[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
بایگانی مقالات زیر چاپ::
بانک ها ونمایه ها::
فرایند کارشناسی مقالات::
فرم نظر سنجی::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
Creative commons

Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License.

..

جستجو در مقالات منتشر شده


12 نتیجه برای عرشی

فرهاد صالح زاده، شهنام عرشی،
دوره 2، شماره 3 - ( پاییز 1381 )
چکیده

  زمینه و هدف: امروزه کنترل بیماری سل از اولویت های بهداشتی کشورهای در حال توسعه، از جمله کشور ما است. از شاخص های اندازه گیری و ارزیابی برنامه کشوری مبارزه با سل، تعیین نسبت سال ا نه عفونت سلی (ARI) است. این شاخص نشان می دهد که در فاصله یک سال چند درصد از افراد یک جامعه با میکروب سل آلوده شده و تست توبرکولین آنها مثبت شده است. مطالعه حاضر در کودکان مدارس ابتدایی شهر اردبیل به منظور ارزیابی نتیجه تست توبرکولین و بررسی تغییرات تست مجدد به فاصله یک سال از تست اول طراحی گردیده است تا میزان خطر عفونت سلی در این محدوده سنی مشخص گردد.

  روش کار: در این مطالعه 780 کودک دبستانی در 17 مدرسه ابتدایی شهر اردبیل که به طور تصادفی ساده و با محدوده سنی 14-8 سال با میانگین سنی 29/1 + 92/9 سال بودند انتخاب گردیدند. تمامی افراد طی دو نوبت در اردیبهشت 1377 و 1378 تحت انجام تست توبرکولین قرار گرفتند. در هر دو نوبت نتایج تست ها ثبت و سپس آنالیز شدند. در این مطالعه PPD بیش از mm 10 مثبت ارزیابی شده است.

  یافته ها: بین تمام افراد بررسی شده 55 نفر (1/7%) در هر دو نوبت تست PPD مثبت داشتند و تعداد 614 نفر (7/78%) در هر دو نوبت تست PPD منفی داشتند و در 33 نفر (2/4%) تغییرات PPD از منفی (نوبت اول) به مثبت (نوبت دوم) مشاهده گردید و در 78 نفر نتیجه مشکوک بود . در کل، 1/98% افراد مورد مطالعه سابقه دریافت واکسن BCG را داشتند.

  نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشانگر آنست که اولاً با گذشت زمان در کودکان سنین مدرسه تست توبرکولین کمتر تحت تاثیر واکسیناسیون BCG قرار می گیرد و از طرفی میزان تغییرات تست توبرکولین از منفی به مثبت بسیار بالا بوده (2/4%) و نشانگر آلودگی شدید منطقه است.


شهنام‌ عرشی، همایون‌ صادقی، مهدی‌ محبعلی، سید هاشم‌ سزاوار، آرمان ‌جوان‌ روزگار، داریوش‌ امدادی، وحید سپهرام، نیره امینی ثانی،
دوره 2، شماره 3 - ( پاییز 1381 )
چکیده

  زمینه‌ و هدف‌: در چند سال‌ اخیر بیماری‌ مالاریـا یکی‌ از مشکلات‌ اصلی‌ در شهرستان ‌ پارساباد بوده‌ و بخش‌ زیادی‌ از توان سیستم‌ بهداشتی صرف‌ مقابله‌ با این‌ بیماری‌ شده‌ است‌. هدف‌ ما از این‌ مطالعه‌ بررسی برخی جنبه های اپیدمیولوژیک مالاریا درسالهای 79-1378 بوده‌ است‌.

  روش‌ کار: یافته‌های ثبت شده‌ حاصل‌ از تکمیل‌ فرم‌ اپیدمیولوژی‌ برای‌ 509 مورد مثبت‌ گزارش‌ شده‌ مالاریا درسالهای‌ 79- 1378 با استفاده‌ از نرم‌افزار آماری‌ EPI2000 تجزیه‌ و تحلیل‌ شد. ‌در تجزیه‌ و تحلیل‌ داده‌ها از تشکیل‌ جداول‌ فراوانی‌ و آزمونهای‌ آماری مجذور کای‌ و آنالیز واریانس‌ یکطرفه‌ استفاده‌ گردید.

