[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
بایگانی مقالات زیر چاپ::
بانک ها ونمایه ها::
فرایند کارشناسی مقالات::
فرم نظر سنجی::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
Creative commons

Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License.

..

جستجو در مقالات منتشر شده


10 نتیجه برای مشعوفی

افروز مردی، پرویز مولوی، زهرا تذکری، مهرناز مشعوفی، نیره امینی ثانی،
دوره 3، شماره 4 - ( زمستان 1382 )
چکیده

زمینه و هدف: افسردگی بعد از زایمان یک بیماری مهم و مشکل ساز بوده که در صورت عدم تشخیص و درمان به موقع ممکن است تشدید یافته و طولانی شود، بنابراین جهت پیشگیری از هر گونه اختلال ناشی از افسردگی در روابط همسر و خانواده و تامین سلامت مادر، کودک و خانواده یکی از اقدامات توصیه شده ورزش می باشد. هدف از این مطالعه تعیین تاثیر تمرینات ورزشی بعد از زایمان برروی بهبود افسردگی خفیف در زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی اردبیل بوده است.
روش کار: مطالعه حاضر یک کارآزمایی بالینی دوسوکور است. تعداد 50 نفر از مادرانی که زایمان طبیعی کرده و در هفته دوم زایمان به مراکز بهداشتی درمانی شهر اردبیل مراجعه نمودند پس از آنکه توسط آزمون افسردگی بک افسردگی آنها خفیف تشخیص داده شد، به روش تصادفی انتخاب و به صورت یک در میان در دو گروه تجربی (ورزشی) و مقایسه (غیر ورزشی) قرار گرفتند. سپس شش هفته بعد از زایمان، مجدداً با تست بک میزان افسردگی دردوگروه تعیین و باهم مقایسه شد.
یافته ها: بیشترین میزان(36%) از افراد مورد بررسی در گروه سنی30-26 سال، 82% خانـه دار، 44% دارای تحصیلات زیر دیپلم و 60% دارای دو بار سابقه زایمان بودند. شش هفته بعد از زایمان، 56% از گروه تجربی در مقابل 32% از گروه مقایسه بهبود یافته و 8% از گروه تجربی در مقابل 16% از گروه مقایسه نیازمند مشورت با روانپزشک بودند. آزمون t اختلاف معنی داری در دو گروه نشان داد (p<0/05).
نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که ورزش در بهبود افسردگی خفیف بعد از زایمان تاثیر مثبت دارد. پیشنهاد می شود در مراقبت های بعد از زایمان بر انجام تمرینات ورزشی مناسب تاکید شود.
فیروز امانی، بهرام سهرابی ، سعید صادقیه ، مهرناز مشعوفی ،
دوره 4، شماره 1 - ( بهار 1383 )
چکیده

  زمینه و هدف : افسردگی اختلال شایعی است که ممکن است هر فردی را تحت تاثیر قرار دهد، ولی برخی افراد جامعه مثل دانشجویان رشته های مختلف علوم پزشکی که هر کدام به نحوی درگیر حفظ سلامت جسمی و روانی افراد جامعه هستند ، بدلیل موقعیت خاص نسبت به این اختلال آسیب پذیرترند. با تشخیص به موقع و زود هنگام این اختلال در دانشجویان، می توان فرصتی برای پیشگیری اولیه و جلوگیری از پیشرفت و وخامت آن و نهایتا ‌ً تامین بهداشت روانی آنان و جامعه فراهم نمود . هدف از این بررسی سنجش میزان افسردگی دانشجویان رشته های مختلف دانشگاه علوم پزشکی اردبیل بوده است.

  روش کار : این پژوهش یک مطالعه توصیفی تحلیلی می باشد که بر روی 324 نفر از دانشجویان رشته های مختلف دانشگاه علوم پزشکی اردبیل انجام شده است. روش جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه ای در دو بخش است، بخش اول مربوط به اطلاعات دموگرافیک افراد مورد مطالعه و بخش دوم سؤا لات مربوط به سنجش میزان افسردگی بر اساس آزمون سنجش افسردگی بک ب ود . داده ها با استفاده ازنرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید و از آمار توصیفی در قالب جداول فراوانی و از آمار تحلیلی به منظور بررسی ارتباط بین متغیرها استفاده شد.

