[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
بایگانی مقالات زیر چاپ::
بانک ها ونمایه ها::
فرایند کارشناسی مقالات::
فرم نظر سنجی::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
Creative commons

Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License.

..

جستجو در مقالات منتشر شده


6 نتیجه برای صادقی موحد

فریبا صادقی موحد،
دوره 6، شماره 4 - ( زمستان 1385 )
چکیده

زمینه و هدف: اختلال روانی، یک بیماری با تظاهرات روانشناختی یا رفتاری همراه با افت کارآیی بیمار است. شیوع اختلالات روانپزشکی در برخی جوامع حتی به میزان 30% جمعیت گزارش شده است. با توجه به شیوع بالای اختلالات روانی در جامعه و بویژه میزان بالای مراجعین به کمیسیون های روانپزشکی و استفاده برخی مراجعین از شیوه تمارض جهت اخذ انواع منافع ثانوی لزوم اطلاعاتی جامع در مورد شیوع این اختلالات وجود دارد. این مطالعه با هدف شناسایی میزان شیوع اختلالات روانپزشکی در مراجعین به کمیسیون روانپزشکی انجام شد.

روش کار: این مطالعه توصیفی طی 2 سال ازمهر 1380 لغایت مهر 1382 در افراد مراجعه کننده به کمیسیون روانپزشکی بیمارستان فاطمی اردبیل انجام شد. ابزار به کار رفته ، پرسشنامه محقق ساخته و مصاحبه با بیماران مراجعه کننده جهت تکمیل پرسشنامه بوده است . نتایج به دست آمده توسط آمار توصیفی و نرم افزارSPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

یافته ها: از 315 فرد مراجعه کننده به کمیسیون روانپزشکی، بیشترین فراوانی مربوط به افراد عقب مانده ذهنی با 68 نفر(25/3%) و اختلالات خلقی با تعداد 60 نفر (22/3%) بود. لکنت زبان 27 نفر (10%)، اختلالات شخصیتی 26 نفر (9/7%)، اختلالات اضطرابی 25 نفر(9/3%)، اسکیزوفرنی 20 نفر (7/4%)، اختلالات سوماتوفرم 11 نفر (4/1%) IQ مرزی 10 نفر (3/7%)، نوروز 8 نفر(2/9%)، هیستری 6 نفر(2/2%) واختلالات خواب 4 نفر (1/4%) و سایکوز حاد 3 نفر (1/1%) در درجات بعدی قرار داشتند. 28 نفر(8%) جهت معافیت از خدمت سربازی مراجعه کرده بودند که از این تعداد 6 نفر(21% ) مشمول شرایط معافیت روانپزشکی گردیدند. همچنین از کل مراجعین 17 نفر (5/3%) از کار افتاده اعلام گردیدند.

نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، بین سن، جنس، سطح تحصیلات، محل سکونت، شغل با بیماری های روانی در مراجعین به کمیسیون روانپزشکی رابطه معنی داری به دست نیامد، ولی بین وضعیت تاهل و از کارافتادگی با بیماری های روانی رابطه معنی داری وجود داشت. شایع ترین دلایل مراجعه به کمیسیون پزشکی، عقب ماندگی های ذهنی ولی هیستری اختلالات خواب و سایکوز از شیوع کمتری برخوردار بودند.
فریبا صادقی موحد، فریده مصطفی زاده، مهرناز مشعوفی،
دوره 7، شماره 4 - ( زمستان 1386 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری وسواس یک بیماری شایع در روانپزشکی است و تقریبا در 2% جمعیت جهان دیده می شود و موجب افزایش اضطراب در بیمار می گردد. بیماری وسواس در دوران قاعدگی، حاملگی و بعد از زایمان زنان ممکن است شروع شود و باعث افت در کیفیت زندگی زنان می شود. هدف از این مقاله بررسی عوامل موثر بر شروع وسواس در سنین باروری زنان می باشد.

