[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
بایگانی مقالات زیر چاپ::
بانک ها ونمایه ها::
فرایند کارشناسی مقالات::
فرم نظر سنجی::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
Creative commons

Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License.

..

جستجو در مقالات منتشر شده


16 نتیجه برای بدخیمی

فرناز اهدایی وند،
دوره 2، شماره 3 - ( 6-1381 )
چکیده

  بیماری آندومتریوز یکی از بیماریهای زنان بـوده و شیـوع آن در زنان سنیـن باروری بیـن 10-3 درصد می باشد. آندومتریوز اسکار سزارین یک یافته ناشایع بوده و مواردی از آن در مقالات جراحی و زنان گزارش شده است. شیوع آندومتریوز اسکار سزارین کاملا مشخص نیست ولی بین 15/0 -03/0 درصد و در بعضی مطالعات تا 1% گزارش شده است. این بیماری اغلب قبل از عمل جراحی تشخیص داده نمی شود (80%) و معمولا بیماران با تشخیص کلوئید، هماتوم،‌ گرانولوم بخیه، فتق انسزیونال یا بدخیمی تحت عمل جراحی قرار می گیرند. شایعترین علامت این بیماری دردهای متناوب و دوره ای محل عمل بوده که بطور متوسط بین 1 تا 7 سال بعد از عمل جراحی ظاهر می گردد. تشخیص قطع ـ ی این بیماری توسط بررسی آسیب شناسی میسر می باشد. در این مقاله،‌موردی از آندومتریوز اسکار سزارین معرفی می شود که با علایم دردهای دوره ای و نسبتا شدید در اسکار محل سزارین از 8 سال قبل مراجعه نموده و سالها بدون تشخیص تحت درمان با داروهای ضد التهابی قرار گرفته است و نهایتا با تشخیص توده زیر جلدی و احتمال گرانولوم بخیه تحت جراحی قرار گرفته که در پاتولوژی آندومتریوزیس گزارش شده است. درمان انتخابی آندومتریوز اسکار سزارین، جراحی بوده و آگاهی و حضور ذهن در مورد این عارضه غیرشایع، احتمال تشخیص قبل از عمل آنرا افزایش می دهد.


منوچهر ایرا ن پرور، عباس یزدانبد، فیروز امانی، شبنم سهرابی،
دوره 3، شماره 3 - ( 6-1382 )
چکیده

  زمینه و هدف : گره های قابل لمس تیروئید تقریباٌ در 5 % بالغین یافت می شوند. با توجه به شیوع بالای این حالت، تشخی ـ ص و نح ــ وه ارزی ـ ابی آن ـ ها برای پ ــ زشکان اهمی ـ ـت دارد. ب ـ رای تشخی ـ ص ماهی ــ ت پات ــ ول ـ وژی گ ـ ره ها، انجام FNA (Fine Needle Aspiration) ، به عنوان اولین روش تشخیصی آسان و مقرون به صرفه است. هدف از مطالعه حاضر بررسی اپیدمیولوژی و ارزیابی یافته های پاتولوژیک بیماران از طریق FNA بوده است.

  روش ک ا ر : این مطالعه از نوع توصیفی بوده که بر روی کل 145 بیمار ی (113 نفر زن و 32 نفر مرد) که از اول مهرماه 1379 تا اول مهرماه 1381 به کلینیک خص و صی مراجعه نموده بودند به انجام رسیده است. اطلاعات مربوط به بیماران طی پرسش نامه از قبل طراحی شده همراه با انجام معاینه فیزیکی و درج یافته های بالینی و انجام FNA و گزارش نتایج آسپیراسیون سوزنی توسط یک پاتولو ژ یست جمع آوری گردید. نتایج با استفاده از آمار توصیفی در قالب جداول فراوانی و فراوانی نسبی در نرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

  یافته ها: بیشتر بیماران (5/36 %) در محدوده سنی 40 - 30 سال ب ـ ودند . FNA 115 بیمار (4/79 %) خوش خیم ، 6 مورد (1/4 %) بدخ ـ یم ، 16 مورد (11%) مشکوک و در 8 بیمار (5/5%) FNA ناکاف ـ ی بوده است. از میان م ـ وارد خوش خی ـ م، 102 نفر (6/70%) گواتر ندولر، 8 نفر (5/5%) کیست کلوئیدال، 3 نفر (2%) آدنوم فولیکولر و دو مورد (3/1%) تیروئیدیت داشتند. موارد بدخیم شامل یک مورد (7/0%) کارسینوم فولیکولری و 5 مورد (4/3 %) کارسینوم پاپیلری بوده است .

  نتیجه گیری: در مطالعه حاضر کارسینوم پاپیلری تیروئید شایع ترین نوع بدخیمی بود که نسبت به مطالعات کشوری از شیوع پایین تری برخوردار است. با توجه به فراوانی قابل توجه سرطان تیروئید در میانسالی ضروری است که گره های تیروئید در این گروه سنی به دقت بررسی و ارزیابی شود.


نصرا... مقامی پور، ناصر صفایی،
دوره 5، شماره 1 - ( 1-1384 )
چکیده

  زمینه وهدف: بیماری نوروفیبروماتوز یک ناهنجاری مادرزادی است که با ایجاد عوارض گوناگون باعث زمین گیر شدن بیمار می شود. عمل های جراحی متفاوتی برای این بیماران مطرح شده اند که هیچکدام قطعی نیستند. این مطالعه با هدف مشخص نمودن سن، جنس، علا ی م بالینی و ارزیابی روش های درمانی انجام گرفته در این بیماران بستری شده انجام شده است .

