[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
بایگانی مقالات زیر چاپ::
بانک ها ونمایه ها::
فرایند کارشناسی مقالات::
فرم نظر سنجی::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
Creative commons

Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License.

..
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
7 نتیجه برای ملکی

کاظم سخا، آرمن ملکیان،
دوره 5، شماره 2 - ( تابستان 1384 )
چکیده

  زمینه و هدف: با توجه به بستری موارد پورپورای ترومبوسیتوپنی ایدیوپاتیک ( Idiopathic Thrombocytopenic Purpura ) در اوایل شیرخوارگی در مرکز پزشکی کودکان تبریز مطالعه حاضر جهت بررسی نقش واکسیناسیون هپاتیت B در بروز آن انجام شده است.

  روش کار: پرونده بیماران زیر شش ماه مبتلا به پورپورا که از اوایل سال 1372 لغایت 1381 در مرکز پزشکی کودکان بستری شده بودند مورد مطالعه قرار گرفت. در مجموع تعداد 25 پرونده مربوط به شیرخوارانی بود که با توجه به علایم بالینی، شمارش گلبولی وآسپیراسیون مغز استخوان و رد سایر علل در نهایت تشخیص ITP مسجل شده بود و از آنجا که واکسیناسیون هپاتیت B از سال 1372 در ایران جزو واکسیناسیون مصوب کشوری قرار گرفته است، لذا جهت مقایسه، پرونده شیرخواران مبتلا به ITP مربوط به سال 1361 لغایت 1371 نیز بررسی شدند.

  یافته ها: نتایج این بررسی نشان داد که بروز ITP درشیرخواران زیر 6 ماه در طی سال های 1372 لغایت 1381 نسبت به دهه قبل از واکسیناسیون هپاتیت B افزایش یافته و این اختلاف از نظر آماری معنی دار می باشد ( 0029/0 p= ).

  نتیجه گیری: اگر چه عدم توانایی در اندازه گیری آنتی بادی ها در کشور ایران و سایر جوامع از علل عدم اثبات ارتباط علتی بین واکسیناسیون هپاتیت B و بروز ITP است ولی بررسی دو مقطع زمانی در این مطالعه تقویت کننده نقش واکسیناسیون هپاتیت B در بروز ITP در شیرخواران می باشد.


مسعود ملکی، کاظم پریور، محمد نبیونی، پریچهر یغمایی ، محمد ناجی،
دوره 9، شماره 2 - ( تابستان 1388 )
چکیده

زمینه و هدف: سلول های بنیادی دارای توانایی خود بازسازی و قدرت میتوزی بالا و امکان تمایز به انواع سلول های تخصص یافته می باشند. ژله وارتون بند ناف منبعی برای سلول های بنیادی مزانشیمی بوده که توان تمایزی بالایی دارند. هدف از این مطالعه بررسی تمایز سلول های بنیادی بدست آمده از بند ناف به سلول های عدسی چشم بود. در مسیر تمایز سلول های فیبری عدسی چشم پروتئین های کریستالین ساخته می شوند بنابر این می توانند به عنوان مارکر تمایز سلول های عدسی چشم مورد استفاده قرار گیرند.
روش کار: در این تحقیق سلول های بنیادی از بند ناف جنین موش جدا شدند. ابتدا آنها به قطعات mm3 2-1 قطعه قطعه شده و با محلول آنزیم کلاژناز نوع IA انکوبه گردیدند و بدنبال آن به طریق مکانیکی عمل پیپت کردن انجام شد. سوسپانسیون سلولی در فلاسک های کشت cm2 25 کشت داده شدند. بعد از پاساژ اول کیت تشخیص آلکلین فسفاتازی جهت شناسایی سلول های بنیادی تمایز نیافته استفاده گردید. در گروه تجربی سلول های بنیادی با زجاجیه چشم گاو و محیط کشت در حجم های 1:3 کشت داده شدند. عصاره پروتئینی در روز دهم بعد از القا تهیه شده و در ژل پلی آکریل آمید مورد آنالیز قرار گرفت. سپس پروتئین ها بر روی کاغذ نیتروسلولزی انتقال داده شدند. عصاره عدسی چشم رت به عنوان گروه کنترل مثبت استفاده شد. آنتی بادی بر علیه αA- crystallin وαB- crystallin ، آنتی بادی ثانویه و vectastain ABC- kit (standard) و Vector blue alkaline phosphatase substrate kit III مورد استفاده قرار گرفتند.
یافته ها: یافته ها نشان دادندکه سلول های بنیادی بند ناف موش فعالیت آلکلین فسفاتازی دارند. بررسی شکل ظاهری سلول های گروه تجربی و نیز جدا سازی پروتئین های سلول ها و استفاده از آنتی بادی ویژه در این گروه ها نشان دهنده تمایز در این سلول ها بود.
نتیجه گیری: بند ناف موش می تواند منبع مناسبی برای سلول های بنیادی مزانشیمی باشد. این سلول ها شکل ظاهری شبه فیبروبلاستی داشتند که در گروه تجربی طویل، نازک و موازی هم قرار گرفته بودند. آنالیز الکتروفورز و وسترن بلات نشان دهنده بیان قابل توجه مارکر تکوین اولیه تمایز سلول های فیبری عدسی در گروه تجربی بود.