  یافته‌ها: 4/69% از موارد مربوط به سال 1379 و بقیه مربوط به سال 1378 بودند. تمامی 509 مورد مالاریای تشخیص داده شده از نوع ویواکس بوده و مربوط به 7 ماه اول سال بودند. بیشترین بروز علایم مربوط به لرز با 488 مورد (9/95%) و تب با 481 مورد (5/94%) بوده است. تعریق تنها در 9/3% از موارد وجود داشت. میانگین سنی و انحراف معیار مبتلایان 6/ 15 + 9/22 سال بود. در توزیع بروز علایم اصلی تب و لرز در دو جنس اختلاف معنی داری مشاهده نشد.

  نتیجه‌گیری‌: شیوع بیشتر تب و لرزبا یافته های پیشین‌ تطابق‌ داشت‌. وجود هر یک از این دو علامت در بیمارانی که در منطقه پارساباد زندگی می کنند یا اخیراً به آنجا سفر کرده اند باید پزشک را به وجود بیماری مشکوک نماید.


حسن عدالت خواه، شهنام عرشی، همایون صادقی، وحید سپهرام، بهرخ محمودزاده، اکبر مرتضی زاده، مسعود شعبانی،
دوره 2، شماره 4 - ( زمستان 1381 )
چکیده

  زمینه و هدف: شیوع ابتلا به شپش یکی از معیارهای ارزیابی رعایت بهداشت فردی در جوامع می باشد و از جمله بیماری های مهم در بین دانش آموزان است. پدیکولوز سر در مورد دانش آموزان مدارس شبانه روزی از اهمیت به سزایی برخوردار است. هدف ما از این مطالعه تعیین میزان شیوع آلودگی شپشی بین دانش آموزان و عوامل مرتبط با ایجاد پدیکولوز بود.

  روش مطالعه: این مطالعه به صورت توصیفی تحلیلی و به روش مقطعی بر روی 417 نفر از دانش آموزان مدارس شبانه روزی دخترانه استان اردبیل که بصورت نمونه گیری سیستماتیک انتخاب شده بودند انجام گرفت. تشخیص پدیکولوز بصورت مشاهده چشمی مستقیم غیر مسلح توسط پزشکان عمومی آموزش دیده انجام شد. داده ها توسط پرسشنامه جمع آوری و با استفاده از نرم افزار EPI2000 و SPSS 10 تجزیه و تحلیل شد.

  یافته ها: تعداد 116 نفر (8/27%) از دانش آموزان از خارش سر شکایت داشتند.2/41% از دانش آموزان بدلایل مختلف اصلا در مدرسه حمام نمی کردند و تنها 2/45% از دانش آموزان یک بار یا بیشتر در هفته در مدرسه حمام می کردند. در پاسخ به این سوال که آیا در مدرسه شما حمام وجود دارد 3/74% پاسخ مثبت داده بودند و در پاسخ به این سوال که آیا امکان دسترسی به حمام در مدرسه در هر لحظه وجود دارد 6/33% پاسخ مثبت دادنـد. 53 نفـر (7/12%) از دانش آموزان سابقه ابتلا به شپش سر را ذکر نمودند. 21 نفر (5%) سابقه درمان پدیکولوز سر را داشتن ـ د. 119نف ـ ر (5/28%) از دانش آموزان مبتلا به پدیکولوز سر بودند. بین آلودگی به شپش سر و سابقه قبلی بیماری و وجود حمام در منزل ارتباط معنی دار آماری وجود داشت. بین آلودگی به شپش سر و استفاده از لوازم شخصی مشترک مانند شانه یا مقنعه در مدرسه یا منزل ارتباط معنی دار آماری مشاهده نشد. شیوع بیماری در دانش آموزان روستایی بالاتر از شهری بود.

  نتیجه گیری: برخیمدارس شبانه روزی استان امکانات بهداشتی کافی در محل زیست دانش آموزان را ندارندو شیوع پدیکولوز بین دانش آموزان مدارس شبانه روزی به ویژه دانش آموزان روستایی بالاست.


همایون صادقی، نیره امینی ثانی، شهنام عرشی، سید هاشم سزاوار،
دوره 3، شماره 3 - ( پاییز 1382 )
چکیده

  زمینه و هدف: بیش از دو دهه است که توجه سازمان بهداشت جهانی به بهداشت باروری معطوف شده است. حفظ و ارتقای سلامت زنان در گرو بهبود شاخص های باروری است. این مطالعه با هدف بررسی این شاخص ها در زنان عشایر استان اردبیل صورت گرفت تا ضمن ترسیم وضعیت موجود راهکارهای مناسب را در جهت بهبود شاخص های باروری ارایه دهد.

