[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
بایگانی مقالات زیر چاپ::
بانک ها ونمایه ها::
فرایند کارشناسی مقالات::
فرم نظر سنجی::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
Creative commons

Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License.

..

جستجو در مقالات منتشر شده


18 نتیجه برای دهقان

محمد حسین دهقان، عزت نوری زاده، مجید لطیفی نوید،
دوره 2، شماره 2 - ( تابستان 1381 )
چکیده

زمینه و هدف : هلیکوباکترپیلوری، بعنوان یک عامل مهم در ایجاد گاستریت مزمن، زخم معده و اثنی عشر محسوب می شود همچنین احتمال می رود که در ایجاد آدنوکارسینومای دیستال معده نیز نقش داشته باشد. عفونت ایجاد شده توسط هلیکوباکترپیلوری می تواند به زخمهای مزمن معده و اثنی عشر منجر شود که عواقب وخیم تر آن به شکل آتروفی و متاپلازی معده ای در بافتها ظاهرمی گردد. افزایش روز افزون مقاومت دارویی هلیکوباکتر پیلوری به آنتی بیوتیکهای رایج، هدف مطالعه را طراحی نمود، بطوری که تاثیر چهارگونه از گیاهان افزودنی در مواد غذایی از نظر خاصیت ضد باکتریایی بر علیه ده سویه هلیکو باکتر پیلوری مورد بررسی قرار گرفت.
روش کار: گیاهانی که بر علیه ده سویه هلیکوباکتر پیلوری انتخاب شدند شامل زردچوبه، زنجبیل، میخک و هل بودند. عصاره های اتری، الکلی و آبی با روش انتشار در آگار بر روی هلیکوباکتر پیلوری های جدا شده از بیماران مراجعه کننده به بخش آندوسکوپی بیمارستان شریعتی تهران مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها : از بیـن عصاره های آبـی حاصل از گیاهان مـورد مطالعه از نظر اثر ضد باکتـریا یی، عصـاره زرد چوبه بیشترین اثر ضد هلیکوباکتر پیلوری را داشت (میانگین قطرهاله عدم رشد 21/5میلی متر)، بعد از آن به ترتیب زنجبیل، میخک و هل قرار داشتند. در میان عصاره های الکلی، عصاره زنجبیل با میانگین 19/7میلی متر اثر بخش بوده و پس از آن زردچوبه ومیخک دارای فعالیت ضد باکتریایی بودند. از عصاره های اتری زنجبیل، زردچوبه، میخک و هل دارای خواص ضد هلیکوباکترپیلوری بودند (میانگین قطر هاله عدم رشد به ترتیب 10.5،11.1،13،19میلی متر ).
نتیجه گیری : با توجه به اینکه عصاره های آبی، الکلی واتری مربوط به زردچوبه، دارای فعالیت ضد باکتریایی بالاتری می باشد، شناسایی ماده موثر این گیاه به عنوان یک ترکیب موثر ضد میکروبی گام بعدی در این راستا محسوب شده و شناسایی اثرات ضد میکروبی دیگر گیاهان افزودنی در مواد غذایی امری ضروری به نظر می رسد.
یوسف حمیدزاده اربابی، فیروز امانی، عبداله مهدوی، محمد حسین دهقان، افروز مردی،
دوره 3، شماره 1 - ( بهار 1382 )
چکیده

زمینه و هدف: پوستر یک رسانه غیر پروژکتوری، دیداری، چاپی و ترسیمی است که در زمینه های مختلف بخصـوص آموزش بهداشـت بکار می رود. از طرفی، یکی از وظایف کارشناسان آموزش بهداشت، ارزیابی روش ها و رسانه های آموزشی می باشد. در زمینه تاثیر پوسترهای نصب شده بر سطح آگاهی مراجعین به مراکز بهداشتی- درمانی، پژوهشهای کمی انجام گرفته، این مطالعه با هدف تعیین درصـد کسانیکـه به پوستر نصب شده در مراکز بهداشتـی- درمانی نـگاه می کنند و نیز تعیین سطح آگاهی دریافت شده مراجعین از پوستر نصب شده در مکان های مختلف مراکز بهداشتی- درمانی انجام گرفت.
روش کار: این مطالعه یک مطالعه نیمه تجربی بود. جمعیت مورد مطالعه را مراجعین به مرکز بهداشتی- درمانی شهید قنادی امامی شهر اردبیل تشکیل می دادند. افراد مورد مطالعه به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. داده ها بوسیله پرسشنامه جمع آوری گردید. طبق برنامه قبلی، پوستر در سه مرحله و سه محل مختلف مرکز مذکور نصب و نتایج آن مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: نتایج بدسـت آمـده از مطالعـه نشـان داد که در مرحلـه اول 18/8%، در مرحلـه دوم 20/8% و در مرحله سـوم 61/2% مراجعین پوستر نصب شده را دیدند. احتمال دیده شدن پوستر در جنب درب ورودی نسبت به جنب اتاق معاینه تقریباً برابر بود(OR=0.9). احتمال دیده شدن پوستر نصب شده در وسط سالن انتظار نسبت به دو محل قبلی 7 برابر بود. بر اساس آزمون آماری ANOVA تفاوت معنی داری بین میانگین سطح آگاهی دریافت شده مراجعین در نواحی سه گانه وجود نداشت. همچنین بین متغیرهـای زمینه ای (سن، جنس، وضع تأهل و ...) و سطح آگاهی دریافت شده اختلاف معنی داری مشاهده نگردید.
نتیجه گیری: میزان توجه به پوسترهای نصب شده در مراکز بهداشتی- درمانی خیلی پایین است، با توجه به نقش پوستر در افزایش آگاهی ها بایستی از راهبردهای گوناگون کمک گرفت تا تعداد بیشتری از مراجعین به پوسترهای نصب شده در مراکز بهداشتی- درمانی توجه کنند، بنابراین رعایت استانداردها در تهیه پوسترها و نصب پوسترها روی تابلوهای سه بعدی در مراکز بهداشتی پیشنهاد می گردد.
علی نعمتی، محسن سقا، حجت ا.. نوزاد چروده، محمد حسین دهقان،
دوره 3، شماره 1 - ( بهار 1382 )
چکیده

  زمینه و هدف: متخصصین تغذیه معتقدند صبحانه مهمترین وعده غذای مصرفی در روز است. مصرف صبحانه برای سلامت و تکامل بچه ها و نوجوانان اهمیت فراوانی داشته و در بهبود وضعیت تغذیه آنها نقش دارد. گرچه عادات سالم مثل مصرف صبحانه،‌کنترل وزن و خواب منظم باعث افزایش طول عمر در بزرگسالان می شود ولی در مورد اثرات عادات سالم روی بچه های سنین مدرسه کمتر مطالعه شده است. از این رو مطالعه حاضر روی دانش آموزان دختر مدارس راهنمایی و ابتدایی شهر اردبیل با هدف ارزیابی وضعیت مصرف صبحانه و ارتباط آن با وزن، نمایه توده بدن و دریافت مواد مغذی صورت گرفته است.

