[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
بایگانی مقالات زیر چاپ::
بانک ها ونمایه ها::
فرایند کارشناسی مقالات::
فرم نظر سنجی::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
Creative commons

Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License.

..

جستجو در مقالات منتشر شده


15 نتیجه برای فولادی

عفت ‌ مظاهری، سیدهاشم‌ سزاوار، عدالت‌ حسینیان، نسرین‌ فولادی،
دوره 2، شماره 4 - ( زمستان 1381 )
چکیده

  زمینه‌ و هدف‌: امروزه‌ با تغییر سیستم‌ ارایه‌ مراقبت های‌ بهداشتی‌، بیشتر بیماران‌ مراقبت های‌ حرفه‌ای‌ و تخصصی‌ لازم‌ را پس‌ از ترخیص‌ از بیمارستان‌ در منزل‌ دریافت‌ می‌کنند. هدف‌ این‌ مطالعه‌ بررسی‌ تأثیر پیگیری‌ بر وضعیت‌ سلامت‌ جسمی‌ و روحی‌ بیماران‌ دچار انفارکتوس‌ قلبی‌ بود.

  روش‌ کار: این‌ پژوهش‌ تجربی‌ بر روی‌ 60 بیمار دچار انفارکتوس‌ قلبی‌ مراجعه‌ کننده‌ به‌ مرکز آموزش‌ درمانی‌ بوعلی‌ اردبیل در سال80-1379 انجام‌ شد. نمونه‌های‌ مورد بررسی‌ بصورت‌ مبتنی‌ بر هدف‌ انتخاب‌ و بطور تصادفی‌ در دو گروه‌ 30 نفری‌ شاهد و آزمون‌ قرار گرفتند. سپس‌ برای‌گروه‌ آزمون‌‌ برنامه‌ بازدید منزل‌ تدوین‌ گردید ولی‌ برای‌ گروه‌ شاهد مداخله‌ای‌ صورت‌ نگرفت‌ . یک‌ هفته‌ پس‌ از اجرای‌ کامل‌ برنامه‌ بازدید منزل ، ‌ وضعیت‌ سلامت‌ جسمی‌ و روحی‌ نمونه‌های‌ مورد بررسی‌ در هر دو گروه‌ توسط چک‌ لیست‌ نها ی ی‌ و تست ‌اسپیلبرگروبک‌ مورد بررسی و نتایج با آزمون X2 در دو گروه مورد مقایسه‌ قرار گرفت‌.

  یافته‌ها: آزمون X2 بین ضربان قلب زمان استراحت در دو گروه تفاوت آماری معنی داری نشان داد (05/0 P< ) ولی این تفاوت بین فشار خون سیستولیک، دیاستولیک، وزن،‌ اضطراب و افسردگی در دو گروه معنی دار نبود.

  نتیجه‌گیری‌: بـا توجه به آنکه پیگیری بـر وضعیـت سلامت جسمی و روحی بیماران موثر است بـنـابریـن پـرستـاران می توانند با فعال کردن سیستم مراقبت در منزل و برنامه های بازتوانی همراه با حمایت های اجتماعی بعد از انفارکتوس قلبی باعث بهبود کیفیت زندگی بیماران شوند.


نسرین فولادی، مهوش صلصالی، فضل الله غفرانی پور،
دوره 6، شماره 3 - ( پاییز 1385 )
چکیده

  زم ی نه و هدف: افزایش روزافزون بار بیماری های مزمن و ناتوانی از درمان قطعی آنها به منظور رفع نیازهای این بیماران از یک طرف و از طرفی هزینه بالای کنترل و اداره این بیماری ها لزوم توجه به ارتقای سلامت در این بیماران را ایجاب می کند. قدم اول برای برنامه ریزی های ارتقای سلامت در این بیماران، بررسی عوامل موثر بر ارتقای سلامت است تا بتوان در برنامه ریزی های کنترل و اداره بیماری های مزمن استفاده کرد.

روش کار: تئوری گراندد روش تحقیق قوی برای مطالعه ساختار و فرایندهای اجتماعی می باشد از این روش برای جمع آوری و تجز ی ه و تحل ی ل اطلاعات در بیماران مزمن استفاده گرد ی د. مصاحبه های ن ی مه سازمان یافته برای جمع آوری اطلاعات مورد استفاده قرار گرفت و با روش مقا ی سه مداوم آنال ی ز داده ها انجام شد. یافته ها: شش مفهو م اصلی به دست آمده از داده ها شامل معنای سلامت، شیوه زندگی، عوامل فردی، اعتقادات معنوی ، حمایت و آموزش بودند که بر روند ارتقای سلامت در ب ی ماران موثر بودند. نتیجه گیری: یافته های تحقیق نشان داد مفاهیم به دست آمده از تحقیق در ارتباط متقابل با یکدیگر بر ارتقای سلامت بیماران مزمن اثر می گذارد. عامل حمایت و آموزش در بین تمامی این عوامل بر عوامل دیگر سایه افکنده و آنها را تحت نفوذ خود قرار می دهند، بنابراین لازم است با تاکید بر نقش این دو عامل در فعالیت های ارتقا دهنده سلامت در بیماران مزمن، افراد را به سمت ارتقای سلامت از طریق افزایش خود اتکایی در کنار ایجاد محیط حمایتی سوق داد.
حسین علی محمدی، نسرین فولادی، فیروز امانی، مهران صفرزاده، فرهاد پور فرضی، عفت مظاهری،
دوره 8، شماره 4 - ( زمستان 1387 )
چکیده