  روش کار : این بررسی به روش توصیفی - مقطعی با مراجعه به پرونده بیمارانی که قب لاً عمل شده بودند انجام گرفت . 45 بیمار ی که مبتلا به نوروفیبروماتوز بودند و طی سال های 78- 1375 در بخش جراحی بیمارستان فیروز گر و بخش ارتوپدی بیمارستان شفا بستری شده و تحت عمل جراحی قرار گرفته بود ند، از نظر علا ی م بالینی و روش های درمانی مورد ب ررسی قرار گرفت ند . بیمارانی که دارای عوارض مغزی بیماری بودند از مطالعه حذف گردیدند.

  یافته ها: 55% بیماران مورد مطالعه مرد و بقیه زن بودند و اکثر بیماران در دهه دوم زن د گی بودند. ناهنجاری های اسکلتی در 35 بیمار ( 77/77%) وجود داشت و 16 نفر از این بیماران دچار اسکلیوز بودند که شایعترین عارضه بیماری بود. بر حسب مراحل پیشرفت بیماری در دو مورد از بریس ( Brace ) استفاده شد که باعث بهبودی هر دو بیمار شد و در 13 مورد از هارینگتون رود ( Harringtone Rod ) استفاده شد که در سه مورد آنها اسکلیوز پیشرفت نمود و با عمل مجدد اتصال مهره ها انجام گردید. پسودوآرتروز در هشت مورد (77/17%) وجود داشت و در آنها از پیوند استخوانی و پلیت جهت عمل استفاده شد. در پنج مورد آنها که پسودآرتروز اندام تحتانی داشته اند اتصال صورت نگرفته بود که در دو مورد از آنها پیوند پدیکوله فیبولا قرار داده وجوش خوردگی به وجود آمده است و در سه مورد دیگر سرانجام قطع پا صورت گرفته بود. دو مورد بدخیمی در این بیماران وجود داشت که هر دو مورد فوت نمودند.

  نتیجه گیری: در مطالعه حاضر اسکلیوز شایع ترین عارضه نوروفیبروماتوز است که در مراحل اولیه با عمل جراحی بهبود می یابد ولی پسودوآرتروز اندام تحتانی با عمل جراحی پیوند استخوانی و پلیت اکثراً بدون بهبودی بوده است. استفاده از پیوند پدیکوله فیبولا باعث بهبودی این عارضه شده است و بهتر است عمل جراحی قبل از پیشرفت ضایعات صورت گیرد.


مسعود نادرپور ، لیلی فرپور،
دوره 5، شماره 2 - ( 3-1384 )
چکیده

  با وجود شیوع نسبی موکوسل سینوس‌ها ی پارانازال، بروز آن در سینوس ماگزیلار ی نادر است . در صورت درگیر ی سینوس ماگزیلار ی با موکوسل، علایم به صورت تخریب دیواره‌ها ی سینوس و برجستگ ی گونه، برجستگ ی سولکوس ژنژیوبوکال یا گسترش به دیواره تحتان ی اوربیت و در نهایت علایم چشم ی تظاهر م ی ‌کند. در این مقاله گزارش یک مورد جالب و نادر موکوسل سینوس ماگزیلار ی معرف ی م ی ‌شود که در ابتدا بیمار با توجه به علایم سی تی اسکن با تشخیص احتمال ی تومور سینوس ماگزیلار ی (احتمال Squamous Cell Carcinoma یا Adenocell Carcinoma یا سایر تومورها ی بدخیم سینوس) مورد عمل جراح ی قرار گرفت در حین عمل ماهیت موکوسل سینوس ماگزیلاری مشخص شد.


احد اعظمی، شهرام حبیب زاده ، حسین دوستکامی ، فیروز امانی، ‌فرامرز اجری،
دوره 6، شماره 3 - ( 6-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: پریکاردیال افیوژن با تجمع بیش از حد طبیعی مایع در فضای پریکارد مشخص می شود که می تواند باعث بروز اختلال در عملکرد قلب و حتی مرگ بیمار شود. مطالعات انجام شده در مورد این بیماری بیشتر مربوط به جوامع توسعه یافته بوده و ابعاد اپیدمیولوژیک آن در کشورهای در حال توسعه به خوبی شناخته نشده است. این مطالعه با هدف بررسی اتیولوژی، یافته های بالینی و پاراکلینیکی بیماران مبتلا به پریکاردیال افیوژن انجام شده است.

روش کار: مطالعه حاضر یک مطالعه توصیفی- مقطعی گذشته نگر است. از میان کل بیماران بستری شده در بیمارستان بوعلی اردبیل در طی سال های 1382-1380، 49 بیمار که در اکوکاردیوگرافی دارای افیوژن پریکارد با حجم متوسط تا وسیع بودند انتخاب و وارد مطالعه شدند و از نظر تاریخچه، معاینه فیزیکی و یافته های پاراکلینیکی شامل عکس ساده ریه، الکتروکاردیوگرام و آنالیز مایع پریکاردی (در صورت انجام ) مورد بررسی قرار گرفتند.

