[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
بایگانی مقالات زیر چاپ::
بانک ها ونمایه ها::
فرایند کارشناسی مقالات::
فرم نظر سنجی::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
Creative commons

Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License.

..

جستجو در مقالات منتشر شده


7 نتیجه برای عباسی

محمد رهبر، رقیه صبوریان، مهناز صارمی، محمد عباسی، حسین معصومی اصل، محمود سروش،
دوره 7، شماره 1 - ( بهار 1386 )
چکیده

  زمینه و هدف: بیماری وبا در ایران یک بیماری بومی می باشد و هر ساله مواردی از آن در بعضی از نقاط کشور گزارش می گردد. هدف از این مطالعه بررسی جنبه های اپیدمیولوژیکی و تعیین مقاومت آنتی بیوتیکی سویه های ویبریو کلرای ا لتور سروتایپ اینابا در همه گیری تابستان سال 1384 در ایران می باشد.

  روش کار: نمونه های مد فوع از بیماران مشکوک به وبا که به بیمارستان ها و درمانگاه ها مراجعه می کردند جمع آوری و سپس در محیط های آب پپتون قلیائی و تیو سولفات سیترات بایل ساکاروز آگار TCBS ( Thiosulfate Citrate Bile Salts Sucrose ) کشت داده شدند و سپس با استفاده از روش های باکتریولوژیکی تائید و نهایتا با آنتی سرم های اختصاصی سروتایپ شدند. جهت تایید نهایی 5% سویه های جدا شده به آزمایشگاه ر فرانس کشوری ارسال گردیدند. د رآزمایشگاه رفرانس پس از تایید نهایی آنتی بیوگرام به روش د یسک دیفیوژن و E-test جهت تعیین حد اقل غلظت مهار کنندگی از رشد ( (MIC انجام شد.

  یافته ها: در مجموع 1118 بیمار مبتلا به وبا در مد ت زمان همه گیری تشخیص داده شد ند. بیماری از 26 استان کشور گزارش گردید. بیشترین موارد بیماری از استان های تهران، همدان و قم گزارش گردید. 50% از بیماران بین سنین 34-15 سال بودند. 53 % از بیماران مذکر و 47%مؤنث بودند. 7/97% از بیمارا ن ملیت ایرانی و 3/2% غیر ایرانی و از کشورهای پاکستان و افغانستا ن بودند. 20% از بیماران در بیمارستان بستری شد ند و80% بصورت سرپایی درمان شدند. میزان مرگ و میر بیماری 1% بود. از 1118 سویه جدا شده، 1104 مورد سروتایپ اینابا و 14 مورد اگاوا بودند. مطالعه حاضر نشان داد به احتمال زیاد منشاء بیماری بواسطه مصرف سبزی خام بوده است که بواسطه فاضلاب آبیاری می شدند. مواردی از ویبریو کلرا ،سروتایپ اینابا از سبزی جدا گردید. تمامی سویه های جدا شده نسبت به کوتریموکسازول، نالید یکسیک اسید، و فورازولیدون مقاوم بودند. بر عکس تمامی سویه ها در مقابل تترا سیکلین، سیپروفلوکساسین، اریترومایسین وآمپی سیلین حساس بودند. حد اقل غلظت مهار کنندگی از رشد برای کوتریموکسازول، نالید یکسیک اسید و فورازولیدون بیش از 256 میکرو گرم در میلی لیتر بود و برای اریترومایسین 5/1 میکروگرم در میلی لیتر بود. با توجه به یکسان بودن نتایج آنتی بیوگرام بنظر می رسد که تمامی سویه های جدا شده از بیماران منشأ یکسانی داشته باشند.

  نتیجه گیری: مطالعه حاضر نشان می د هد که برخلاف همه گیری های سا ل های قبل سویه عامل در همه گیری تابستان سال1384 اینابا بود و با تو جه به الگوی آنتی بیوگرام مشابه احتمالا، منشأ یکسانی داشتند.