زمینه و هدف: توکسوپلاسما از بیماری های مهم انگلی مشترک انسان و دام است. عفونت با توکسوپلاسما گوندی، در صورت انتقال انگل به جنین یا فعال شدن مجدد آن در افرادی با سیستم ایمنی سرکوب شده، علائم بالینی شدیدی ایجاد می کند. هدف این مطالعه سرواپیدمیولوژی توکسوپلاسموز در خانم های مراجعه کننده به مرکز بهداشت اردبیل بر اساس آزمایشات قبل از ازدواج بود.
روش کار: در این مطالعه 272 نمونه خون از خانم های در شرف ازدواج مراجعه کننده به مرکز بهداشت اردبیل در سال 1386 جمع آوری گردید. نمونه ها جهت تعیین سطح آنتی بادی های IgM و IgG ضد توکسوپلاسما با روش الیزا تحت بررسی و آزمون قرار گرفتند.
یافته ها: 42/3% افراد مورد مطالعه IgG مثبت و در 1/1% افراد IgM و IgG هر دو مثبت بودند. در بین افراد IgG مثبت 11/3% افراد سابقه سقط در خانواده، 96/5% مصرف سبزیجات خام، 92/2% مصرف گوشت نیم پز، 89/6% سابقه عدم استفاده از مواد ضد عفونی کننده در شستشوی سبزی، 29/6% سابقه تماس با دام، 57/4% تماس با گوشت خام داشتند و 94/8% از آب لوله کشی استفاده می کردند.
نتیجه گیری: 57/7% از خانم های در شرف ازدواج شهر اردبیل از نظر سرولوژی توکسوپلاسموز منفی می باشند، لذا آموزش بهداشت برای حذف عوامل خطر به ویژه در طی دوران بارداری ضروری به نظر می رسد.
یوسف حمیدزاده اربابی، نسرین فولادی، افروز مردی، داوود گله دار، هادی صادقی،
دوره 10، شماره 2 - ( تابستان 1389 )
چکیده

  زمینه و هدف: با توجه به رشد سریع جمعیت، فعالیتهای همه جانبه ای جهت یافتن روشهای مناسب پیشگیری از بارداری در سراسر جهان صورت گرفته است. از میان روشهای مطمئن پیشگیری از بارداری، روش بستن لوله ها را در مردان می توان نام برد که علی رغم مزایای فروان، آمار استفاده از آن بطور چشمگیری کم می باشد لذا توجه به مردان و دخالت دادن آنان در استفاده از روشهای پیشگیری از بارداری به منظور کنترل جمعیت و ارتقاء بهداشت باروری از اهمیت ویژه ای برخورداراست . این مطالعه با هدف بررسی تجارب ورضایت جنسی مردان بعد از عمل وازکتومی اجرا گردید.

  روش کار: این طرح، ترکیبی از یک مطالعه کیفی و کمی (تری انگولیشن روش گردآوری اطلاعات) را برای بررسی تجارب و سطح رضایتمندی جنسی مردان وازکتومی شده مورد استفاده قرار داده است. داده های بخش کیفی ازطریق مصاحبه جمع آوری و تحت آنالیز محتوی قرار گرفت و سپس با استفاده از نتایج حاصل از بخش کیفی مطالعه، پرسشنامه برای بخش کمی مطالعه تهیه و پس از تکمیل توسط افراد وازکتومی شده با استفاده از برنامه SPSS با آمار توصیفی و تحلیلی مورد آنالیز قرار گرفت.

  یافته ها : در بخش کیفی مطالعه سه طبقه اصلی توصیفی از آنالیز اطلاعات با استفاده از تحلیل دست نوشته ها (آنالیز تمی) بدست آمد: طبقه اول شامل عوامل موثر بر انجام وازکتومی با سه زیر طبقه شامل، وازکتومی به عنوان آخرین راه حل، عوامل مربوط به روش پیشگیری، عوامل اجتماعی و فرهنگی موثر بر وازکتومی طبقه دوم شامل نتایج وازکتومی با دو زیر طبقه نتایج مثبت و منفی حاصل از وازکتومی و طبقه سوم فرد وازکتومی شده عامل اصلی برای اطلاع رسانی در مورد وازکتومی بود. نتایج بخش کمی مطالعه نیز نشان داد که دفعات نزدیکی در4/65% افراد، میل جنسی در4/64%، لذت جنسی در 4/59%، مدت مقاربت جنسی در 3/66% و قدرت و توانایی جنسی در3/68% افراد نسبت به قبل از وازکتومی تغییری نکرده است.

  نتیجه گیری: با شناخت و درک تجربیات افراد وازکتومی شده و تعیین جنبه های مثبت و منفی این روش و طراحی برنامه های آموزش ومشاوره بر اساس نتایج پژوهش می توان میزان مشارکت مردان برای انجام وازکتومی را در جامعه افزایش داد.