  روش کار: این مطالعه یک بررسی توصیفی- مقطعی است که بر روی 611 نفر از دانش آموزان دختر مدارس ابتدایی و راهنمایی (با محدوده سنی 14-10 سال) شهر اردبیل انجام گرفت. بررسی های آنتروپومتریک (قد، وزن، محیط وسط بازو) و غذایی (یاد آمد خوراک 24 ساعته و بسامد مصرف مواد غذایی) از دانش آموزان به عمل آمد و نیز مصرف صبحانه و میان وعده از آنها پرسیده شد. اطلاعات بدست آمده توسط نرم افزارهای SPSS و Food Processor مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

  یافته ها: حدود 85/16% از دانش آموزان بدون مصرف صبحانه به مدرسه می رفتند. میزان نمایه توده بدن و وزن افرادی که صبحانه صرف نمی کردند ازنظر آماری بیشتر از گروهی بود که صبحانه مصرف می کردند (05/0 < P ). از طرف دیگر مصرف میان وعده در گروهی که صبحانه مصـرف نمی کردند از نظر آمـاری بیشتر از گـروهی بود که صبحانه مصرف می کردند (05/0 P< ). میزان دریافت کالری، پروتئین، تیامین، نیاسین، کلسیم و آهن در گروه مصرف کننده صبحانه از نظر آماری بیشتر از گروهی بود که صبحانه مصرف نمی کردند (05/0 P < ). دریافت کلسیم، روی، فولاسین و ویتامین B2 در دخترانی که صبحانه مصرف نمی کردند کمتر از مقادیر توصیه شده WHO بود. نتایج حاصل از بسامد مصرف مواد غذایی نشان داد مصرف اکثر مواد غذایی مثل غذاهای پروتئینی، انواع نان ها، سیب زمینی و حبوبات در گروه مصرف کننده صبحانه بیشتر از گروهی بود که صبحانه مصرف نمی کردند.

  نتیجه گیری: مصرف صبحانه می تواند دریافت کافی کالری و مواد مغذی را همراه داشته و حذف وعده غذای صبحانه علاوه بر این که باعث کاهش دریافت کالری و مواد مغذی می شود اثرات نامطلوبی روی عادات غذایی و وزن دارد .


محمد حسین دهقان، بهاره رجائی فر، فرناز اهدایی وند، فیروز امانی ،
دوره 4، شماره 3 - ( پاییز 1383 )
چکیده

زمینه و هدف: پره اکلامپسی یکی از علل عمده مرگ و میر در مادران و نوزادان است. علی رغم تحقیقات موثری که از سالها پیش در جهت اتیولوژی این عارضه بخصوص در راستای حاملگی انسانی انجام شده است، بسیاری از نکات در مورد این بیماری هنوز ناشناخته است. فشار اکسید کنندگی (Oxidative Stress) در پاتوفیزیولوژی پره اکلامپسی نقش عمده دارد. مواد غذایی ضروری مثل ویتامین C قادر به از بین بردن رادیکال های آزادی هستند که موجب تخریب سلولی می شوند. مطالعه حاضر جهت بررسی سطح ویتامین C در بیماران با پره اکلامپسی و زنان باردار دارای فشار خون طبیعی طراحی شد.
روش کار: مطالعه از نوع مورد ـ شاهدی بود. ویتامین C به عنوان یک آنتی اکسیدان در 40 بیمار مبتلا به پره اکلامپسی و 80 خانم حامله با فشار خون طبیعی مراجعه کننده به بیمارستان علوی شهر اردبیل اندازه گیری و مقایسه شد. اندازه گیری به صورت اسپکتروفتومتری انجام شد. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از روش های آمار توصیفی و تحلیلی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: میانگین سطح پلاسمایی ویتامین C در افراد مبتلا به پره اکلامپسی(mg/dl0/030 ± 0/147) نسبت به میانگین سطح پلاسمایی ویتامین C در مقایسه با گروه کنترل که افراد حامله با فشار خون طبیعی ( mg/dl0/119 ± 0/347) بودند کاهش معنی داری را نشان می داد.
نتیجه گیری: تلاش در جهت پیشگیری از پره اکلامپسی توجیه و تفکر درستی است و از آنجایی که تاکنون هیچگونه آزمون غربالگری قابل اطمینان در خصوص این عارضه پیشنهاد نشده است، ارزیابی سطح پلاسمایی ویتامین C در مورد خانم های مستعد به پره اکلامپسی پیشنهاد می شود.
محمدحسین دهقان، علی مجید پور،
دوره 5، شماره 3 - ( پاییز 1384 )
چکیده

  زمینه و هدف: با توجه به شیوع بالای هیپرلیپیدمی در جهان به ویژه ایران یافتن درمان مناسب، راهکاری من طقی به نظر می رسد. مترونیدازول دارویی است که عموماً به عنوان ترکیب ضد تک یاخته ای مورد استفاده قرار می گیرد. محققان دریافته اند که این دارو با دوز خوراکی 750 میلی گرم در روز جذب مناسبی داشته، به طور وسیع در بافت ها پخش و به سطح سرمی معادل6-4 میکروگرم در میلی لیتر می رسد. علی رغم نحوه تاثیر مناسب آن، کارآزمایی های بالینی بسیار محدودی در خصوص تاثیرآن بر هیپرلیپیدمی بدون وجود بیماری های قلبی- عروقی انجام گرفته است، بنابراین مطالعه حاضر به منظور بررسی اثر مترونیدازول در کاهش سطح لیپیدهای خون طراحی شده است.

  روش کار: مطالعه حاضر به صورت کارآزمایی بالینی ‌بدون گروه کنترل روی 50 بیمار صورت گرفت. کلیه بیماران با تکمیل رضایت نامه و پرسشنامه وارد مطالعه شدند و مترونیدازول با دوز روزانه 750 میلی گرم به مدت یک هفته تجویز شد. 20 بیمار مورد مطالعه که شکایت ی از مصرف دارو نداشتند هفته دوم نیز به مصرف دارو ادامه دادند. در هر دو گروه پارامترهای لیپیدی از جمله لیپید تام، کلسترول و تری گلیسرید سرمی سنجیده شد. داده های جمع آوری شده به کمک نرم افزار آماری SPSS و با استفاده از آزمون تی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

  یافته ها: اندازه گیری سطح پلاسمایی لیپیدها نشان داد میانگین لیپید تام سرمی و کلسترول تام کاهش معنی داری نسبت به قبل از مصرف دارو داشت (01/0 < p ). میانگین سطح تری گلیسرید سرم نیز کاهش معنی داری نسبت به زمان قبل از مصرف دارو داشت (001/0 < p ). بیمارانی که دوز دارویی خود را برای هفته دوم ادامه دادند سطح سرمی لیپیدهای مورد بررسی کاهش بیشتری را نسبت به هفته اول نشان داد که از نظر آماری معنی دار بود (01/0 < p ). آزمون های کبدی نشان داد که عملکرد کبد هنگام دریافت دارو تغییر نکرده است.