  روش کار: قسمتی از طرح بررسی سلامت و بیماری عشایر استان اردبیل که فاز اول آن در سال 1381 صورت گرفت به بررسی شاخص های باروری با استفاده از پرسشنامه دارای ساختار پرداخت، این مطالعه به روش مقطعی در زنان قشلاق عشایر صورت گرفت. اطلاعات مربوط به وضعیت باروری زنان عشایر استخراج گردیده و با نرم افزار SPSS نسخه 10 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و از آمار توصیفی برای ارایه نتایج استفاده شد.

  یافته ها: از 268 زن 49-10 ساله اطلاعات مربوط به شاخص های باروری تکمیل گردید. میانگین سن ازدواج 2/18 سال، سابقه مرده زایی 6/8%، سابقه سقط 1/18% وحاملگی ناخواسته 9/38% بود. 4/31% زنان عشایر اصلاً مراقبت دوران بارداری نداشتند. 6/67% آنهایی هم که مراقبت شده بودند کمتر از 4 بار مراقبت داشتند.

  نتیجه گیری: جهت ارتقای شاخص های باروری زنان عشایر می بایست برنامه ریزی های بهداشتی مناسب خصوصاً جهت ارایه خدمات تنظیم خانواده و مراقبت های دوران بارداری صورت پذیرد تا از پیامدهای بعدی نظیر حاملگی های ناخواسته و عوارض مرتبط با بارداری و زایمان کاسته شود.


علی مجید پور، شهنام عرشی، همایون صادقی، سید مرتضی شمشیرگران، شاهین حبیب زاده،
دوره 3، شماره 4 - ( زمستان 1382 )
چکیده

  زمینه و هدف: گ زش حیوانات یک ت ه دید مهم برای سلامتی انسان است. استان اردبیل واقع در شمالغربی ایران از شیوع بالای گزش حیوانات برخوردار است. هدف از مطالعه حاضر بررسی جنبه های اپیدمیولوژیک گزش حیوانات در استان اردبیل در یک دوره یکساله بوده است.

  روش ک ا ر : در یک مطالعه توصیفی برای تمام موارد گزارش شده از گزش حیوانات در یک دوره ی کساله از آغاز سال 1378 تا پایان آن پرسشنامه مخصوص ی که شامل سئوالاتی در زمینه حیوان هار، سن، جنس، شغل و ... بود، تکمیل گردید. اطلاعات جمع آوری شده بوسیله نرم افزار SPSS نسخه 9 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و از آمار توصیفی برای ارایه نتایج اولیه بصورت جداول فراوانی و نمودار استفاده گردید.

  یافته ها: از مجموع 4331 نفر که در طول یکسال تحت گزش حیوانات قرار گرفته بودند ، تعداد 3259 نفر (75%) مذکر و 1072 نفر (25%) مؤنث بودند. بیشترین بروز سنی مربوط به گروه سنی 50-30سال بود. حیوان گزیدگی در تابستان شایعتر بود. شایعترین محل گزش پاها بودند که در 3078 مورد (79/71%) دیده شد.شایعترین گزیدگی مربوط به سگ (96%‌) بود.

  نتیجه گیری: بر اساس یافته های مطالعه حاضر گزش حیواناتی چون سگ در استان اردبیل یک مشکل بهداشتی عمده می باشد و با توجه به اهمیت موضوع لازم است در جهت کنترل و پیشگیری از این تهدید بهداشتی اقدام جدی به عمل آید.


شهنام عرشی، علی مجیدپور، همایون صادقی، سید هاشم سزاوار، رضا قاسمی برقی، داریوش امدادی، ناطق عباسقلیزاده، پروانه نفت چی،
دوره 4، شماره 1 - ( بهار 1383 )
چکیده

  زمینه و هدف: مهمترین منطقه شیوع بیماری تب راجعه در کشور استان اردبیل می باشد و شایعترین علت آن نیز بورلیاپرسیکا است. هدف از این مطالعه تعیین خصوصیات اپیدمیولوژیک بیماری و فراوانی آلودگی در بین کنه های منطقه جهت برنامه ریزی لازم برای کاهش موارد و افزایش آگاهی در مورد خصوصیات بیماری بوده است.

  روش کار: در این مطالعه 391 بیمار با تشخیص قطعی تب راجعه در طی سالهای 80-1377 از نظر اپیدمیولوژی بالینی مورد بررسی قرار گرفتند . نوع بورلیا آلوده کننده کنه های منطقه و همچنین نمای خصوصیات بالینی بیماری بررسی شد. نوع و شیوع آلودگی بورلیا در 1421 کنه جمع آوری شده از 130 فضای داخلی و 14 فضای خارجی بررسی و تعیین گردید. کنه های جمع آوری شده له گردید و سوسپانسیون بدست آمده به منظور تعیین فراوانی آلودگی در بین کنه های منطقه به پریتونئوم دو موش و دو خوکچه هندی تزریق گردید. اطلاعات لازم از طریق پرسشنامه جمع آوری و با استفاده از آزمون های آماری ANOVA ‌ و مجذور کای آنالیز گردید.