عباسعلی ایمانی فولادی، زهرا رستمی، رضا شاپوری،
دوره 10، شماره 3 - ( پاییز 1389 )
چکیده

  زمینه و هدف: جداسازی ژن های SHV و TEM در سودوموناس آئروژینوزاهای مولد ESBL و الگوی مقاومت آنتی بیوتیکی، اطلاعات مفیدی درباره اپیدمیولوژی و فاکتورهای خطر دخیل در این عفونت ها را فراهم می آورد. در این مطالعه مقاومت آنتی بیوتیکی و فراوانی بتالاکتامازهای وسیع الطیف در سودوموناس آئروژینوزای جدا شده از نمونه های بالینی به روش فنوتیپی و ژنوتیپی مورد بررسی قرار گرفت .

  روش کار: در مطالعه توصیفی- تحلیلی حاضر 110 سویه ی سودوموناس آئروژینوزا جدا شده از نمونه های مختلف بالینی با استفاده از آزمونهای بیو شیمیایی تعیین هویت شدند. الگوی مقاومت آنتی میکروبی به روش دیسک دیفیوژن (کربی-بائر) تعیین شد. سپس بررسی فنوتیپی ESBL با استفاده از روش دیسک ترکیبی انجام گرفت. در این روش از دیسک های سفوتاکسیم و سفتازیدیم به تنهایی و در ترکیب با کلاولانیک اسید استفاده شد. از نظر ژنوتیپی ژن های بتالاکتاماز SHV و TEM در سویه های فوق با روش PCR بررسی گردید.

  یافته ها: در این مطالعه به ترتیب بیشترین مقاومت به آنتی بیوتیک های کوتریموکسازول و آموکسی سیلین 4/96% و 7/92% و کمترین مقاومت به آمیکاسین 3/17% نشان داده شد . در بررسی ژنوتیپی با انجام آزمون PCR از 16 سویه فنوتیپ مثبت، 5/37% شامل ژن SHV و 5/12% ژن TEM و 5/12% دارای هر دو ژن SHV و TEM بودند .

  نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که اغلب نمونه ها مقاوم به دارو هستند و در میان سویه های تولید کننده ESBL فراوانی ژن های SHV بیشتر از TEM یافت شد. سویه های دارای ژن SHV مقاوم به سفتازیدیم (5/37% ) و سویه های دارای ژن TEM مقاوم به سفتازیدیم (5/12%) بوده است و نتایج بیانگر این است که ژن های SHV و TEM در ایجاد مقاومت نسبت به سفتازیدیم در مقایسه با ایجاد مقاومت به سفوتاکسیم نقش بیشتری دارند.


عباسعلی ایمانی فولادی، مریم حسین زاده، سیدفضل ا... موسوی،
دوره 11، شماره 1 - ( بهار 1390 )
چکیده

  زمینه و هدف: سودوموناس آئروژینوزا باکتری گرم منفی، هوازی می­باشد. اگزوتوکسین A سم اصلی تولید شده توسط این باکتری و یکی از عوامل مرگ و میر می­باشد. در حدود 90% سویه­های سودوموناس آئروژینوزا اگزوتوکسین A تولید می­کنند. بیوفیلم ناشی از تجمع میکروارگانیسم­ها، محصولات خارج سلولی و مواد موجود در فضای مابین آن هاست که به یک سطح متصل شده­اند. این باکتری در حالت پلانکتونیک غیرسمی و در فرم بیوفیلم سمیت بالاتری دارد. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط بین حضور ژن exo -A و الگوی مقاومت آنتی­بیوتیکی با تشکیل بیوفیلم در سویه­های سودوموناس آئروژینوزای جدا شده از نمونه­های بالینی انجام شد.

  روش­کار: در این مطالعه از 110 سویه سودوموناس آئروژینوزای جدا شده از عفونت­های مختلف با الگوی مقاومت آنتی­بیوتیکی مشخص انجام شد. از روش PCR جهت ردیابی وجود یا عدم وجود ژن اگزوتوکسین A ( ( exo -A استفاده شد. میزان تشکیل بیوفیلم به روش اسپکتروفتومتری بررسی گردید. ارتباط وجود ژن exo -A و الگوی مقاومت آنتی­بیوتیکی آن با تشکیل بیوفیلم با استفاده از آزمون های آماری فیشر و کای­دو بررسی گردید.

  یافته­ها: نودوسه مورد (5/84%) از سویه­ها دارای ژن exo -A بودند 62 سویه دارای مقاومت چندگانه و تولیدکننده آنزیم بتالاکتاماز با طیف اثر وسیع بودند. آنالیز آماری نشان داد که قدرت تشکیل بیوفیلم در سویه­های دارای ژن exo-A در مقایسه با سویه­های فاقد ژن از افزایش معنی­داری برخوردار بود ) 05/0 > p ) . مشخص گردید که توانایی درصد تشکیل بیوفیلم در سویه­های مقاوم به چند دارو و تولیدکننده آنزیم بتالاکتاماز در مقایسه با سویه­های حساس بیشتر است (05/0 > p ).