حمید میرزائی، سلطانعلی محبوب، بهرام عمواوغلی تبریزی، مهران مسکری عباسی، محمد منافی،
دوره 8، شماره 2 - ( تابستان 1387 )
چکیده

زمینه و هدف: هیپرلیپیدمی یکی از عوامل ایجاد کننده بیماریهای قلبی عروقی بوده و این بیماریها یکی از مهمترین علل مرگ و میر در جهان به شمار می روند. استفاده از فرآورده های حاوی سویه های خاص باکتریهای مفید تحت عنوان پروبیوتیکها، از طریق ایجاد تعادل در فلور میکروبی دستگاه گوارش اثرات مفیدی در بدن میزبان ایجاد می نمایند. لاکتوباسیلوس کازئی یکی از پروبیوتیک ها بوده و هدف از اجرای این مطالعه ارزیابی تأثیر مصرف شیر حاوی لاکتوباسیلوس کازئی بر الگوی لیپیدی رت های تغذیه شده با جیره غذایی پرچرب می باشد.

روش کار: مطالعه حاضر از نوع تجربی می باشد که در آن ابتدا 30 رت نر نژاد ویستار سفید با وزن
15±200 گرم بطور تصادفی به دو گروه 15 عددی تحت تیمار و کنترل تقسیم و در عرض یک هفته به غذای پرچرب (11/47%) و آب حاوی 25% شیر عادت داده شدند. رتهای هر دو گروه به مدت 48 روز غذای پرچرب و آب حاوی 25% شیردریافت نمودند، با این تفاوت که به آب گروه تحت تیمار لاکتوباسیلوس کازئی اضافه می شد. با توجه به اینکه مقدار آب مصرفی در طول دوره نگهداری افزایش می یافت لذا تعداد لاکتوباسیلوس کازئی اضافه شده به شیر طوری تنظیم می شد که روزانه هر رت حدود CFU 109 از آنها را مصرف می نمود.

یافته ها: بر اساس آزمون تی مستقل در سطح 0/05 = α میانگین کلسترول تام و LDL-C سرمی رتهای گروه تحت تیمار بطور معنی دار کمتر از گروه کنترل برآورد گردید(p<0/05). ولی تفاوت میانگین تری گلیسرید، HDL-C و VLDL-C سرمی در دو گروه فوق الذکر معنی دار نبود. از طرف دیگر میزان افزایش رشد وزن رت ها در گروه تحت تیمار بطور معنی دار بیشتر از گروه کنترل برآورد شد (p<0/01).

نتیجه گیری: مصرف روزانه و طولانی مدت شیر حاوی لاکتوباسیلوس کازئی01 از طریق کاهش کلسترول تام و LDL-C الگوی لیپیدی سرم را بهبود بخشیده و سرعت افزایش وزن بدن را بالا می برد.


مهشید طالبی طاهر، معصومه عباسی، میترا براتی،
دوره 10، شماره 3 - ( پاییز 1389 )
چکیده

  زمینه و هدف: تعیین و تشخیص عفونت پای دیابتی به علت پاسخ های التهابی کاهش یافته به تهاجم میکروارگانیسم ها یک مسئله پیچیده می باشد. اهداف این مطالعه تعیین عوامل باکتریال عفونت زخم پای دیابتی ، تعیین الگوی مقاومت آنتی بیوتیکی و در صد موارد آمپوتاسیون در بیماران مبتلا به عفونت پای دیابتی می باشد.

  روش کار: این مطالعه توصیفی- مقطعی به صورت گذشته نگر در دو بیمارستان آموزشی انجام شد. همه مدارک متعلق به بیماران مبتلا به عفونت پای دیابتی در مرحله سوم و چهارم مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات دموگرافیک، تظاهرات بالینی، نتایج کشت، الگوی مقاومت میکروبی و دیگر اطلاعات ضروری در برگه پرسشنامه ثبت گردید. جهت آنالیز آماری داده ها از نرم افزار SPSS نسخه13 و ازمون های کای دو و تی تست استفاده شد. 05/0 p < معنی دار در نظر گرفته شد.