  نتیجه گیری: مصرف دوز 750 میلی گرم مترونیدازول روزانه در مدت زمان کوتاهی کاهش معنی داری را در اجزای لیپید سرم داشت. درمان اغلب موارد هیپرلیپیدمی بایستی طولانی مدت باشد در نتیجه از مترونیدازول جهت درمان هیپرلیپیدمی های کوتاه مدت می توان استفاده نمود.


فیروز امانی ، منوچهر براک، نیره امینی ثانی، محمد حسین دهقان،
دوره 5، شماره 4 - ( زمستان 1384 )
چکیده

  زمینه و هدف: تامین، حفظ و ارتقای سطح سلامت نوزادان به عنوان یک گروه آسیب پذیر در خدمات بهداشتی- درمانی جایگاه ویژه ای دارد. بر اساس آمار موجود از 130 میلیون نوزادی که هر سال در دنیا متولد می شوند چهار میلیون در کمتر از یک هفته می میرند که 99% از این مرگ ها در کشورهای در حال توسعه رخ می دهد. مرگ نوزادی 38% از کل مرگ های زیر پنچ سال را شامل می شود. برای کاهش میزان مرگ نوزادی باید به نکاتی چون وضعیت مادر شامل مراقبت قبل و بعد از دوران بارداری، عوامل وابسته به زایمان و علل تهدید کننده حیات نوزادان در 28 روز اول زندگی توجه داشت. مطالعه حاضر در راستای شناسایی عوامل موثر بر مرگ و میر نوزادی در بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اردبیل انجام شد.

  روش کار : در این مطالعه مورد – شاهدی که بر روی 80 مرگ نوزادی و 80 مورد متولدین زنده انجام شد. ابتدا برای دستیابی به نتایج توصیفی اطلاعات دموگرافیک دو گروه به صورت جداگانه آنالیز شد و سپس در بین 80 مرگ نوزادی شایع ترین عوامل موثر بر مرگ و میر نوزادی به دست آمد و سپس برای اینکه تاثیر عوامل اجتماعی و محیطی تاثیر گذار نیز سنجیده شود از والدین دارای متولدین زنده با خصوصیات گروه مرگ نوزادی نیز سوالاتی در زمینه عوامل اجتماعی پرسیده شد و در نهایت تمام عوامل موثر در دو گروه مقایسه شد.

  یافته ها: از بین 160 نوزاد مورد مطالعه 71 نفر ( 4/44%) دختر و بقیه پسر بودند. میزان مرگ نوزادی در پسران 3/1 برابر دختران بود. تعداد 16 نفر (1/12%) از مادران در دو گروه سابقه مرده زایی داشتند. 18 نفر ( 3/11% ) از کل مادران نوزادان بی سواد و27 نفر (9/16%) دارای تحصیلات دانشگاهی بودند. 31 نفر (4/19%) از کل نوزادان دارای وزن کمتر از 1500 گرم، 42 نفر(3/26%) وزن 1500 تا 2500 گرم و بقیه دارای وزن بالای 2500 گرم بودند. 37 نفر (3/46%) از مادران نوزادان گروه مرگ نوزادی و 24 نفر (30%) از مادران نوزادان گروه متولدین زنده بیان داشتند که در محل سکونت خود وسیله نقلیه وجود نداشت. شایع ترین علت مرگ نوزادی نارسی با 44 مرگ نوزادی (1/55 %) و بعد از آن آسپیراسیون، سپتی سمی و آسفکسی هر کدام با چهار مورد مرگ نوزادی (5/2 %) بود. بین وزن نوزادان، وجود یا عدم وجود وسیله نقلیه در محل سکونت مادران، شهری یا روستایی بودن مادران و وقوع مرگ نوزادی ارتباط آماری معنی دار وجود داشت (023/0= p ) .

  نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده عوامل متعددی از قبیل وزن هنگام تولد، وجود یا عدم وجود وسیله نقلیه در محل سکونت مادران و شهری یا روستایی بودن مادران در وقوع مرگ نوزادی دخیل بودند. لازم است در زمینه کاهش اثرات این عوامل تصمیمات لازم اتخاذ گردد.


داور امانی، محمد حسن زهیر، مجتبی کریم زاده، صادق فیض اله زاده، محمد حسین دهقان،
دوره 7، شماره 4 - ( زمستان 1386 )
چکیده

زمینه و هدف: لنفوسیتهای ارتشاح یافته به تومور (TILs (Tumor Infiltrating Lymphocytes عامل شناسایی ودفاع بر علیه سلولهای توموری بدخیم توسط سیستم ایمنی میزبان بوده وسلولهای T، بیشترین سلولهای ایمنی ارتشاح یافته به داخل تومور هستند. اطلاعات متناقضی درباره سلولهایT داخل تومور وجود دارد و مکانیسم های متعددی برای توضیح ناکارایی TILs پیشنهاد شده است. هدف این مطالعه بررسی وضعیت ایمنی لنفوسیتهایT ارتشاح یافته به بافت تومور در سرطان پستان انسان میباشد.

روش کار: از 16 زن مبتلا به سرطان پستان بیوپسی گرفته شد. بررسی های پاتولوژیک و بافت شناسی نشان دادند که در 13 نمونه نوع تومور کارسینوم مجرایی مهاجم ( IDC (Invasive Ductal Carcinoma است. نمونه های بافتی بیماران وگروه کنترل، برای آنالیز بوسیله فلوسیتومتری آماده شدند.

یافته ها: نتایج این بررسی نشان داد که سرطان پستان انسان دارای مقادیر متفاوت و متغییریTILs است. در مورد درصد سلول های داخل توموری با فنوتیپ CD3+/CD45+,CD3+ ,CD45+ دربین گروه های موردمطالعه اختلاف معنی داری یافت نشد. همچنین تفاوت معنی داری در مورد ارتشاح و وضعیت فعالیت زیرجمعیت سلولهای T مابین بیماران سرطانی و گروه کنترل وجود نداشت. سلولهای CD4+ دربیمارانIDC و سلولهای CD8+ دربیماران با تومورهای نوع دیگر ILC (Invasive Lobular Carcinoma) و ( AMC (Atypical Medullary Carcinoma عمده ترین لنفوسیتهای ارتشاح یافته به داخل تومور بودند. سلولهای TCD8+ داخل توموری مارکر HLA-DR را بیشتر از CD25 بعنوان مارکرفعالیت، بیان می کنند.