  نتیجه­گیری: این مطالعه بیانگر این است که از لحاظ آماری بین وجود ژن exo -A و مقاومت­های آنتی­بیوتیکی در تشکیل بیوفیلم توسط سودوموناس آئروژینوزا وجود دارد. با توجه به اهمیت بیوفیلم در پروسه بیماریزایی این باکتری این مطالعه زمینه جدیدی را برای مطالعه فرایندهای مولکولی دخیل در تشکیل بیوفیلم باز می­نماید.


مریم چاووشی فروشانی، عباسعلی ایمانی فولادی، سارا سعادتمند،
دوره 11، شماره 3 - ( پاییز 1390 )
چکیده

  زمینه و هدف: باکتری اشریشیاکلی O157:H7 در کشورهای در حال توسعه، یکی از عوامل مهم اسهال می­باشد، لذا توجه به درمان آن ضروری است. به علت بروز مقاومت­های دارویی، از بین رفتن فلور طبیعی روده و القا تولید وروتوکسین توسط این باکتری در اثر مصرف برخی از آنتی بیوتیک­ها، نیاز به روش­های نوین درمانی است. در این تحقیق لاکتوباسیلوس کازه­ای از ماست جداسازی شد و اثر جسم سلولی و مایع رویی حاصل از کشت آن بر روی باکتری پاتوژن فوق بررسی شد.

  روش کار: نمونه­های مختلفی از ماست در محیط MRS در شرایط بی­هوازی در 37 درجه سانتی­گراد کشت داده شد. لاکتوباسیلوس کازه­ای به روش میکروبیولوژیک و مولکولی شناسایی شد. اثرات ضد میکروبی جسم سلولی و مایع رویی حاصل از کشت این لاکتوباسیلوس با استفاده از روش انتشار از چاهک و حداقل غلظت بازدارندگی ( MIC Minimum Inhibitory Concentration ) برضد اشریشیاکلی O157:H7 تعیین گردید. منحنی­های رشد استاندارد برای باکتری پاتوژن و لاکتوباسیلوس کازه­ای به دو روش کدورت سنجی و شمارش کلنی رسم شد، حداقل غلظت کشنده ( MBC Minimum Bactericidal Concentration ) و مهارکننده رشد مایع رویی حاصل از کشت لاکتوباسیلوس کازه­ای نیز تعیین گردید و پایداری مایع رویی حاصل از کشت در مقابل حرارت و pH بررسی شد.

  یافته­ها: در بین ماست­های مورد مطالعه از 2 نمونه ماست لاکتوباسیلوس کازه­ای جداسازی و با روش­های فنوتیپی و ژنوتیپی تایید گردید. اثر ضد میکروبی این سویه­ها بر علیه اشریشیاکلی O157:H7 اثبات گردید. مایع رویی حاصل از کشت سویه­های مورد مطالعه، در حرارت­های 56، 70 و 80 و 100 درجه سانتی­گراد، به مدت 30 و 60 دقیقه پایدارند، و نیز در مقابل pH های 3 ، 7 و 10 پایدار بودند. حداقل غلظت کشنده و مهار کننده رشد مایع رویی لاکتوباسیلوس­ها با استفاده از روش رقت در لوله به ترتیب رقت 16/1 و 8/1 بود.

  نتیجه­گیری: با توجه به نتایج بدست آمده، می­توان از مایع رویی به عنوان نگهدارنده بیولوژیکی در صنایع غذایی استفاده کرد. همچنین به علت اثر ضد باکتریایی لاکتوباسیلوس کازه­ای، می­تواند در درمان بیماری­های ناشی از اشریشیاکلی O157:H7 مورد استفاده قرار گیرد.


رحیم معصومی، نوید معصومی، نسرین فولادی، الهه سمیعی،
دوره 11، شماره 3 - ( پاییز 1390 )
چکیده

  زمینه و هدف: هایفما به وجود خون در اتاق قدامی اطلاق شده و ترومای بلانت از علل شایع ایجاد آن می­باشد. از عوارض هایفما می­توان به خونریزی ثانویه اشاره کرد. هدف از پژوهش حاضر تعیین اثر داروی ترانکسامیک اسید ( Tranexamic Acid ) در کاهش عود خونریزی اتاق قدامی در هایفمای تروماتیک بود.

  روش کار: مطالعه حاضر از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی شده می باشد که بر روی 54 بیمار مبتلا به هایفمای تروماتیک که در بین سال­های 1385 تا 1387 به بخش چشم بیمارستان علوی مراجعه کرده بودند، انجام شد. بیماران به دو گروه تقسیم و یک گروه داروی ترانکسامیک اسید و گروه دیگر شبه دارو دریافت کردند. پس از بررسی و معاینه چشم در مدت زمان معین، داده های حاصل با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 16 و آزمونهای آماری کای دو و تی تست مورد بررسی قرار گرفت.

