[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
بایگانی مقالات زیر چاپ::
بانک ها ونمایه ها::
فرایند کارشناسی مقالات::
فرم نظر سنجی::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
Creative commons

Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License.

..

جستجو در مقالات منتشر شده


14 نتیجه برای عابدی

مهناز نوروزی‌، حیدرعلی‌ عابدی ، مریم‌ فرمهینی‌ فراهانی‌،
دوره 2، شماره 3 - ( پاییز 1381 )
چکیده

زمینه و هدف : تمایل به استفاده از یک روش پیشگیری از بارداری مانند هر تمایل دیگری به نگرش عمومی فرد در زمینه استفاده از آن روش و نیز احساسات و درک فرد از خواسته ها و توقعات اطرافیان در مورد استفاده از آن روش بستگی دارد. هدف از این پژوهش تعیین دلایل تمایلات مادران در انتخاب روش پیشگیری از بارداری بعد از زایمان می باشد.
روش کار : این پژوهش از نوع مقطعی بوده که در آن 384 نفر از زنانی که برای اولین بار بعد از زایمان جهت دریافت خدمات تنظیم خانواده به مراکز بهداشتی درمانی شهر اصفهان مراجعه کرده بودند، مورد بررسی قرار گرفتند اطلاعات توسط پرسشنامه و به روش مصاحبه حضوری گردآوری شده و با استفاده از روشهای آماری توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها : نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که بیشترین روش پیشگیری از بارداری مورد تمایل مادران شیرده روش تزدیکی منقطع (27/4%) بوده و بیشترین دلایل تمایل به این روش نداشتن عارضه (45/3%) و سپس موثر بودن روش (25/1%) می باشد.
نتیجه گیری : با توجه به میزان شکست زیاد روش نزدیکی منقطع بایستی پرسنل بهداشتی با ارایه آموزشهای صحیح و کافی به مادران شیرده و همسران آنان درباره هر یک از روشهای پیشگیری از بارداری و کاربرد آنها در دوره شیردهی ، توانایی زوجین در امر تصمیم گیری و انتخاب روشهای مناسب و مطمئن پیشگیری از بارداری را افزایش دهند.
سهیلا رفاهی، سعید خامنه، علی عابدی ،
دوره 3، شماره 4 - ( زمستان 1382 )
چکیده

  زمینه و هدف: مهمترین سیستم کنترل لحظه به لحظه فشار خون، بارورفلکس کاروتیدی است. در گذشته برای ارزیابی بارورفلکس کاروتیدی از روش های تهاجمی استفاده می کردند. در سال 1975 اکبرگ توانست دستگاه غیر تهاجمی برای تست حساسیت بارورفلکس کاروتیدی ابداع نماید. هدف اصلی این پژوهش طراحی دستگاه ی برای تست حساسیت بارورفلکس کاروتیدی به روش غیر تهاجمی است که قادر باشد با مکش گردن باعث تحریک بارورسپتورهای گردنی گردد. توسط این دستگاه فیزیولوژیست ها و فارماکولوژیست ها قادر خواهند بود تحقیقات زیادی در مورد بارورسپتور های کاروتیدی انجام دهند.

  روش کار : مدارات و سیستم های پیشرفته الکترونیکی و مکانیکی که می تواند با ایجاد فشار منفی کنترل شده در جدار سینوس کاروتید افزایش فشار خون را تقلید نماید ساخته شد . این دستگاه بر اساس ایجاد فشار منفی در جلوی گردن کار می کند که این امر موجب کشش بافتهای نرم گردن و از جمله سینوس کاروتیدی می شود . از تغییرات مهمی که در طرح دستگاه داده شد انتخاب لاستیک مقاوم نخ تاب برای ساخت محفظه گردنی بجای ورقه های نرم سربی و نیز قابلیت کنترل الکترونیکی و کامپیوتری بود که دستگاه حاضر را نسبت به مدل پیشنهادی اکبرگ پیشرفته تر نموده است . به منظور تست دستگاه در 12 داوطلب مذکر جوان به مدت 10 ثانیه فشار محفظه گردنی به mmHg 30 - تا mmHg 90 - تقلیل داده شد . با توجه به اینکه سیکل قلبی توسط دستگاه کاردیوپن II بطور ممتد ثبت می شد ، تغییرات سیکل قلبی در حین مکش قابل ارزیابی بودند .

