[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
بایگانی مقالات زیر چاپ::
بانک ها ونمایه ها::
فرایند کارشناسی مقالات::
فرم نظر سنجی::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
Creative commons

Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License.

..

جستجو در مقالات منتشر شده


8 نتیجه برای نریمانی

محمد نریمانی، پروین نخستین روحی ، مهناز یوسفی،
دوره 4، شماره 2 - ( تابستان 1383 )
چکیده

  زمینه و هدف: افسردگی بعد از زایمان بعنوان یک اختلال خلقی ممکن است در تعدادی از بانوان دیده ش و د و سلامت روان مادر و کودک را ب ه خطر اندازد . حداقل 7% مادران بعد از ز ا یمان از این اختلال رنج می برند و مطالعات نشان می دهد که متغیرهای مختلف حین بارداری و بعد از زایمان با این پدیده مرتبط هستند. هدف این مطالعه ارزیابی میزان شیوع افسردگی بعد از زایمان و مت غ یرهای مرتبط با آن در مراجع ی ن به بخش زنان و زایمان بیمارستان های بوعلی و امام حسین تهران بوده است.

  روش کار: روش مطالعه از نوع توصیفی - مقطعی بود ه است. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته و آزمون 21 سئوالی افسردگی بک استفاده شد . جمع آ وری اطلاعات از آزمودنی ها (100 نفر ) بصورت انفرادی و در محل بیمارستان صورت گرفت و با توجه به نوع متغیرها در تحلیل اطلاعات از آزمون غیر پا را متریک مجذور کای استفاده شد .

  یافته ها: 17% آزمودنی ها از افسردگی متوسط و شدید رنج می برند و از میان 14 متغیر پیش بینی کننده افسردگی بعد از زایمان بانوان، چهار متغیر بارداری ناخواسته ، عدم رضایت از زندگی زناشویی، اشتغال و وضعیت اقتصادی پایین خانواده با پدیده افسردگی بعد از زایمان ارتباط معنی دار آماری دا شت ( 05/0 p< ) .

  نتیجه گیری: میزان شیوع افسردگی بعد از زایمان در مقایسه با سایر مطالعات در دامنه بالاتر ی قرار دارد بنابراین افزایش آگاهی کارکنان بخش زنان و زایمان از این اختلال و در صورت مشاهده موارد افسرده ارجاع آنها به مراکز مشاوره ای ضروری به نظر می رسد.


محمد نریمانی، یوسف خنیا، عباس ابوالقاسمی، مسعود گنجی، جعفر مجیدی،
دوره 6، شماره 2 - ( تابستان 1385 )
چکیده

  زمینه و هدف: یافته‌های بالینی نشان می‌دهد که فشار روانی ناشی از رویدادهای روزمره زندگی به تدریج فعالیت سیستم های مختلف بدن از جمله سیستم ایمنی را تحت تاثیر قرار داده و می‌تواند آنها را تضعیف و مختل سازد. متغیرهای گوناگون می‌تواند این تاثیر را تعدیل و یا تقویت نماید. هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه میان صفات شخصیتی (عزت نفس، سرسختی، شخصیت نوع A )، استرس و مهارت های مقابله با آن با سیستم ایمنی بدن در پرستاران بود.

  روش کار: مطالعه از نوع توصیفی - تحلیلی بود و تعداد 246نفر با روش نمونه‌گیری تصادفی منظم انتخاب شدند. در مرحله اول پرسشنامه‌های عزت‌نفس، سرسختی، شخصیت نوع A ، استرس، مهارت های مقابله با استرس در شیفت‌های کاری توسط آزمودنی ها تکمیل شدند. در مرحله دوم مطالعه، دو سی سی خون جهت اندازه‌گیری میزان آنتی‌بادی‌های مورد مطالعه از آزمودنی ها گرفته شد، همچنین با توجه به ماهیت تحقیق از روش تحقیق همبستگی استفاده شد.