  یافته ها: بر اساس نتایج حاصل از مطالعه حاضر 6/79% از بیماران مرد و 4/20% زن بودند. متوسط سن بیماران 44/9 ± 8/19 سال بود. 3/33% افراد حدت بینایی در حد Light Perception ، 6/29% در حد Hand Motion و 2/35% در حد Finger Count بود. در این مطالعه 9/1% افراد هایفمای گرید I ، 1/11% گرید II و 9/38% گرید III و 1/48% گرید IV داشتند. در بین افرادی که داروی ترانکسامیک اسید دریافت کرده بودند خونریزی مجدد مشاهده نشد و در سایر بیماران در 5 نفر عود خونریزی داشتند.

  نتیجه گیری: مصرف داروی ترانکسامیک اسید به میزان 19% باعث کاهش عود خونریزی گردید، بنابراین مصرف این دارو جهت کاهش عود خونریزی در هایفمای ترومای بلانت و انجام مطالعات بیشتر جهت تعیین ارتباط بین فشار داخل چشم بیماران و میزان خونریزی مجدد پیشنهاد می­شود.


افروز مردی، مهناز آذری، منوچهر براک، مهرناز مشعوفی، پروانه نفتچی، نسرین فولادی،
دوره 11، شماره 4 - ( زمستان 1390 )
چکیده

زمینه و هدف: اسهال به عنوان یکی از عوامل مرگ و میر در میان کودکان در کشورهای در حال توسعه محسوب می شود. در مورد اثر مکمل یاری روی در کاهش مدت زمان و شدت اسهال اختلاف نظر وجود دارد. هدف این مطالعه تعیین تاثیر مکمل یاری روی بر طول مدت و شدت اسهال کودکان زیر پنج سال بستری در بیمارستان علی اصغر اردبیل در سال 1384بود. روش کار: این پژوهش بصورت کار آزمایی بالینی تصادفی دو سوکور انجام گرفته است. جامعه پژوهش شامل کلیه کودکان زیر پنج سالی بود که به علت اسهال حاد در بیمارستان علی اصغراردبیل بستری شدند. جهت تعیین حجم نمونه مورد نظر در این مطالعه، اقدام به انجام پایلوت گردید و بر اساس آن تعداد حجم نمونه در این پژوهش 228 نفر برآورد شد (114 نفر گروه مورد، 114 نفر گروه شاهد) و انتخاب نمونه در داخل جامعه بصورت تصادفی ساده بوده و نمونه ها یک در میان در داخل هر گروه قرار گرفتند تا تعداد نمونه در هر گروه تکمیل گردید و سپس به یک گروه شربتی که حاوی 20 میلی گرم سولفات روی در دکستروز 5% روزانه همراه با داروی روتین بخش و به گروه دیگر دکستروز 5% با داروی روتین در طول زمان بستری بخش داده شد و سپس مدت زمان و شدت اسهال سنجیده شد و داده ها با استفاده از روش های آماری توصیفی و کای دو، تی- استیودنت و ضریب همبستگی پیرسون با استفاده از نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید. یافته ها: نتایج تحقیق نشان می دهد که، اکثریت واحدهای مورد پژوهش پسر، سن 12-1 ماهه، وزن 11-3 کیلوگرم و بین صدک وزنی 50-3 بودند، اکثر کودکان از شیر مادر تغذیه می کردند، اکثرا کودکان اول خانواده بوده، واکسیناسیون کامل داشته و ساکن شهر (اردبیل) بوده اند. نتیجه تحقیق بیانگرآن است که بین مصرف روی و شدت اسهال ارتباط معنی داری وجود دارد ( 037/0 = p ). ولی بین طول مدت اسهال در دو گروه تفاوت معنی دار وجود نداشت ( 737/0 = p ) و همچنین بین شدت اسهال و صدک وزنی ارتباط معنی داری وجود نداشت. نتیجه گیری: مطالعه حاضر نشان می دهد که مکمل یاری روی، روی شدت اسهال تاثیر دارد لذا می تواند بعنوان مکمل در کودکان مبتلا به اسهال مورد استفاده قرار گیرد.
عدالت حسینیان، فرهاد پورفرضی، نسرین سپه وند، شهرام حبیب زاده، بهزاد باباپور، حسین دوستکامی، نسرین فولادی، مهری سیدجوادی،
دوره 12، شماره 1 - ( بهار 1391 )
چکیده

  زمینه و هدف: انفارکتوس میوکارد یکی از شایع ترین علل مرگ در جهان است، که درمان در ساعتهای اولیه و با استفاده از داروهای ترومبولیتیک نقش به سزایی در کاهش مرگ و میر آن دارد. استرپتوکیناز به دلیل ارزان و در دسترس بودن پرمصرف­ترین داروی ترومبولیتیک در ایران است. کاربرد این دارو دارای زمان طلایی است زیرا در ساعت اول حداکثر فایده را دارد. در صورت تجویز آن پس از 3 ساعت از زمان شروع بیماری، از اثرات آن کاسته شده و پس از 12 ساعت تقریباً بی اثر خواهد بود. این مطالعه بیماران مبتلا به انفارکتوس حاد میوکارد کاندید دریافت استرپتوکیناز را از نظرفاصله زمان شروع علائم تا دریافت دارو مورد بررسی قرار داده است.