روش کار: در یک مطالعه توصیفی، 53 زن با تشخیص DSM-IV (Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders) برای وسواس در درمانگاه تخصصی روانپزشکی بیمارستان فاطمی اردبیل مورد مصاحبه قرار گرفتند. پرسشنامه شامل دو بخش مشخصات دموگرافیک و سوالاتی در مورد شروع وسواس در قاعدگی، حاملگی و بعد از زایمان و شیردهی بود که توسط بیماران تکمیل شدند. داده ها توسط نرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

یافته ها: در دو نفر (3/8%) از نمونه ها شروع وسواس با اولین قاعدگی و در شش نفر (12/5%) در دوران بارداری بود. چهار نفر در حاملگی دوم و در شش نفر در دوران بعد از زایمان بود و در دو نفر بعد از زایمان اول وسواس شروع شده و سه نفر بعد از زایمان اول دچار اختلالات خلقی شدند.

نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد که در دوران بارداری، زایمان و بعد از زایمان احتمال عود وسواس بیشتر میباشد و زنان باید در این دوران از نظر مشکلات روانی تحت نظارت ومراقبت قرار گیرند و به بهداشت روانی زنان بویژه در این دوران توجه بیشتر شود
فریبا صادقی موحد، محمد نریمانی، سوران رجبی،
دوره 8، شماره 3 - ( پاییز 1387 )
چکیده

زمینه و هدف: سلامت روانی پدیده ای است که از دیرباز مورد توجه روانشناسان، پزشکان و عالمان دینی بوده و متاثر از مجموعه ای از عوامل جسمی، اجتماعی و شناختی است. با توجه به موثر بودن آموزش مهارت های مقابله ای در افزایش سلامت روانی، مطالعه حاضر با هدف دستیابی بر تأثیر آموزش مهارت های مقابله ای در تأمین سلامت روانی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اردبیل انجام پذیرفت.

روش کار: روش مطالعه با توجه به ماهیت موضوع و اهداف مطالعه روش تحقیق آزمایشی بوده است. جامعه آماری مطالعه را کلیه دانشجویان دختر و پسری تشکیل می دادند (112=N) که در نیم سال دوم سال تحصیلی 85-1384 در دانشگاه علوم پزشکی اردبیل مشغول به تحصیل بودند و در پرسشنامه GHQ-28 (که چهار زیر مقیاس اضطراب، افسردگی، علایم جسمانی و اختلال در عملکرد اجتماعی را می سنجد) نمره 23 یا بالاتر از آن گرفتند. در مرحله بعدی نمونه مورد نیاز یعنی 80 نفر دانشجوی دختر و پسر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده و به طور تصادفی به دو گروه آزمایش (40 نفر) و کنترل (40 نفر) تقسیم شدند. سپس به مدت 4 هفته بر روی گروه آزمایش، مهارت های مقابله ای آموزش داده شد (هر هفته دو جلسه در مجموع 8 جلسه) و گروه کنترل در این مدت در معرض هیچ متغیری قرار نگرفت. در پایان داده های بدست آمده از 62 نفر (18 نفر افت آزمودنی) با استفاده از آزمون t مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

یافته ها: نتایج بدست آمده نشان داد که که آموزش مهارت های مقابله ای در کاهش علایم اختلال روانی بویژه جسمانی سازی علایم و اضطراب دانشجویان مشکوک به اختلال روانی مؤثر است (0/001>P). اما تاثیر آموزش مهارت های مقابله ای در کاهش میزان افسردگی و اختلال در عملکرد اجتماعی دانشجویان معنی دار نبود.

نتیجه گیری: آموزش مهارت های مقابله ای روش مناسبی برای کاهش علایم اختلالات روانی در بین دانشجویان مشکوک به اختلال روانی است. بنابراین پیشنهاد می شود به منظور پیشگیری و کاهش علایم اختلالات روانی، مهارت های مقابله ای به دانشجویان آموزش داده شود.