  یافته‌ها: یافته ها نشان داد که پادتن (آنتی‌بادی) IgG با عزت نفس و آنتی بادی IgM با شخصیت نوع A در پرستاران مرد رابطه مثبت و معنی دار داشت (05/0 p< ) . اما رابطه سرسختی، مهارت های مقابله با استرس و استرس با متغیرهای سیستم ایمنی بدن معنی دار نبود و از میان متغیرهای پیش‌بین (سرسختی، عزت‌نفس، شخصیت نوع A ، استرس و مهارت های مقابله با استرس) تنها متغیر استرس با متغیر ملاک (آنتی‌‌بادی IgA ) ارتباط معنی‌داری را نشان داد (05/0= p ) .

  نتیجه‌گیری: با توجه به یافته های حاصله می‌توان نتیجه گرفت که عزت نفس در موقعیت‌های استرس‌زا به خصوص استرس مزمن، می تواند متغیر IgG را تعدیل کند. بنابراین باید در مشاغل سخت چون پرستاری در کنار توانایی‌های جسمی، خصوصیات روانشناختی افراد جزو عوامل مهم اشتغال مورد توجه قرار گیرد.


محمد نریمانی، مژگان خانبابازاده، سعید فرزانه،
دوره 7، شماره 1 - ( بهار 1386 )
چکیده

  زمینه و هدف: رضایت شغلی کارکنان به عوامل متعددی مرتبط است. یکی از این عوامل ویژگی های شخصیتی افراد است. این مطالعه به منظور بررسی ارتباط ویژگیهای شخصیتی با رضایت شغلی کارکنان دانشگاه های اردبیل انجام شده است.

  روش کار: نوع مطالعه توصیفی بوده و جامعه مورد مطالعه کارکنان دانشگاه های علوم پزشکی اردبیل، دانشگاه محقق اردبیلی و دانشگاه آزاد اسلامی بودند که از مجموع 390 نفر تعداد 247 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گرد آوری اطلاعات شامل آزمون شخصیت برن رویتر و آزمون رضایت شغلی استاندارد شده بود. آزمون شخصیت دارای شش جنبه تمایل به عصبی بودن، تمایل به با خود بودن، درون گرایی- برون گرایی، سلطه جویی- سلطه پذیری، اعتماد به نفس و اجتماعی بودن می باشد.

  یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد عمده ترین ویژگی کارکنان دانشگاه های اردبیل ویژگی اجتماعی بودن و اعتماد به نفس می باشد. کارکنان دانشگاه های اردبیل از رضایت شغلی متوسط به بالایی برخوردار هستند، متغیرهای تمایل به عصبی بودن و سلطه جویی- سلطه پذیری می تواند رضایت شغلی را در کارکنان دانشگاه های اردبیل پیش بینی کند. همچنین مشخص شد ویژگی شخصیتی سلطه جویی در مردان نسبت به زنان بیشتر است.

  نتیجه گیری: می توان چنین نتیجه گیری کرد که برای ایجاد رضایت شغلی راههای مقالبه با خشم و عصبانیت و شیوه های افزایش اعتماد به نفس بصورت آموزش های گروهی به کارکنان دانشگاه های اردبیل آموزش داده شود.


محمد نریمانی ، ملاحت امانی،
دوره 7، شماره 2 - ( تابستان 1386 )
چکیده

  زمینه و هدف : عقب ماندگی ذهنی نقایص شدید در کارکردهای شناختی ،مهارتهای اجتماعی و رفتارهای سازشی است. حدود 1تا2 درصد از افراد جامعه به دلایل گوناگونی دچار عقب ماندگی ذهنی می شوند . هدف این تحقیق بررسی میزان شیوع عقب ماندگی ذهنی در شهر اردبیل و تعیین نقش عوامل محیطی و وراثتی در عقب ماندگی ذهنی بوده است یعنی کدام یک از عوامل قبل از تولد ،حین تولد، بعد از تولد و عوامل محیطی با عقب ماندگی ذهنی کودکان در گروه سنی7 تا 11 سال مرتبط است.

