[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
بایگانی مقالات زیر چاپ::
بانک ها ونمایه ها::
فرایند کارشناسی مقالات::
فرم نظر سنجی::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
Creative commons

Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License.

..

جستجو در مقالات منتشر شده


15 نتیجه برای مولوی

افروز مردی، پرویز مولوی، زهرا تذکری، مهرناز مشعوفی، نیره امینی ثانی،
دوره 3، شماره 4 - ( زمستان 1382 )
چکیده

زمینه و هدف: افسردگی بعد از زایمان یک بیماری مهم و مشکل ساز بوده که در صورت عدم تشخیص و درمان به موقع ممکن است تشدید یافته و طولانی شود، بنابراین جهت پیشگیری از هر گونه اختلال ناشی از افسردگی در روابط همسر و خانواده و تامین سلامت مادر، کودک و خانواده یکی از اقدامات توصیه شده ورزش می باشد. هدف از این مطالعه تعیین تاثیر تمرینات ورزشی بعد از زایمان برروی بهبود افسردگی خفیف در زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی اردبیل بوده است.
روش کار: مطالعه حاضر یک کارآزمایی بالینی دوسوکور است. تعداد 50 نفر از مادرانی که زایمان طبیعی کرده و در هفته دوم زایمان به مراکز بهداشتی درمانی شهر اردبیل مراجعه نمودند پس از آنکه توسط آزمون افسردگی بک افسردگی آنها خفیف تشخیص داده شد، به روش تصادفی انتخاب و به صورت یک در میان در دو گروه تجربی (ورزشی) و مقایسه (غیر ورزشی) قرار گرفتند. سپس شش هفته بعد از زایمان، مجدداً با تست بک میزان افسردگی دردوگروه تعیین و باهم مقایسه شد.
یافته ها: بیشترین میزان(36%) از افراد مورد بررسی در گروه سنی30-26 سال، 82% خانـه دار، 44% دارای تحصیلات زیر دیپلم و 60% دارای دو بار سابقه زایمان بودند. شش هفته بعد از زایمان، 56% از گروه تجربی در مقابل 32% از گروه مقایسه بهبود یافته و 8% از گروه تجربی در مقابل 16% از گروه مقایسه نیازمند مشورت با روانپزشک بودند. آزمون t اختلاف معنی داری در دو گروه نشان داد (p<0/05).
نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که ورزش در بهبود افسردگی خفیف بعد از زایمان تاثیر مثبت دارد. پیشنهاد می شود در مراقبت های بعد از زایمان بر انجام تمرینات ورزشی مناسب تاکید شود.
پرویز مولوی، حسین محمدنیا ، روح الله عرب، اکبر عطادخت،
دوره 7، شماره 1 - ( بهار 1386 )
چکیده

زمینه و هدف: سردرد تنشی یکی از شایع‌ترین سردردهایی است که میلیونها نفر از آن رنج می برند. درمانهای مختلفی برای مقابله با سردرد تنشی مورد استفاده قرار گرفته است. سردردهای تنشی اغلب به درمان غیر داروئی خوب جواب می دهند. هدف از این پژوهش مقایسه میزان کارآمدی و اثربخشی دو رویکرد درمانی آموزش ایمن سازی در مقابل استرس SIT (stress Inoculation Training) و دارو درمانی در درمان سردردهای تنشی می باشد.

روش کار: مطالعه از نوع مورد شاهدی بوده و تعداد 30 نفر از بیمارانی که در طی ماه های خرداد و تیر 1382 با شکایت سردرد تنشی مزمن به درمانگاه نورولوژی بیمارستان علوی و نیز مطب های خصوصی مراجعه کرده بودند به طور تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل وارد مطالعه شدند. بیماران شرکت کننده در گروه اول، تحت آموزش ایمن سازی در مقابل استرس و آزمودنی های گروه دوم نیز تحت دارو درمانی قرار گرفتند. آزمودنی های گروه سوم به عنوان گروه کنترل تلقی شده و هیچ مداخله ای دریافت نکردند. شاخص های سردرد (فراوانی، شدت و مدت سردرد) برای کل آزمودنی ها، در سه مرحله زمانی پیش از درمان، پس از درمان و پی گیری یک ماهه، با استفاده از ابزار روزنگار سردرد، مورد ارزیابی واقع گردیدند. داده های جمع آوری شده با استفاده از روش های آمار استنباطی، تحلیل واریانس یک طرفه و مقایسه های زوجی LSD تجزیه و تحلیل گردید.