یافته ها: از 49 بیمار مورد بررسی 25 نفر (51%) زن و بقیه مرد بودند. محدوده سنی بیماران 10 تا 85 سال بود و 42% از بیماران بالای 60 سال سن داشتند. شایع ترین شکایت بالینی بیماران در زمان مراجعه تنگی نفس (44/9%) و درد سینه (24/5%) بود. ECGبیماران در 1/53%موارد ریتم سینوسی داشت. محور قلب در 83/7% موارد طبیعی بود ECG در 83/7% بیماران ولتاژ پایین کمپلکسQRSرا نشان داد. شایع ترین یافته در عکس ساده ریه کاردیومگالی در 85/7% موارد بود و 14/3% بیماران عکس ساده طبیعی داشتند. اتیولوژی های شایع شامل نارسایی مزمن کلیه 16/3%، بیماری سل 8/2%، نارسایی قلبی 8/2% و بدخیمی 6/1% به دست آمد. در 44/8% بیماران اتیولوژی خاصی به دست نیامد.

نتیجه گیری: به نظر می رسد بیشتر موارد پریکاردیال افیوژن در سنین بالا تر روی می دهد که ممکن است به دلیل شیوع بالای بیماری های مختلف از قبیل HF(Heart Failure)، CRF(Chronic Renal Failure) و بدخیمی در افراد مسن باشد
یوسف بافنده، داوود داغستانی،
دوره 6، شماره 4 - ( 9-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماران با کارسینوم اسکواموس سل (Squamous Cell Carcinoma) مری و آدنوکارسینوم محل اتصال مری به معده (Gastroesophageal Junction) پیش آگهی بدی دارند. در مراحل پیشرفته تومور امکان درمان قطعی وجود ندارد و بیماران به تسکین علایم به ویژه اختلال بلع برای بهبود کیفیت زندگی نیاز دارند. نشان داده شده است که تعبیه استنت در مری سریع تر بوده و با مدت اثر طولانی تر موجب تسکین علایم می شود. طی سال های اخیر در ایران استنت های خود بازشونده مری قابل دسترسی است. مطالعه حاضر با هدف گزارش نتایج اصلاح اختلال بلع با استفاده از استنت ها به ویژه انواع پلاستیکی آن با قابلیت جابجایی، انجام شده است.

روش کار: این مطالعه آینده نگر در60 بیمار مبتلا به تنگی ناشی از سرطان های بدخیم مری و GEJ با آناستوموزی که طی سال های1380 تا 1384 جهت تعبیه استنت به بخش آندوسکوپی بیمارستان امام تبریز ارجاع شده اند، انجام شده است. اختلال بلع پنج درجه ای، در فواصل زمانی قبل از تعبیه استنت، سه روز بعد و سپس در طی مدت پیگیری متوسط 6/6± 7/6 ماه تعیین شده است. برای تعیین محل، طول و علت تنگی، مطالعه باریمی و آندوسکوپی انجام شد. قبل از تعبیه استنت تنگی ها تا قطر 15 میلیمتر گشاد شد. در نهایت داده های جمع آوری شده به کمک آزمون های همبستگی، تی و مجذور کای تجزیه و تحلیل شد.

یافته ها: در 12 بیمار استنت فلزی پوشش دار (Wallstent)، در 47 مورد استنت پوشش دار قابل جابجایی (Polyflex) و در یک بیمار استنت فلزی دو جداره استفاده شد. بازشدن استنت ها در تمام بیماران موفقیت آمیز بود. اختلال بلع به طور قابل ملاحظه ای با تمام انواع استنت ها در مقایسه با زمان مراجعه و سه روز بعد (p<0/001) و طی زمان پیگیری (p<0/05) بهبودی یافت. جابجا شدن استنت ها به طرف معده در 16 بیمار (32%) مشاهده گردید که همگی طی 1-3 ماه بعد از تعبیه انجام یافته بود. استنت های قابل جابجایی با مداخله آندوسکوپیک باز شدند. رشد تومور در انتهای استنت در چهار مورد (8%) اتفاق افتاد. بیماران به طور متوسط مدت6/6±7/6 ماه بعد از تعبیه استنت زنده بودند. در هیچ کدام از بیماران مستقیما به علت تعبیه استنت فوت اتفاق نیفتاد.

نتیجه گیری : استنت های خود باز شونده پلاستیکی ( SEPS (Self Exapandable Plastic Stent‌ اثر خیلی خوبی در تسکین اختلال بلع دارند. تعبیه آنها در اکثر بیماران راحت، بی خطر و موفقیت آمیز بوده و با عوارض و مرگ و میر کمتری همراه است.


مهدی امیرنیا، محمد رضا رنجکش،
دوره 8، شماره 2 - ( 3-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: خال های ملانوسیتی مادرزادی در اثر پرولیفراسیون خوش خیم ملانوسیت ها در درم و اپیدرم در دوره جنینی ایجاد می شوند. این خالها اکثراً خوش خیم هستند ولی تغییراتی مثل ایندوراسیون، ترشح، درد و خونریزی می تواند علامتی از ایجاد بدخیمی باشد. ریسک بدخیمی با افزایش اندازه خال نیز افزایش می یابد. هدف از این مطالعه بررسی توصیفی خالهای مادرزادی و نیز بررسی یافته های حاکی از بدخیمی در این بیماران می باشد.

روش کار: افراد مبتلا به خال مادرزادی از بین مراجعین به بیمارستان سینا در طول 18 ماه انتخاب و طی یک مطالعه ی توصیفی- تحلیلی مقطعی مورد بررسی قرار گرفتند تعداد کل بیماران 54 نفر بود. یافته های کلینیکی بیماران بررسی و پرسشنامه تکمیل گردید. آمار بدست آمده توسط نرم افزار SPSS و تی تست تحلیل گردید.