  یافته ها: با تحریک بارورسپتورهای کاروتیدی طول سیکل قلبی در آن واحد افزایش یافت که با سطح پایه اختلاف معنی داری نشان می دهد (003/0 < p ). این موضوع عملکرد صحیح دستگاه را نشان می دهد.

  نتیجه گیری: آزمون های نهایی کار آ یی دستگاه مزبور را در ایجاد تحریک بارورسپتور های کاروتیدی تایید می نماید. دستگاه فوق قابل تولید و بکارگیری در سایر دانشگاه های علوم پزشکی و مراکز تحقیقاتی می باشد.


داریوش سوادی اسکوئی، علی عابدی، خلیل رستمی،
دوره 4، شماره 1 - ( بهار 1383 )
چکیده

  زمینه وهدف: فلج بلز بیماری نسبتاً شایعی است که در نتیجه فلج یا ضعف ناگهانی عصب صورتی ایجاد می شود. در این بیماری عضله صورت در قسمت درگیر فلج یا ضعیف می شود و بیمار قادر به بستن یک چشم و یا کنترل بزاق در سمت درگیر نمی باشد. میزان بروز آن در دنیا 2/40-5/11 به ازای هر 100 هزار نفر است. عوامل موثر در بروز این بیماری مشخص نیست. در این مطالعه برآن شدیم تا ضمن بررسی خصوصیات دموگرافیک بیماران مورد مطالعه عوامل محیطی موثر در بروز این بیماری را در اردبیل مشخص نماییم.

  روش کار: در این مطالعه مقطعی ( Cross-Sectional ) در منطقه اردبیل، بیمارانی که طی دو سال از دی ماه 1380 لغایت دی ماه 1382 به کلینیک اعصاب مراجعه کردند از نظر این بیماری و خصوصیات دموگرافیک بوسیله یک پرسشنامه ارزیابی شدند. داده ها جهت آنالیز با استفاده از آمار توصیفی در قالب جداول فراوانی و آزمون مجذور کای با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 11 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

  یافته ها: از تعداد 6550 بیمار مراجعه کننده 140 نفر(15/2%) به این بیماری مبتلا بودند. میزان شیوع در سنین 20 تا 30 سال بیشتر (85/17%) و در زنان و مردان با هم برابر بود. میزان شیوع در فصول سرد سال نسبت به فصول گرم بیشتر و این تفاوت از نظر آماری معنی دار بود( 001/0 p< ) ، همچنین در کشاورزان که فعالیت آنها با تعریق همراه بود بیماری از شیوع بیشتری برخوردار بود.

  نتیجه گیری: بر اساس یافته های مطالعه حاضر فلج بلزدر ماه های سرد سال از شیوع بیشتری برخوردار بود و نتایج با این نظریه که علت این بیماری ویروس است و سرما آنرا فعال می نماید همخوانی دارد.


بهمن بشر دوست، حسین دوستکامی ، زیبا فعالپور ، خدیجه اسلام نژاد ، علی عابدی،
دوره 5، شماره 4 - ( زمستان 1384 )
چکیده

  زمینه و هدف : مشکلات قلبی- عروقی در بیماران همودیالیزی یکی از علل عمده مرگ و میر می باشد . بیو مارکرهای قلبی مانند تروپونین ها در تشخیص آسیب های قلبی بسیار حساس می باشند. تروپونین I می تواند در تشخیص آسیب حاد قلبی- عروقی در بیماران همودیالیزی مورد استفاده قرار گیرد.

  روش کار : این مطالعه به صورت توصیفی- تحلیلی در 39 بیمار همو دیالیزی مرکز همودیالیز بیمارستان بوعلی اردبیل انجام گرفت. سطح ترو پونین I با استفاده از روش الیزا و میزان Cr ، BUN و Hb قبل دیالیز در این بیماران سنجیده شد. با استفاده از اکوکاردیوگرافی LVH ( Left Ventricular Hypertrophy ) و LVMI ( Left Ventricular Mass Index ) اندازه گیری گردید. در نهایت اطلاعات به دست آمده با استفاده از نرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

  یافته ها : میانگین سنی بیماران 92/52 سال بود. 26 نفر مرد و 13 نفر زن بودند. میانگین میزان تروپونین I ، 78/0 میکروگرم در لیتر بود. بین سطح تروپونین I و LVMI ، سن و جنس ارتباط آماری معنی داری یافت نشد. ما بین سطح تروپونین I با EF ( Ejection Fraction ) و اختلال دیاستولیک ارتباط آماری معنی داری وجود داشت(05/0= p ) .

