص توده بدنی ( BMI ) مساوی یا کمتر از 30 و جنس مونث تفاوت معنی داری در بین دو گروه مداخله و کنترل وجود داشت (05/0 p < ).

  نتیجه گیری: رژیم دو دارویی گلوکزآمین همراه با پردنیزولون در مدت زمان 12 هفته تأثیر بهتری نسبت به رژیم تک دارویی گلوکزآمین در کاهش درد و بهبود عملکرد مفصلی بیماران مبتلا به استئوآرتریت زانو بویژه در زنان، بیماران با BMI کمتر از 30 و در افراد زیر 65 سال داشت.


غلامرضا سپهری، وحید شیبانی، یاسمین پهلوان، محمدرضا آفرینش خاکی، خدیجه اسماعیل پور بزنجانی، بهاره پهلوان،
دوره 11، شماره 1 - ( 1-1390 )
چکیده

  زمینه و هدف: گیاه مرزنجوش یکی از گیاهان داروئی است که به طور گسترده در برخی مناطق شمالی و شمال غربی ایران رویش می­کند. مطالعات متعدد اثرات درمانی قابل توجهی را برای این گیاه مشخص نموده­اند. هدف این مطالعه، بررسی اثر ضد­دردی تزریق داخل بطن مغزی عصاره آبی مرزنجوش در موش صحرایی نر می­باشد.

  روش کار: در این مطالعه 28 سر موش صحرایی نر بالغ در محدوده وزنی 200-250 گرم به طور تصادفی به 4 گروه (به تعداد هر گروه 7 سر) تقسیم شدند. حیوانات با مخلوط کتامین و زایلازین بیهوش شدند . یک هفته بعد از جراحی و کانول­گذاری در بطن مغز حیوانات، دوزهای مختلف عصاره ( µg/rat 6، 3، 1) و در گروه کنترل حجم معادلی از نرمال سالین به صورت داخل بطن مغزی تجویز گردید و زمان پاسخ تاخیری به محرک دردناک ( Tail flick (latency به عنوان معیار پاسخ ضددردی، هر 15 دقیقه یک بار به مدت 120 دقیقه توسط آزمون Tail flick ثبت گردید. نتایج حاصل با استفاده از نرم افزار SPSS18 و با استفاده از آزمون آماری Repeate d Measurement مورد بررسی قرار گرفت. با توجه به تفاوت معنی­داری که در Repeated Measurement در دوزها­ی مختلف عصاره مرزنجوش دیده شد، تأثیرات در زمان­های مختلف به روش آنالیز واریانس یک طرفه مقایسه گردید . داده­ها به صورت میانگین ± خطای معیار میانگین نمایش داده شدند. ٠ 5 /٠ p < به عنوان سطح معنی­داری در نظر گرفته شد.

  یافته­ها: بر اساس نتایج حاصل، عصاره آبی مرزنجوش دارای اثر ضد­درد می­باشد و این اثر وابسته به دوز است . آستانه درد با مصرف عصاره مرزنجوش با دوز µg/rat 3 به صورت تجویز داخل بطنی، نسبت به گروه کنترل، از سایر دوزها به صورت معنی­داری بیشتر بود ( ٠ 5 /٠ > p )، بنابراین دوز µg/rat 3 از عصاره این گیاه به عنوان دوز موثر ضد­دردی عصاره تعیین شد. همچنین حداکثر اثر ضد­دردی عصاره در زمان­های 60 و90 دقیقه پس از تزریق عصاره مشاهده شد.

  نتیجه گیری: نتایج تحقیق حاضر نشان­دهنده­ی اثر ضد­دردی تزریق داخل بطنی عصاره­ی آبی مرزنجوش، به صورت وابسته به دوز، در آزمون Tail flick می­باشد.