یافته ها: نتایج بدست آمده از آنالیز واریانس یک طرفه نشان داد که در درمان سردردهای تنشی مزمن هر دو روش مورد مطالعه یعنی روش ایمن سازی در مقابل استرس و دارو درمانی موثر هستند ولی مقایسه این دو گروه نشان داد که گروه تحت آموزش ایمن سازی، از لحاظ میزان تاثیر بر روی کاهش شاخص مدت زمان دوام علایم سردرد با گروه تحت دارو درمانی با گروه کنترل تفاوت معنی داری دارد (p<0/05) ولی از لحاظ شاخص های مربوط به فراوانی و شدت سردرد بین این دو گروه تفاوت معنی داری وجود ندارد.

نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که میزان اثربخشی آموزش ایمن سازی در مقابل استرس نسبت به دارو درمانی، در درمان سردردهای تنشی در کاهش مدت زمان دوام علایم سردرد بیشتر است.


پرویز مولوی، حسین قمری، معصومه سعید لوی دیزجی، روح اله عرب، حسین محمدنیا، پروانه دیلمی،
دوره 8، شماره 3 - ( پاییز 1387 )
چکیده

مقدمه و هدف: اسکیزوفرنی یک اختلال مزمن با دوره های متناوب تشدید و فروکش است که تمامی ابعاد زندگی فرد مبتلا را تحت تأثیر قرار داده و بیمار تقریباً هرگز به زندگی پیش از بیماری خود باز نمی گردد. در این پژوهش علایم شاخص بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی در شهرستان اردبیل بررسی شده است.

روش کار: پژوهش انجام شده یک مطالعه توصیفی- تحلیلی می باشد که بر روی کلیه بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی بستری در بیمارستانهای فاطمی و ایثار از مهر 1384 لغایت خرداد 1385 انجام گرفته است. حجم نمونه 100 مورد بوده است. ابزار بکار رفته در این پژوهش، پرسشنامه بود. به منظور سرند کردن بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی از آزمون MMPI استفاده شد. نتایج بدست آمده در این پژوهش توسط آمار توصیفی و بوسیله نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. همچنین جهت تحلیل فرضیات از یک تحلیل عاملی به روشPCA استفاده شد.

یافته ها: 79 بیمار مرد و 21 بیمار زن بودند. بیشترین فراوانی مربوط به اسکیزوفرنی نوع پارانوئید بود( 44% بیماران معادل 44 نفر). فراوانترین علامت شاخص در این بیماران، اختلال توجه بود و در رتبه دوم گوشه گیری اجتماعی قرار داشت. بیشترین داروی بکار رفته در این بیماران قرض کلوزاپین بود.

نتیجه گیری: یافته های حاصل از این مطالعه به غیر از علایم مربوط به اختلال ادراکی با معیارها و علایم ذکر شده در DSM-IV در مورد تشخیص اسکیزوفرنی، و نیز علایم بلولری و کرپلینی انطباق دارد.


پوران اخوان اکبری، پرویز مولوی، قدرت اخوان اکبری، محمدرضا قدرتی،
دوره 9، شماره 3 - ( پاییز 1388 )
چکیده

زمینه و هدف: الکتروشوک درمانی یکی از روشهای رایج در درمان انواع بیماریهای روانی بوده و میزان تاثیر درمانی این روش ارتباط مستقیمی با طول مدت تشنج دارد. تعیین میزان تاثیر داروهای بیهوشی روی مدت تشنج ناشی از ECT و همینطور جلوگیری از عوارض همودینامیک آن حائز اهمیت است. در این مطالعه ما دو داروی پروپوفول و تیوپنتال سدیم را در القاء بیهوشی برای ECT مورد مقایسه قرار دادیم.

روش کار: در یک مطالعه آینده نگر، تصادفی و یک سویه کور تعداد 16 بیمار روانی در طی 72 جلسه ECT به صورت متناوب تحت بیهوشی با تیوپنتال سدیم و سوکسینیل کولین و یا پروپوفول و سوکسینیل کولین قرار گرفته و مدت تشنج ظاهری و تشنج واقعی تائید شده با Electroencephalography و تغییرات همودینامیک (تعداد ضربان قلب و فشار متوسط شریانی) و همچنین بروز عوارض مختلف ناشی از بیهوشی و ECT ثبت گردید. نتایج توسط نرم افزارآماری SPSS ویرایش 9 تحت آنالیز قرار گرفت.

یافته ها: مدت تشنج ظاهری و تشنج واقعی ناشی از ECT (Electroconvulsive therapy ) در گروه پروپوفول کمتر از گروه تیوپنتال بود ولی از نظر آماری این اختلاف معنی دار نبود (p=0.318). میزان تغییرات مولفه های همودینامیک با پروپوفول کمتر بوده و میزان افزایش فشار متوسط شریانی بعد از تجویز داروها و بلافاصله بعد از ECT اختلاف معنی داری در دو گروه داشت (p=0.04). میزان شیوع سایر عوارض تنفسی و همودینامیک، تهوع، استفراغ و بیقراری در دو گروه اختلاف معنی داری نداشتند.

