[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
بایگانی مقالات زیر چاپ::
بانک ها ونمایه ها::
فرایند کارشناسی مقالات::
فرم نظر سنجی::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
Creative commons

Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License.

..

جستجو در مقالات منتشر شده


7 نتیجه برای قبادی

امیر محمد هاشم اثنی عشری، حسن قبادی مراللو، شهرزاد محمدزاده لاری، الهام قلعه نوی،
دوره 10، شماره 3 - ( پاییز 1389 )
چکیده

  سندرم هیپوونتیلاسیون ناشی از چاقی با هیپرکاپنی مزمن روزانه در فرد چاق و عوارض ناشی از آن از جمله هیپوکسی، پلی سیتمی، خواب آلودگی روزانه، اختلالات کیفیت خواب و سردردهای صبحگاهی مشخص می شود. تشخیص آن با پالس اکسیمتری شبانه،کاپنوگرافی و پلی سومنوگرافی شبانه است. اساس درمان را کاهش وزن و اعمال فشار مثبت راههای هوایی با NIPPV تشکیل می­دهد. چاقی خود ریسک فاکتوری جهت ترومبوز وریدی است و اساس درمان آن را ترکیبات آنتی کواگولانت از قبیل هپارین و وارفارین تشکیل می دهند که هر کدام با عوارضی همراه هستند. ترومبوسیتوپنی ناشی از هپارین ( HIT ) یک عارضه ناشی از هپارین است که با کاهش بیش از 50% تعداد پلاکت نسبت به سطح پایه مشخص می شود. در صورت بروز این عارضه مصرف هپارین باید متوقف شود. مورد معرفی آقای چاقی است که DVT بیمار با سونوگرافی داپلر تایید شد و در طی بستری با توجه به علایم و نشانه های سندرم هیپوونتیلاسیون ناشی از چاقی و آپنه انسدادی خواب تحت بررسی قرار گرفت. با توجه به علایم بالینی و ظن کلینیکی بالا و افت اشباع اکسیژن شریانی شبانه بیش از 15 بار در ساعت در پالس اکسیمتری شبانه، تشخیص تایید گردید. بیمار تحت درمان با NIPPV قرار گرفت که بهبود بارز کلینیکی و گازومتری شریانی داشت. طی درمان با هپارین جهت ترومبوز وریدی دچار افت پلاکت گردید که با تشخیص HIT ، هپارین بیمار قطع گردید. با ادامه درمان با وارفارین بیمار دچار نکروز جلدی ناشی از وارفارین گردید که بابیوپسی پوستی تشخیص تایید گردید. درمان وارفارین قطع شد و پس از بهبود ضایعه جلدی درمان مجدد با دوز کم وارفارین شروع شد و در نهایت بیمار با وارفارین و NIPPV و حال عمومی کاملاً خوب ترخیص گردید. NIPPV سبب بهبود هیپوکسی و هیپرکاپنی وکاهش نیاز به ونتیلاسیون مکانیکی می گردد. از طرفی با بهبود کیفیت خواب، کاهش علایم روزانه و کاهش عوارض قلبی عروقی همراه است.


حسن قبادی، افشان شرقی، ژیلا سادات کرمانی،
دوره 13، شماره 2 - ( تابستان 1392 )
چکیده

  زمینه و هدف: سرطان ریه، یکی از شایعترین سرطانها در سراسر جهان و یکی از پنج سرطان شایع در ایران محسوب میشود. هدف این مطالعه بررسی همه گیر شناسی سرطان ریه و عوامل خطر ساز آن در استان اردبیل میباشد.