  روش کار: به منظوردستیابی بر میزان شیوع عقب ماندگی ذهنی ،نمونه تصادفی به حجم 500 خانوار انتخاب و با روش علّی - مقایسه ای مورد بررسی قرار گرفت همچنین برای تجزیه وتحلیل داده ها و برای بررسی میزان شیوع از درصد و فراوانی و ازمقایسه نسبت در دو گروه مستقل استفاده شده است.

  یافته ها: نتایج مطالعه نشان داد که میزان شیوع عقب ماندگی ذهنی 6/3 درصد است که از میزان شیوع جهانی عقب ماندگی بالاتراست همچنین نتایج بدست آمده از مقایسه دوگروه عادی و عقب مانده ذهنی نشان می دهد که ازدواج فامیلی، بیماری های تب، تشنج در زمان بعدازتولد،حوادث حین زایمان درگروه عقب مانده ذهنی بالاتر است .به علاوه نتایج نشان داد که سطح تحصیلات مادران کودکان عقب مانده ذهنی به طو ر معنی داری پایین تراز گروه عادی است ونیز عوامل محیطی دربین عوامل دیگر مهمترین عامل عقب ماندگی ذهنی کودکان در شهراردبیل بوده است.

  نتیجه گیری: شیوع بالای عقب ماندگی ذهنی و نقش عوامل محیطی درعقب ماندگی ذهنی کودکان شهر اردبیل، مداخلات محیطی چون آموزش خانواده ها و افزایش سطح بهداشت جامعه را می طلبد.


فریبا صادقی موحد، محمد نریمانی، سوران رجبی،
دوره 8، شماره 3 - ( پاییز 1387 )
چکیده

زمینه و هدف: سلامت روانی پدیده ای است که از دیرباز مورد توجه روانشناسان، پزشکان و عالمان دینی بوده و متاثر از مجموعه ای از عوامل جسمی، اجتماعی و شناختی است. با توجه به موثر بودن آموزش مهارت های مقابله ای در افزایش سلامت روانی، مطالعه حاضر با هدف دستیابی بر تأثیر آموزش مهارت های مقابله ای در تأمین سلامت روانی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اردبیل انجام پذیرفت.

روش کار: روش مطالعه با توجه به ماهیت موضوع و اهداف مطالعه روش تحقیق آزمایشی بوده است. جامعه آماری مطالعه را کلیه دانشجویان دختر و پسری تشکیل می دادند (112=N) که در نیم سال دوم سال تحصیلی 85-1384 در دانشگاه علوم پزشکی اردبیل مشغول به تحصیل بودند و در پرسشنامه GHQ-28 (که چهار زیر مقیاس اضطراب، افسردگی، علایم جسمانی و اختلال در عملکرد اجتماعی را می سنجد) نمره 23 یا بالاتر از آن گرفتند. در مرحله بعدی نمونه مورد نیاز یعنی 80 نفر دانشجوی دختر و پسر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده و به طور تصادفی به دو گروه آزمایش (40 نفر) و کنترل (40 نفر) تقسیم شدند. سپس به مدت 4 هفته بر روی گروه آزمایش، مهارت های مقابله ای آموزش داده شد (هر هفته دو جلسه در مجموع 8 جلسه) و گروه کنترل در این مدت در معرض هیچ متغیری قرار نگرفت. در پایان داده های بدست آمده از 62 نفر (18 نفر افت آزمودنی) با استفاده از آزمون t مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

یافته ها: نتایج بدست آمده نشان داد که که آموزش مهارت های مقابله ای در کاهش علایم اختلال روانی بویژه جسمانی سازی علایم و اضطراب دانشجویان مشکوک به اختلال روانی مؤثر است (0/001>P). اما تاثیر آموزش مهارت های مقابله ای در کاهش میزان افسردگی و اختلال در عملکرد اجتماعی دانشجویان معنی دار نبود.