نتیجه گیری: در این مطالعه ارتباطی بین میزان TILs و اندازه و همچنین مراحل بالینی توموریافت نشد. سلول های ایمنی در بیشتر سرطان های پستان به داخل بافت تومور ارتشاح می یابند. همچنین با درنظر گرفتن بیان مارکرهای فعا لیت، این سلولها تاحدودی فعال شده هستند. درک مکانیسم های سرکوب سیستم ایمنی توسط سلول های سرطانی ممکن است اطلاعات مهمی درمورد راههای فرارتومور و همچنین پیشرفت استراتژی های ضد سرطان بدست دهد
هادی پیری دوگاهه، مرضیه علی قلی، محمد حسین دهقان، پرویز مالک نژاد،
دوره 8، شماره 1 - ( بهار 1387 )
چکیده

زمینه و هد ف: بروسلوز یکی از شایعترین بیماری های مشترک بین انسان و دام است و بروسلوز انسانی در تمام نقاط ایران آندمیک می باشد. تعداد بیماران ثبت شده در سال 1988، هفتاد یک هزار و 51 نفر (132/4 در هر صد هزار نفر) بود. بدلیل اینکه گونه های بروسلاباکتری های درون سلولی اختیاری می باشند تعداد محدودی آنتی بیوتیک بر این ارگانیسم ها موثر می باشند. مطاله حاضر با هدف بررسی حساسیت آنتی بیوتیکی 47 سویه بروسلا ملی تنسیس جداشده از نمونه های بالینی انجام شده است.
روش کار: حساسیت آنتی بیوتیکی 47 سویه بروسلا ملی تنسیس جداشده از نمونه های بالینی در آزمایشگاه مورد بررسی قرار گرفت. حداقل غلظت مهاری MIC (Minimal Inhibitory Concentration) مواد ضد میکروبی مورد آزمایش توسط روش ترقیق آگار دایلوشن (Agar Dilution) اندازگیری شد. مقادیر MIC90 و MIC50 حداقل غلظت، آنتی بیوتیک در نظر گرفته شد که در آن غلظت به ترتیب رشد 90% و 50% سویه ها مهار گردید. جهت تفسیر نتایج از معیارهایNCCLS (National Committee for Clinical Laboratory Standards )برای باکتری های کند رشداستفاده شد.
یافته ها: تتراسیکلین (MIC50:0.13، میکروگرم/میلی لیتر 25/0 (MIC90: و استرپتومایسین (003/0MIC50:، میکروگرم/میلی لیتر 25/0MIC90:) حداقل غلظت مهاری را در آزمایشگاه بر علیه سویه های بروسلا ملی تنسیس داشتند. نور فلوکساسین بیشترین مقدار MIC90 را نشان داد (8 میکروگرم/میلی لیتر). حساسیت بیش از نیمی از سویه های بروسلا نسبت به ریفامپین کاهش یافته بود.(مقدارحداقل غلظت مهاری 2 میکرو گرم /میلی لیتر)
نتیجه گیری: سویه های بروسلادر آزمایشگاه نسبت به اکثر آنتی بیوتیکهائی که در درمان بروسلوز به کار میروند حساس می باشند. در ایران برای آنتی بیوتیک هایی که بر علیه گونه های بروسلا به کار می روند مقاومت قابل ملاحظه ای مشاهده نگردید، با وجود این، از انجائیکه ریفامپین برای درمان بیماریهای شایعی چون سل بطور وسیع مورد استفاده قرار میگیرد، باید الگوی حساسیت منطقه ای ریفامپین بصورت دوره ای مورد بررسی قرار گیرد
محمد یوسف علیخانی، محمد مهدی اصلانی، هادی پیری دوگاهه، محمد حسین دهقان،
دوره 8، شماره 2 - ( تابستان 1387 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری سل در کشورهای در حال توسعه شیوع بالایی داشته و میزان مرگ ومیر ناشی از مننژیت سلی، قویا در ارتباط با تاخیر در تشخیص و درمان می باشد. واکنش زنجیره ای پلی مراز PCR (Polymerase Chain Reaction) به عنوان یک ابزار تشخیصی برای شناسایی بیماری سل استفاده شده است. حصول سریع نتایج و حساسیت بالاتر PCRدر مقایسه با روش های معمول باکتریولوژیک موجب شده که PCR روش مناسبی در تشخیص بیماری سل، بویژه در مننژیت سلی، در مواردیکه که تشخیص مشکل است و یا تشخیص سریع مورد نیاز است باشد. اگرچه، احتمال نتایج مثبت و منفی کاذب را باید مورد توجه قرار داد. هدف از انجام این مطالعه مقایسه روش PCR با روش های معمول باکتریولوژیک (کشت و رنگ آمیزی ذیل-نلسون) برای شناسایی مایکوباکتریوم توبرکولوزیس در نمونه های مایع مغزی نخاعی CSF (Cerebro Spinal Fluid) بیماران مشکوک به مننژیت سلی بوده است.

روش کار: تعداد 25 بیمار که از نظر بالینی و بر اساس علایم کلینیکی و یافته های بیوشیمیایی به عنوان مننژیت سلی تشخیص احتمالی داده شده بودند و 10 بیمار مشکوک به مننژیت ویرال و یا مننژیت ناشی ار دیگر باکتری ها غیر از مایکوباکتریوم توبرکولوزیس در این مطالعه مورد بررسی قرار گرفتند. بر روی نمونه های ارسالی بعد از انجام آزمایشات روتین باکتریولوژی (تهیه اسمیر مستقیم و کشت)،DNA Extraction و سپس آزمایش PCR بصورت NESTED OLIGO انجام گرفت و نتایج بدست آمده با هر سه روش مورد مقایسه و ارزیابی قرار گرفت.

یافته ها: از 25 نمونه جمع آوری شده، PCR در 9 مورد ( 36%) DNA مایکوباکتریوم توبرکولوزیس را در نمونه های  CSF شناسایی نمود ( طی دوبار تکرار آزمایش روی نمونه با PCR )، در حالیکه کشت تنها در 2 مورد ( 8%) و لام مستقیم با رنگ آمیزی ذیل نلسون در یک مورد ( 4%) مثبت بودند. در ضمن هیچیک از 10 نمونهCSF که مشکوک به مننژیت های ویرال و یا مننژیت ناشی از دیگر باکتری ها بودند با روش PCR نتیجه مثبت نشان ندادند.

نتیجه گیری: نتایج فوق نشان می دهد که روش PCR یک روش حساس و سریع در تشخیص مننژیت سلی است، بطوری که زمان بدست آوردن نتایج را از چندین هفته با روش های روتین باکتریولوژیک به یک تا دو روز خصوصا در بیماران اسمیر منفی کاهش می دهد. این امر در بیماری مننژیت سلی که یک اورژانس پزشکی محسوب می گردد و نیاز به تشخیص سریع و شروع فوری درمان دارد بسیار حایز اهمیت می باشد.