  روش کار: این مطالعه مقطعی از خرداد 1388 تا خرداد 1390در اردبیل انجام شده است. اطلاعات بیماران از دو مرکز مورد جمع آوری قرار گرفت. در گروه اول، تمامی بیماران مراجعه کننده به بیمارستان امام خمینی اردبیل که تحت برونکوسکوپی قرار گرفته و گزارش نمونه پاتولوژی آنها برای سرطان اولیه ریه مثبت بوده است قرارگرفتند و گروه دوم، شامل بیمارانی بودند که در طی مدت زمان مطالعه، اسامی آنها در مرکز ثبت سرطان اردبیل با تشخیص پاتولوژی سرطان اولیه ریه وارد شده بود و برداشت نمونه پاتولوژی آنها در سایر مراکز انجام شده بود. برای هر گروه چک لیست جداگانه تهیه شد و پس از تکمیل، اطلاعات حاصل توسط برنامه آماری SPSS 16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

  یافته ها: در مجموع 124 بیمار با تشخیص سرطان ریه مورد بررسی قرار گرفتند (79% در گروه اول و 21% در گروه دوم). برتری جنسیتی با جنسیت مذکر (3/82%) و میانگین سنی 99/9 ± 23/64 در کل بیماران بود. در گروه اول بیش از نصف بیماران (10/54%) شهرنشین بودند، 8/90% سابقه مصرف سیگار (با میانگین 70/25 ± 67/38 پاکت سیگار در سال)، 7/34% سابقه مصرف اوپیوئید و 3/17% سابقه خانوادگی مثبت بدخیمی داشتند و شایع ترین شکایت اصلی هنگام مراجعه به پزشک خلط خونی (7/32%) بود. همچنین لوب فوقانی راست با 64/27% شایع ترین محل بروز ضایعه در برونکوسکوپی این گروه بود. کارسینوم سلول سنگفرشی با 3/61% شایع ترین فرم بدخیمی در کل بیماران بود.

  نتیجه گیری: بر خلاف کشورهای توسعه یافته و همانند مطالعات داخلی، سرطان سلول سنگفرشی شایعترین سرطان ریه در بیماران بوده و آدنوکارسینوم شیوع کمتری دارند. مردان 6/4 برابر بیشتر از زنان مبتلا به سرطان ریه بودند و سیگار مهمترین عامل خطر ساز در ایجاد بیماری است.


یوسف محمدی کبار، الهام نژاد سیفی، حسن قبادی مراللو، فیروز امانی،
دوره 14، شماره 4 - ( زمستان 1393 )
چکیده