  روش کار: مطالعه به صورت مقطعی در بیماران مراجعه کننده به اورژانس بیمارستان امام خمینی اردبیل با تشخیص STEMI انجام پذیرفت و150 نفر از مبتلایانی که با تشخیص کاردیولوژیست تحت درمان با استرپتوکیناز قرار گرفتند مطالعه شدند. اطلاعات مربوط به سن، جنس، تحصیلات، زمان شروع علائم، زمان مراجعه به بیمارستان، زمان دریافت استرپتوکیناز، سابقه بیماری قلبی پیشین، کنترااندیکاسیون ها و عوارض استرپتوکیناز اخذ گردید ومورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

  یافته ها: یک صد وپنجاه بیمار بررسی شدندکه 111 نفر(74%) مرد و 39 نفر (26%) زن بودند. میانگین فاصله زمانی شروع علائم تا دریافت استرپتوکیناز، 8 ساعت و 27 دقیقه و و انحراف معیار آن 8 ساعت و 18 دقیقه بود. تنها 45 نفر (41%) از افراد واجد شرایط درمان با استرپتوکیناز این دارو را در زمان ایده آل کمتر از 3 ساعت از بروز علائم دریافت نمودند. اصلی ترین عامل تاخیر در شروع درمان، تاخیر در تصمیم گیری و تحمل درد توسط بیمار با تعداد 56 (61%) تعیین گردید. پس از آن دوری مسافت با (20 بیمار22%)، تأخیر در انتقال به سی سی یو، با 12 بیمار (13%) و عدم تشخیص سریع پزشک با 4 بیمار (043%) قرار داشتند. جنس مرد و سکونت در داخل شهر با شروع سریع تر درمان همراه بودند ولی سطح تحصیلات، سن و سابقه MI قبلی رابطه ای با زمان شروع درمان نداشتند.

  نتیجه گیری: در مطالعه حاضر اکثریت بیماران مبتلا، داروی استرپتوکیناز را در فاصله زمانی طولانی تر از 3 ساعت از شروع علایم دریافت نموده اند .با توجه به عواملی که در این مطالعه با تاخیر مرتبط بوده اند ارائه آموزش های لازم به بیماران دچار بیماری ایسکیمیک قلب مثل بالا بردن اطلاعات بیماران در مورد نقش زمان در بهبود پیش آگهی بیماری و همچنین افزایش دسترسی به مراکز درمان بیماری های قلبی برای ساکنین حومه شهر می تواند به عنوان راهکارهایی برای حفظ محدودیت زمانی تجویز داروی مذکور پیشنهاد شود.


نسرین فولادی، حسین علیمحمدی اصل، فیروز امانی، فرهاد پورفرضی، نسرین همایونفر، منصوره کریم اللهی، حجت اله صفیر، عدالت حسینیان،
دوره 12، شماره 1 - ( بهار 1391 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری های عروق کرونر، علت اصلی مرگ و میر در کشورهای صنعتی و در حال توسعه می باشند. دخالت عوامل عفونی از جمله هلیکوباکتر پیلوری به عنوان یک عامل خطر برای سندرم حاد کرونری مطرح می باشد. این مطالعه به منظور بررسی ارتباط بین عفونت هلیکوباکتر پیلوری با سندرم حاد کرونر طراحی و اجرا گردید. روش کار: مطالعه مورد-شاهدی بر روی 300 مورد بیمار با سندرم حاد کرونر و 300 شاهد در مراکز آموزشی درمانی امام خمینی، فاطمی و علوی شهر اردبیل در سال 1388 انجام گرفت. از افراد مبتلا به انفارکتوس حادمیوکارد وآنژین صدری ناپایدار (گروه مورد) و افراد بستری در بخش های ارتوپدی، جراحی و ارولوژی که سابقه بیماری قلبی نداشتند (گروه شاهد) نمونه خون گرفته شد و پس از جدا نمودن سرم، آنتی بادی هلیکوباکترپیلوری به روش الیزا در دو گروه اندازه گیری شد. داده ها با استفاده از آمار توصیفی، آزمون های آماری t و کای دو در نرم افزار spss تحت آنالیز قرار گرفت. یافته ها: بررسی یافته ها نشان داد که 79 نفر (3/26%) از گروه شاهد و 122 نفر (66/40%) از گروه مورد دارای IgG مثبت بودند و اختلاف بین گروه ها معنی دار بود ( 05/0 > p ) بررسی عوامل خطرزای بیماری های قلبی عروقی تائید شده در افراد گروه مورد و شاهد نشان داد که در افراد IgG مثبت عوامل خطرزای قلبی عروقی نسبت به موارد منفی و مشکوک IgG بیشتر بود ولی مقایسه عوامل خطرزا بین دو گروه مورد و شاهد به غیر از یک مورد تفاوت معناداری را بین دو گروه نشان نداد ولی مقایسه پرفشاری خون و سابقه بیماری قلبی بین افراد با سرولوژی مثبت در دو گروه مورد و شاهد تفاوت آماری معنی داری داشت ( 05/0 > p ). نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان می دهد که احتمالا عفونت با هلیکوباکترپیلوری در بروز سندرم حاد کرونر دخیل می باشد لذا مطالعات تکمیلی بیشتری جهت اثبات ارتباط سندرم حاد کرونر و عفونت هلیکوباکتر پیلوری پیشنهاد می شود.
نسرین فولادی، حسین علیمحمدی، علی حسین خانی، فیروز امانی، رقیه گشاده رو،
دوره 12، شماره 1 - ( بهار 1391 )
چکیده

  زمینه و هدف: بیماری سنگ­های ادراری شایعترین اختلال دستگاه ادراری می باشد که می تواند منجر به نارسایی کلیوی گردد. این بیماری بیشتر در مردان میان سال و پیر دیده می شود. هدف از مطالعه حاضر تعیین ارتباط بین انواع سنگ­های ادراری با فاکتورهای خطر احتمالی در بیماران مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر اردبیل بود.