  یافته ها : شایعترین تظاهرات بیماری شامل تب ، لرز و سردرد بود . یافته های دیگر شامل تهوع، استفراغ، تعریق ، درد شکم، آرترالژی، سرفه، فتوفوبی، ائوزینوفیلی، هماچوری، زردی، پتشی و احتقان ملتحمه بود ند . یافته های آزمایشگاهی در 60 بیمار لکوسیتوز، ESR بال ا و کم خونی را نشان داد. از 1421 کنه جمع آوری شده 9/45%، 3/40% و 8/13% به ترتیب ارنیتودوروس لاهورنسیس، ارنیتودوروس تولوزانی، و آرگاس پرسیکوس بودند. فراوانی و شیوع کنه ها در روستای خانندبیل در بالاترین حد بود. کنه های جمع آوری شده در سه روستا آلودگی بورلیایی داشتند.

  نتیجه گیری: علا ی م بالینی بیماری تب راجعه با موارد گزارش شده در مطالعات نواحی دیگر هم خوانی داشت. پتشی در مقایسه با تب راجعه نوع شپشی در تعداد کمتری از بیماران دیده شد. با توجه به شیوع بالای آنمی در بیماران این منطقه که در مطالعات دیگر به آن اشاره نشده است ضرورت بررسی های بیشتری در این زمینه وجود دارد.


شهرام حبیب زاده، شهنام عرشی، ناطق عباسقلی زاده، محرم یوسفی سادات، محرم عالی مراد، حسین صادقی، حمید جعفر زاده، جعفر بشیری، سعید صادقیه اهری، فیروز امانی، رقیه تفرجی، نیره امینی ثانی،
دوره 5، شماره 1 - ( بهار 1384 )
چکیده

  زمینه و هدف: در تمدن نوین جلب مشارکت مردمی مهمترین راه کار توسعه در بخش های مختلف جامعه تلقی می شود. ایجاد مراکز توسعه اجتماعی و ارتقای سلامت قدمی است که در این راستا برداشته شده است. در این مراکز، توسعه اجتماعی در کنار ارتقای سلامت تحقق می یابد و در خلال انجام فعالیت هایی برنامه ریزی شده، مردم منطقه ضمن پیشرفت و توسعه در راه سلامت گام بر می دارند، مشارکت را تمرین می کنند، مسوولیت پذیر می‌شوند و درک می کنند که کلید حل بخش عمده ای از مسایل مربوط به سلامت در دست خود آنها است.

  روش کار: در چهارچوب مبتنی بر پژوهش عملی و با مداخلاتی که بصورت پویا وبر اساس ارزیابی های مجدد پی ریزی شد اقداماتی در دو بخش شامل تشکیل کمیته های کاری و تشکیل پایگاه تحقیقات جمعیتی انجام شد. پایگاه تحقیقات جمعیتی رویکرد برنامه ریزی شده به سلامت جامعه را بعنوان مبنای فعالیت خود قرار داد و اولین مرحله اجرایی آن بسیج جامعه بود. به منظور ارایه و ارزشیابی مدلی برای بسیج جامعه اقدامات مختلفی از جمله توجیه رابطین بهداشت،‌ جلب مشارکت افراد کلیدی منطقه، شناخت ادبیات جامعه برای برقراری ارتباط موثر و نافذ با مردم، اطلاع رسانی،‌دعوت به همکاری و سرشماری عمومی برای شناسایی افراد معتمد و توانمند منطقه صورت گرفت.