اسداله اسدی، آرش عبدالملکی، فرهود نجفی،
دوره 13، شماره 1 - ( بهار 1392 )
چکیده

  زمینه و هدف: پلیمرها به عنوان حامل های دارویی از پیشرفت های اخیر در دارو رسانی هستند و منجر به ظهور زمینه­ای جدید بنام درمان­های پلیمری شده است. در این مطالعه سمیت و اثرات تراتوژنیک کوپلیمر BDP18 نسبت به جنین جوجه بعنوان جانور مدل مورد بررسی قرار گرفت.

  روش کار: کوپلیمر تری بلاک (PLA-PEG2000-PLA) BDP18 سنتز گردید. ترکیب حاصل در غلظت­های مختلف، در سه مرحله مجزا و در روز سوم انکوباسیون جنین مرغ، درون کیسه هوا تزریق شد و درصد بقاء جنین­ها و تغییرات مورفولوژیک و اسکلتی آن­ها ثبت گردید.

  یافته­ها: میزان درصد بقاء جنین‌ها بستگی به غلظت تیمار دارد بطوریکه در غلظت 20 میلی­گرم در میلی­لیتر/ تخم مرغ تنها 3/33% از جنینها زنده ماند و میزان LD50 برابر با 87/10 میلی­گرم/ تخم مرغ برآورد شد. از نظر شکل ظاهری هیچگونه ناهنجاری در جنین ها مشاهده نگردید و از نظر ناهنجاریهای اسکلتی، حذف مهره های دمی در غلظت های بالا مشاهده ­شد.

  نتیجه­گیری: کوپلیمر BDP18 در غلظت­های پایین اثرات سمیت و تراتوژنیک کمی بر روی جنین دارد ، در غلظت های بالاتر از آستانه­ تاثیر (10 میلی گرم در میلی لیتر) سبب حذف مهره های دمی می­شود. این پلیمر می­تواند در غلظت­های پایین به عنوان یک سیستم رهش دارویی موثر مورد استفاده قرار گیرد.