  یافته ها : یافته های پژوهش نشان داد که از 324 دانشجوی مورد پژوهش 186 نفر( 4/57 %) با درجات مختلفی دچار افسردگی بودند و از بین آنها تعداد 126 نفر( 64 %) دچار افسردگی بالینی بودند. شیوع افسردگی بالینی در دانشجویان رشته مامایی 4/21% بود. در رشته تحصیلی تکنسین اتاق عمل بیشترین شیوع افسردگی دیده شد ولی بین رشته تحصیلی و شیوع افسردگی ارتباط معنی داری مشاهده نگردید . آزمون آماری مجذور کای ارتباط معنی داری را بین میزان افسردگی دانشجویان با ترم تحصیلی ، تعداد خواهر و برادر، وجود بیماری عمده جسمی در خود، ‌وجود مشکل عمده روحی در اعضای خانواده و همچنین وقوع اتفاقات عمده در طول سال قبل از مطالعه نشان داد ) 001/0 p= ).

  نتیجه گیری : براساس نتایج بدست آمده از مطالعه افسردگی در بین دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اردبیل از شیوع بالایی برخوردار است ولازم است به منظور پیشگیری از این معضل بزرگ اجتماعی برنامه ریزی گردد .


مهرناز مشعوفی، فیروز امانی، خلیل رستمی، افروز مردی،
دوره 4، شماره 1 - ( بهار 1383 )
چکیده

  زمینه و هدف : اطلاعات بیماران بستری از منابع بسیار مهم برای تحقیقات ، آموزش پزشکی ، فرایند درمان بیماران و مراجع قضایی به شمار می رود و ثبت صحیح و کامل و به موقع آنها می تواند نقش اساسی در تولید داده های مورد نیاز این گونه پژوهش ها ایفا نماید. تحقیق حاضر به ارزیابی کمی و کیفی این داده ها در بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اردبیل می پردا زد .

  روش کار : در این تحقیق 370 پرونده بیمارستانی از بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اردبیل مورد بررسی قرار گرفت. در هر بیمارستان از بین پرونده های بیماران بستری شده متناسب با تعداد بستری شدگان یکسال، نمونه هایی بطور تصادفی انتخاب گردید ، سپس بر اساس برگ پذیرش و خلاصه ترخیص پرونده های انتخاب شده، چک لیست تهیه شده تکمیل گردید . اطلاعات مورد بررسی شامل اطلاعات هویتی ، پذیرش و ترخیص بیماران ، انتقالات بین بیمارستان ها و بخش ها ، اطلاعات تشخیصی، درمانی ، جراحی و اطلاعات مربوط به فوت و بالاخره تاییدیه ها بصورت ثبت شده یا نشده در چک لیست ها مشخص گردید. داده ها با استفاده از آمار توصیفی تجزیه و تحلیل گردید .

  یافته ها : یافته ها نشان داد که جنس ، وضعیت تاهل ، تاریخ تولد، محل تولد ، به ترتیب در9/5% ، 7/15% ، 4/2% ، 6/51%، پرونده های بیمارستانی ثبت نشده بود. در 1/28% تشخیص اولیه ، 1/41% تشخیص حین درمان ، 2/39% تشخیص نهایی و 48% اقدامات درمانی و جراحی ثبت نشده بود. با وجودی که حداقل 13% بیماران به علت حوادث ، آسیب ها و مسمومیت ها بستری شده بودند، فقط در 5/8% از پرونده ها علت خارجی ثبت شده بود . در 6/68% از پرونده ها وضعیت هنگام ترخیص و در3/76% از آنها توصیه های پس از ترخیص ثبت نشده بود. 5/3% از پرونده های مورد مطالعه مربوط به بیماران متو فی بود ولی فقط در 31% علت اصلی و 8% علت زمینه ای فوت ثبت شده بود. 25% از پرونده های مورد مطالعه کد گذاری نشده بودند. 7/13% از کدهای موجود در پرونده ها با تشخیص نهایی مطابقت نداشت. در 4/52% پرونده ها اصول تشخیص نویسی صحیح توسط پزشکان رعایت نشده بود و در 5/36% از پرونده ها کد گذاری با دقت انجام نشده بود.

  نتیجه گیری : نتایج این بررسی نشان دادکه فرایند مستندسازی پرونده های پزشکی توسط ارا ی ه دهندگان مراقبت های بهداشتی درمانی بطور ناقص انجام می شود و این امر منجر به از دست دادن اطلاعات بیماران بستری می گردد ، بنابراین توجه واهتمام بیشترمسئولین، پزشکان وکارشناسان مدارک پزشکی به این امردردانشگاه علوم پزشکی اردبیل ضروری بنظر می رسد.