علی نعمتی، عباس نقی زاده باقی، محمد حسین دهقان،
دوره 8، شماره 2 - ( تابستان 1387 )
چکیده

زمینه و هدف : یکی از مهمترین شاخص های بین المللی برای ارزیابی رشد و سلامت جسمی ، اندازه گیری وزن و قد و تعیین توده بدن BMI (Body Mass Index) و مقایسه آن ها با منحنی های استاندارد می باشد . این تحقیق با هدف بررسی وضعیت رشد جسمی دختران دانش آموز 19-7 ساله اردبیل و مقایسه آن با مقادیر استاندارد و مطالعات مشابه در ایران بعمل آمده است.

روش کار: در یک مطالعه توصیفی- مقطعی با استفاده از روش نمونه گیری چند مرحله ای ، قد و وزن 3996 نفر دانش آموز دختر 19-7 ساله شهری و روستایی در سال 1384 انـدازه گیری شد و میانگین ، انحراف استاندارد و صدک های مختلف 5، 10، 25 ، 50 ، 75 ، 90 و 95 قد و وزن و شاخـص توده بدن در تمامی سنین محاسبه شد و با استاندارد NCHS (National Center for Health Statistics) و مناطق دیگر ایران مقایسه گردید.

یافته ها: میانگین قد و وزن دختران شهری از همسالان روستایی خود بیشترمی باشد . رشد قد آزمودنی ها در فاصله سنی 9 تا 12 سالگی بیشتر و حداکثر آن در نه سالگی و به مقدار 6 سانتی متر در سال است. همچنین بیشترین میزان افزایش وزن دختران در سن 13 سالگی و به مقدار 5/5کیلوگرم در سال می باشد. میانگین قد و وزن دختران اردبیلی در سنین مورد مطالعه از همسالان تهرانی، کرمانی، اصفهانی کمتر می باشد. همچنین تمامی صدک های قد و وزن و توده بدن دختران 19-7 ساله اردبیل از صدک های مشابه خود در استاندارد NCHS کمتر می باشد.

نتیجه گیری: در تمام موارد صدک های مربوط به قد، وزن و BMI دختران 19-7 سال اردبیل از استاندارد NCHS پائین می باشد.


محمد دهقان، نگین اکبری، نازیلا البرزی، لیلی نجفی،
دوره 8، شماره 3 - ( پاییز 1387 )
چکیده

زمینه و هدف: هر چند روشهای درمانی متعددی برای بیماری پیتریازیس ورسیکالر وجود دارد ولی اطلاعات کافی در مورد استفاده از روش های جدید درمان موضعی و سیستمیک ناکافی است. در این مطالعه، اثر کلوتریمازول موضعی در برابر فلوکونازول سیستمیک در درمان بیماری پیتریازیس ورسیکالرمورد ارزیابی قرار گرفت.
روش کار: این مطالعه یک کارآزمایی بالینی تصادفی دوسوکور ((double-blind randomized clinical trial  بود که در کلینیک پوست بیمارستان 5 آذر گرگان از اردیبهشت 1385 تا خرداد 1386 انجام گرفت. 120 بیمار به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند: در گروه اول، بیماران تحت درمان با دوز واحد کپسول فلوکونازول (mg400) و دارونمای کرم کلوتریمازول قرار گرفتند. در گروه دوم بیماران با کرم کلوتریمازول (دو بار در روز) و دارونمای کپسول فلوکونازول درمان شدند. دوره درمان 2 هفته در نظر گرفته شد. بیماران 2، 4 و 12 هفته بعد از درمان از نظر پاسخ بالینی ارزیابی شدند.
یافته ها: در گروه یک50 و در گروه دوم 55 بیمارمورد ارزیابی قرار گرفتند که بعد از 2 هفته، میزان پاسخ بالینی در گروه دوم 49/1% در مقایسه با گروه اول 30% بیشتر بود (p=0/16). بعد از 4 هفته، 41 بیمار (81/2%) از گروه اول و 52 مورد (94/9%) از گروه دوم به طور کامل عاری از ضایعات بودند (p=0/044). عود در گروه اول 6% و در گروه دوم 18/2% بود. هیچ عارضه جانبی در 2 گروه مشاهده نشد.
نتیجه گیری: در این مطالعه، پاسخ بالینی هفته چهارم در گروه کلوتریمازول بیشتر از فلوکونازول بود. عود در هفته 12 بعد از درمان با فلوکونازول خوراکی کمتر از کرم کلوتریمازول مشاهده شد
حمداله پناهپور، غلامعباس دهقان،
دوره 11، شماره 1 - ( بهار 1390 )
چکیده

  زمینه و هدف: ادم ایسکمیک مغزی یکی از مهمترین عوارض سکته مغزی می­باشد که بروز آن سبب تشدید ضایعه ایسکمیک ابتدائی مغز می­شود. پیشگیری از بروز ادم می­تواند در کاهش ضایعه مغزی ایسکمیک موثر باشد. نقش سیستم رنین- آنژیوتانسین و پپتید فعال آن (آنژیوتانسین دو) در تشدید ضایعه مغزی به دنبال ایسکمی نشان داده شده است اما نقش آن در ایجاد ادم ایسکمیک مغزی روشن نیست. هدف از این مطالعه بررسی اثرات مهار این سیستم با استفاده از انالاپریل بر بروز ادم مغزی و آسیب سد خونی مغزی می باشد.

  روش کار: در این تحقیق تعداد 40 عدد موش صحرایی نر از نژاد Sprague - Dawley در شش گروه مورد مطالعه قرار گرفتند. حیوانات با تزریق داخل صفاقی کلرال هیدرات ( mg/kg 400) بیهوش شدند و با استفاده از تکنیک انسداد شریان میانی مغز توسط فیلامان مخصوص در نیمکره راست مغز آنها به مدت یک ساعت ایسکمی موضعی ایجاد شد. سه گروه از حیوانات تحت عنوان گروه شاهد، ایسکمیک و دریافت کننده انالاپریل ( mg/kg 03/0) جهت ارزیابی اختلالات حرکتی پس از ایسکمی و شدت ادم مغزی ایجاد شده مورد مطالعه قرار گرفتند. در این حیوانات 24 ساعت پس از پایان ایسکمی اختلالات حرکتی با استفاده از آزمون نورولوژیک ویژه­ای ارزیابی شد و ادم مغزی ایجاد شده با استفاده از تکنیک تعیین محتوی آب بافت مغز ارزیابی شده و تفاوت آب دو نیمکره مغز به عنوان شاخص شدت ادم ایجاد شده منظور شد. سه گروه دیگر از حیوانات با همان ترتیب بالا جهت ارزیابی عملکرد سد خونی مغزی با استفاده از تکنیک نشت خارج عروقی اوانس بلو مورد مطالعه قرار گرفتند.