نتیجه گیری: پروپوفول جهت القاء بیهوشی در ECT از نظر مدت تشنج، تفاوت بارزی با تیوپنتال سدیم ندارد. بنابراین از نظر بالینی می توان از آن به جای داروهای دیگر در ECT استفاده نمود.

 


پرویز مولوی، فریبا صادقی موحد، مسلم ابوالحسن زاده، مهرناز مشعوفی، حسین محمدنیا، پروانه دیلمی، روح اله عرب،
دوره 9، شماره 4 - ( زمستان 1388 )
چکیده

  زمینه و هدف: وقوع همزمان بیماریهای روانپزشکی و اختلال سوء مصرف مواد اثرات گسترده ای داشته و با پیش آگهی بدتری همراه است. درمان افراد معتاد باید متناسب با نیاز های هر یک از این افراد باشد. هدف مطالعه حاضر بررسی اختلالات شخصیتی در میان افراد مراجعه کننده به مرکز مرجع ترک اعتیاد استان اردبیل است تا از این طریق، کمکی در بدست آوردن دیدی جامع تر در خصوص درمان و برخورد با این افراد صورت گیرد.

  روش کار: در این مطالعه مقطعی- توصیفی، تعداد 100 نفر از افراد دارای اختلال سوء مصرف مواد، از میان افراد مراجعه کننده به مرکز ترک اعتیاد استان اردبیل در سال 1387 به روش نمونه گیری آسان از بیماران در دسترس وارد مطالعه شدند. پس از تکمیل پرسشنامه های محقق ساخته در مورد اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه اختلال شخصیت میلون، داده ها استخراج و مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند.

  یافته ها: یافته های حاصله نشان داد که فراوان ترین اختلال شخصیت همراه درگروه تحت مطالعه اختلال ضد اجتماعی بوده (با 54%) و اختلال شخصیت مرزی، نمایشی و خودشیفته در رتبه های بعدی قرار داشتند. ارتباط آماری معنی داری بین نوع ماده مصرفی، مدت زمان مصرف و اختلال شخصیت خاص وجود ندا شت (05/0< p ). اما افرادی که یک ماده را مصرف می کردند با افرادی که مصرف چند ماده را ذکر می کردند، از نظر دارا بودن اختلال شخصیت تفاوت آماری معنی داری داشتند(05/0> p ).

  نتیجه گیری: بررسی نتایج نشان دهنده شیوع بالای اختلالات شخصیتی در میان افراد معتاد (84%) و پایین تر بودن درصد اختلالات شخصیتی در افرادی با مصرف یک ماده در مقایسه با مصرف بیش از یک ماده بود.


بهنام مولایی، محمدعلی محمدی، عقیل حبیبی، وحید زمانزاده، بهروز دادخواه، پرویز مولوی، ناصر مظفری،
دوره 11، شماره 1 - ( بهار 1390 )
چکیده

  زمینه و هدف: اهمیت توجه به استرس شغلی زنان تنها به خاطر خسارت اقتصادی آن نیست و اثرات زیانبار آن بر سلامت جسم و روان فرد، خانواده و جامعه از موارد مهم قابل توجه است. مطالعه حاضر با هدف تعیین میزان استرس شغلی در زنان شاغل شهر اردبیل انجام گرفت.

  روش کار: در یک مطالعه توصیفی- مقطعی 1250 زن شاغل در ادارات مختلف شهر اردبیل در سال 1388 انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه محتوای شغلی کارازاک ( Karsek ) بود و تجزیه و تحلیل داده­ها با آزمون کای اسکوئر ( Chi square ) انجام شد.

  یافته ها: نتایج نشان داد 8/62% زنان شاغل از استرس متوسط و 5/36% از استرس شدید برخوردار هستند. بین میزان استرس افراد با تعداد فرزندان، سطح تحصیلات، محل سکونت، سابقه کار، تعداد ساعات کار در شبانه روز، شیفت کاری، وضعیت استخدامی، سابقه بیماری­های جسمی و بیماری­های روانی ارتباط معنی­دار آماری وجود دارد (05/0> p ).

  نتیجه گیری: با توجه به سطح بالای استرس در زنان شاغل، جهت ارتقاء شاخص­های سلامت روان در فرد، خانواده و جامعه و نیز افزایش بهره­وری و رضایت­مندی کارکنان، تدوین برنامه­ریزی استراتژیک و جامع توسط مسئولین و دست­اندرکاران امر ضروری به نظر می­رسد.