نتایج: 50 % بیماران خال های زیر cm 5/1، 46/3% 1 خال های cm 1/5-20و 3/7% خال های بالای cm20داشتند. تغییرات ثانویه در 38% موارد وجود داشت و شایعترین آن رشد مو بود. سایر تغییرات ثانویه شامل رشد اندازه، کراتوز پوستی، هیپرپیگمانتاسیون و عفونت پوستی بود. از نظر ظاهری، حاشیه خال ها در 92/6% موارد صاف و منظم و در 7/4% موارد نامنظم بود. علامت های مشکوک به بدخیمی در 5/6 % موارد وجود داشت، که در 1/9% آنها تشخیص ملانوم بدخیم قطعی بود.

نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد خال های بزرگ در تنه با یافته هایی مانند سفتی و رشد سریع نیاز به بررسی پاتولوژیک دارد.


میر مهدی چینی فروش، محمد باقر ستوده، امیر جامعی ، سمیرا شهباززادگان،
دوره 9، شماره 2 - ( 3-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: لنفادنوپاتی به معنای بیماری موجود در غده لنفاوی است. در اکثر مطالعات انجام شده سل به عنوان شایعترین علت لنفادنوپاتی گردنی ذکر شده است. مواجهه با یک لنفادنوپاتی گردنی بعنوان تنها شکایت یک بیمار یا تنها یافته بالینی، جزو موارد معمولی است که یک پزشک در دوره طبابت خود با آن مواجه می شود و با توجه به اهمیت تشخیص زودرس بدخیمی‌ها و سل در غدد لنفاوی ناحیه گردن و تشخیص و درمان هر چه سریعتر آنها، مطالعه حاضر در زمینه بررسی شایعترین علل لنفادنوپاتی‌های گردنی با توجه به سن و جنس انجام گرفت.

روش کار: این مطالعه به صورت توصیفی ـ مقطعی و گذشته نگر یکصد بیمار که با تشخیص لنفادنوپاتی گردنی اثبات شده از سال 1381 لغایت 1385 در بیمارستان فاطمی تحت عمل لنفادنکتومی قرار گرفته و در پاتولوژی تشخیص قطعی داده شده بود، انجام گرفته است. نتایج بررسی سیتولوژیک غدد لنفاوی با آسپیراسیون سوزنی (FNA) و بافتهای غیر لنفاوی از نمونه گیری آماری حذف شدند. اطلاعات دموگرافیک از قبیل سن و جنس بیماران و نتایج پاتولوژی جمع‌آوری شده و با استفاده از روش‌های آمار توصیفی به وسیله نرم‌افزار آمار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

یافته ها: در این مطالعه از 100 بیمار مورد بررسی، 52 نفر (52%) مرد و 48 نفر (48%) زن بودند، نتایج پاتولوژیک به ترتیب شیوع عبارت بودند از توبرکلوزیس 36 مورد (36%)، تغییرات راکتیو شامل هیپرپلازی فولیکولار، هیستیوسیتوز سینوسی و لنفادنیت ها 34 مورد (34%)، کارسینوم متاستاتیک 13 مورد (13%)، لنفوم هوچکین 9 مورد (9%)، لنفوم غیر هوچکین 8 مورد (8%). در گروه سنی صفر تا 15 سال تغییرات راکتیو با فراوانی 11 مورد (57%)، در گروه سنی 16 تا 55 سال توبرکلوزیس با 31 مورد (44/2%) و در گروه سنی بالای 55 سال کارسینوم متاستاتیک با 5 مورد (45/4%) شایع‌ترین علل لنفادنوپاتی‌های گردنی را به خود اختصاص دادند.

نتیجه‌گیری: در این مطالعه توبرکلوزیس شایع‌ترین علت لنفادنوپاتی‌های گردنی در هر دو جنس بود (مخصوصا "در زنان 55-15 ساله). همچنین با توجه به شیوع بالای متاستاز در غدد لنفاوی گردنی در سنین بالای 55 سال باید توجه بیشتری به بررسی پاتولوژیک عقده‌های لنفاوی گردنی در این گروه سنی صورت گیرد.


مهین جمشیدی ماکیانی، سید عبداله موسوی، فرشید عابدی، شافعی رحیمی، الهام گودرزی،
دوره 10، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده

  زمینه و هدف: یکی از اولین اقدامات تشخیصی در مایع جنب، افتراق نوع اگزوداتیو از ترانسوداتیو آن است. در این مطالعه با هدف شناسایی مارکرهای بیشتر در افتراق مایع جنب اگزوداتیو از ترانسوداتیو، سطح C-Reactive Protein (CRP) به عنوان یکی از پروتئین های واکنش مرحله حاد در مایع جنبی بیماران مورد بررسی قرار گرفت.

  روش کار: در این مطالعه توصیفی- مقطعی، 80 بیمار مبتلا به مایع جنبی که تشخیص نهایی بیماری آنها مشخص شده بود مورد بررسی قرار گرفتند. با استفاده از معیارهای " Lights "، بیماران بر اساس اگزوداتیو و ترانسوداتیو بودن مایع جنب آنها به دو گروه تقسیم شدند. در هر دو گروه CRP سرم و مایع جنب بیماران به روش آگلوتیناسیون لاتکس اندازه­گیری شد.