صابر زهری، مسعود ملکی، کمال الدین حمیدی، سیده مهسا خاتمی،
دوره 13، شماره 1 - ( بهار 1392 )
چکیده

  زمینه و هدف: سلول های بنیادی به عنوان پشتیبان اساسی بافت های بدن موجودات پرسلولی می باشند. این سلول ها باعث می شوند خون، استخوان، گامت ها، بافت اپی تلیال، سیستم عصبی، ماهیچه و سایر بافت های بدن بوسیله سلول‏های جدید در طول دوره زندگی جایگزین شوند. سلول های مزانشیمی ژله وارتون بند ناف، در سال های اخیر مورد توجه بسیاری از محققین قرار گرفته است. سلول های بنیادی مزانشیمی ژله وارتون نشانگرهای سطحی سلول های بنیادی مزانشیمی را بیان می کنند. در این مطالعه، سلول های بنیادی ژله وارتون بند ناف انسان با استفاده از روش کشت قطعه بافت جداسازی گردید. برای نشان دادن خاصیت بنیادینگی این سلول ها سه نشانگر CD شامل CD105 ، CD44 و CD34 مورد آزمایش قرار گرفت. هدف از این مطالعه بررسی ویژگی های مورفولوژیکی این سلول ها و نشانگرهای سطحی آنها بود.

  روش کار: بند ناف نوزاد تازه متولد شده به روش سزارین، از بیمارستان آرتا اردبیل تهیه گردید و در شرایط کاملا استریل به آزمایشگاه انتقال داده شد و به روش کشت قطعه بافت، در محیط کشت DMEM کشت داده شد. بعد از جدا شدن سلول ها و رسیدن به فاز لگاریتمی، سلول ها پاساژ داده شدند. سپس ویژگی های رشد آنها بررسی شده و با استفاده از روش RT-PCR نشانگرهای سطحی CD44 و CD105 و CD34 بررسی گردید.

  یافته ها‏: سلول های بنیادی ژله وارتون بند ناف بعد از 7 روز شروع به جدا شدن از قطعه های بافتی کردند. در بررسی های مورفولوژیکی دو نوع تیپ 1 و تیپ 2 مشاهده گردید. بررسی های تکنیک RT-PCR نیز نشان دهنده بیان دو نشانگر CD44 و CD105 و عدم بیان نشانگر CD34 بود.

نتیجه گیری: بند ناف انسان می‏تواند یک منبع جایگزین برای سلول های بنیادی مغز استخوان در جهت سلول درمانی و مهندسی بافت گردد. این سلول ها ظاهر فیبروبلاستی دارند. این سلول ها بعد از گذراندن فاز lag و ورود به فاز log به راحتی در محیط کشت رشد می کنند و ویژگی های بنیادی خود را تا پاساژ های بالاتر حفظ می کنند.
عباس یزدانبد، افشین هوشیار، رسول نعمتی، نصراله ملکی، غلامرضا حمید خلق،
دوره 13، شماره 4 - ( زمستان 1392 )
چکیده

  گاستروانتریت ائوزینوفیلیک یک بیماری بسیار نادر است که با انفیلتراسیون موضعی یا منتشر دستگاه گوارش مشخص می شود. تابلوی بالینی آن بستگی به محل و لایه های درگیر دستگاه گوارش دارد. ما موردی از گاستروانتریت ائوزینوفیلیک را در یک بیمار سیروتیک گزارش می کنیم که ابتدا بصورت انسداد تومورال قسمت سوم دئودنوم تظاهر نموده و بعد از رفع انسداد با جراحی بعد ازگذشت دو سال بشکل اسیت ائوزینوفیلیک تظاهر نمود. بیمار با کورتیکواستروئید درمان شد و آسیت بطور کامل فروکش کرد.


محمدرضا بهورز، مسعود ملکی، محمدرضا مشایخی،
دوره 14، شماره 4 - ( زمستان 1393 )
چکیده

  زمینه و هدف: سلولهای بنیادی بالغ سلولهایی تمایز نیافته اند که در مراحل خاصی از زندگی فرد یا در هنگام بروز آسیب به بدن فعال شده و سلولهای مرده و آسیب دیده را جایگزین می کنند. سلو ل های بنیادی بالغ در بخشهایی از بدن فرد بالغ وجود دارند و فولیکول مو نیز از جمله مناطقی است که دارای ذخیره ای از سلولهای بنیادی بالغ است که نقش مهمی در چرخه زندگی مو بر عهده دارند. هدف از این مطالعه جداسازی سلولهای بنیادی از فولیکول موی سر انسانی و بررسی بیان آنتی ژنهای سطحی سلولهای بنیادی مزانشیمی، توسط سلولهای بنیادی فولیکول مو است.