پرویز مولوی، زهرا شهریور، جواد محمودی قرائی، سجاد بشرپور، افشان شرقی، فاطمه نیک پرور،
دوره 11، شماره 3 - ( پاییز 1390 )
چکیده

  زمینه و هدف: اختلال دو­قطبی کودکان و نوجوانان یکی از اختلالات وخیم دوره کودکی بوده و دارای سیر و پیامدهای منفی است. هدف پژوهش حاضر تعیین عوامل پیش­بینی کننده پیامد شش ماهه (میزان عود، میزان بستری، شدت بیماری و میزان بهبودی) کودکان و نوجوانان مبتلا به اختلال دوقطبی مانیک و مختلط بستری در بیمارستان روزبه می­باشد.

  روش کار: در این مطالعه 80 بیمار زیر 18 سال (دامنه سنی 18-10) که در یک فاصله زمانی 6 ماهه در بیمارستان روزبه تهران با تشخیص اختلال دو قطبی کودکان و نوجوانان بستری شده بودند، به شیوه نمونه­گیری در دسترس در پژوهش شرکت کردند. طرح مطالعه از نوع کوهورت آینده­نگر بود. آزمودنی­ها در بدو بستری، زمان ترخیص، و در پیگیری­های 3 ماهه و 6 ماهه با استفاده از پرسشنامه­های محقق ساخته، مصاحبه نیمه ساختار یافته اختلالات عاطفی و اسکیزوفرنیا ( K-SADS )، پرسشنامه افسردگی کودکان ( CDI )، پرسشنامه افسردگی بک ( BDI )، مقیاس درجه­بندی مانیای یانگ ( YMRS )، مقیاس برداشت بالینی-شدت بیماری ( CGI-S )، مقیاس برداشت بالینی- بهبودی کلی ( CGI-G ) و مقیاس ارزیابی عملکرد کلی کودکان ( CGAS ) و مقیاس سازگاری پیش مرضی ( PAS ) مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده­های بدست آمده نیز با استفاده از آزمون­های آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چند متغیری تحلیل شد.

  یافته­ها: نتایج تحلیل نشان داد که سن با پیامد بیماری مرتبط نیست. جنسیت (پسر) با شدت مانیا در پیگیری 6 ماهه همبستگی دارد. طول مدت بیماری میزان عود و شدت بیماری در پیگیری 6 ماهه را پیش­بینی کرد. نوع مانیک این اختلال با شدت مانیا در پیگیری 6 ماهه ارتباط مستقیم و نوع مختلط نیز رابطه معکوس داشت. میزان پذیرش درمان با شدت مانیا (همبستگی منفی) و میزان بهبودی (همبستگی مثبت) رابطه داشت. وجود سایکوز در بدو بستری به طور مثبتی با میزان عود در پیگیری 6 ماهه همبسته بود. همراهی با ADHD به طور منفی میزان بهبودی کلی ( CGI-G ) و به طور مثبت شدت مانیا را در پیگیری 6 ماهه پیش ­ بینی کرد. سازگاری پیش از بیماری با شدت مانیا رابطه منفی و با میزان بهبودی کلی در پیگیری 6 ماهه رابطه مثبت داشت.

  نتیجه گیری: بر اساس این مطالعه جنسیت پسر، طول مدت بیماری، نوع مانیک و وجود سایکوز در بدو بستری با پیامدهای نا مطلوب اختلال دوقطبی مانیک و مختلط کودکان و نوجوانان ارتباط مستقیم داشت، لذا وجود این عوامل پیش آگهی دهنده در بدو تشخیص نیاز به مراقبت­های وی‍ژه در طول درمان را ضروری می­نماید.


فریبا صادقی موحد، پرویز مولوی، فرید گسیلی، تورج رحمانی، فیروز امانی، امیر مسعود رستمی،
دوره 12، شماره 1 - ( بهار 1391 )
چکیده

  زمینه و هدف: بی خوابی یکی از شایعترین اختلالات خواب در دنیاست. با توجه به اختلال در فعالیتهای روزمره و همچنین احتمال افزایش ریسک ابتلا به افسردگی ماژوردر افراد مبتلا به بی خوابی، درمان صحیح و پایدار این بیماری از اهمیت بالایی برخوردار است. درمان رایج بی خوابی در حال حاضر درمان دارویی و استفاده از خواب آورهایی چون بنزودیازپین ها می باشد اما با توجه به عوارض جانبی این داروها استفاده از روشهای درمانی غیر دارویی، ضروری نشان می دهد. لذا در این مطالعه برآن شدیم تا اثرالکترومغناطیس‌تراپی را درمقایسه بادرمانهای رایج دارویی در درمان بی خوابی بررسی نماییم.