پرویز مولوی، فریبا صادقی موحد، مسلم ابوالحسن زاده، مهرناز مشعوفی، حسین محمدنیا، پروانه دیلمی، روح اله عرب،
دوره 9، شماره 4 - ( زمستان 1388 )
چکیده

  زمینه و هدف: وقوع همزمان بیماریهای روانپزشکی و اختلال سوء مصرف مواد اثرات گسترده ای داشته و با پیش آگهی بدتری همراه است. درمان افراد معتاد باید متناسب با نیاز های هر یک از این افراد باشد. هدف مطالعه حاضر بررسی اختلالات شخصیتی در میان افراد مراجعه کننده به مرکز مرجع ترک اعتیاد استان اردبیل است تا از این طریق، کمکی در بدست آوردن دیدی جامع تر در خصوص درمان و برخورد با این افراد صورت گیرد.

  روش کار: در این مطالعه مقطعی- توصیفی، تعداد 100 نفر از افراد دارای اختلال سوء مصرف مواد، از میان افراد مراجعه کننده به مرکز ترک اعتیاد استان اردبیل در سال 1387 به روش نمونه گیری آسان از بیماران در دسترس وارد مطالعه شدند. پس از تکمیل پرسشنامه های محقق ساخته در مورد اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه اختلال شخصیت میلون، داده ها استخراج و مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند.

  یافته ها: یافته های حاصله نشان داد که فراوان ترین اختلال شخصیت همراه درگروه تحت مطالعه اختلال ضد اجتماعی بوده (با 54%) و اختلال شخصیت مرزی، نمایشی و خودشیفته در رتبه های بعدی قرار داشتند. ارتباط آماری معنی داری بین نوع ماده مصرفی، مدت زمان مصرف و اختلال شخصیت خاص وجود ندا شت (05/0< p ). اما افرادی که یک ماده را مصرف می کردند با افرادی که مصرف چند ماده را ذکر می کردند، از نظر دارا بودن اختلال شخصیت تفاوت آماری معنی داری داشتند(05/0> p ).

  نتیجه گیری: بررسی نتایج نشان دهنده شیوع بالای اختلالات شخصیتی در میان افراد معتاد (84%) و پایین تر بودن درصد اختلالات شخصیتی در افرادی با مصرف یک ماده در مقایسه با مصرف بیش از یک ماده بود.


فریبا صادقی موحد، پرویز مولوی، فرید گسیلی، تورج رحمانی، فیروز امانی، امیر مسعود رستمی،
دوره 12، شماره 1 - ( بهار 1391 )
چکیده

  زمینه و هدف: بی خوابی یکی از شایعترین اختلالات خواب در دنیاست. با توجه به اختلال در فعالیتهای روزمره و همچنین احتمال افزایش ریسک ابتلا به افسردگی ماژوردر افراد مبتلا به بی خوابی، درمان صحیح و پایدار این بیماری از اهمیت بالایی برخوردار است. درمان رایج بی خوابی در حال حاضر درمان دارویی و استفاده از خواب آورهایی چون بنزودیازپین ها می باشد اما با توجه به عوارض جانبی این داروها استفاده از روشهای درمانی غیر دارویی، ضروری نشان می دهد. لذا در این مطالعه برآن شدیم تا اثرالکترومغناطیس‌تراپی را درمقایسه بادرمانهای رایج دارویی در درمان بی خوابی بررسی نماییم.

  روش کار: در یک مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده یک سوکور60 نفر از افراد مبتلا به بی خوابی مزمن اولیه که به مطب خصوصی متخصص اعصاب وروان مراجعه کرده بودند و بر اساس کرایتریای DSM-IV تشخیص آنها قطعی شده، مشکل بی خوابی بیمار بیش از 3 هفته طول کشیده بود و بیمار مشکلات زمینه ای دیگر نداشت، انتخاب شدند، افراد در 2 گروه 30 نفری درمان با الکترومغناطیس و کنترل (درمان با آلپرازولام) جای داده شدند و به مدت 3 هفته تحت درمان قرار گرفتند. با استفاده از پرسشنامه بررسی کیفیت خواب ( PSQI ) و پرسشنامه بررسی شدت بی­خوابی ( ISI ) ، بیماران در 3 مقطع زمانی قبل از شروع درمان، بلافاصله بعد از درمان و یک ماه پس از درمان بررسی شده و نتایج به دست آمده تحت آنالیز آماری قرار گرفت.