یاسمین پهلوان، غلامرضا سپهری، محمدرضا آفرینش خاکی، وحید شیبانی، خدیجه اسماعیل پور بزنجانی، بهاره پهلوان،
دوره 11، شماره 2 - ( 3-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: از میان سیستم های مختلفی که در مکانیسم کنترل درد دخیل هستند، نقش سیستم اپیوئیدی در مهار درد دارای اهمیت زیادی می باشد. گیاه مرزنجوش در طب سنتی دارای خواص ضد دردی بوده و در برخی از مناطق ایران از جمله شمال و شمال غربی، گسترده شده است. تاکنون درباره ی مکانیسم دقیق اثر ضد دردی گیاه مرزنجوش گزارشی منتشر نشده است. از این رو در مطالعه حاضر، اثر تداخلی عصاره ی آبی مرزنجوش با آگونیست گیرنده های اپیوئیدی (مورفین) و آنتاگونیست آنها (نالوکسان) مورد بررسی قرار گرفته است.
روش کار: در این مطالعه تجربی، 28 سر موش صحرایی نر، با محدوده وزنی200-250  گرم، استفاده شد (هر گروه 7 سر). موش ها با تزریق کتامین ( mg/kg rat 80) و زایلازین ( mg/kg rat 10) به صورت داخل صفاقی بیهوش شدند. کانول گذاری در ناحیه بطن چپ مغز با استفاده از دستگاه استریوتاکس و اطلس پاکسینوز انجام گرفت. جهت بهبودی 7-5 روز به حیوانات فرصت داده شد. در مطالعه پایلوت، دوز  3 µg/rat,i.c.v   از عصاره به عنوان دوز ضد مؤثر دردی تعیین گردید. حیوانات به 4 گروه تقسیم شدند. گروه های کنترل (1 و 2) تجویز توأم سالین ( 5/0  ml /rat.i.p)/ عصاره 3µg/rat,i.c.v یا سالین   µl /rat.i.c.v 0/5 )، گروه های اصلی: مورفین  ( mg/kg.i.p 2 ) / عصاره ( 3 µg/rat,i.c.v  )،  نالوکسان  ( mg/kg.i.p 1 ) / عصاره (3 µg/rat,i.c.v ) صورت گرفت. سنجش درد با دستگاه Tail flick در دقایق 30،45،60،75،90،120 صورت گرفت. نتایج با   نرم افزار SPSS و آزمون آماری  Repeated Measurement  و  ANOVA  بررسی گردید.
یافته ها: تجویز توأم نالوکسان (mg/kg.i.p 1) به همراه عصاره موجب کاهش معنی داری در اثر ضد دردی عصاره گردید (p <0/05 ) همچنین، کاهش معنی داری در میانگین پاسخ تأخیری به محرک دردناک در زمان های 90 دقیقه و 120 دقیقه بعد از مداخله در مقایسه با گروه کنترل ، در آزمون Tail-Flick مشاهده شد (p <0/01 ,p <0/05).
نتیجه گیری: بر اساس یافته های مطالعه ی حاضر، می توان چنین نتیجه گیری کرد که حداقل قسمتی از اثرات ضد دردی عصاره آبی مرزنجوش از طریق گیرنده های اپیوئیدی میانجی گری می گردد.

مریم احسانی، خدیجه حاتمی پور، مریم صداقتی، عاطفه قنبری،
دوره 11، شماره 4 - ( 9-1390 )
چکیده

  زمینه و هدف: درد یکی از مشکلات شایع است که انسان را وادار می­کند به دنبال چاره و درمان آن باشد. درد به علل مختلفی ایجاد می­شود ولی یکی از موارد شایع درد ناشی از تزریق عضلانی است. در طی سال­های اخیر پرستاران و پزشکان تلاش زیادی برای کاهش آن انجام داده اند. لذا پژوهش حاضر به منظور مقایسه شدت درد ناشی از تزریق عضلانی با دو روش Z و قفل هوا انجام گرفت.

  روش کار: این پژوهش یک مطالعه نیمه تجربی است و نمونه­های آن شامل 60 دانشجوی دختر پرستاری بودند که به روش نمونه­گیری آسان و به طور داوطلبانه در پژوهش شرکت کردند. هر نمونه در دو نوبت به فاصله 24 ساعت مورد تزریق یک میلی لیتر آب مقطر قرار گرفت: یک نوبت به روش Z و یک نوبت به روش قفل هوا. شدت درد با استفاده از مقیاس شماره­ای اندازه­گیری درد که از صفر تا ده شماره­گذاری شده بود و در دو نوبت اندازه­گیری و نتایج با استفاده از آزمون t مستقل توسط نرم افزار 12 SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

  یافته ها: نتایج پژوهش بیانگر آن بود که میانگین شدت درد در روش Z برابر با 90/1 ± 80/1، و در روش قفل هوا 33/2 ± 13/3 می­باشد. همچنین شدت درد در این دو روش تزریق از نظر آماری اختلاف معنی­داری با هم داشت (01/0 > p ).

  نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که روش Z در مقایسه با روش قفل هوا درد کمتری را حین تزریق ایجاد می­کند. با توجه به این یافته روش Z بعنوان روش مناسب جهت تزریق عضلانی پیشنهاد می شود.


حمید شیخکانلوی میلان،
دوره 12، شماره 3 - ( 6-1391 )
چکیده

  زمینه و هدف: نقش‌ ساقه‌ مغز بخصوص‌ ناحیه‌ منقاری‌- شکمی- میانی‌ بصل‌النخاع یا Rostral Ventromedial Medulla (RVM) مدتهاست‌ که‌ ازنظر کنترل‌ درد مد نظر بوده‌ است،‌ در این‌ میان‌ نقش‌ ماده‌ خاکستری‌ دور قناتی‌ (PAG) و ناحیه‌ منقاری‌ ـ شکمی‌ ـ میانی‌ بصل‌النخاع‌ ( RVM ) در ایجاد ضددردی‌ اثبات‌ شده‌ است‌. علاوه‌ بر این‌ در آزمایشات‌ انجام‌ گرفته‌، معلوم‌ شده‌ که‌ RVM از هسته‌ میخی‌ شکل یا Cuneiformis (CnF) نیز پیامهای‌ عصبی‌ دریافت‌ می‌کند و احتمال‌ می‌رود که‌ هسته‌ CnF نیز دارای‌ مکانیسمی‌ مشابه‌ PAG باشد. بنابراین‌ در این‌ طرح‌ مطالعاتی‌، سعی‌ شده‌ است‌ نقش‌ هسته‌ CnF و مسیرهای‌ مربوط به سیستم گاباارژیک ‌در امر ضددردی‌ بررسی‌ گردد.

  روش کار: موشها توسط داروی تیوپنتال بیهوش شدند. با استفاده‌ از دستگاه‌ استریوتاکس و اطلس پاکسینوس،‌ نقطه‌ موردنظر (هسته CnF ) ‌ در روی‌ جمجمه‌ مشخص‌ گردید. بعد از یک‌ هفته‌ از زمان‌ جراحی‌، موشها برای‌ انجام ‌آزمایش‌ آماده‌ شدند. حیوانات به سه گروه تقسیم شدند. ابتدا برای‌ تعیین‌ گروه‌ کنترل‌، 5/0 میکرولیتر سالین‌ نرمال‌ به‌ داخل‌ هسته‌ CnF تزریق گردید. سپس‌ به‌ روش‌ وابسته‌ به‌ دوز، داروی‌ بیکوکولین‌ به‌ عنوان‌آنتاگونیست‌ (گیرنده‌های‌ GABAA ) در حد نانوگرم‌ به‌ داخل‌ هسته‌ CnF تزریق‌ و سپس به روش وابسته به دوز، داروی بیکوکولین‌ به‌ عنوان‌آنتاگونیست‌ (گیرنده‌های‌ GABAA ) به‌ داخل‌ هسته‌ CnF تزریق‌‌ گردید

  یافته­ها: نتایجی نشان ‏ دهنده‌ نقش‌ هسته‌ CnF در ایجاد بی‌دردی‌ می‌باشد. چون‌ موقعی‌ که‌ داروی‌ بیکوکولین‌ تزریق می‌گردید زمان‌ تأخیر پس‌کشیدن‌ دم‌ موش‌ (به‌ عنوان‌ شاخص‌ احساس‌ درد) افزایش‌ می‌یافت‌ که‌ مؤید احساس‌ بی‌دردی‌ در موش ‌متعاقب‌ تزریق‌ آنتاگونیست‌ گیرنده‌های‌ GABAA می‌باشد. علاوه‌ بر این‌ تزریق‌ داروی ‌بیکوکولین‌ به‌ روش‌ وابسته‌ به‌ دوز (با افزایش‌ دوز دارو)، زمان‌ تأخیر پس‌کشیدن‌ دم‌ را بیشتر افزایش‌ داد.

  نتیجه گیری: بر اساس نتایج مطالعه حاضر‌، هسته‌ CnF نقش‌ مؤثری‌ در کنترل‌ درد دارد و در این بین مسیرهای‌ گاباارژیک‌ نیز نقش‌ اساسی‌ در ایجاد حالت‌ بی‌دردی‌ دارند .



صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

مجله دانشگاه علوم پزشکی اردبیل Journal of Ardabil University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.18 seconds with 46 queries by YEKTAWEB 4227