  روش کار: در یک مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده یک سوکور60 نفر از افراد مبتلا به بی خوابی مزمن اولیه که به مطب خصوصی متخصص اعصاب وروان مراجعه کرده بودند و بر اساس کرایتریای DSM-IV تشخیص آنها قطعی شده، مشکل بی خوابی بیمار بیش از 3 هفته طول کشیده بود و بیمار مشکلات زمینه ای دیگر نداشت، انتخاب شدند، افراد در 2 گروه 30 نفری درمان با الکترومغناطیس و کنترل (درمان با آلپرازولام) جای داده شدند و به مدت 3 هفته تحت درمان قرار گرفتند. با استفاده از پرسشنامه بررسی کیفیت خواب ( PSQI ) و پرسشنامه بررسی شدت بی­خوابی ( ISI ) ، بیماران در 3 مقطع زمانی قبل از شروع درمان، بلافاصله بعد از درمان و یک ماه پس از درمان بررسی شده و نتایج به دست آمده تحت آنالیز آماری قرار گرفت.

  یافته ها: در این مطالعه 60 بیمار شرکت داشتند که مشتمل بر 28 مرد (7/46%) و 32 زن (3/53%) می باشند، میانگین سنی بیماران 3/37 سال می باشد که کمترین سن شرکت کننده در مطالعه 17 سال و بیشترین سن 65 سال می باشد، میانگین امتیاز به دست آمده از هر یک از پرسشنامه ها قبل از شروع درمان و بلافاصله بعد از درمان تفاوت معنی دار آماری در بین دو گروه درمان وکنترل نداشت ولی یک ماه پس از درمان تفاوت معنی دار آماری بین دو گروه وجود داشت.

  نتیجه گیری: الکترو مغناطیس تراپی می تواند به عنوان جایگزین مناسبی برای داروهای خواب، آور جهت درمان بی خوابی باشد که علاوه بر درمان بی خوابی در حد دارو های خواب آور پایداری بیشتری نیز نسبت به داروهای خواب آور داشته و عوارض جانبی گزارش شده ای هم ندارد.


فریبا صادقی موحد، پرویز مولوی، مهدی صمدزاده، بیتا شهباززادگان، راحله عسکری مقدم،
دوره 12، شماره 5 - ( ویژه نامه پایان نامه ها 1391 )
چکیده

  زمینه و هدف: اختلال بیش فعالی-کم توجهی یک اختلال عصبی و ارثی است که در بزرگسالان عمدتا ً از بین نمی ‏ رود، این اختلال برای دانشجویان مبتلا مشکلات بسیاری در زمینه های عاطفی، اجتماعی، تحصیلی و شغلی ایجاد می‏کند. هدف این مطالعه تعیین میزان شیوع اختلال بیش فعالی-کم توجهی در دانشجویان ساکن خوابگاههای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اردبیل می‏باشد.

  روش کار: این مطالعه از نوع توصیفی- مقطعی می‏باشد. تمامی دانشجویان ساکن خوابگاههای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اردبیل در سال تحصیلی 87-88 انتخاب شدند. در این مطالعه از دو پرسشنامه استفاده شد. پرسشنامه اول مربوط به مشخصات دموگرافیک و پرسشنامه دوم شامل پرسشنامه تشخیصی کوتاه اختلال بیش فعالی- کم توجهی بزرگسالان کانرز بود. برای تکمیل پرسشنامه ها از روش سرشماری و خود گزارشگری استفاده شد. داده ها پس از جمع آوری با استفاده از آزمون های آماری توصیفی و کای دو و با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

  یافته ها: یافته های تحقیق نشان داد که از کل جمعیت نمونه تحقیق 3/65 درصد زن و 7/34 درصد مرد هستند. از این تعداد 8/93 درصد مجرد و 2/6 درصد متاهل بودند. نتایج همچنین نشان داد که شیوع اختلال بیش فعالی-کم توجهی در جمعیت مورد مطالعه 6/8% است. بررسی ها، شیوع بیشتر بیماری را در افراد مذکر نشان داد. همچنین در گروه بیش فعالی-کم توجهی میزان بالاتری از سابقه اختلال روانپزشکی، مصرف داروهای روانپزشکی و مصرف سیگار وجود داشت.

  نتیجه گیری: بر اساس نتایج این مطالعه و شیوع بالای این اختلال نیاز به توجه بیشتر به دانشجویان در این زمینه در جهت شناسایی و معرفی به موقع افراد مبتلا به روانپزشک به منظور درمان و پیشگیری از عوارض این اختلال در آینده ضروری به نظر می رسد.