  یافته ها: در حیوانات گروه شاهد اختلال حرکتی مشاهده نشد اما وقوع ایسکمی سبب ایجاد اختلالات حرکتی شدیدی در حیوانات گروه ایسکمیک شد (نمره آزمون نورولوژیک 42/0 ± 67/2). تجویز انالاپریل یک ساعت قبل از وقوع ایسکمی سبب بهبود اختلالات حرکتی شد (34/0 ± 5/ 1، 05/0 > P ). وقوع ایسکمی ادم شدیدی را در نیمکره راست حیوانات گروه ایسکمیک ایجاد کرد (4/0 ± 1/4%) و تجویز انالاپریل توانست ادم ایجاد شده را بطور معنی­داری کاهش دهد (2/0 ± 5/ 1 درصد). همچنین به دنبال وقوع ایسکمی آسیب سد خونی مغزی سبب نشت شدید خارج عروقی اوانس بلو در نیمکره راست مغز حیوانات گروه ایسکمیک شد ( μg/g 94/1 ± 48/ 12) و تجویز انالاپریل باعث بهبود عملکرد سد خونی مغزی شده و غلظت اوانس بلو در بافت نیمکره آسیب دیده مغز را به میزان 5/44% کاهش داد (  0/05 > μg/g 46/1 ± 92/ 6 ،  P ).

  نتیجه­گیری: مهار سیستم رنین-آنژیوتانسین توسط انالاپریل می تواند با محافظت از عملکرد سد خونی مغزی و کاهش نفوذپذیری آن شدت ادم ایسکمیک مغزی را به دنبال وقوع ایسکمی موضعی مغز در موش صحرایی کاهش دهد و ممکن است بتواند از این طریق در کاهش ضایعه ایسکمیک مغزی نقش داشته باشد.


نجم الدین ساکی، اکبر درگلاله، زهرا کاشانی خطیب، شعبان علیزاده، فاخر رحیم، حمید گله داری، بیژن کیخایی، محمد پدرام، علی دهقانی فرد،
دوره 13، شماره 3 - ( پاییز 1392 )
چکیده

زمینه و هدف: به ندرت ممکن است توارث همزمان بتاتالاسمی با آلفاتالاسمی و هموگلوبینوپاتی مشاهده شود که در برخی موارد این حالت می تواند باعث ایجاد هتروزیگوت های دوگانه یا هموزیگوت هایی با علائم بالینی شدید در فرزندان گردد. هدف مطالعه حاضر تعیین شیوع توارث همزمان آلفاتالاسمی با بتاتالاسمی یا بتاهموگلوبینوپاتی می باشد.
روش کار: مطالعه توصیفی حاضر بر روی جمعیت بزرگی از افراد که حدود 6000 نفر می باشند در شهرستان اهواز صورت گرفته است. شمارش کامل سلول های خونی، اندازه گیری HbA2 و الکتروفورز هموگلوبین برای شناسایی ناقلین تالاسمی و هموگلوبینوپاتی مورد استفاده قرار گرفته و همچنینHbA2  بالا (بالاتر از 5/3) به عنوان معیار تشخیصی استاندارد برای بتاتالاسمی و MCV و MCH پایین همراه با HbA2 نرمال یا کاهش یافته به عنوان معیار تشخیصی آلفاتالاسمی در نظر گرفته شد. در ادامه بیماران مشکوک به آلفا و یا بتا تالاسمی جهت تعیین نقص ملکولی عامل بیماری مورد بررسی ملکولی قرار گرفتند. همچنین افراد دارای الگوی الکتروفورزی هموگلوبین غیر طبیعی کاندید بررسی مولکولی برای بتاهموگلوبینوپاتی بودند.
یافته ها: نتایج مطالعه حاکی از این است که از بین 6000 نفر جمعیت مورد بررسی، 141 بیمار به طور همزمان به آلفا تالاسمی یا بتاتالاسمی و یا آلفاتالاسمی با بتاهموگلوبینوپاتی مبتلا بودند. این تعداد شامل 13 (1/11%) جنین، 55 (2/38%) مرد و 73 (7/50%) نفر زن بود. از بین 141 بیمار مبتلا به آلفاتالاسمی، 92 نفر (24/65%) ناقل بتا تالاسمی، 3 نفر بتاتالاسمی ماژور (12/2%)، 43 (49/30%) مورد بتاهموگلوبینوپاتی داشتند و 3 (12/2%) نفر مبتلا به هتروزیگوت دوگانه بتاتالاسمی و واریانت هموگلوبینوپاتی بودند. نتایج حاکی از وجود 22 جهش شایع ژن بتاگلوبین بودکه در این میان ((HbS Cd6(A-T)شایع ترین جهش شناخته شده بود. در مورد آلفاتالاسمی 3.7 α شایع ترین اختلال ژنی بود و سپس POLYA-1در بین مردان و CD19 در میان زنان اختلالات شایع بعدی بودند.
نتیجه گیری: از آنجا که نتایج مطالعه حاضر، حاکی از این حقیقت است که 49/30% افراد مورد مطالعه دارای توارث همزمان آلفاتالاسمی و بتاهموگلوبینوپاتی که می تواند علائم بالینی مهمی را در پی داشته باشد بودند و همچنین تعداد قابل ملاحظه ای از بیماران ناقل بتاتالاسمی بوده که می تواند در صورت توارث همزمان با هموگلوبینوپاتی ها (به خصوص هموگلوبینوپاتی هایS  و E) علایم بالینی شدیدی را در پی داشته باشد، آزمایشهای غربالگری و بررسی های ملکولی در هنگام مشاوره ژنتیکی برای افراد مشکوک به این اختلالات باید مدنظر قرار گیرد. علاوه بر این، شناسایی افراد ناقل آلفا و بتاتالاسمی جهت ممانعت از صرف وقت و هزینه گزاف جهت شناسایی اتیولوژی آنمی ها و استفاده نا بجا از مکمل های آهن ضروری به نظر می رسد.


بهرام پورقاسم گرگری، پروین دهقان، الهام میرطاهری، اکبر علی عسگرزاده،
دوره 13، شماره 4 - ( زمستان 1392 )
چکیده

  زمینه و هدف: دیابت ملیتوس، اختلال متابولیکی است که با افزایش قندخون، تغییر در الگوی لیپیدی، مقاومت انسولینی و التهاب مشخص می شود. با توجه به شیوع بالای پرفشاری خون، اختلالات لیپیدی و التهاب در بیماران مبتلا به دیابت نوع2، مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر اینولین بر الگوی لیپیدی، التهاب و فشار خون در زنان مبتلا به دیابت نوع2 انجام شد .