زمینه و هدف: پروکلسیتونین، پیش هورمون کلسیتونین است که از 116 اسید آمینه تشکیل شده و در سلولهای نورو آندوکرین تیرویید ساخته میشوداما در شرایطی مثل شوک سپتیک، کانسر های متاستاتیک و عفونتهای باکتریال و قارچی از سلولهای نورو آندوکرین ریه، سلولهای کبدی و لکوسیتها ترشح میشود. این پروتئین به عنوان یک پروتئین واکنش دهنده فاز حاد در پروسه های التهابی نقش دارد. از این رو در این مطالعه به بررسی پروکلسیتونین سرم و مایع پلور در انواع شایع افیوژن پلور پرداخته شده است.
روش کار: مطالعه حاضر از نوع مقطعی Case-series بوده که بر روی 60 بیمار با پلورال افیوژن انجام شد. در این مطالعه موارد افیوژن ناشی از سل، بدخیمی، افیوژن متعاقب پنومونی و نیز ترانسودا وارد مطالعه شدند و سایر علل افیوژن پلور از مطالعه خارج گردید. پس از جمع آوری نمونه ها، سطح پرو کلسیتونین در مایع پلور و سرم بیماران اندازه گیری و سپس به مقایسه آماری آنها با توجه به اتیولوژی اولیه افیوژن پرداخته شد.
یافته ها: در مطالعه حاضر 60 بیمار (10 بیمار مبتلا به TB، 10 بیمار مبتلا به بدخیمی، 10 بیمار مبتلا به افیوژن پاراپنومونیک و 30 بیمار افیوژن پلورال ترانسوداتیو) شرکت نمودند که 7/61% مرد و 3/38% زن (204/0 =P ) و میانگین سنی آنها 38/19± 68/62 سال بود. نتایج نشان داد میانگین پروکلسی تونین در مایع پلور بیماران با افیوژن اگزوداتیو ng/ml 0/74 (در بدخیمی ng/ml 0/63، درتوبرکلوز ng/ml 0/42 و پاراپنومونیک ng/ml 1/51) و بیماران ترانسوداتیو ng/ml 0/42 و نیز در سرم بیماران با پلورال افیوژن اگزوداتیو ng/ml 0/74 (در بدخیمی ng/ml  0/65، در توبرکلوز ng/ml 0/40 و در پاراپنومونیک ng/ml  1/20) و در بیماران ترانسوداتیو ng/ml 0/43 بود. پس از تحلیل داده ها مشاهده شد که میان پروکلسیتونین مایع پلور (016/0 =P ) و سرم (009/0 =P ) بیماران مبتلا به پلورال افیوژن ترانسودا واگزودا تفاوت معنی داری وجود داشت. همچنین  پس از حذف بیماران ترانسودایی درمیان بیماران اگزوداتیو نیز تفاوت معنی داری مشاهده شد به گونه ای که در گروه پارا پنومونیک هم میزان پرو کلسیتونین سرم وهم مایع پلور بیش از دو گروه توبرکلوز و بدخیمی بود.
نتیجه گیری: پروکلسیتونین سرم و مایع پلور به عنوان یک مارکر در پاسخ به التهاب افزایش می یابد. اگرچه در بیماران با عفونت باکتریال وپنومونی افزایش آن قابل توجه می باشد ولی در بیماران دچار التهاب ثانویه به توبرکلوز ویا بدخیمی نیز میتواند افزایش یابد و از آن میتوان به عنوان یک مارکر التهابی در بررسی بیماران مبتلا به پلورال افیوژن استفاده کرد.

حسن قبادی مراللو، نسرین مهرنوش، غلامرضا حمیدخلق، فیروز امانی،
دوره 14، شماره 4 - ( زمستان 1393 )
چکیده

  زمینه و هدف: امروزه مفهوم کیفیت خدمات در مراقبتهای بهداشتی اهمیت ویژه ای یافته است. رضایت مشتری از یک خدمت را می توان از طریق مقایسه انتظارات او از خدمات با برداشت او از خدمات ارائه شده، تعریف نمود. نظر به اهمیت موضوع، هدف این مطالعه بررسی کیفیت ارائه خدمات از دیدگاه بیماران مراجعه کننده به کلینیک ویژه کوثر دانشگاه علوم پزشکی اردبیل با استفاده از الگوی سروکوآل ( SERVQUAL ) می باشد.

  روش کار: این مطالعه توصیفی مقطعی بر روی 650 بیمار سرپایی مراجعه کننده به کلینیک کوثر شهر اردبیل از تیر تا پایان شهریور ماه 1392 با استفاده از پرسشنامه استاندارد سروکوآل (1988) که روایی و پایایی آن مورد تایید بوده است انجام گرفت. در پایان از آزمون تی زوجی و آزمون فریدمن با کمک نرم افزار SPSS به منظور تحلیل داده های جمع آوری شده استفاده گردید.

  یافته ها : 1/56% از مراجعین مرد و 9/43% از آنها زن بودند. میانگین سنی بیماران 91/11 ± 33 بود. 9/68% مراجعین از شهر اردبیل بودند و 3/27% از آنها لیسانس و بالاتر بودند. نتایج نشان داد که تفاوت معنی داری میان ادراک و انتظار بیماران پیرامون ابعاد پنجگانه کیفیت خدمات (عوامل محسوس، قابلیت اطمینان، تضمین، پاسخگویی و همدلی) در درمانگاه مورد مطالعه وجود داشت ( P < 0.001 .) بالاترین شکاف مربوط به بعد همدلی و کمترین شکاف مربوط به بعد تضمین بوده است.