  یافته ها: ‌ توسط رابطین بهداشتی منطقه 60 نفر از افراد کلیدی شناسایی شدند که 53 نفر از آنها دعوت به همکاری را پذیرفته و در سه جلسه اهداف مرکز بازگو و نقطه نظرات آنان ارزیابی گردید. بررسی ادبیات جامعه نشان داد که منطقه مورد نظر دارای فرهنگ متوسط به بالا با سطح سواد و درآمد متوسط به پایین و میزان علاقه مندی مناسب برای مشارکت است. ارزیابی همکاری صدا و سیما، شهرداری و سازمان های دیگر بجز آموزش و پرورش در اطلاع رسانی مطلوب نبود. پس از انتشار ویژه نامه علمی پایگاه استقبالی از سوی مردم مشاهده نگردید اما در بین مسئولین منجر به ایجاد چشم اندازی روشن گردید. 287 نفر بصورت داوطلبانه دعوت به همکاری در مرکز را پذیرفته و به عضویت آن در آمدند. پس از سرشماری عمومی مشخص شد 4355 خانوار با جمعیت کل 19652 نفر در منطقه سکونت دارند از این تعداد 9305 نفر (48%) زن و مابقی مرد بودند. میانگین سنی جمعیت 26 سال و میانگین بعد خانوار 5/4 و 8352 نفر (42%) متاهل بودند. اکثریت خانم ها خانه دار و اکثریت آقایان شغل آزاد داشتند.

  نتیجه گیری: فرآیند بسیج جامعه در این پروژه موفق ارزیابی گردید اما بنظر می رسد جهت نهادینه شدن و استمرار فعالیت مرکز اجتماعی و ارتقای سلامت نیاز به جلب مشارکت و همکاری بیشتر سازمان ها و اقشار مختلف مردم وجود دارد.


همایون صادقی بازرگانی، شهنام عرشی، علی اکبر مرتضی زاده، جعفر بشیری، نیره امینی ثانی، سید هاشم سزاوار، حسن عدالتخواه، شهرام سیف نژاد، علی روحی، هاله شهلا ‌زاده،
دوره 5، شماره 2 - ( تابستان 1384 )
چکیده

  زمینه و هدف: جامعه عشایری از جمله جوامعی است که نیازمند برنامه ریزی صحیح در ارایه خدمات بهداشتی- درمانی به منظور ارزیابی و مقایسه نحوه ارایه خدمات اعم از پزشکی، بهداشتی و غیره می باشد. مطالعه حاضر در سطح جمعیت عشایر قشلاقی استان اردبیل با هدف ارزیابی وضعیت بهداشت و سلامت و نحوه ارایه خدمات بهداشتی انجام گرفت.

  روش کار: این مطالعه مقطعی در سال 1381 انجام شد. جامعه مورد مطالعه در آن 320 خانوار (در کل 1800 نفر) درقالب 40 خوشه 8 خانواری می باشد. به علاوه از 458 سگ از طریق ورید سفالیک خونگیری انجام و آزمون آگلوتیناسیون مستقیم انجام شد. در محل خونگیری برای هر نمونه آزمون Dipstick نیز انجام شد و نیز از کل کودکان زیر 12 سال آزمون آگلوتیناسیون مستقیم انجام شد. در محاسبه حجم نمونه قابلیت تعمیم برای 63 متغیر با حداقل سطح اطمینان 90% و حداکثر 97% لحاظ گردیده و با توجه به خوشه ای بودن مطالعه ضریب اثر طرح( Design Effect ) حداقل برابر 56/1 و حد اکثر 4 برای متغیرهای مختلف در حجم نمونه اولیه اعمال گردید.

  یافته ها: ازکل خانوارهای مورد مطالعه 30 خانوار (7/9%) از مزایای آب شبکه لوله کشی داخل واحد مسکونی و بیشترین تعداد خانوار (41%) ا زآب تانکر سیار جهت شرب استفاده می کردند. میزان کلر باقیمانده آب آشامیدنی در 7/88% موارد صفر بود. 89 خانوار (8/27%) در منزل توالت و 22 خانوار (7%) حمام داشتند . 273 خانوار (4/90%) از خانوارهایی که در رژیم غذایی خود از سبزیجات خام استفاده می کردند آن را فقط با آب معمولی می شستند. میزان بروز حوادث در خانوارهای عشایر در یک ماه 230 مورد در 10000 خانوار بود. 1/18% از زنان واجد شرایط عشایر سابقه سقط و 9/38% حاملگی ناخواسته و برنامه ریزی نشده داشتند. 1/47% از زنانی که طی سه سال اخیر زایمان داشتند توسط هیچ فردی که مجاز به انجام مراقبت باشند مراقبت نشده بودند. آگاهی زنان واجد شرایط در خصوص روش های پیشگیری از بارداری رویهم رفته ضعیف بود. کمترین میانگین تاخیر تزریق واکسن مربوط به نوبت سوم واکسن پولیوی خوراکی و برابر 25/19 ± 9/16 روز بود. بیشترین میانگین تاخیر مربوط به نوبت سوم واکسن هپاتیت با 7/60 ± 44/46 روز بود. در اندازه گیری فشار خون از مجموع 503 نفر بزرگتر یا مساوی 12 سال،‌ 77 نفر مبتلا به پر فشاری خون بودند. خونریزی لثه در 7/13%، تورم لثه ها در 8/14% و پیوره در 3/19% موارد وجود داشت. درد گردنی در 2/10%، درد پشت و کمر در 7/18% و درد مفاصل در 5/13% موارد وجود داشتند. میزان تقاضای برآورد نشده جهت ویزیت پزشک 8/64% بود. فراوانی کودکان دارای آزمون مثبت لیشمانیوز احشایی برای پسرها 4/3% و برای دخترها 06/3% بود. 28 سگ نر و 6 سگ ماده نتیجه آزمایش مثبت آگلوتیناسیون مستقیم داشتند که جمعاً 4/7% از موارد را تشکیل می داد. تنها در تیتر 640/1 DAT≥ حساسیت Dipstick به حدقابل قبول بالاتر از 80% رسید.