سجاد بشرپور، پرویز مولوی، سیامک شیخی، سجاد خانجانی، مسلم رجبی، سید امین موسوی،
دوره 13، شماره 3 - ( پاییز 1392 )
چکیده

زمینه و هدف: قلدری دانش آموزان به ویژه در دوره نوجوانی یک مشکل شایع در مدارس است که از جمله علل مطرح برای آن بدتنظیمی هیحانی می باشد، بر این اساس هدف این پژوهش بررسی ارتباط شیوه های تنظیم و ابراز هیجان با رفتارهای قلدری در دانش آموزان نوجوان بود.
روش کار: کل دانش آموزان مدارس پسرانه راهنمایی و متوسطه شهر اردبیل در سال تحصیلی 90-91 جامعه آماری این پژوهش بودند. تعداد 220 نفر که به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده بودند به پرسش نامه های قلدری/قربانی شدن، شیوه های تنظیم و ابراز هیجان پاسخ دادند، داده های بدست آمده نیز با استفاده از آزمونهای ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چند متغیری تحلیل شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که نمرات افراد در شاخص قربانی قلدری شدن با ارزیابی شناختی مجدد ( r = 0/15 و 02/0>p)، سرکوبی هیجانات (47/0=r و 001/0 >p) و ابراز مثبت هیجان (25/0=r و 001/0 >p) ارتباط مثبت ولی با شدت تکانه (35/0 -=r  و 001/0 >p) و ابراز منفی هیجان (43/0 -=r و 001/0 >p)  ارتباط منفی دارد. قلدری کردن بر دیگران نیز با ارزیابی شناختی مجدد (14/0=r و 03/0 >p) و شدت تکانه (31/0=r و 001/0 >p) و ابراز منفی هیجان (29/0=r و 001/0 >p)   ارتباط مثبت ولی با سرکوبی هیجانات (28/0-=r و 001/0 >p)، ابراز مثبت هیجان (24/0-=r و 001/0 >p) رابطه منفی دارد. شیوه های تنظیم و ابراز هیجان 36% واریانس قربانی قلدری شدن و 19% از واریانس قلدری کردن را تبیین کردند.
نتیجه گیری: این مطالعه آشکار کرد که بی نظمی هیجانی در طول دوره نوجوانی نقش مهمی در رفتارهای قلدری و قربانی قلدری شدن دارد لذا آموزش مهارتهای تنظیم هیجان به عنوان یک روش مداخله برای چنین مشکلات رفتاری پیشنهاد می شود.


اکبر عطادخت، سجاد بشرپور، ندا رحیمی، المیرا نوری، پرویز مولوی،
دوره 14، شماره 4 - ( زمستان 1393 )
چکیده

  زمینه و هدف: بیماران روانی مزمن، نه تنها خودشان به عضو غیرفعال جامعه تبدیل می­شوند، بلکه هزینه­ی سنگین نگهداری و توانبخشی آنها بر دوش جامعهو خانواده می­افتد.این مطالعه با هدف تبیین نشانگان مثبت و منفی بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی بر اساس حمایت اجتماعی ادراک­شده انجام شد.

  روش کار: روش این مطالعه توصیفی همبستگی بود و جامعه­ی آماری آن را بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی بستری در بیمارستان روانپزشکی ایثار و مراکز توانبخشی اردبیل در سه ماه آخر سال 1392 تشکیل می­دادند. از بین جامعه­ی آماری، 124 نفر با روش نمونه­گیری تصادفی ساده انتخاب شده و با استفاده از مقیاس نشانگان مثبت و منفی ( PANSS )، مقیاس چندبعدی حمایت اجتماعی ادراک­شده ( MSPSS ) و چک لیست محقق­ساخته ویژگی­های جمعیت­شناختی مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده­ها با ابزارهای آماری تحلیل رگرسیون چندگانه و ضریب همبستگی پیرسون تحلیل شد.

  یافته­ها: میانگین سنی بیماران مورد بررسی 09/9 ± 34/36 بوده و بیش از نیمی از آنها (58%) از نظر تحصیلی دارای تحصیلات ابتدایی یا بیسواد بودند. نتایج نشان داد که شاخص علایم مثبت بیماران با حمایت اجتماعی خانواده، حمایت افراد مهم و نمره­ی کل حمایت اجتماعی رابطه­ی منفی داشته (01/0> p ) و شاخص علایم منفی نیز با حمایت اجتماعی دوستان، حمایت افراد مهم و حمایت اجتماعی کل رابطه­ی منفی دارد (05/0> p ). نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که 11% از واریانس علایم مثبت و منفی بیماران با حمایت اجتماعی ادراک­شده تبیین می­شود(01/0> p ).

  نتیجه­گیری: حمایت اجتماعی ادراک­شده با نشانگان مثبت و منفی بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی مرتبط است. بنابراین اتخاذ تدابیری برای افزایش منابع حمایت اجتماعی و ارتقاء حمایت اجتماعی ادراک­شده می­تواند به عنوان مداخله­ای اثربخش مورداستفاده متخصصان بالینی، خانواده­ها و بیماران روانی قرار گیرد.