مهرناز مشعوفی، خلیل رستمی ، افروز مردی،
دوره 6، شماره 1 - ( بهار 1385 )
چکیده

  زمینه و هدف: با توجه به اهمیت رعایت اصول مستندسازی پرونده های بالینی و استفاده های آموزشی، درمانی، تحقیقاتی، قانونی وآماری از آنها، ثبت صحیح،‌ کامل و به موقع می تواند نقش اساسی در تولید داده های مورد نیاز این گونه پژوهش ها ایفا نماید. مطالعه حاضر به منظور بررسی فرآیند مستند سازی پرونده های بالینی توسط پزشکان در بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اردبیل انجام شده است.

  روش کار: در این تحقیق 370 پرونده بالینی از بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اردبیل شامل هشت بیمارستان مورد بررسی قرار گرفت. در هر بیمارستان از بین پرونده های بستری، متناسب با موارد بستری در طی یک سال نمونه هایی به طور تصادفی انتخاب گردید. سپس بر اساس برگ پذیرش و خلاصه ترخیص پرونده های انتخاب شده، چک لیست موردنظر تکمیل گردید. اطلاعات مورد بررسی شامل اطلاعات تشخیصی، درمانی، جراحی، عامل حادثه، وضعیت هنگام ترخیص، توصیه های پس از ترخیص و علل فوت بودند که به صورت ثبت شده یا نشده در چک لیست مشخص گردید. داده ها پس از جمع آوری با استفاده از نرم افزار آماری SPSS و با استفاده از آمار توصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

  یافته ها: یافته‌ها نشان داد که در 9/71% موارد تشخیص اولیه، 9/58% تشخیص حین درمان، 8/60% تشخیص نهایی و 52% اقدامات درمانی و جراحی در پرونده های مورد مطالعه ثبت شده بود. با وجود اینکه حداقل 7/12% بیماران به علت حوادث، آسیب ها و مسمومیت ها بستری شده بودند، فقط در 5/8% از پرونده ها عامل حادثه ثبت شده بود. در 68% از پرونده ها وضعیت هنگام ترخیص و در 3/76% از پرونده ها توصیه های پس از ترخیص ثبت نشده بود. با توجه به اینکه فقط 5/3% از پرونده های مورد مطالعه مربوط به بیماران فوتی بود، ولی فقط در 31% موارد علت اصلی و 8% علت زمینه ای فوت ثبت شده بود. در 4/52% پرونده ها اصول صحیح تشخیص نویسی توسط پزشکان رعایت نشده بود.

  نتیجه گیری: نتایج این بررسی نشان داد که فرآیند مستند سازی پرونده های پزشکی توسط پزشکان، به عنوان اصلی ترین گروه های ارایه کننده مراقبت های بهداشتی درمانی، به طور ناقص انجام می شود. این امر علاوه بر از دست دادن اطلاعات بیماران بستری می تواند اثرات سوء در فرآیند درمانی بیماران داشته باشد، بنابراین توجه بیشتر مسئولین، پزشکان و کارشناسان مدارک پزشکی به این امر ضروری به نظر می رسد.


فریده مصطفی زاده، مهرناز مشعوفی، معصومه رستم نژاد،
دوره 6، شماره 4 - ( زمستان 1385 )
چکیده

  زمینه و اهداف: میزان سزارین در سالهای اخیر افزایش چشمگیری داشته است. به علت عوارض زیاد بعد از عمل، دوره نقاهت طولانی و هزینه بالای زایمان به طریق جراحی و سایر عوارض، زایمان طبیعی به عنوان روش رایج توصیه شده است . با توجه به افزایش زایمان به طریقه سزارین و سهولت پذیرش آن از سوی عامه مردم به نظر می رسد که نگرش زنان باردار و پرسنل بهداشتی نسبت به انتخاب نوع زایمان موثر است. این پژوهش به منظور بررسی نگرش پرسنل بهداشتی و زنان باردار نسبت به زایمان طبیعی وسزارین و همچنین مقایسه این نگرش در دوگروه زنان باردار و پرسنل بهداشتی انجام شده است .