  روش کار: در این کارآزمایی بالینی تصادفی شاهددار، 49 زن دیابتی نوع 2 (با دریافت فیبر کمتر از g/day 30 و نمایه توده بدنی kg/m2 35-25) به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. افراد گروه آزمون (24= n ) ، روزانه 10 گرم پودر اینولین و افراد گروه شاهد (25= n ) ، روزانه 10 گرم مالتودکسترین به مدت 8 هفته دریافت کردند. دریافت های غذایی، شاخص های تن- سنجی، فشار خون، سطح لیپیدهای سرم و hs-CRP در ابتدا و انتهای مطالعه اندازه گیری شد. آنالیز آماری با استفاده از نرم افزار SPSS 11.5 انجام گرفت. آزمون های تی زوج، مستقل و تحلیل کوواریانس برای مقایسه متغیرهای کمی مورد استفاده قرار گرفت.

  یافته ها: در پایان مطالعه، کاهش معنی داری در میانگین فشار خون سیستولی (از 2/ 16 ± 7/135 به9/7 ± 9/125 mmHg )، غلظت کلسترول تام ( از 8/42 ± 5/192 به 7/39 ± 0/171 mg/dl )، تری گلیسرید ( از 2/84 ± 3/223 به 6/65 ± 9/169 mg/dl ) و hs-CRP ( از 0/3 ± 9/7 به 0/3 ± 3/5 mg/l ) در گروه اینولین در مقایسه با گروه مالتودکسترین مشاهده گردید ( 04/0> p ). تغییرات در میانگین فشار خون دیاستولی، LDL-c و HDL-c در گروه اینولین در مقایسه با گروه مالتودکسترین معنی دار نبود. در داخل گروه اینولین، کاهش معنی داری در میانگین فشار خون سیستولی و دیاستولی، غلظت کلسترول تام، تری گلیسرید، LDL-c ، hs-CRP و افزایش معنی داری در HDL-c ، نسبت به سطح پایه مشاهده گردید.

  نتیجه گیری: یافته ها نشان داد مکمل اینولین احتمالاً غلظت چربی های خون، hs-CRP و فشار خون را در زنان دیابتی بهبود می بخشد.


حمداله پناهپور، علی اکبر نکوئیان، غلامعباس دهقان،
دوره 14، شماره 2 - ( تابستان 1393 )
چکیده

  زمینه و هدف: سکته مغزی سومین عامل مرگ و معلولیت در جوامع صنعتی است. پیشنهاد شده است که سیستم رنین- آنژیوتانسین ممکن است در مکانیسمهای پاتولوژیک سکته مغزی نقش داشته باشد . هدف از این مطالعه بررسی اثرات درمانی مهار گیرنده های AT1 آنژیوتانسین دو بر ضایعه ایسکمیک مغزی می باشد. این مطالعه با استفاده از مدل آزمایشگاهی ایسکمی موضعی مغز در موش صحرایی با فشار خون طبیعی انجام شده است.

  روش کار: در این تحقیق تعداد 48 عدد موش صحرایی نر از نژاد Sprague - Dawley درچهارگروه مورد مطالعه قرار گرفتند.گروه شاهد، گروه کنترل ایسکمیک و و دو گروه ایسکمیک که داروی کندسارتان را ( با دوزهای 1/0 میلی گرم بر کیلوگرم یا 5/0 میلی گرم بر کیلوگرم) در آغاز مرحله برقراری مجدد جریان خون پس از وقوع ایسکمی دریافت کردند. ایسکمی موضعی با استفاده از تکنیک انسداد شریان میانی مغز توسط فیلامان مخصوص در نیمکره راست مغز حیوانات به مدت یک ساعت ایجاد شد. در این حیوانات 24 ساعت پس از پایان ایسکمی اختلالات حرکتی با استفاده از آزمون نورولوژیک ویژه ای ارزیابی شد وحجم ضایعه مغزی ایجاد شده با استفاده از تکنیک رنگ آمیزی با تری فنیل تترازولیوم کلرایدتعیین شد.

  یافته ها: حیوانات گروه شاهد عملکرد حرکتی طبیعی داشتند (نمره آزمون نورولوژیک 1) و آسیب ایسکمیک در نواحی قشری و زیر قشری مغز آنها مشاهده نشد. وقوع ایسکمی در گروه کنترل سبب ایجاد حجم ضایعه قابل ملاحظه ای در قشر مغز (15 ± 253 میلیمترمکعب) و نواحی زیر قشری (7 ± 92 میلیمتر مکعب ) شد و حیوانات این گروه اختلالات حرکتی شدیدی داشتند . مهار گیرنده های AT1 آنژیوتانسین دو با داروی کندسارتان ( با دوزهای 1/0 میلی گرم بر کیلوگرم یا 5/0 میلی گرم بر کیلوگرم) اختلالات حرکتی ناشی از ایسکمی را کاهش داد و حجم ضایعه مغزی را در نواحی قشری و زیر قشری مغز بطور معنی داری کاهش داد.

  نتیجه گیری: یافته های این مطالعه نشان می دهد که آنژیوتانسین دو از طریق تحریک گیرنده های AT1 در ایجاد ضایعه ایسکمیک مغزی نقش دارد. و مهار این گیرنده ها می تواند حجم ضایعه ایسکمیک مغزی را کاهش داده و اختلالات حرکتی ناشی از سکته مغزی را بهبود ببخشد.


حمید رضا رحیمی، محسن دهقانی، پیراسته نوروزی، مژگان فضلی،
دوره 15، شماره 1 - ( بهار 1394 )
چکیده

  زمینه و هدف: آلودگی های انگلی روده­ای یکی از مشکلات عمده بهداشتی در سراسر جهان به ویژه کشورهای در حال توسعه می باشد. هدف از این مطالعه بررسی فراوانی انگل های روده ای با تاکید بر ژیاردیا لامبلیا و اکسیور ( Enterobiusvermicularis ) برای اولین بار در بین کودکان مهد کودک های شهر شاهرود بود.

  روش کار: در این پژوهش توصیفی مقطعی از 811 کودک 15 مهد کودک سطح شهر شاهرود در سال 1393 به روش سر شماری نمونه مدفوع جمع آوری شد که این کار با آموزش والدین و با رضایت کامل آنها انجام پذیرفت. تمامی نمونه ها در آزمایشگاه مرکزی دانشگاه به روش فرمالین اتیل استات مورد بررسی قرار گرفتند. لازم به ذکر است جهت نمونه های فاقد قوام طبیعی ازروش لام مستقیم استفاده شد. و در نهایت لام های چسب اسکاچ با روش میکروسکوپی ارزیابی شدند. برای گزارش یافته ها از شاخص های آماری توصیفی شامل میانگین، انحراف معیار و فراوانی استفاده گردید.