پرویز مولوی، نیلوفر میکائیلی، ندا رحیمی، سعید مهری،
دوره 14، شماره 4 - ( زمستان 1393 )
چکیده

  زمینه و هدف: ترس اجتماعی یکی از شایع ترین اختلالات اضطرابی است، که شامل ترس از آن دسته از موقعیت های اجتماعی است که در آن ها نوعی مورد شرم و خجالت قرار گرفتن و یا تماس با غریبه ها مطرح می باشد. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش اضطراب و افسردگی دانش آموزان دارای ترس اجتماعی است .

  روش کار: روش این مطالعه، آزمایشی از نوع با پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه ی آماری این پژوهش شامل کلیه ی دانش آموزان دختر شهرستان اردبیل در سال تحصیلی 93-1392 بود. به منظور انتخاب نمونه مرحله شیوع شناسی ابتدا 400 دانش آموز به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای از جامعه آماری انتخاب شدند. سپس از بین افراد دارای ترس اجتماعی (بر اساس نقطه برش)، 34 آزمودنی به صورت تصادفی ساده انتخاب و در دو گروه 17 نفره (یک گروه آزمایشی و یک گروه کنترل) قرار گرفتند. آزمودنی های گروه آزمایشی به مدت 10 جلسه ی 90 دقیقه ای تحت درمان پذیرش و تعهد قرار گرفتند. آزمودنی های گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکردند . با استفاده از پرسشنامه های اضطراب، افسردگی و ترس اجتماعی پیش آزمون و پس آزمون برای هر دو گروه اجرا شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده علاوه بر آمار توصیفی از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری (مانوا) استفاده شد

  یافته ها: .نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد باعث کاهش اضطراب و افسردگی و ترس اجتماعی دانش آموزان گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شده است ( P< 0/001 ).

  نتیجه گیری: این مطالعه نشان می دهد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد برای دانش آموزان دارای ترس اجتماعی قابلیت کاربرد داشته و می تواند به عنوان یک مداخله ی روانشناختی در کنار سایر مداخلات مورد استفاده قرار گیرد.


ظریفه سهرابی، حسن یعقوبی، بهزاد شالچی، امیرصالح دل آرا، پرویز مولوی،
دوره 17، شماره 2 - ( تابستان 1396 )
چکیده

زمینه و هدف: صرع اختلال مزمن و طغیان عمل مغزی است که به علت تخلیه نابهنجار الکتریکی نورون­های مغز پیدا می­شود و مشکلاتی چون نوسانات خلقی، افسردگی و اضطراب برای بیماران بدنبال دارد. هدف از پژوهش حاضر مقایسه ناگویی ‌هیجانی در بیماران مصروع تونیک- کلونیک، صرع میوکلونیک جوانان و افراد سالم می‌باشد.
روش­کار: مطالعه حاضر بر اساس طرح پس رویدادی (علی- مقایسه­ای)، با روش نمونه‏گیری در دسترس تنظیم شد. جامعه مورد نظر شامل تمامی افراد مبتلا به صرع و حجم نمونه متشکل از 134 نفر (74 نفر بیمار و60 نفر افراد سالم) در گروه سنی 35-18 سال بود. از گروه نمونه بیماران 14 نفر بدلیل نداشتن ملاک‏های انتخاب حذف شدند و 60 نفر بیمار (29 نفر صرع میوکلونیک و 31 نفر صرع تونیک کلونیک) باقی ماندند. ابزار مورد استفاده جهت سنجش ناگویی‌هیجانی مقیاس ناگویی‌هیجانی تورنتو بود. داده­های جمع‏آوری شده با استفاده از تحلیل واریانس یک طرفه، آزمون تعقیبی شفه و آزمون t برای گروه‌های مستقل مورد تجزیه تحلیل قرار گرفت.
یافته­ ها: میانگین ناگویی هیجانی در صرع میوکلونیک جوانان، تونیک کلونیک و افراد سالم به ترتیب برابر با 44/64، 61/41 و 54/24 بود. تفاوت به دست آمده در بین دو گروه صرع میوکلونیک و تونیک- کلونیک معنادار نبود ( p>0.05و 5/19t =) اما تفاوت به دست آمده بین صرع میوکلونیک جوانان با افراد سالم (<0.01 121/01t = ) و صرع تونیک- کلونیک با افراد سالم (0/01> pو 6/82t =) معنادار بود. همچنین افراد مصروع میوکلونیک جوانان و تونیک- کلونیک دشواری‌های بیشتری را در شناسایی احساسات، توصیف احساسات و جهت‏گیری فکری بیرونی نسبت به افراد سالم نشان دادند اما چنین تفاوتی بین دو نوع صرع میوکلونیک جوانان و تونیک- کلونیک به دست نیامد.
نتیجه­ گیری: بیماری صرع با کاهش توانایی پردازش اطلاعات هیجانی همانند کاهش ناگویی هیجانی در بیماران مصروع همراه است، افراد مصروع تونیک- کلونیک و صرع میوکلونیک جوانان توانایی کمتری در زمینه شناسایی و توصیف اطلاعات هیجانی دارند و بیشتر جهت­گیری فکری بیرونی دارند. همچنین بدلیل اینکه محل تخلیه حملات تشنج در دو نوع صرع منتشر و مشابه است، تفاوت معناداری در ناگویی هیجانی بین دو نوع صرع مشاهده نشد.
پرویز مولوی، محمد رضا محمدی، علی خالقی، مهریار ندرمحمدی مقدم،
دوره 18، شماره 2 - ( تابستان 1397 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به اهمیت مطالعات مقطعی درکنترل بیماری ها،  این مطالعه با هدف بررسی شیوع اختلالات روانپزشکی در طول عمر در کودکان و نوجوانان استان اردبیل در سال 96 انجام شد.
روش کار: در این مطالعه 1035 نفر از کودکان و نوجوانان 6 تا 18 سال با استفاده از نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و با نسخه دیجیتال آزمون K-SADS از نظر اختلالات روانپزشکی مورد بررسی قرار گرفتند. 24 نوع اختلال روانپزشکی کودک و نوجوان در این مطالعه ارزیابی شدند. نمونه گیری در جمعیت عمومی و با مراجعه به درب منازل صورت گرفت. ارزیابی ها توسط روانشناسان دوره دیده انجام شد. برای اختلالات شیوع نقطه ای و شیوع فاصله ای با فاصله اطمینان 95% محاسبه گردید. تحلیل آماری داده ها با نرم افزار SPSS-22 صورت گرفت.
یافته ها: اختلال نقص توجه بیش فعالی، نافرمانی مقابله ای، شب ادراری و اضطراب جدایی چهار اختلالی هستند که بالاترین شیوع را در نمونه مورد بررسی داشتند و اختلالات سایکوز، اتیسم و پانیک کمترین شیوع را داشتند. افسردگی با 1/7درصد شیوع متوسطی بین سایر اختلالات داشت. شیوع کلی اختلالات 31/7درصد بود.
 نتیجه گیری: میزان شیوع اختلالات روانپزشکی در کودکان و نوجوانان اردبیل شیوع بالایی دارد. با توجه به این میزان شیوع، ضروری است مطالعات سبب شناسی برای اختلالاتی که شیوع بالایی دارند انجام شود و سیستم های بهداشتی برنامه های پیشگیرانه ای را برای عموم مردم طراحی و به مورد اجرا درآورند.
 