  یافته ها: پنجاه ودو بیمار انتخاب شدند، 36 بیمار (2/69%) مرد بودند. سن متوسط بیماران 8/12 ± 60 سال و زمان متوسط ابتلا به دیابت شیرین 6/10 ± 17 سال بوده است. بیست ونه بیمار تحت آمپوتاسیون قرار گرفتند و ارتباط معنی داری مابین طول مدت ابتلا به دیابت و آمپوتاسیون بدست آمد (04/0 (p = . شایعترین پاتوژن های بدست آمده استافیلوکوک طلایی (46/38%) ، اشرشیاکلی (4/15%)، استافیلوکوک های کوآگولاز منفی (5/13%) و پروتئوس میرابیلیس (5/13%) بوده است . تمامی نمونه های استافیلوکوک طلایی و کواگولاز منفی به وانکومایسین حساس بودند و 55% از سویه های استافیلوکوک طلایی به متی سیلین مقاوم بوده اند. به ترتیب 100% و 5/87 % از اشرشیاکلی ها به سفتازیدیم و سفتریاکسون مقاوم بودند. از سه مورد پسودوموناس ائروژینوزا جدا شده همگی به سفتازیدیم حساس بودند.

  نتیجه گیری: نتایج نشان داد بیش از نصفی از بیماران با عفونت پای دیابتی تحت آمپوتاسیون قرار گرفته بودند و ارتباط معنی داری بین طول مدت دیابت و آمپوتاسیون وجود داشت. بنابراین پیشگیری از زخم پای دیابتی از اهمیت زیاد برخوردار است. نتایج نشان داد که اکثر باکتری های جدا شده در مقابل آنتی بیوتیکهای معمول مورد استفاده مقاوم بودند لذا بهترین روش انتخاب دارو برای این بیماران انجام کشت بافتی و تعیین الگوی مقاومت میکروبی می باشد.


فاطمه رنجکش، شکوه السادات حاج سید ابوترابی، جمیله کجینه باف، فرشته عباسی،
دوره 10، شماره 4 - ( زمستان 1389 )
چکیده

  زمینه و هدف : پره­اکلامپسی یکی از علل مهم مرگ و میر مادر و نوزاد در تمام دنیا است. اما علت اصلی آن هنوز ناشناخته می­باشد. کاهش و افزایش فلزات نادر می­تواند به عنوان یک عامل زیان­آور در بارداری باشد. این مطالعه به منظور ارزیابی وضعیت مس در زنان باردار پراکلامپتیک انجام شد.

  روش­کار : 95 زن باردار پره­اکلامپتیک (مورد) و 92 نفر زن باردار سالم (شاهد) در این مطالعه مورد-شاهدی شرکت داشتند. مس سرم و ادرار 24 ساعته آنها به روش اسپکتروفتومتری جذب اتمی اندازه­گیری شد. داده­ها پس از جمع­آوری با آزمون های تی، کای دو و همبستگی پیرسون تحلیل شدند.

  یافته­ها : غلظت مس سرم و ادرار 24 ساعته در گروه پره­اکلامپسی بطور معنی­داری بیشتر از غلظت مس سرم و ادرار 24 ساعته در گروه باردار با فشارخون طبیعی بود (000/0> p ). اما ارتباطی بین شدت پره­اکلامپسی و غلظت مس سرم و ادرار 24 ساعته بدست نیامد.

  نتیجه گیری : نتایج این مطالعه ارتباط بین افزایش غلظت مس سرم و ادرار با پره اکلامپسی را مطرح می­کند. اما این افزایش نمی­تواند بیانگر شدت پره­اکلامپسی باشد با بررسی­های بیشتر می­توان از این تست برای پیشگویی پره­اکلامپسی استفاده کرد.