  یافته ها: در این مطالعه 60 بیمار شرکت داشتند که مشتمل بر 28 مرد (7/46%) و 32 زن (3/53%) می باشند، میانگین سنی بیماران 3/37 سال می باشد که کمترین سن شرکت کننده در مطالعه 17 سال و بیشترین سن 65 سال می باشد، میانگین امتیاز به دست آمده از هر یک از پرسشنامه ها قبل از شروع درمان و بلافاصله بعد از درمان تفاوت معنی دار آماری در بین دو گروه درمان وکنترل نداشت ولی یک ماه پس از درمان تفاوت معنی دار آماری بین دو گروه وجود داشت.

  نتیجه گیری: الکترو مغناطیس تراپی می تواند به عنوان جایگزین مناسبی برای داروهای خواب، آور جهت درمان بی خوابی باشد که علاوه بر درمان بی خوابی در حد دارو های خواب آور پایداری بیشتری نیز نسبت به داروهای خواب آور داشته و عوارض جانبی گزارش شده ای هم ندارد.


فریبا صادقی موحد، پرویز مولوی، مهدی صمدزاده، بیتا شهباززادگان، راحله عسکری مقدم،
دوره 12، شماره 5 - ( ویژه نامه پایان نامه ها 1391 )
چکیده

  زمینه و هدف: اختلال بیش فعالی-کم توجهی یک اختلال عصبی و ارثی است که در بزرگسالان عمدتا ً از بین نمی ‏ رود، این اختلال برای دانشجویان مبتلا مشکلات بسیاری در زمینه های عاطفی، اجتماعی، تحصیلی و شغلی ایجاد می‏کند. هدف این مطالعه تعیین میزان شیوع اختلال بیش فعالی-کم توجهی در دانشجویان ساکن خوابگاههای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اردبیل می‏باشد.

  روش کار: این مطالعه از نوع توصیفی- مقطعی می‏باشد. تمامی دانشجویان ساکن خوابگاههای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اردبیل در سال تحصیلی 87-88 انتخاب شدند. در این مطالعه از دو پرسشنامه استفاده شد. پرسشنامه اول مربوط به مشخصات دموگرافیک و پرسشنامه دوم شامل پرسشنامه تشخیصی کوتاه اختلال بیش فعالی- کم توجهی بزرگسالان کانرز بود. برای تکمیل پرسشنامه ها از روش سرشماری و خود گزارشگری استفاده شد. داده ها پس از جمع آوری با استفاده از آزمون های آماری توصیفی و کای دو و با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

  یافته ها: یافته های تحقیق نشان داد که از کل جمعیت نمونه تحقیق 3/65 درصد زن و 7/34 درصد مرد هستند. از این تعداد 8/93 درصد مجرد و 2/6 درصد متاهل بودند. نتایج همچنین نشان داد که شیوع اختلال بیش فعالی-کم توجهی در جمعیت مورد مطالعه 6/8% است. بررسی ها، شیوع بیشتر بیماری را در افراد مذکر نشان داد. همچنین در گروه بیش فعالی-کم توجهی میزان بالاتری از سابقه اختلال روانپزشکی، مصرف داروهای روانپزشکی و مصرف سیگار وجود داشت.

  نتیجه گیری: بر اساس نتایج این مطالعه و شیوع بالای این اختلال نیاز به توجه بیشتر به دانشجویان در این زمینه در جهت شناسایی و معرفی به موقع افراد مبتلا به روانپزشک به منظور درمان و پیشگیری از عوارض این اختلال در آینده ضروری به نظر می رسد.



صفحه 1 از 1     

مجله دانشگاه علوم پزشکی اردبیل Journal of Ardabil University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.14 seconds with 34 queries by YEKTAWEB 3960