  نتیجه گیری: بسیاری از شاخص های بهداشتی و سلامت عشایر به استثنای واکسیناسیون، نامناسب بوده نیازمند توجه جدی تر مسئولین و سیاست گزاران بهداشتی کشور می باشد. امکان گسترش بیماری کالاآزار در شمال استان اردبیل و سایر استان های همجوار متاثر از پدیده کوچ عشایر وجود دارد و پیش بینی می شود در سال های آتی شهرستان های بیله سوار و پارساباد نیز به منطقه آندمیک بیماری تبدیل شوند.


شهنام عرشی، همایون صادقی، شهرام سیف نژاد، پرویز سالم صافی، مهرداد بی ریا،
دوره 5، شماره 2 - ( تابستان 1384 )
چکیده

  زمینه و هدف: عدم رفع نیازهای مختلف کارکنان در سازمان به شکل های گوناگون از جمله پایین بودن بازده کاری، کاهش کارایی، پایین بودن میزان اثر بخشی، عدم تحقق برخی از اهداف سازمانی و . . . خود را نشان می دهد. ارزیابی و سنجش نیازهای کارکنان در مقاطع زمانی خاص نه تنها منجر به ارتقای سطح رضایت مندی خواهد شد بلکه می تواند در انگیزش کارمندان نیز سهم بسزایی داشته باشد.

  روش کار : این مطالعه به صورت توصیفی- تحلیلی است. روش نمونه گیری به صورت سیستماتیک بوده که در دو طبقه از کارکنان دارای تحصیلات دانشگاهی و کارکنان بدون تحصیلات دانشگاهی در نظر گرفته شده است. بر همین اساس حجم اولیه نمونه شامل 615 نفر محاسبه شد. با استفاده از پرسش نامه دو قسمتی،‌ داده ها جمع آوری و به وسیله نرم افزار SPSS نسخه 11 و‌ EPI INFO 2000 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

  یافته ها : در ارزیابی رضایت شغلی، 2/23% از پرسنل از شغل خویش ناراضی بودند. 9/26% از پرسنل دارای مدرک دانشگاهی از رشته تحصیلی خویش ناراضی بودند . 63% از پرسنل از دیدگاه های مسئولین حوزه بهداشت و درمان در خصوص رفاه کارکنان ناراضی بودند . میزان نارضایتی از عملکرد هیات رئیسه دانشگاه در خصوص توجه به مسایل کارکنان 51% بود. میزان رضایت کارکنان از عملکرد معاونت دانشگاهی حوزه مرتبط در خصوص مسایل کارکنان نشان دهنده وجود 2/44% نارضایتی بود. 9/35% از پرسنل از رییس حوزه مدیریتی مربوط در خصوص مسایل کارکنان ناراضی بودند. اولویت نیازهای کارکنان به ترتیب شامل نیاز به خودیابی، نیاز به احترام، نیاز به تعلق اجتماعی و محبت، نیاز به امنیت و نیاز های فیزیولوژیک بود. نتایج پژوهش نشان می دهد که بین رضایت مندی کارکنان و سطوح مختلف مدیریت رابطه معکوس وجود دارد، همچنین یافته های حاصل از این پژوهش نشانگر آن بود که میزان رضایت مندی کارکنان از مدیر مستقیم خود (64%) در مقایسه با هیات رئیسه دانشگاه بیشتر است (49%). بین رضایت مندی کارکنان با سطح تحصیلات ارتباط معنی داری وجود داشت (05/0 p< ) . بین رضایت مندی از عملکرد دانشگاه و جنس ارتباط معنی داری وجود نداشت. نتایج این پژوهش نشان داد که ارتباط بین نوع تحصیلات با سطوح نیازهای مختلف کارکنان دانشگاه علوم پزشکی اردبیل معنی دار است (05/0 p< ) . ارتباط بین رضایت مندی و سطوح مختلف مازلو با استفاده از آزمون مجذور کای بررسی شد که تنها در مورد نیازهای گروه « د » با رضایت مندی از شغل ارتباط معنی دار آماری وجود داشت (05/0 p< ).