هرمز عظیمی، شعله خادم عباسی،
دوره 11، شماره 3 - ( پاییز 1390 )
چکیده

زمینه و هدف: اولین جراحی کله سیستکتومی به روش لاپاروسکوپی در سال 1985 انجام شد و در حال حاضر بیش از 90% جراحیهای کله سیستکتومی در کشورهای پیشرفته به روش لاپاروسکوپیک انجام می شود. این روش یکی از شایعترین جراحی های الکتیو محسوب می شود. هدف از انجام این مطالعه بررسی اولین گروه بیماران تحت لاپاروسکوپیک کله سیستکتومی در استان اردبیل در دو بیمارستان آرتا و سبلان که توسط یک جراح تحت عمل قرار گرفته اند، می باشد تا فراوانی و نوع عوارض ایجاد شده بعد از عمل در این روش و میزان تبدیل به جراحی باز مورد بررسی قرار گیرد.
روش کار: در این مطالعه که به روش توصیفی - تحلیلی صورت گرفت، 200 بیمار (176 نفر زن و 24 نفر مرد) که با تشخیص قطعی کله سیستیت (سنگ کیسه صفرای علامتدار) از مهر ماه 1385 تا اول سال 1388 تحت عمل لاپاروسکوپیک کله سیستکتومی قرار گرفته بودند، وارد مطالعه شدند و اطلاعات به وسیله پرسشنامه (تا 6 ماه بعد از جراحی) جمع آوری شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارSPSS و آزمون مجذور کای صورت گرفت و 05/0 > P به عنوان معنی دار در نظر گرفته شد.
یافته ها: میانگین سن بیماران 6/44 سال بود. در تشخیص های نهایی، 168 نفر (84%) کله سیستیت مزمن و 32 نفر (16%) کله سیستیت حاد داشتند. فقط 8 نفر (4%) تبدیل به جراحی باز شد. هشت مورد (4%) دچار عوارض ارگانیک شدند که شامل: 4 مورد (2%) ایکتر بعد عمل، 1 مورد (5/0%) تب بعد از عمل، یک مورد (5/0%) لیک صفراوی، یک مورد (5/0%) نشت مختصر مواد خونابه ای از محل عمل و یک مورد (5/0%) مربوط به افزایش آنزیم های کبدی بدون علائم دیگر بود. از میان عوامل خطر تبدیل به جراحی باز، بین کله سیستیت حاد و جنسیت مرد با تبدیل به جراحی باز ارتباط معنی دار دیده شد. در مورد میزان رضایتمندی بعد از عمل، 5/89% رضایت کامل، 5/2% نارضایتی کامل و 8% نارضایتی نسبی داشتند. هیچ مورد مرگ و میر دیده نشد.
نتیجه گیری: کله سیستکتومی لاپاراسکوپیک بعنوان روش انتخابی و استاندارد درمان سنگ های کیسه صفرا دارای مزایای بسیار بالایی می باشد ولی در کنار آن یک سری عوارض وجود داشته که اکثریت این عوارض با درمان طبی و بدون نیاز به جراحی قابل درمان و کنترل می باشد در ضمن در تبدیل کله سیستکتومی لاپاراسکوپیک به جراحی باز عواملی مرتبط بوده مانند جنسیت مذکر، کله سیستکتومی حاد و تبحر و مهارت جراح که با کنترل این عوامل در حد امکان می توان تبدیل به جراحی باز را بیش از پیش کاهش داد.

بهنود عباسی، مسعود کیمیاگر، شهریار شهیدی، مینو محمد شیرازی، خسرو صادق نیت، مهدی هدایتی، بهرام رشید خانی،
دوره 13، شماره 2 - ( تابستان 1392 )
چکیده

  زمینه و هدف: همراه با پیشرفت هایی که در زمینه بهداشت عمومی و کنترل بیماریهای عفونی بدست آمده است، جمعیت جهان از جمله ایران به سوی پیر شدن پیش می رود و نگرانی ها در مورد بیماری های شایع در سالمندی درحال افزایش است. در نتیجه این نگرانی ها، وزارت بهداشت ایران همگام با سازمان بهداشت جهانی، "سلامت و سالمندی" را به عنوان شعار بهداشتی سال 1391 اعلام کرده است. اختلالات روانی از جمله فراوانترین اختلالات سالمندان اند. مطالعات پیشین به وجود رابطه ای دوطرفه بین برخی اختلالات روانی و بیخوابی اشاره می کنند. همچنین شواهدی مبنی بر نقش منیزیم در بهبود اختلالات عصبی – روانی و بیخوابی وجود دارد. هدف این مطالعه، بررسی تأثیر مکمل‌ یاری منیزیم بر شاخص های اختلالات روانی در سالمندان مبتلا به بیخوابی بود.