  روش کار: این بررسی یک مطالعه توصیفی مقایسه ای است که برروی 84 نفر پرسنل بهداشتی و300 نفر زن باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی اردبیل در سال 83 انجام شد. نگرش نمو نه های مورد مطالعه بوسیله پرسشنامه لیکرت جمع آوری شد وسپس با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون آماری T.test مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت .

  یافته ها: نتایج بررسی نشان داد که 1/30% از زنان باردار و 50% پرسنل بهداشتی نگرش مثبت نسبت به زایمان طبیعی داشتند. یافته ها نشان داد که بین نگرش پرسنل بهداشتی و زنان باردار نسبت به زایمان سزارین یا طبیعی تفاوت معنی دار وجود داشت (001/0=p).

  نتیجه گیری: با توجه به اینکه نگرش پرسنل بهداشتی در مقایسه با زنان باردارنسبت به زایمان طبیعی مثبت تر بود. بنابراین به نظر می‌رسد قشر جوان و باردار جامعه نیاز به آموزش بیشتر و افزایش آگاهی وتغییرنگرش نسبت به روش های زایمانی دارند.دراین میان نقش آموزشی پرسنل بهداشتی باتوجه به نگرش بالا می تواند موثر باشد .


فریبا صادقی موحد، فریده مصطفی زاده، مهرناز مشعوفی،
دوره 7، شماره 4 - ( زمستان 1386 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری وسواس یک بیماری شایع در روانپزشکی است و تقریبا در 2% جمعیت جهان دیده می شود و موجب افزایش اضطراب در بیمار می گردد. بیماری وسواس در دوران قاعدگی، حاملگی و بعد از زایمان زنان ممکن است شروع شود و باعث افت در کیفیت زندگی زنان می شود. هدف از این مقاله بررسی عوامل موثر بر شروع وسواس در سنین باروری زنان می باشد.

روش کار: در یک مطالعه توصیفی، 53 زن با تشخیص DSM-IV (Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders) برای وسواس در درمانگاه تخصصی روانپزشکی بیمارستان فاطمی اردبیل مورد مصاحبه قرار گرفتند. پرسشنامه شامل دو بخش مشخصات دموگرافیک و سوالاتی در مورد شروع وسواس در قاعدگی، حاملگی و بعد از زایمان و شیردهی بود که توسط بیماران تکمیل شدند. داده ها توسط نرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

یافته ها: در دو نفر (3/8%) از نمونه ها شروع وسواس با اولین قاعدگی و در شش نفر (12/5%) در دوران بارداری بود. چهار نفر در حاملگی دوم و در شش نفر در دوران بعد از زایمان بود و در دو نفر بعد از زایمان اول وسواس شروع شده و سه نفر بعد از زایمان اول دچار اختلالات خلقی شدند.

نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد که در دوران بارداری، زایمان و بعد از زایمان احتمال عود وسواس بیشتر میباشد و زنان باید در این دوران از نظر مشکلات روانی تحت نظارت ومراقبت قرار گیرند و به بهداشت روانی زنان بویژه در این دوران توجه بیشتر شود
گیتی رحیمی، فریده مصطفی زاده ، مهرناز مشعوفی،
دوره 8، شماره 2 - ( تابستان 1387 )
چکیده

زمینه و هدف: از آنجایی که سرطان سرویکس یکی از سرطان های مهم زنان بوده و عوامل احتمالی را در بروز آن موثر دانسته اند و از طرف دیگر تشخیص زودرس و درمان به موقع مراحل اولیه آن در پیش آگهی بیماری و بقاء حیات بسیار موثر است، لذا در این مطالعه به بررسی ارتباط احتمالی بین وسایل پیشگیری از بارداری با ضایعات سرویکس طرح ریزی شد.

روش کار: این مطالعه یک مطالعه توصیفی تحلیلی است که با مراجعه به کلیه آزمایشگاه های آسیب شناسی شهرستان اردبیل (6 مرکز) و بررسی 399 مورد گزارش پاپ اسمیر به روش نمونه گیری آسان و در دسترس انجام شد یک مورد به علت شیمی درمانی کنار گذاشته شد.