نتیجه گیری: آموزش مهارت های مقابله ای روش مناسبی برای کاهش علایم اختلالات روانی در بین دانشجویان مشکوک به اختلال روانی است. بنابراین پیشنهاد می شود به منظور پیشگیری و کاهش علایم اختلالات روانی، مهارت های مقابله ای به دانشجویان آموزش داده شود.


فرشاد شیخ اکبری، بیتا شهباززادگان، مهدی صمدزاده، حسین قمری گیوی، محمد نریمانی،
دوره 11، شماره 2 - ( تابستان 1390 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از مسائل مهم در حیطه آسیب شناسی روانی تشخیص درست اختلال های روانی است. از آنجا که نشانه های بیماری های اسکیزوفرنی، اسکیزوافکتیو و خلقی دوقطبی با هم در بسیاری از جهات مشترک هستند، تشخیص این سه اختلال از هم بسیار مشکل می باشد. مطالعه حاضر با هدف مقایسه درجه حرارت بدن بیماران مبتلا به اختلالات اسکیزوفرنی، اسکیزوافکتیو و خلقی دو قطبی انجام شده است.
روش کار: این پژوهش، از نوع مطالعات توصیفی- مقایسه ای بر روی 60 بیمار اسکیزوفرنی، اسکیزوافکتیو وخلقی دو قطبی که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند، انجام شد. ابزار تحقیق، پرسشنامه مصاحبه بالینی ساختار یافته و تب سنج جیوه ای زیر بغلی بود و از روش تحلیل واریانس یک طرفه برای تحلیل داده های بدست آمده استفاده شد.
یافته ها: میانگین سنی افراد مورد مطالعه در گروه اسکیزوفرنی 13/11 ± 15/38، در گروه اسکیزوافکتیو 99/10±8/34 ، در گروه خلقی دوقطبی 05/9±25/35 سال بود. 3/63% از افراد شرکت کننده تحصیلات راهنمایی، 15% دبیرستان، 7/16% دیپلم و 5% لیسانس بودند. شغل 7/51% از افراد آزاد، 3/8% کارمند و 40% از آنها بیکار بودند. 45% از آنان مجرد و 55% متاهل بودند. تعداد دفعات بستری افراد 15% یکبار مراجعه، 25% دوبار، 3/13% سه بار، 7/41% مکرر و 20% بین 10-4 بار مراجعه برای بستری داشتند. بین میانگین درجه دمای بدن بیماران اسکیزوفرنی با اسکیزوافکتیو و خلقی دوقطبی تفاوت معنی داری وجود داشت ( p < 0/001 ).
نتیجه گیری: مقایسه تفاوت بین میانگین نوسان دمای بدنی سه گروه بیماران (اسکیزوفرنی، اسکیزوافکتیو و خلقی دوقطبی) نشان داد که بیماران اسکیزوافکتیو بیشتر به گروه بیماران خلقی دو قطبی نزدیک تر هستند تا بیماران اسکیزوفرنی و بیماران اسکیزوفرنی از لحاظ میانگین حفظ پایه و نوسان دمای بدن احتمالاً با دو گروه (اسکیزوافکتیو و خلقی دوقطبی) متفاوت  می باشند.

اکبر عطادخت، محمد نریمانی، بتول احدی، عباس ابوالقاسمی، عادل زاهد، منوچهر ایران پرور،
دوره 13، شماره 2 - ( تابستان 1392 )
چکیده

  زمینه و هدف: دیابت قندی یک بیماری متابولیک شایع است که روی عملکرد فیزیکی، وضعیت روانی، ارتباطات بین ­ فردی، خانوادگی و اجتماعی و به طور کلی سلامت عمومی و بهزیستی روانشناختی بیماران تاثیر منفی دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی روانشناختی مبتلایان به دیابت و رابطه ­ ی آن با حمایت اجتماعی بود.