  روش کار: این پژوهش به شیوه کارآزمایی بالینی تصادفی دوسوکور انجام شده است. ابتدا 46 سالمند مبتلا به بیخوابی به دو گروه مکمل منیزیم و دارونما تقسیم شدند و به مدت 8 هفته تحت مداخله با روزانه mg 500 منیزیم عنصری یا دارونما قرار گرفتند. در ابتدا و انتهای مطالعه پرسشنامه های SCL-90-R و ISI تکمیل و غلظت منیزیم و کورتیزول سرم اندازگیری شد. عوامل مخدوشگر انتروپومتریک، مقادیر دریافت منیزیم، کلسیم، پتاسیم، کافئین رژیم غذایی با پرسشنامه یادآمد 24 ساعته خوراک به مدت سه روز بدست آمد. آنالیزهای غذایی با نرم افزار N4 و آنالیزهای آماری با نرم افزار SPSS19 انجام شد.

  یافته ها: تفاوت معنی داری در متغیر های زمینه ای در ابتدای مطالعه بین دو گروه مورد مطالعه مشاهده نشد. انجام این مداخله به میزان معنی داری باعث بهبود GSI ، PST ، PSDI ، ISI ، امتیاز شکایت جسمانی، افسردگی، اضطراب، روان پریشی و کاهش غلظت کورتیزول سرم در گروه مکمل منیزیم نسبت به دارونما شد. در حالی که نمره مقیاس های وسواس، حساسیت فردی، پرخاشگری، ترس مرضی، تصورات پارانوئید و غلظت منیزیم سرم تفاوت معنی داری را نشان ندادند.

  نتیجه گیری: مکمل یاری منیزیم می تواند با بهبود برخی شاخص های سلامت روانی و تصحیح بیخوابی باعث افزایش سلامت روانی در سالمندان مبتلا به بیخوابی شود.


مسلم عباسی، پرویز پرزور، کاظم معاضدی، طاهر اصلانی،
دوره 15، شماره 1 - ( بهار 1394 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماران مبتلا به پراشتهایی عصبی ممکن است دچار تصویر ذهنی مختل از بدنشان و ترس زیاد نسبت به افزایش وزن باشند. هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان پذیرش و تعهد بر بهبود تصویر بدنی دانش آموزان دختر مبتلا به پراشتهایی عصبی بود.
روش کار: این پژوهش شبه آزمایشی و از نوع  پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه‌ی دانش‌آموزان دختر مبتلا به پراشتهایی عصبی 12-16 ساله شهر اردبیل بود که در سال تحصیلی 93-1392 در شهر اردبیل مشغول به تحصیل بودند. به منظور انتخاب نمونه، ابتدا 400 دانش آموز به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای از جامعه آماری انتخاب شدند. سپس از بین افراد دارای پراشتهایی عصبی، 40 آزمودنی به صورت تصادفی ساده انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش (پذیرش و تعهد درمانی) و گروه گواه گمارده شدند. گروه آزمایش در 8 جلسه به صورت گروهی تحت درمان  پذیرش و تعهد قرار گرفتند.  برای جمع آوری داده ها، از پرسشنامه عادات خوردن و پرسشنامه تصویر بدنی استفاده شد. داده های پژوهش با روش تحلیل کواریانس تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: نتایج آزمون تحلیل کواریانس نشان داد که درمان پذیرش و تعهد باعث افزایش نمره تصویر بدنی و کاهش علائم پراشتهایی عصبی آزمودنی های گروه آزمایش نسبت به گروه گواه در مرحله پس آزمون شده است (p< 0/001).
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که پذیرش و تعهد درمانی از طریق راهبردهای درمانی خود، موجب کاهش پرخوری عصبی و بهبود تصویر بدنی در افراد تحت درمان می شود. لذا استفاده از این روش درمانی برای مبتلایان به پراشتهایی عصبی در جامعه دختران ایرانی پیشنهاد می شود.



صفحه 1 از 1     

مجله دانشگاه علوم پزشکی اردبیل Journal of Ardabil University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.14 seconds with 35 queries by YEKTAWEB 3960