  نتیجه گیری : سطح تروپونین I می تواند به عنوان معیاری از اختلال فانکشن دیاستولیک در بیماران دیالیزی باشد.


داریوش سوادی اسکوئی، علی عابدی ، رضا خندقی،
دوره 5، شماره 4 - ( زمستان 1384 )
چکیده

  زمینه و هدف:فلج هیپوکالمیک یکی از سندرم های نسبتا ناشایع اما بالقوه خطرناک است و در صورت تشخیص و درمان به موقع بیماران بدون هیچگونه عارضه ای نجات می یابند. این سندرم ناشی از بیماری های مختلفی است که با کاهش پتاسیم سرم و فلج حاد سیستمیک مشخص می شود. فلج هیپوکالمیک وقتی اتفاق می افتد که پتاسیم سرم به کمتر از 5/3 میلی مول بر لیتر برسدکه به علت جابجایی پتاسیم به داخل سلول (فلج دوره ای هیپوکالمیک و فلج دوره ای تیروتوکسیکوز) اتفاق می افتد. این مطالعه به منظور تعیین شیوع جنسی، سنی و سایر خصوصی ا ت بیماران مبتلا به فلج دوره ای هیپوکالمیک انجام شد.

  روش کار: این مطالعه توصیفی- مقطعی آینده نگر که از سال 1377 تا 1382 در 50 بیمار مراجعه کننده به بخش اعصاب با تشخیص هیپوکالمی (بر اساس مطالعات بالینی و آزمایشگاهی) انجام گرفت. اطلاعات توسط پرسشنامه به دست آمد و پتاسیم سرم اندازه گیری شد. در نهایت داده ها به کمک نرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

  یافته ها: از 50 بیمار مبتلا 46 نفر مرد (92%) و چهار مورد زن (8%) بودند. محدوده سنی بیماران بین 60-19 سال بود و میانگین سنی بیماران 1/9 ± 16/33 سال بود. میانگین پتاسیم سرم در هنگام بستری 49/0 ± 37/2 به دست آمد. با ا فزایش سن بروز هیپوکالمی نیز افزایش یافت، ولی بیشترین تعداد بیماران (76%) در محدوده سنی 20 تا 40 سال بودند. در 86%‌موارد زمان وقوع حمله در شب و اوایل صبح بود. 11 بیمار مصرف غذاهای پر کربوهیدرات و 11 بیمار سابقه مصرف کورتن را ذکر کردند. در 21 مورد عود مجدد وجود داشت؟؟. در 40 بیمار فلج در چهار اندام و در 12 بیمار فلج در دو اندام بود. در 4%‌ بیماران فشار خون بالا وجود داشت و از 14 آزمون تیروئیدی انجام شده چهار مورد هیپرتیروئید بودند. EKG در هشت بیمار طبیعی بود ولی در سایر موارد تغییرات غیر طبیعی وجود داشت.

  نتیجه گیری : نسبت موارد ابتلای مذکر به م ؤ نث بر خلاف منابع خارجی بالا است ولی کاهش سطح پتاسیم در زنان نسبت به مردان ب ه مراتب بیشتر است . درمان با استازولامید و KCL خوراکی به طور همزمان نه تنها مدت زمان بستری را کاهش می دهد بلکه در درمان بیماری موثر تر است.


پرنیان علیزاده اسکویی، سیاوش سوادی اسکویی، مهدی عابدی کهنمویی، محرم باقری پریدلو،
دوره 7، شماره 3 - ( پاییز 1386 )
چکیده

زمینه وهدف: مصرف وسیع آمالگام در دندانپزشکی از یک طرف و مسئله سمیت جیوه از طرف دیگر رعایت اصول بهداشتی جیوه را الزامی می دارد . هدف از مطالعه حاضر بررسی آگاهی ، نگرش و عملکرد دندانپزشکان شاغل در مطب های خصوصی شهر تبریز نسبت به رعایت اصول بهداشت جیوه می باشد .