  یافته ها: از 80 نمونه مایع جنبی مورد بررسی 26 مورد (5/32%) ترانسوداتیو و54 مورد (5/67%) اگزوداتیو بود در گروه اگزوداتیو 2/72% دارای CRP مایع پلور مثبت (+1 تا +3)، اما در گروه ترانسوداتیو تنها 5/38% CRP مایع پلور مثبت بود (05/0> p ). بین علل ایجاد کننده مایع جنبی اگزوداتیو (عفونی و غیر عفونی، بدخیمی و غیر بدخیمی، سل و بدخیمی) و میزان مثبت شدن CRP ارتباط معنی داری وجود نداشت. همچنین میزان مثبت شدن CRP سرم در بیماران دارای مایع جنبی اگزوداتیو بطور قابل توجهی بیشتر از بیماران با مایع جنبی ترانسوداتیو بود (05/0> p ).

  نتیجه گیری: با توجه به نتابج این مطالعه از معیار CRP بخصوص اگر به صورت کمی مورد ارزیابی قرار گیرد می­توان به عنوان یک معیار جهت افتراق مایع جنبی اگزوداتیو از ترانسوداتیو استفاده کرد.


محسن سکوتی، ایرج فیضی،
دوره 11، شماره 4 - ( 9-1390 )
چکیده

  زمینه و هدف: هیپوکلسمی یکی از عوارض شدید جراحی تیروئیدکتومی توتال است. این عارضه معمولا بدنبال صدمه غدد پاراتیروئید در حین جراحی اتفاق می­افتد. این مطالعه فراوانی هیپوکلسمی دائم و موقت در بیماران توتال تیروئیدکتومی و نیز نقش کاشت پاراتیروئید در جلوگیری از هیپوکلسمی دائم در بیماری­های بدخیم و یا خوش خیم را مورد بررسی قرار می دهد.

  روش کار: در این مطالعه گذشته نگر، صد بیمار تیروئیدی با بدخیمی و خوش­خیمی که تحت اعمال جراحی تیروئیدکتومی توتال با یا بدون دیسکسیون رادیکال غدد لنفاوی گردن قرار گرفته بودند وارد مطالعه شدند. در این مطالعه عوارض تیروئیدکتومی توتال بخصوص هیپوکلسمی گذرا و دائمی و نیز درمان آن مورد مطالعه قرار گرفت. در این مطالعه گروه I با 46 نفر از بیماران بعلت بدخیمی که 37 آن ها ) زیر گروه A ) با توتال تیروئیدکتومی درمان شدند که در 3 مورد کاشت پاراتیروئید صورت گرفت و در 9 بیمار بقیه (زیرگروه B ) که با اعمال جراحی دیسکسیون رادیکال گردنی توام با تیروئیدکتومی درمان صورت گرفت و در 4 بیمار کاشت پاراتیروئید انجام یافت. گروه II با 54 بیمار با بیماری­های خوش­خیم تیروئید که با اعمال جراحی تیروئیدکتومی درمان شده­اند در 2 مورد کاشت پاراتیروئید صورت گرفت. کلاً در 9% از بیماران پیوند یا کاشت پاراتیروئید در بین الیاف عضله استرنوکلوئید و ماستوئید یا دلتوئید انجام گرفت .

  یافته ها: شصت و هفت درصد زن با میانگین سنی 8/10 ± 9/39 سال و 33% مرد با میانگین سنی 8/8 ± 2/37 سال افراد مورد مطالعه را تشکیل داده اند. هیپوکلسمی گذرا در 17% از بیماران اتفاق افتاد که اکثر آنها با تجویز کلسیم تزریقی و یا خوراکی درمان شدند. هیچ یک از بیماران دچار هیپوکلسمی دائم نشدند. از گروه I ، 13 بیمار دچار هیپوکلسمی گذرا شدند در زیر گروه A از گروه بد خیمی 8 بیمار و در زیر گروه B از همان گروه 5 بیمار دچار هیپوکلسمی گذرا شدند. در گروه II ( گروه خوش خیمی) 4 بیمار دچار هیپوکلسمی گذرا شدند. اختلاف آماری معنی­داری از نظر کاشت پاراتیروئید و اثر آن در جلوگیری از هیپوکلسمی در بین گروه­های I و II (006/0= p ) و نیز بین دو زیر گروه A و B از گروه I (04/0= p ) وجود داشت. پارزی گذرای عصب راجعه در 2% و پارالیزی دائمی عصب راجعه در هیچ کدام از بیماران ایجاد نشده است.

  نتیجه گیری: کاشت پاراتیروئید صدمه دیده و یا اجباراً برداشته شده در غلاف عضله استرنوکلوئید و ماستوئید یا دلتوئید در حین جراحی تیروئیدکتومی توتال با و یا بدون دیسکسیون رادیکال گردنی می­تواند از ایجاد عارضه هیپوکلسمی دائمی جلوگیری کند.