  نتیجه گیری : میزان رضایتمندی کارکنان از هیئت مدیره سطوح بالای سازمانی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی در سطح پایین است. نیازهای خودشکوفایی و احترام به خویش نسبت به سایر نیازها از اولویت بالایی برخوردار است.


شهنام عرشی، سیدرضا مجدزاده، همایون صادقی ، سید هاشم سزاوار ، زهرا طهماسیان، لوئیز امانتی، علی روحی،
دوره 6، شماره 1 - ( بهار 1385 )
چکیده

  زمینه و هدف: با توجه به اجرای چندین ساله طرح نظام نوین آماری در دانشگاه های علوم پزشکی، ضرورت بررسی اثر بخشی و عملکرد سیستم های بهداشتی در بخش های مختلف این نظام برکسی پوشیده نیست. مطالعه حاضر به منظور بررسی مهارت کادر بهداشت خانواده مراکز و پایگاه های بهداشتی استان اردبیل در تکمیل صحیح فرم های آمار خدمات تنظیم خانواده و مراقبت از مادران به عنوان دو فرم رایج نظا م نوین آماری طرح ریزی شد تا بتواند به عنوان شاخصی از وضعیت عملکرد طرح نظام نوین آمار در این حوزه مورد استفاده قرار گیر د.

  روش کار : این بررسی توصیفی - تحلیلی است. جامعه مورد مطالعه پرسنل بهداشت خانواده مراکز بهداشتی- درمانی شهری و پایگاه های بهداشتی استان اردبیل بودند. نمونه گیری به صورت سر شماری انجام شد و اطلاعات مربوط به ده مورد عملی ارایه شده به صورت Case Presentation تکمیل و پس از ارزیابی با نرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

  یافته ها: در مجموع اطلاعات به دست آمده از نه شهرستان 5/38 % تحصیلات غیر دانشگاهی و 52% فارغ التحصیل رشته مامایی بودند. میانگین نمره ارزشیابی مهارت پرسنل 38/4 از 10 بود و تنها 7/11% از افراد مهارت قابل قبول در تکمیل فرم های آماری داشتند. مهارت کادر دارای مدرک دانشگاهی از دارندگان مدرک غیر دانشگاهی بالا تر بود. اختلاف نظر در نحوه تکمیل فرم های مذکور حتی در سطح ستادهای شهرستان و استان نیز وجود داشت.

  نتیجه گیری : عدم مهارت کافی پرسنل بهداشت خانواده مراکز بهداشتی استان اردبیل در تکمیل فرم های آماری مربوطه و در نتیجه ضعف گزارش دهی آماری خدمات بهداشت خانواده علاوه بر اتلاف هزینه و انرژی درطرح نظام نوین آماری، صحت اطلاعات جمع آوری شده را نیز زیر سوال می برد،‌ بنابراین فرم 108 از نظر طراحی پیچیده بوده و نیاز به بازنگری در طراحی دارد.


مهرداد بی ریا، شهنام عرشی، همایون صادقی، نیلوفر ملک پور،
دوره 8، شماره 1 - ( بهار 1387 )
چکیده