  یافته ها: شیوع کلی آلودگی به انگل های روده ای در بین کودکان 2/22% بود. 1/24% کودکان پسر و 4/20% کودکان دختر مهد کودک ها مبتلا به آلودگی های انگلی روده ای بودند. بیشترین شیوع آلودگی ها به ترتیب مربوط به انگل های ژیاردیا لامبلیا با 4/7% و اندولیماکس نانا با 8/4% و کمترین شیوع آلودگی مربوط به تریکوموناس هومینیس با 5/0% بود. یافته قابل توجه مطالعه شیوع نسبتا کم (1/2%) آلودگی به انگل اکسیور بود. میانگین سنی آلودگی به انگل اکسیور و ژیاردیا لامبلیا در کل کودکان به ترتیب 1/5 و 7/4 سال بود. تفاوت قابل توجهی در ترتیب شیوع آلودگی به انگل ها بر حسب جنسیت کودکان وجود نداشت.

  نتیجه گیری: در صد نسبتا کمی از کودکان مهد کودکهای شاهرود آلوده به اکسیور بودند. و همچنین شیوع آلودگی به ژیاردیا از متوسط شیوع کشوری پایین تر بود. با وجود افزایش ارائه خدمات بهداشتی در سطح شهرها و روستاها، شیوع انگل های روده ای به خصوص ژیاردیا از مشکلات عمده منطقه به حساب می آید.


حمیدرضا دهقان، مسعود میرزایی، ابراهیم میرزائی، اسلام مرادی اصل، امین عطایی، محبوبه میرزائی،
دوره 18، شماره 1 - ( بهار 1397 )
چکیده

زمینه و هدف: دیابت نوع 2 یک اختلال متابولیکی است که در سراسر جهان شایع است. متاآنالیز یک روش آماری است که در آن نتایج دو یا چند مطالعه مستقل با اهداف مشابه به صورت ریاضی ترکیب شده اند تا قابلیت اطمینان نتایج را افزایش دهند. هدف از این مطالعه، مقایسه اثربخشی داروی لیناگلیپتین و متفورمین در بیماران با دیابت نوع 2 بود.
روش کار: برای شناسایی مطالعات مرتبط پایگاه های اطلاعاتیPubMed, ISI Web of Science, Embase, Cochran library, Scopus and Ovid از ژانویه 2000 تا آگوست 2016 مورد جستجو قرار گرفتند. تفاوت میانگین ها با فاصله اطمینان 95% (CIs) برای بررسی اثربخشی محاسبه گردید و تجزیه و تحلیل تلفیقی با نرم افزار Stata (نسخه 12) و RevMan (نسخه 5/3) انجام شد.
یافته ها: چهار مطالعه شامل 1260 بیمار مبتلا به دیابت (682 بیمار در گروه دارویی لیناگلیپتین و 578 بیمار در گروه دارویی متفورمین) در این مطالعه قرار گرفتند. در بررسی تفاوت استاندارد شده میانگینها (0/75-0/69=CI%, 0/7295= (MD آزمون هموگلوبین گلیکوزیله داروی لیناگلیپتین در دوز 0/5 میلیگرم اثربخشتر بود. در آزمون قند خون ناشتا تفاوت استاندارد شده میانگین ها نشان داد داروی لیناگلیپتین در دوز 0/5میلی گرم (38/38-35/20=CI%95, 79/36MD=) و 5 میلی گرم (22/63-2/68=CI%95, 12/65= (MD مؤثرتر بود.
نتیجه گیری: اگرچه نتایج نشان داد که برخی از دوزهای داروی لیناگلیپتین در مقایسه با متفورمین ممکن است درمان مناسبی برای بیماران باشد، با این حال تعداد مطالعات انجام شده محدود بوده و نیاز به انجام تحقیقات بیشتری میباشد
علیرضا لا شیی، نوید معصومی، مهدی دهقانی، مبین نخعی،
دوره 18، شماره 2 - ( تابستان 1397 )
چکیده

زمینه و هدف: در طی سالیان اخیر سی تی اسکن بدون کنتراست به عنوان روش استاندارد طلایی برای تشخیص سنگ مجاری ادراری معرفی شده است. هدف از انجام این مطالعه بررسی امکان پیش بینی اندازه و احتمال دفع سنگ حالب بر اساس ویژگیهای بالینی و اطلاعات سونوگرافی میباشد تا بدین وسیله افرادی که سنگ کوچک حالب قابل دفع دارند شناسایی شده و از انجام سی تی اسکن که مستلزم هزینه و دریافت اشعه است جلوگیری گردد.
روش کار: در این مطالعه تحلیلی مقطعی، از بین مراجعین به اورژانس بیمارستان شهید مدرس دارای علائم بالینی رنال کولیک و سنگ مجاری ادراری، تعداد 50 نفر به روش غیرتصادفی ساده انتخاب گردیدند. اطلاعات اولیه بیماران جمع آوری و از تمامی بیماران سونوگرافی به عمل آمد و در صورت عدم مشاهده سنگ تحت سی تی اسکن شکم و لگن قرار گرفتند. بر اساس نتیجه سی تی اسکن بیماران به دو گروه اصلی سنگ حالب دفع شده یا سنگ زیر 5 میلیمتر و سنگ حالب بیشتر یا مساوی 5 میلیمتر تقسیم شدند. در نهایت با آنالیز اطلاعات اخذ شده، امکان افتراق بیمارانی که سنگ کوچک قابل دفع دارند یا سنگ خود را دفع کرده اند و کسانی که سنگ بزرگ نیازمند مداخله دارند، بر اساس شرح حال و سونوگرافی بررسی شد.
یافته ها: در میان تمامی متغیرهای بررسی شده تنها چهار مورد از آنها با وجود و سایز سنگ حالب و احتمال دفع شدن خود به خودآن، ارتباط قابل قبول داشتند. این متغیرها شامل سابقه قبلی سنگ ادراری (0/05=p)، علائم تحریکی ادراری (0/001=p)، وجود هماچوری ماکروسکوپیک (0/049=p) و شدت هیدرونفروز (0/029=p) میباشند.
 نتیجه گیری: با توجه به یافته ها، سابقه قبلی سنگ، علائم تحریکی ادراری، وجود هماچوری گروس (خونریزی آشکار) و وجود هیدرونفروز در سونوگرافی، بسیار به نفع سنگهای حالب بزرگتر از 5 میلیمتر با احتمال دفع کم میباشد و انجام سیتیاسکن هم جهت تعیین دقیق محل و هم بررسی نیازبه درمان تهاجمی توصیه میشود.
 

صفحه 1 از 1     

مجله دانشگاه علوم پزشکی اردبیل Journal of Ardabil University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.18 seconds with 46 queries by YEKTAWEB 3925