فرهاد پورفرضی، عباس یزدانبد، رضا دانشور، سیدحسین صابری،
دوره 12، شماره 5 - ( 8-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان کولورکتال سومین بدخیمی شایع در جهان محسوب می‏شود. امروزه ارتباط نزدیکی بین سرطان کولورکتال و بعضی عادات فردی نظیر شیوه زندگی و رفتارهای تغذیه ای نشان داده شده است. از این رو هدف از مطالعه حاضر بررسی و شناسایی عوامل مؤثر در بروز سرطان کولورکتال می‏باشد. روش کار: این مطالعه از نوع مورد شاهدی است و بیماران مبتلا به کانسر کولورکتال که در مرکز ثبت سرطان اردبیل، ثبت شده بودند، به همراه گروه شاهدی که برای آنها انتخاب گردید، جمعیت مورد مطالعه را تشکیل می‏دادند. پرسشنامه حاوی سوالاتی در مورد سن، جنس، مصرف سیگار و الکل، عادات غذایی، سابقه مصرف دارو ها و سرطان در فامیل مورد استفاده قرار گرفت. همزمان میزان سطح سرمی IgG و IgM علیه هلیکوباکتر پیلوری بررسی شد. اطلاعات بدست آمده وارد SPSS v16 گشته و مورد آنالیز قرار گرفت. یافته ها: در این مطالعه 160 نفر شرکت کردند که 80 نفر آن ها در گروه مورد و 80 نفر دیگر در گروه شاهد بودند. 43 نفر (8/53%) مرد و 37 نفر (2/46درصد) زن بودند. در گروه مورد 45% افراد سن 61 تا 80 سال و در گروه شاهد 45 % سن بین 41 تا 60 سال داشتند. در گروه شاهد 7/3 درصد با BMI کمتراز 19، 45 درصد بین 9/24-19، 8/38 درصد بین 9/29-25 و 5/12درصد BMI بالای30 داشتند، که این ارقام در گروه مورد به ترتیب 5/2، 5/32، 2/46 و 8/18 درصد بود. در این پژوهش میان دو گروه مورد مطالعه از نظر مصرف سیگار ( 026/0 =p)، شغل( 031/0 =p )، سابقه مصرف ضد التهاب های غیر استروئیدی ( 003/0 =p ) سابقه فامیلی مثبت ( 001/0 =p)، مصرف کربوهیدرات ( 001/0 >p) و سبزیجات ( 001/0 >p) و همچنین IgG مثبت سرم علیه هلیکوباکتر پیلوری ( 029/0 =p) تفاوت معنی داری مشاهده شد. نتیجه گیری: ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺣﺎﺻﻞ از اﯾﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺑﯿﺎﻧﮕﺮ وﺟﻮد اثرات محافظتی مصرف سبزی و میوه بر روی ابتلا به کانسر کولورکتال و راﺑﻄـﻪ ﺑـﯿﻦ افزایش مصرف کربوهیدرات و همچنین سابقه مصرف سیگار، سابقه فامیلی مثبت و نیز IgG مثبت سرم ﺑﺎ ﺳﺮﻃﺎن ﮐﻮﻟﻮرﮐﺘﺎل اﺳﺖ.
حسن قبادی، افشان شرقی، ژیلا سادات کرمانی،
دوره 13، شماره 2 - ( 3-1392 )
چکیده

  زمینه و هدف: سرطان ریه، یکی از شایعترین سرطانها در سراسر جهان و یکی از پنج سرطان شایع در ایران محسوب میشود. هدف این مطالعه بررسی همه گیر شناسی سرطان ریه و عوامل خطر ساز آن در استان اردبیل میباشد.

  روش کار: این مطالعه مقطعی از خرداد 1388 تا خرداد 1390در اردبیل انجام شده است. اطلاعات بیماران از دو مرکز مورد جمع آوری قرار گرفت. در گروه اول، تمامی بیماران مراجعه کننده به بیمارستان امام خمینی اردبیل که تحت برونکوسکوپی قرار گرفته و گزارش نمونه پاتولوژی آنها برای سرطان اولیه ریه مثبت بوده است قرارگرفتند و گروه دوم، شامل بیمارانی بودند که در طی مدت زمان مطالعه، اسامی آنها در مرکز ثبت سرطان اردبیل با تشخیص پاتولوژی سرطان اولیه ریه وارد شده بود و برداشت نمونه پاتولوژی آنها در سایر مراکز انجام شده بود. برای هر گروه چک لیست جداگانه تهیه شد و پس از تکمیل، اطلاعات حاصل توسط برنامه آماری SPSS 16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

  یافته ها: در مجموع 124 بیمار با تشخیص سرطان ریه مورد بررسی قرار گرفتند (79% در گروه اول و 21% در گروه دوم). برتری جنسیتی با جنسیت مذکر (3/82%) و میانگین سنی 99/9 ± 23/64 در کل بیماران بود. در گروه اول بیش از نصف بیماران (10/54%) شهرنشین بودند، 8/90% سابقه مصرف سیگار (با میانگین 70/25 ± 67/38 پاکت سیگار در سال)، 7/34% سابقه مصرف اوپیوئید و 3/17% سابقه خانوادگی مثبت بدخیمی داشتند و شایع ترین شکایت اصلی هنگام مراجعه به پزشک خلط خونی (7/32%) بود. همچنین لوب فوقانی راست با 64/27% شایع ترین محل بروز ضایعه در برونکوسکوپی این گروه بود. کارسینوم سلول سنگفرشی با 3/61% شایع ترین فرم بدخیمی در کل بیماران بود.

  نتیجه گیری: بر خلاف کشورهای توسعه یافته و همانند مطالعات داخلی، سرطان سلول سنگفرشی شایعترین سرطان ریه در بیماران بوده و آدنوکارسینوم شیوع کمتری دارند. مردان 6/4 برابر بیشتر از زنان مبتلا به سرطان ریه بودند و سیگار مهمترین عامل خطر ساز در ایجاد بیماری است.