  روش کار: در یک مطالعه توصیفی مقطعی که در مراکز درمانی جراحی شهر اردبیل از فروردین ٨٧ تا تیر ماه 88 بر روی بیماران مبتلا به سنگ مجاری ادراری انجام گرفت، 150 بیمار وارد مطالعه شدند. اطلاعات شامل متغیرهای دموگرافیک و نوع سنگ در چک لیست از قبل تهیه شده وارد و توسط نرم افزار آماری SPSS و با تست­های کای دو و آنالیز واریانس یکطرفه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. سطح معنی­داری در این مطالعه 05/0> p در نظر گرفته شد.

  یافته ها: از میان کل بیماران مورد مطالعه 116 نفر (3/77%) دارای سنگ اگزالات کلسیمی، 15 نفر (10%) سنگ فسفات کلسیمی، 10 نفر (7/6%) سنگ اسید اوریکی و 9 نفر (6%) دارای سنگ فسفات آمونیومی بودند. میانگین سن بیماران 41/14 ± 90/41 سال بود (48% بیماران دارای سن 50-30 بودند). نود و یک نفر (6/60%) از بیماران مرد و 59 نفر (4/39%) زن بودند. میانگین شاخص توده بدنی ( BMI ) کل بیماران 83/3 ± 80/25 بود . ارتباط معنی­داری بین نوع سنگ و شغل بیماران، محل سکونت (173/0)، سابقه بیماری قبلی، BMI بیماران و سابقه مصرف دارو وجود نداشت (05/0 p > ) .

  نتیجه‌گیری: شایعترین نوع سنگ­های ادراری در مردان و زنان مربوط به اگزالات کلسیم (3/77%) و کمترین مربوط به فسفات آمونیوم (6%) بود. بیشترین مبتلایان به سنگ­های ادراری در گروه سنی50-30سال قرار داشتند. ارتباط معنی­داری بین نوع سنگ با شغل، محل سکونت، سابقه بیماری و مصرف دارو توسط بیماران بدست نیامد.


محمد میرزا آقازاده، نسرین فولادی، بیژن زمانی، فریبا مهدی نیا، راحله محمدی،
دوره 14، شماره 3 - ( پاییز 1393 )
چکیده

  زمینه و هدف: نارسایی قلبی از علل عمده بستری های بیمارستانی می باشد. مطالعات زیادی ارتباط نزدیک بین اختلال تنفسی مربوط به خواب و نارسایی قلبی را نشان داده اند. مطالعات نشان داده که ارتباط بین هاپیوکسی شبانه و اختلال عملکرد بطن چپ می تواند باعث سیکل معیوب شده و موربیدیته و مورتالیته را در بیماران با نارسایی احتقانی قلب ( CHF ) هر چه بیشتر افزایش دهد. توجه به این ارتباط و درمان اختلالات تنفسی خواب SRBD) ) اثرات مؤثری بر بهبودی روند درمانی CHF خواهد داشت. لذا این مطالعه با هدف تعیین ارتباط بین هیپوکسی شبانه با میزان کسر جهشی در بیماران با نارسایی احتقانی قلب در بیمارستان امام خمینی اردبیل انجام شد.

  روش کار: این مطالعه از نوع توصیفی- تحلیلی می باشد که 108 بیمار مبتلا به نارسایی قلبی مورد بررسی قرار گرفتند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه دو قسمتی (قسمت اول اطلاعات دموگرافیک و قسمت دوم اطلاعات مربوط به اختلالات خواب) و معاینه بالینی (پالس اکسی متری و اکو کاردیو گرافی) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار آماری اس پی اس اس و آزمونهای توصیفی و تحلیلی شامل آزمون q square ، ضریب همبستگی پیرسون و آنالیز واریانس استفاده گردید.

  یافته ها: 56 نفر (9/51%) از بیماران مورد مطالعه زن و 52 نفر (1/48%) مرد با میانگین سنی 11 ± 42/65 سال بودند. در کل طول مدت خواب 95 نفر (88%) بیماران دچار هیپوکسی شبانه بودند بین افت اشباع اکسیژن خون شریانی شبانه با کسر جهشی رابطه آماری معنی داری به دست آمد.

  نتیجه گیری: در نهایت این مطالعه نشان داد که اکثریت بیماران با نارسایی بطن چپ دچار هیپوکسی شبانه می شوند، لذا توصیه می شود در درمان بالینی CHF علاوه بر درمان علائم بالینی، به اختلالات تنفسی مربوط به خواب شبانه نیز توجه شود.