یافته ها: در این مطالعه 90 نفر 22/5% پاپ اسمیر طبیعی و 309 نفر 77/5% پاپ اسمیر غیر طبیعی داشتند که شامل سرویسیت غیر اختصاصی 298 نفر، سرویسیت اختصاصی 129 نفر و اختلا لا ت سلولی اپیتلیومی 105 نفر بود. از نظر استفاده از وسایل پیشگیری از بارداری 15 نفر 3/8% وسیله نداشتند، 172 نفر 43% نیز از یکی از روش های طبیعی یا بستن لوله استفاده می کردند، 131 نفر 32/9% ازOCP (Oral Contraceptive Pill) . 63 نفر 15/8% ازIUD (Intrauterine Device) و 18 نفر 4/5% از کاندوم استفاده می کردند. با آزمون کای دو بین استفاده از روش های پیشگیری از بارداری با اختلا لات سلولی اپیتلیومی و سرویست غیر اختصاصی (ضایعه خوش خیم التهابی مزمن سرویکس) بترتیب (p=0/008) و (p=0/0001) ارتباط معنی داری نشان داده شد. dir="rtl">

نتیجه گیری: بین استفاده از روش های پیشگیری از بارداری با اختلالات سلولی اپیتلیومی و سرویسیت غیر اختصاصی ارتباط معنی داری وجود دارد (p=0/008) و (p=0/0001).  


پرویز مولوی، فریبا صادقی موحد، مسلم ابوالحسن زاده، مهرناز مشعوفی، حسین محمدنیا، پروانه دیلمی، روح اله عرب،
دوره 9، شماره 4 - ( زمستان 1388 )
چکیده

  زمینه و هدف: وقوع همزمان بیماریهای روانپزشکی و اختلال سوء مصرف مواد اثرات گسترده ای داشته و با پیش آگهی بدتری همراه است. درمان افراد معتاد باید متناسب با نیاز های هر یک از این افراد باشد. هدف مطالعه حاضر بررسی اختلالات شخصیتی در میان افراد مراجعه کننده به مرکز مرجع ترک اعتیاد استان اردبیل است تا از این طریق، کمکی در بدست آوردن دیدی جامع تر در خصوص درمان و برخورد با این افراد صورت گیرد.

  روش کار: در این مطالعه مقطعی- توصیفی، تعداد 100 نفر از افراد دارای اختلال سوء مصرف مواد، از میان افراد مراجعه کننده به مرکز ترک اعتیاد استان اردبیل در سال 1387 به روش نمونه گیری آسان از بیماران در دسترس وارد مطالعه شدند. پس از تکمیل پرسشنامه های محقق ساخته در مورد اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه اختلال شخصیت میلون، داده ها استخراج و مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند.

  یافته ها: یافته های حاصله نشان داد که فراوان ترین اختلال شخصیت همراه درگروه تحت مطالعه اختلال ضد اجتماعی بوده (با 54%) و اختلال شخصیت مرزی، نمایشی و خودشیفته در رتبه های بعدی قرار داشتند. ارتباط آماری معنی داری بین نوع ماده مصرفی، مدت زمان مصرف و اختلال شخصیت خاص وجود ندا شت (05/0< p ). اما افرادی که یک ماده را مصرف می کردند با افرادی که مصرف چند ماده را ذکر می کردند، از نظر دارا بودن اختلال شخصیت تفاوت آماری معنی داری داشتند(05/0> p ).

  نتیجه گیری: بررسی نتایج نشان دهنده شیوع بالای اختلالات شخصیتی در میان افراد معتاد (84%) و پایین تر بودن درصد اختلالات شخصیتی در افرادی با مصرف یک ماده در مقایسه با مصرف بیش از یک ماده بود.


افروز مردی، مهناز آذری، منوچهر براک، مهرناز مشعوفی، پروانه نفتچی، نسرین فولادی،
دوره 11، شماره 4 - ( زمستان 1390 )
چکیده