زینب عطایی کلان، آنیتا آذر کلاه، سمیه تکلوی، پرویز مولوی،
دوره 19، شماره 1 - ( بهار 1398 )
چکیده

زمینه و هدف: مطالعه حاضر با هدف مقایسه بین نیازهای اساسی روان­شناختی و سطوح نظریه ذهن در مادران کودکان دارای اختلال نافرمانی مقابله­ای و اختلال بیش فعالی/ نقص توجه به روش مقطعی (­علی- مقایسه­ای) انجام شد.
روش کار: در این پژوهش 70 نفر از مادران کودکان دارای اختلال نافرمانی مقابله­ای و اختلال بیش فعالی/ نقص توجه­ که در سال 1396به درمانگاه روانپزشکی بیمارستان ­فاطمی اردبیل مراجعه کرده بودند به شیوه در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش عبارت بودند از: پرسشنامه تئوری ذهن، نیازهای اساسی روانشناختی و پرسشنامه علائم مرضی کودکان (فرم والدین­ CSI-4). داده های جمع آوری شده وارد نرم افزارSPSS-21 شده و جهت تحلیل داده­ها نیز از روش تحلیل واریانس چند متغیری (MANOVA­) استفاده شد.
یافته­ها: یافته­های تحلیل واریانس نشان داد بین نظریه ذهن (0/697F=، 0/407>p)، نیازهای اساسی روانشناختی از جمله خودمختاری (0/283F=، 0/597>p)، شایستگی (0/393F=، 0/336>p) و ارتباط (0/760F=، 0/387>p) در بین دو گروه مادران کودکان دارای اختلال نافرمانی مقابله­ای و اختلال بیش فعالی/ نقص توجه تفاوت معناداری وجود ندارد.
نتیجه­ گیری: این نتایج اهمیت توجه به سطوح نظریه ذهن و نیازهای روانشناختی مادران این نوع کودکان را در بهبود وضعیت تحصیلی، شغلی و ارتباط اجتماعی و رشد شناختی و ارزیابی هیجانی کودک برجسته می­سازد.
 

صفحه 1 از 1     

مجله دانشگاه علوم پزشکی اردبیل Journal of Ardabil University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.16 seconds with 43 queries by YEKTAWEB 3960