  روش کار: در این مطالعه ­ ی توصیفی- همبستگی، از بین بیمارانی که جهت پیگیری روند درمانی خود به طور منظم به کلینیک دیابت بیمارستان امام خمینی اردبیل مراجعه کرده بودند، تعداد 120 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از آزمون ­ های SCL-90-R و مقیاس حمایت اجتماعی استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ­ ها نیز از ضریب همبستگی پیرسون و آزمون T مستقل استفاده شد (05/0> P ).

  یافته ­ ها: نتایج نشان داد که 84 نفر (70%) از بیماران مورد مطالعه در بعد شکایت جسمانی، 84 نفر(70%) در وسواس، 75نفر(5/62%) در بعد حساسیت در روابط متقابل، 87 نفر (5/72%) در افسردگی، 75 نفر (5/62%) در اضطراب، 66 نفر (55%) در خصومت، 33 نفر (5/27%) در ترس مرضی، 81 نفر (5/67%) در افکار پارانوییدی و 72 نفر (60%) در بعد روان ­ پریشی با داشتن نمره ­ ی بالاتر از 1 مشکل ­ دار می باشند. هم ­ چنین نتایج نشان داد که حمایت اجتماعی با ابعاد شکایت جسمانی، وسواس، حساسیت در روابط متقابل، افسردگی، اضطراب، خصومت و افکار پارانوییدی رابطه ­ ی منفی معنی ­ دار داشته (05/0> P ) ولی با ترس مرضی و روانپریشی رابطه ­ ی معنی ­ دار نداشت.

  نتیجه ­ گیری: بیماران مبتلا به دیابت، در تابلوی بالینی خود اختلالات و علایم روانشناختی متعددی دارند و علایم و اختلالات روانشناختی آنها با میزان حمایت اجتماعی­شان رابطه­ی معنی­دار دارند. از این رو، توجه به ابعاد مختلف سلامت روانشناختی ضروری است و مداخلات مبتنی بر حمایت اجتماعی می تواند مؤثرتر باشد .


سارا تقی زاده هیر، علیرضا مرادیان، محمد نریمانی،
دوره 19، شماره 1 - ( بهار 1398 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماریهای مزمن، از جمله مهم­ترین عوامل مرگ و میر محسوب می­شوند. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه کمال‌گرایی و استرس با رضایت از زندگی در بیماران قلبی- عروقی شهر اردبیل می‌باشد.
روش­کار: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش عبارت بودند از بیماران قلبی- عروقی شهر اردبیل  در نیمه اول سال1396 که برای دریافت خدمات مراجعه کرده بودند. نمونه پژوهش شامل ۶۰ بیمار قلبی- عروقی بود که با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه‌های مقیاس کمال‌گرایی، مقیاس استرس و مقیاس رضایت از زندگی استفاده شد. داده­ها با استفاده از آمار توصیفی و رگرسیون چندمتغیره توسط نرم ­افزار spss-19 تحلیل گردید.
یافته­ ها: نتایج نشان داد که بین کمال گرایی و رضایت از زندگی رابطه معنی­دار منفی وجود دارد. همچنین بین استرس و رضایت از زندگی رابطه معنی‌دار منفی بدست آمد (۰/01>(p. به عبارت دیگر، با افزایش استرس، رضایت از زندگی کاهش می‌یابد. بین مؤلفه‌های کمال‌گرایی و استرس با رضایت از زندگی رابطه چندگانه وجود داشت (۰/۰1>(p.
نتیجه­ گیری: نتایج این مطالعه نشان داد کاهش کمال­گرایی و استرس افراد به بالا بردن رضایت افراد از زندگی کمک می­کند و همچنین در فرایند درمان موثر است.
 

صفحه 1 از 1     

مجله دانشگاه علوم پزشکی اردبیل Journal of Ardabil University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.14 seconds with 36 queries by YEKTAWEB 3960