زمینه و هدف: اسهال به عنوان یکی از عوامل مرگ و میر در میان کودکان در کشورهای در حال توسعه محسوب می شود. در مورد اثر مکمل یاری روی در کاهش مدت زمان و شدت اسهال اختلاف نظر وجود دارد. هدف این مطالعه تعیین تاثیر مکمل یاری روی بر طول مدت و شدت اسهال کودکان زیر پنج سال بستری در بیمارستان علی اصغر اردبیل در سال 1384بود. روش کار: این پژوهش بصورت کار آزمایی بالینی تصادفی دو سوکور انجام گرفته است. جامعه پژوهش شامل کلیه کودکان زیر پنج سالی بود که به علت اسهال حاد در بیمارستان علی اصغراردبیل بستری شدند. جهت تعیین حجم نمونه مورد نظر در این مطالعه، اقدام به انجام پایلوت گردید و بر اساس آن تعداد حجم نمونه در این پژوهش 228 نفر برآورد شد (114 نفر گروه مورد، 114 نفر گروه شاهد) و انتخاب نمونه در داخل جامعه بصورت تصادفی ساده بوده و نمونه ها یک در میان در داخل هر گروه قرار گرفتند تا تعداد نمونه در هر گروه تکمیل گردید و سپس به یک گروه شربتی که حاوی 20 میلی گرم سولفات روی در دکستروز 5% روزانه همراه با داروی روتین بخش و به گروه دیگر دکستروز 5% با داروی روتین در طول زمان بستری بخش داده شد و سپس مدت زمان و شدت اسهال سنجیده شد و داده ها با استفاده از روش های آماری توصیفی و کای دو، تی- استیودنت و ضریب همبستگی پیرسون با استفاده از نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید. یافته ها: نتایج تحقیق نشان می دهد که، اکثریت واحدهای مورد پژوهش پسر، سن 12-1 ماهه، وزن 11-3 کیلوگرم و بین صدک وزنی 50-3 بودند، اکثر کودکان از شیر مادر تغذیه می کردند، اکثرا کودکان اول خانواده بوده، واکسیناسیون کامل داشته و ساکن شهر (اردبیل) بوده اند. نتیجه تحقیق بیانگرآن است که بین مصرف روی و شدت اسهال ارتباط معنی داری وجود دارد ( 037/0 = p ). ولی بین طول مدت اسهال در دو گروه تفاوت معنی دار وجود نداشت ( 737/0 = p ) و همچنین بین شدت اسهال و صدک وزنی ارتباط معنی داری وجود نداشت. نتیجه گیری: مطالعه حاضر نشان می دهد که مکمل یاری روی، روی شدت اسهال تاثیر دارد لذا می تواند بعنوان مکمل در کودکان مبتلا به اسهال مورد استفاده قرار گیرد.
مهرناز مشعوفی، رباب نظری، رقیه شیرین کام چوری، افشان شرقی، افروز مردی، مریم قره زاد آذری،
دوره 12، شماره 3 - ( پاییز 1391 )
چکیده

زمینه و هدف: واژینوز باکتریال وضعیتی است که با تغییرمیکروبی اکوسیستم واژن مشخص می شود و بعنوان یک خطر فاکتور قابل پیشگیری برای زایمان زودرس مطرح است. بر این اساس مطالعه حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه غربالگری عفونت واژینوز باکتریال درمراقبتهای روتین دوران بارداری و اثر آن برکاهش زایمان زودرس انجام شده است. روش کار: این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی بوده و طی سالهای 87-86 روی 474 زنان باردار که در هفته 24-8 حاملگی قرارداشتند و بصورت تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرارگرفتند انجام شد. غربالگری نمونه ها از نظر واژینوز باکتریال در گروه مداخله با داشتن سه معیار از چهار معیار آمسل انجام شد و در صورت مثبت بودن تشخیص واژینوز باکتریال، درمان با کرم کلیندامایسین 2% برای مدت یک هفته انجام و سپس نتیجه زایمانی در هر دو گروه بررسی شد. داده ها در قالب آمار توصیفی و تحلیلی با استفاده از 11SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت. یافته ها: گروه های مداخله و کنترل از نظر رتبه حاملگی، حاملگی خواسته و ناخواسته، افزایش وزن ناکافی مادر، واکسیناسیون کامل مادر و وجود مشکلات مادر حین بارداری تفاوت معناداری با هم نداشتند. از کل 216 نفر از گروه مداخله 17نفر (8%) مبتلا به واژینوز باکتریال بودند که مورد درمان قرار گرفتند. شیوع زایمان زودرس در گروه مداخله با 3 نفر (4/1%) و درگروه کنترل با 12 نفر (7/4%) بود. 3/0 = RR و 033/0 =DR و30 = NNT بود. نتیجه گیری: یافته های این مطالعه نشان داد که غربالگری و درمان واژینوز باکتریال در زنان باردار بطور معناداری توانسته میزان زایمان زودرس را کاهش دهد.

صفحه 1 از 1     

مجله دانشگاه علوم پزشکی اردبیل Journal of Ardabil University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.15 seconds with 38 queries by YEKTAWEB 3960