  نتیجه گیری: با توجه به اختلاف کیفیت مشاهده شده ،‌ مدیران و برنامه ریزان باید به ارزیابی دقیق تر از عملکرد خود و برنامه ریزی بهتر برای اقدامات آتی بپردازند. در حقیقت تلاش برای کاهش شکاف و فاصله میان انتظار و ادراک بیماران منجر به رضایت بیشتر آنها و در نهایت وفاداری و مراجعات مجدد به سازمان خواهد بود.


رعنا کیهان منش، محمد رضا علیپور، حسن قبادی، مهدی احمدی، علیرضا مرادی، محمد رضا اصلانی،
دوره 18، شماره 4 - ( زمستان 1397 )
چکیده

زمینه و هدف: مطالعات اپیدمیولوژیک و کلینیکال ارتباط تنگاتنگی بین آسم و چاقی نشان داده اند. مطالعه حاضر اثر چاقی بر پاسخ دهی مجاری هوایی نسبت به متاکولین و تعداد سلولهای التهابی در مایع برونکوآلوئولار رتهای نر حساس شده با اوالبومین را بررسی کرده است.
روش کار: 24 رت نر از نژاد ویستار به 4 گروه شامل رژیم غذایی معمولی (C+ND)، حساس شده با رژیم معمولی (S+ND)، رژیم پرچرب (C+HFD)، و حساس شده با رژیم پرچرب (S+HFD) تقسیم شدند. تمام حیوانات به مدت 8 هفته با غذای معمولی یا با رژیم پرچرب تغذیه شده، سپس در حالی که رژیم طراحی شده را دریافت میکردند با اوالبومین یا نرمال سالین برای 4 هفته دیگر حساسیت زایی صورت گرفت. در انتهای مطالعه مایع برونکوآلوئولار جهت بررسی سلولهای التهابی و تراشه جهت بررسی پاسخ دهی به متاکولین مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافته ها: در گروههای چاق القا شده با رژیم، وزن و شاخصهای چاقی افزایش داشتند  ( 0/05p<  تا p<0/001). نتایج همچنین نشان دادند که در گروه S+HFD در مقایسه با S+ND، پاسخ دهی تراشه نسبت به متاکولین افزایش قابل توجهی داشت (0/05p<). علاوه بر این، سلولهای التهابی در مایع برونکوآلوئولار در گروه S+HFD در مقایسه با سایر گروهها زیادتر بود (p<0/001 )

نتیجه گیری: در شرایط چاقی توام با مدل آسماتیک در رتهای نر پاسخدهی مجاری هوایی نسبت به متاکولین و همچنین تعداد سلولهای التهابی زیاد میشود.
 