زمینه و هدف: از مهمترین چالش ها در قرن اخیر کاهش بار آسیب ها خواهد بود. در کشور ما نیز اگرچه در دهه اخیر بیماری های مربوط به عفونت های تنفسی و اسهال علل شایع مرگ و میر در کودکان کمتر از 6 سال بوده است اما در همین سالها آسیب ها نیز از علت های شایع مرگ در کودکان محسوب می شوند. بر اساس اطلاعات موجود ، سوختگی ها به تنهایی 75درصد از آسیب های ناشی از حوادث خانگی در کودکان قبل از سنین مدرسه در نقاط روستایی استان اردبیل را بخود اختصاص داده است.
مواد و روش ها: این مطالعه بصورت مورد- شاهدی طراحی و اجرا شده است. جامعه مورد مطالعه ، کودکان زیرشش سال مناطق روستایی شهرستان اردبیل بوده که با استفاده از آمار و اطلاعات موجود در مرکز بهداشت استان انتخاب شدند. تعداد افراد مورد مطالعه در گروه مورد 145 نفر و در گروه شاهد 289 نفر بودند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 11 انجام گرفته است.
یافته ها: در گروه مورد تنها 6/8% از مادران تحصیلات دانشگاهی داشته اند و در گروه شاهد نیز 12 درصد از مادران دارای تحصیلات دانشگاهی بودند. از نظر زیر بنای منزل ، زیربنای آشپزخانه ، نسبت زیربنای آشپزخانه به منزل و میانگین زیربنای منزل برای هرفرد خانوار اختلاف معنی دار آماری مشاهده نگردید. از نظر وسیله مورد استفاده خانواده برای گرمایش تفاوتی بین دو گروه مشاهده نگردید. درهر دوگروه تنها درحدود یک سوم موارد فضای مستقل برای پخت و پز وجود داشته و درسایر موارد ، این کار عمدتا در راهرو یا اتاق نشیمن انجام می گرفته است. درصد حضور کودکان در آشپزخانه در هنگام آشپزی در گروه مورد 76/7 درصد و در گروه شاهد 70/9 درصد بود. در مورد دسترسی اطفال به وسایل آتش زا مانند کبریت و فندک بین گروه مورد و شاهد اختلاف معنی دار آماری وجود داشت (p=0/013).بطوری که 80% از کودکان مورد به وسایل آتش زا دسترسی داشتند. این میزان در گروه شاهد 69 درصد بود. در مورد میانگین دفعات استفاده از چراغ نفتی یا گاز پیک نیک برای تهیه چای و غذا نیز بین گروه مورد و شاهد اختلافی مشاهده نگردید.
نتیجه گیری: شانس احتمالی بروز سوختگی در کودکان در سنین مدرسه در خانوارهایی که کبریت و لوازم آتش زا را در محل دور از دسترس کودکان نگه داری می کنند 1/8 برابر کمتر است
سعید صادقیه اهری، سولماز عرشی، منوچهر ایران پرور، فیروز امانی، حسین سیاه پوش،
دوره 8، شماره 4 - ( زمستان 1387 )
چکیده

زمینه و هدف: میزان وقوع دیابت و همچنین شیوه های مختلف درمانی در طی دو دهه اخیر به نحو چشم گیری افزایش یافته است. تأثیر واقعی روش های درمانی ارائه شده در ارتقاءوضعیت سلامت این بیماران از مسائل و موضوعات مطرح می باشد و مطالعه کیفیت زندگی این بیماران از مسائل ضروری بویژه در طب جامعه نگر و پزشکی اجتماعی می باشد. این مطالعه به منظور تعیین کـیفیت زندگی بیماران دیابتی تیپ 2 طرح ریزی شد.
روش کار: این مطالعه به صورت مقطعی توصیفی تحلیلی بود که در سال 1383 در بیمارستان بوعلی شهر اردبیل در کلینیک دیابت بر روی 110 بیمار دیابتی انجام شد. این بیماران به طور تصادفی انتخاب، سپس با مصاحبه حضوری در مورد هر بیمار پرسش نامه SF-36 (The Short Form 36 Health Survey) تکمیل شد. در نهایت اطلاعات به دست آمده به کمک برنامه آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: میانگین سنی بیماران 11/3±52/5 سال بود. از کل بیماران 73 مورد (66/4%) زن و بقیه مرد بودند. متوسط دوره بیماری از زمان تشخیص در بیماران دیابتی 2/6 ±8 سال و متوسط دوره درمان دیابت در بیماران دیابتی نوع 2 برابر 6/1±7/7 سال بود.51 نفر (46/36%) ‌از بیماران سابقه بستری در بیمارستان داشتند. شاخص سرزندگی و شادابی در 39/1% بیماران و شاخص کارکرد اجتماعی در 50% بیماران سطح پائینی داشت در نهایت به طور کلی و با تجمیع نمرات شاخص های مختلف کیفیت زندگی براساس ضرایب استاندارد پرسشنامه 77% از بیماران از کیفیت زندگی متوسط و پایین برخوردار بودند.
نتیجه گیری: اکثریت بیماران دیابتی از کیفیت زندگی پایین برخوردارند و دیابت در ابعاد جسمی و روحی بر کیفیت زندگی بیماران تاثیر گذار است. 

صفحه 1 از 1     

مجله دانشگاه علوم پزشکی اردبیل Journal of Ardabil University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.16 seconds with 40 queries by YEKTAWEB 3960