  روش کار: فولیکول مو از پوست سر انسان با استفاده از روش میکروپانج جداسازی شد و در آزمایشگاه پس از جداسازی کپسول، فولیکولها در فلاسک کشت در داخل محیط کشت DMEM-F12+ FBS کشت داده شدند. پس از رشد به بیرون سلولهای بنیادی فولیکول مو از ناحیه برجستگی فولیکول ها، بیان نشانگرهای سلول های بنیادی با استفاده از فلوسایتومتری مورد بررسی قرار گرفت.

  یافته ها: آنالیز نتایج فلوسایتومتری نشان داد که سلولهای بنیادی فولیکول مو به میزان ( Stro-1 25.26% ، 50.85% CD90 ، 45.24% CD105 ، 61.20% CD44 ، 8.20% CD45 ، 11.86% CD146 ، 2.72% CD106 ، 7.21% CD166 ، 26.74% CD19 ) را بیان می کنند.

  نتیجه گیری: سلولهای بنیادی جداسازی شده این مطالعه، برخی از نشانگرهای سطحی سلولهای بنیادی مزانشیمی را به طور قابل توجهی بیان می کنند. ویژگی های خاصی که این نشانگرها به سلول می دهند، سلولهای بنیادی فولیکول مو را به عنوان گزینه ای مناسب برای سلول درمانی، مهندسی بافت و پزشکی ترمیمی معرفی می کنند.


فرین ملکی فرد، نوروز دلیرژ، رحیم حب نقی، حسن ملکی نژاد،
دوره 18، شماره 2 - ( تابستان 1397 )
چکیده

زمینه و هدف: مطالعات متعددی نشان داده اند که پنتوکسی فیلین دارای اثر آنتی اکسیدان و ضدالتهاب میباشد. اثرات محافظتی پنتوکسی فیلین در بیماریهای خودایمن نشان داده شده است. هدف از این مطالعه بررسی اثرات پنتوکسی فیلین بر هیستوپاتولوژی پانکراس در موشهای دیابتی شده بود.
روش کار: دیابت بوسیله چندین دوز متوالی و کم استرپتوزوتوسین (STZ) در موشهای سوری نر نژادC57BL/6 القا شد (mg/kg/day40، 5 روز متوالی). بعد از القای دیابت، موشها تحت درمان با پنتوکسی فیلین به مدت 21 روز (روزانه mg/kg/day 100، داخل پریتوئن) قرار گرفتند. میزان قند خون ناشتا بیشتر از mg/dl 250 معیار دیابتیک شدن موشها تلقی میشد. میزان تولید نیتریک اکساید در محیط کشت سلولهای طحالی سنجیده شد. پانکراس جداسازی شده و جهت بررسی هیستوپاتولوژیک به روش هماتوکسیلین ائوزین(H&E) و گوموری آلدهید فوشین (GAF) رنگ آمیزی گردید.
یافته ها: میزان تولید نیتریک اکساید در موشهای دیابتی درمان شده با پنتوکسی فیلین به طور قابل توجهی کاهش یافت (0/05(p<. ضمناً پنتوکسی فیلین سبب بهبود بافت پانکراس گردید. پنتوکسی فیلین سبب افزایش میانگین تعداد جزایر، قطر جزایر و تعداد سلولهای بتا گردید (0/05<p).
نتیجه گیری: این یافته ها نشان میدهد که پنتوکسی فیلین ممکن است اثر درمانی بر تخریب خودایمن سلولهای بتای پانکراس طی دیابت نوع 1 ناشی از القا توسط STZ در موش داشته باشد.
 

صفحه 1 از 1     

مجله دانشگاه علوم پزشکی اردبیل Journal of Ardabil University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.15 seconds with 35 queries by YEKTAWEB 4102