شهربانو کیهانیان، زهرا فتوکیان، مریم ذاکری حمیدی،
دوره 13، شماره 2 - ( 3-1392 )
چکیده

  زمینه و هدف: متاستازهای استخوانی عوارض بالقوه بدی بر روند زندگی فرد می­گذارند. پامیدرونات دارویی است که عوارض اسکلتی را در بیماران دچار متاستاز­های استخوانی کم می­کند. هدف از انجام این مطالعه بررسی تأثیر پامیدرونات بر دردهای استخوانی بیماران مبتلا به متاستازهای استخوانی سرطان می­باشد.

  روش­ کار: در این مطالعه نیمه تجربی 41 بیمار مبتلا به بدخیمی که در بخش انکولوژی بیمارستان امام سجاد (ع) رامسر بستری بودند مورد بررسی قرار گرفتند. به واحد­های پژوهش که با روش نمونه­گیری آسان انتخاب شده بودند، آمپول 90 میلی گرمی پامیدرونات به صورت ماهیانه تا 3 ماه به صورت وریدی تزریق شد. داده های حاصله از پرسشنامه مشخصات فردی و بالینی و مقیاس دیداری درد، قبل و بعد از مداخله مورد مقایسه قرار گرفتند. تحلیل داده­ها با نرم افزار SPSS نسخه5/11 و آزمونهای تی­زوج، کای اسکوئر، فریدمن و ویلکاکسون صورت گرفت و 05/0 > p ، معنی­دار در نظر گرفته شد.

  یافته ها: نتایج مطالعه نشان داد فراوانترین گروه سنی (36%)، 59-50 سال و اکثر بیماران (9/65%) زن بودند. شایعترین سرطان، در پستان (9/43%) و متاستاز استخوانی در اکثر بیماران (9/65%) به صورت منتشر بود. شایعترین محل درد در اکثر افراد، در استخوان­ها، جناغ، ایسکیوم و مهره­های سوم و چهارم توراسیک بود. قبل از درمان، اکثر افراد (5/80%) از درد متوسط و بعد از درمان، اکثریت (5/41%) از درد کم شاکی بودند. همچنین بین میزان مصرف مسکن­ها در قبل و بعد از درمان ارتباط معنی دار آماری وجود دا شت (032/0= p )، اما بین میزان مصرف اوپیوم در دو مرحله ارتباط معنی دار آماری وجود نداشت (096/0= p ).

  نتیجه­گیری: پامیدرونات در پیشگیری از عوارض استخوانی، کاهش درد و کاهش مصرف مسکن­ها موثر می­باشد. بنابراین می تواند به عنوان درمان اصلی و روتین مورد استفاده قرار گیرد.


یوسف محمدی کبار، الهام نژاد سیفی، حسن قبادی مراللو، فیروز امانی،
دوره 14، شماره 4 - ( 9-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: پروکلسیتونین، پیش هورمون کلسیتونین است که از 116 اسید آمینه تشکیل شده و در سلولهای نورو آندوکرین تیرویید ساخته میشوداما در شرایطی مثل شوک سپتیک، کانسر های متاستاتیک و عفونتهای باکتریال و قارچی از سلولهای نورو آندوکرین ریه، سلولهای کبدی و لکوسیتها ترشح میشود. این پروتئین به عنوان یک پروتئین واکنش دهنده فاز حاد در پروسه های التهابی نقش دارد. از این رو در این مطالعه به بررسی پروکلسیتونین سرم و مایع پلور در انواع شایع افیوژن پلور پرداخته شده است.
روش کار: مطالعه حاضر از نوع مقطعی Case-series بوده که بر روی 60 بیمار با پلورال افیوژن انجام شد. در این مطالعه موارد افیوژن ناشی از سل، بدخیمی، افیوژن متعاقب پنومونی و نیز ترانسودا وارد مطالعه شدند و سایر علل افیوژن پلور از مطالعه خارج گردید. پس از جمع آوری نمونه ها، سطح پرو کلسیتونین در مایع پلور و سرم بیماران اندازه گیری و سپس به مقایسه آماری آنها با توجه به اتیولوژی اولیه افیوژن پرداخته شد.
یافته ها: در مطالعه حاضر 60 بیمار (10 بیمار مبتلا به TB، 10 بیمار مبتلا به بدخیمی، 10 بیمار مبتلا به افیوژن پاراپنومونیک و 30 بیمار افیوژن پلورال ترانسوداتیو) شرکت نمودند که 7/61% مرد و 3/38% زن (204/0 =P ) و میانگین سنی آنها 38/19± 68/62 سال بود. نتایج نشان داد میانگین پروکلسی تونین در مایع پلور بیماران با افیوژن اگزوداتیو ng/ml 0/74 (در بدخیمی ng/ml 0/63، درتوبرکلوز ng/ml 0/42 و پاراپنومونیک ng/ml 1/51) و بیماران ترانسوداتیو ng/ml 0/42 و نیز در سرم بیماران با پلورال افیوژن اگزوداتیو ng/ml 0/74 (در بدخیمی ng/ml  0/65، در توبرکلوز ng/ml 0/40 و در پاراپنومونیک ng/ml  1/20) و در بیماران ترانسوداتیو ng/ml 0/43 بود. پس از تحلیل داده ها مشاهده شد که میان پروکلسیتونین مایع پلور (016/0 =P ) و سرم (009/0 =P ) بیماران مبتلا به پلورال افیوژن ترانسودا واگزودا تفاوت معنی داری وجود داشت. همچنین  پس از حذف بیماران ترانسودایی درمیان بیماران اگزوداتیو نیز تفاوت معنی داری مشاهده شد به گونه ای که در گروه پارا پنومونیک هم میزان پرو کلسیتونین سرم وهم مایع پلور بیش از دو گروه توبرکلوز و بدخیمی بود.
نتیجه گیری: پروکلسیتونین سرم و مایع پلور به عنوان یک مارکر در پاسخ به التهاب افزایش می یابد. اگرچه در بیماران با عفونت باکتریال وپنومونی افزایش آن قابل توجه می باشد ولی در بیماران دچار التهاب ثانویه به توبرکلوز ویا بدخیمی نیز میتواند افزایش یابد و از آن میتوان به عنوان یک مارکر التهابی در بررسی بیماران مبتلا به پلورال افیوژن استفاده کرد.