نسرین فولادی، فرهاد پورفرضی، جلال تقی زاده، حسین علی محمدی، راحله محمدی،
دوره 14، شماره 4 - ( زمستان 1393 )
چکیده

زمینه و هدف: اعتیاد عامل تهدید جدی ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی می باشد. برای کاهش رفتارهای پرخطر ناشی از اعتیاد تزریقی، باید شناخت دقیقی از رفتارها و ویژگی های معتادین داشت. این پژوهش با هدف ارزیابی این ویژگی ها صورت گرفت.
روش کار: مطالعه مقطعی مقایسه ای بر روی دو گروه 360  نفری  شامل 180 معتاد با و 180 معتاد بدون تزریق مشترک با استفاده از پرسشنامه راهنمای مصاحبه انجام گرفت. نتایج با نرم افزار SPSS نسخه 16 و روشهای آماری توصیفی (انحراف معیار و میانگین) و تحلیلی شامل تی تست، آنالیز واریانس و همبستگی مورد تجزیه و تحلیل  قرار گرفتند.
یافته ها: نتایج نشان داد که جنس، وضعیت تاهل، وضعیت اشتغال، سن شروع اعتیاد، سن شروع تزریق، تواتر تزریق مواد مخدر، دفعات تزریق در روز، محل دریافت سرنگ برای تزریق، نوع شرکای جنسی در چند ماه اخیر، بین معتادین تزریقی با تزریق مشترک و معتادین  تزریقی بدون تزریق مشترک،  تفاوت معناداری نداشت. ولی معتادین با تزریق مشترک، سطح تحصیلات پایین تر داشتند ( 037/0 =P)، تعداد سرنگ نو دریافتی شان در ماه کمتر بود ( 001/0 =P)، احتمال ابتلا به ایدز را در خود بیشتر دانسته اند (001/0 =P)،  مذاکره با شریک جنسی در مورد استفاده از کاندوم و نیز استفاده از کاندوم در آخرین رابطه جنسی خود را کمتر ذکر کرده اند (001/0 =P)، میانگین تعداد شرکای جنسی خود در 3 ماه اخیر را بیشتر ذکر کرده اند (003/0 =P). همچنین بین درک از خطر و نیز استفاده از کاندوم درمعتادین تزریقی با تزریق مشترک ارتباط معناداری وجود داشت ( 001/0 =P ).
نتیجه گیری: با توجه به ارتباط معنادار بین درک از خطر و استفاده از کاندوم در معتادین تزریقی با تزریق مشترک، باید جهت افزایش استفاده از کاندوم در میان معتادین تزریقی، اطلاع رسانی مناسبی به معتادان شود.

افشین هوشیار، نسرین فولادی، فاطمه قربانی، راحله محمدی، حسین علی محمدی اصل،
دوره 15، شماره 3 - ( پاییز 1394 )
چکیده

زمینه و هدف : بیماری سلیاک بیماری گوارشی است که عوامل ژنتیکی در بروز آن دخیل می&rlmباشند. مطالعه حاضر با هدف تعیین HLA DQ2 و HLADQ8 در بیماران با سرولوژی مثبت سلیاک تشخیص داده شده در بین بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر انجام گرفت.

روش کار: این مطالعه توصیفی تحلیلی مقطعی بر روی 105 بیمار مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر مراجعه کننده به درمانگاه گوارش مرکز آموزشی درمانی امام خمینی اردبیل انجام شد. تمامی بیماران تحت آزمون IgATTGAnti به روش Elisa قرار گرفتند. بیماران با تشخیص سلیاک تحت HLA typing و آندوسکوپی و بیوپسی قرار گرفتند و سطح HLA DQ2 و HLA DQ8 در آنها اندازه گیری شد. داده&rlm ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-16 و روش&rlmهای آماری توصیفی و تست&rlmهای یو- مان ویتنی و تست دقیق فیشر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

یافته&rlmها: نتایج نشان داد که 14 بیمار از 105 بیمار مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر مبتلا به سلیاک بوده و از این تعداد 12 نفر از نمونه&rlmها زن و 2 نفر مرد بودند. اکثریت بیماران مبتلا به سلیاک (4/71%) از نظر پاتولوژی روده باریک بر اساس بیوپسی دارای مارش IIIc بودند. نتایج HLA typing بیماران نشان داد که اکثریت آنها (11 نفر، 57/78 %) HLA DQ2 مثبت داشتند. یک نفر HLA DQ2 و HLA DQ8 مثبت بود و 2 نفر HLA DQ8 مثبت داشتند.

نتیجه گیری: نتایج HLA typing بیماران نشان داد که اکثریت آنها LA DQ2 H مثبت داشتند. مطالعه ی حاضر نشان داد که ژنوتیپ های HLA می توانند نقش مهمی در ایجاد بیماری سلیاک داشته باشند .



صفحه 1 از 1     

مجله دانشگاه علوم پزشکی اردبیل Journal of Ardabil University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.16 seconds with 43 queries by YEKTAWEB 3960