محمد رضا اصلانی، الهام قلیزاده، هادی قبادی، افشان شرقی، حسن قبادی،
دوره 19، شماره 1 - ( بهار 1398 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری انسدادی مزمن ریه (COPD) یک بیماری است که با انسداد غیر قابل برگشت راه هوایی و التهاب سیستمیک مشخص میشود و با عوارض ریوی و خارج ریوی همراه است. پرسشنامه تشخیصی بیماری انسدادی مزمن ریه (CDQ) پرسشنامه ای اعتبار بخشی شده میباشد که جهت شناسایی بیماران مبتلا به COPD کاربرد دارد. هدف این مطالعه بررسی رابطه بین شدت انسداد راه هوایی و امتیاز CDQ در بیماران COPD بود.
روش کار: در این مطالعه 100 بیمار مبتلا به COPD با سابقه مصرف سیگار و بر اساس معیارهای انجمن توراکس آمریکا (ATS) شامل بیماران با سرفه، دفع خلط و تنگی نفس مزمن همراه با یافته های اسپیرومتری به صورت انسداد غیر قابل برگشت 70% FEV1/FVC< وارد مطالعه شدند. شدت بیماری بر اساس معیارهای GOLD طبقه بندی گردید. پس از اخذ رضایت، اطلاعات دموگرافیک بیماران، و متغیرهای مورد مطالعه شامل سابقه مصرف سیگار، تعداد دفعات تشدید بیماری در طی یکسال گذشته، میزان اشباع خون شریانی (Spo2) و داده های اسپیرومتری ثبت گردید. سپس پرسشنامه CDQ و شدت تنگی نفس بر اساس معیار MMRC تکمیل گردید. همچنین رابطه بین امتیاز CDQ با مقادیر FEV1% و سایر متغیرهای بالینی بیماران مورد بررسی قرار گرفت.
یافته‌ها: همه بیماران مورد مطالعه مرد بودند. بین امتیاز پرسشنامه CDQ با میزان FEV1% (0/001<p GOLD stage (0/001<p) ، میزان اشباع خون شریانی (Spo2)
(
0/001<p)، تعداد حملات تشدید بیماری در طی یکسال (0/001<p)، و شدت تنگی نفس بر اساس MMRC (0/001<p ) ارتباط معنی داری وجود داشت.
نتیجه گیری: براساس یافته های این مطالعه از پرسشنامه CDQ میتوان جهت ارزیابی محدودیت جریان راه هوایی، شدت تنگی نفس و تعداد حملات تشدید بیماری COPD استفاده نمود. لذا توصیه میشود که این پرسشنامه در مراکز بهداشتی- درمانی اولیه جهت شناسایی و ارجاع بیماران COPD استفاده گردد.
 
حسن قبادی، سمیه متین، علی نعمتی، حسن جوادی، رضا علی پناه مقدم، مهدی سعیدی نیر،
دوره 19، شماره 1 - ( بهار 1398 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری انسدادی ریوی مزمن (COPD) با التهاب سیستمیک بروز می‌کند و با محدودیت غیرقابل‌برگشت جریان هوا همراه است. لپتین سایتوکاینی با اثر پیش التهابی هست. در مورد تأثیر مکمل اسید لینولئیک مزدوج (CLA) بر غلظت سرمی لپتین در بیماران COPD مطالعه‌ای صورت نگرفته است، این بررسی با هدف تأثیر CLA بر سطح لپتین سرم و عملکرد ریه و کیفیت زندگی در بیماران COPD انجام‌شده است.
روش کار: مطالعه به روش مداخله‌ای و بر روی 90 بیمار COPD صورت گرفت. بیماران به‌صورت تصادفی به دو گروه 45 نفر (CLA و دارونما) تقسیم شدند. پس از اخذ رضایت‌نامه کتبی از بیماران و ثبت فاکتورهای دموگرافیک، اسپیرومتری انجام و امتیاز COPD Assessment Test برای بیماران محاسبه‌شده و نمونه خون ناشتا جهت آزمایش لپتین سرم اخذ گردید. سپس مکمل CLA به میزان 3/2 گرم روزانه به مدت 6 هفته برای گروه CLA و پلاسبو برای گروه شاهد تجویز شد. بعد از 6 هفته اسپیرومتری، امتیاز CAT و نمونه‌گیری برای هر دو گروه تکرار و نتایج حاصله، مورد تجزیه ‌و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: در گروه CLA، کاهش معنی‌داری در سطح سرمی لپتین و امتیاز (0/05CAT (p< به‌ عنوان شاخص کیفیت زندگی و افزایش معنی‌داری در مقادیر (0/05 FEV1 (p<به‌عنوان تست عملکرد ریه بعد از مداخله مشاهده گردید در حالیکه این تفاوت بین دو گروه معنی‌دار نبود.
نتیجه‌گیری: مصرف مکمل CLA ممکن است از طریق تعدیل سطوح سرمی لپتین باعث ارتقاء کیفیت زندگی بیماران COPD  گردد.
 

صفحه 1 از 1     

مجله دانشگاه علوم پزشکی اردبیل Journal of Ardabil University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.18 seconds with 35 queries by YEKTAWEB 3977