آمنه بصیری، مریم پاشایی اصل،
دوره 16، شماره 3 - ( 7-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: در میان بدخیمیهای زنان، سرطان آندومتر چهارمین علت شایع مرگ و میر ناشی از سرطان در سراسر جهان میباشد. پکلی تاکسل، یک داروی شیمی درمانی میباشد که در درمان سرطان آندومتر از آن استفاده میشود. درمان تومورهای سرطانی با استفاده از پکلی تاکسل باعث القای آپوپتوز میشود ولی این دارو نیز با عوارض جانبی جدی همراه میباشد. بنابراین جستجو برای رژیمهای شیمی درمانی امن تر و موثرتر ضروری به نظر میرسد. سیلیبینین عصاره گیاهی خار مریم میباشدکه اثر آنتی اکسیدانی آن در برابر برخی سرطانها مورد مطالعه قرار گرفته است. هدف از این مطالعه بررسی اثر استفاده توأم دو داروی سیلیبینین و پکلی تاکسل بر روی رده سلولی سرطان آندومتر میباشد.

روش کار: رده سلولیHela داخل فلاسکهای cm2 25 در محیط کشت 1640RPMI- به همراه 10٪ سرم جنین گاوی (FBS) کشت داده شد. پس از آن تعداد سلولهای زنده توسط روش تریپان بلو محاسبه شد و داخل پلیتهای 96 خانه کشت داده شدند و سپس چاهکها بوسیله سیلیبینین، پکلی تاکسل و ترکیب توأم سیلیبینین و پکلی تاکسل تیمار شدند و یک گروه نیز بدون دارو بعنوان کنترل منفی در نظر گرفته شد. روش MTT به منظور بررسی سمیت سلولی تیمارهای مختلف، بر روی سلولها مورد استفاده قرار گرفت.

یافته ها: 48 ساعت پس از تیمار، ترکیب توأم سیلیبینین و پکلی تاکسل رشد سلولها را بصورت معنی داری نسبت به گروههای دیگر مهار کرد (0.05p<). مقادیر IC50 داروی پکلی تاکسل 0.006 میکرومولار و سیلیبینین250 میکرومولار در زمان 48 ساعت پس از تیمار بود.

نتیجه گیری: ترکیب توأم سیلیبینین و پکلی تاکسل رشد سلولهای سرطانی را مهار کرد. با این حال، نیاز به بررسی بیشتر در شرایط آزمایشگاهی در زمانبندیهای مختلف ضروری به نظر میرسد.


فرانک حسن پور، کمال الدین حمیدی، صابر زهری، سعید لطیفی نوید،
دوره 17، شماره 2 - ( 4-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان پستان، یکی از شایعترین بدخیمی‌های زنان در جهان است. مسیر آپوپتوز یکی از مهمترین مسیر‌های مقابله با آسیب‌های سلولی به ویژه سرطان است که معمولاً در این بیماری مسدود می‌شود. از آنزیم‌های اصلیِ به راه اندازنده‌ این مسیر آنزیم‌های (βα3،1،2) JNK هستند که بر اثر استرس‌های سلولی فعال می‌شوند.
روش کار: در این مطالعه آزمایشگاهی، سلول‌های سرطان پستان با منشأ رده سلولی MCF-7 در محیط کشت RPMI با 10% سرم جنین گاوی کشت داده شدند. سپس تحت تنشهای گرما (45 و 42 درجه سانتیگراد) به مدت 1، 2، 4، 6 و 8 ساعت و تنش‌های اشعه X وγ به مدت 1، 2، 3 و4 ساعت قرار گرفتند و میزان زیستایی آنها با روش MTT و میزان آنزیم JNK با تست الایزا مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: یافته‌ها نشان داد که تنش‌های غیرزیستی همانند گرما و اشعه باعث افزایش میزان آنزیم JNK و همچنین بازیابی مسیر عملکردی آپوپتوزی آن در سلول‌های سرطان پستان می‌شود. همچنین کاهش زیستایی و افزایش میزان JNK در سلول‌های تحت تنش وابسته به مدت زمان و نوع تنش متفاوت است.
نتیجه‌گیری: نتایج این تحقیقات نشان داد که استرس‌های غیرزیستی تاثیر مستقیمی بر میزان آنزیم JNK دارند. افزایش میزان این آنزیم در سلول باعث فعالیت مسیر آپوپتوز سلولی شده و مرگ برنامه ریزی شده سلول را به همراه دارد. امید است با ادامه روند شناخت بیشتر آنزیم JNK و مسیر‌های مربوطه بتوان راهکارهایی برای کمک به درمان این سرطان را به کار برد.

صفحه 1 از 1     

مجله دانشگاه علوم پزشکی اردبیل Journal of Ardabil University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.17 seconds with 44 queries by YEKTAWEB 3960