روش کار : در این مطالعه توصیفی ـ تحلیلی تعداد 116 نفر از دندانپزشکان شاغل درمطب های خصوصی شهر تبریز به روش نمونه گیری تصادفی منظم انتخاب و جهت بررسی متغیرهای آگاهی، نگرش و عملکرد از پرسشنامه استفاده شد. داده ها توسط نرم افزار Spss.14/win و به وسیله روش های آماری توصیفی و آزمون t برای گروه های مستقل و آزمون ضریب همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.

یافته ها: میانگین آگاهی، نگرش و عملکرد دندانپزشکان به ترتیب 28/13 ± 74/45، 62/10 ± 96/68 ، 55/17 ± 43/17 به دست آمد. بین آگاهی، نگرش و رعایت اصول بهداشت جیوه رابطه معنی داری حاصل نشد همچنین بین متغیرهای زمینه ای جنسیت دندانپزشک، مدرک تحصیلی و سال فارغ التحصیلی با متغیرهای فوق رابطه معنی داری حاصل نشد.

نتیجه گیری: با توجه به نگرش مثبت و آمادگی جهت افزایش آگاهی و بهبود عملکرد، برنامه ریزی صحیح جهت آموزش اصول بهداشت جیوه طی دوران تحصیل و در جریان برنامه های بازآموزی می تواند راهگشا باشد. علیرغم آگاهی، نگرش مثبت، عملکرد دندان پزشکان شهر تبریزکمتر از حد مطلوب است.
محمد آقائی شهسواری، مسعود نوروزیان اول، پگاه ویسی، حسن ارگانی، نادره رشتچی زاده، امیر قربانی حق جو، سیما عابدی آذر، امیر منصور وطنخواه،
دوره 8، شماره 2 - ( تابستان 1387 )
چکیده

زمینه و هدف: فعالیت سیستم رنین ـ آنژیوتانسین بر میزان استرس اکسیداتیو و مارکرهای التهابی موثر است، این مطالعه اثرات انالاپریل و لوزارتان را بر روی مارکرهای مذکور مطابق پلی مورفیسم یاد شده در بیماران پیوند کلیه مورد ارزیابی قرار می دهد.
روش کار: در این مطالعه بعد از تعیین ژنوتیپ های سیستم رنین ـ آنژیوتانسین شامل ژنوتیپ آنزیم مبدل آنژیوتانسین (I/D)، آنژیوتانسینوژن (M235T) و رسپتور نوع 1 آنژیوتانسین II ( All66C) توسط PCR، 76 بیمار، به چهار گروه تقسیم شدند. گروه اول 17 بیمار و گروه دوم 24 بیمار به ترتیب، روزانه با انالاپریل10 میلی گرم و لوزارتان 50 میلی گرم درمان شدند. گروه سوم به عنوان کنترل مثبت شامل 17 بیمار هردو دارو را با همان دوز دریافت نمودند و در نهایت گروه چهارم شامل 18 بیمار به عنوان کنترل منفی هیچ دارویی دریافت نکردند. پروتئین فاز حاد و آنتی اکسیدان توتال به عنوان معیارهای التهابی و استرس اکسیداتیو بعد از دو ماه درمان اندازه گیری شدند. سپس بعد از 2 هفته دوره wash out، گروههای انالاپریل و لوزارتان به عنوان یک طرح متقاطع cross-over جایگزین همدیگر شدند. بیماران برای 8 هفته دیگر پیگیری شدند و در انتهای دوره، سطوح مارکرهای مذکور مجددا چک شدند.
یافته ها: بعد از 2و 4 ماه درمان سطوح پروتئین فاز حاد و آنتی اکسیدان توتال به طور معنی داری در گروههای درمانی مذکور تغییر کرد (p<0/05). اگر چه بیماران با ژنوتیپ CC پلی مورفیسم رسپتور نوع 1 آنژیوتانسینII ، سطح پروتئین فاز حاد پائین تری (p=0/04) داشتند، اما پلی مورفیسمهای سیستم رنین ـ آنژیوتانسین تأثیر معنی دار آماری در کاهش مارکرهای مذکور متعاقب درمان با داروهای یاد شده را نداشتند (p>0/05).
نتیجه گیری: انالاپریل و یا لوزارتان توانستند اندازه سطوح پروتئین فاز حاد و آنتی اکسیدان توتال را بدون توجه به ژنوتیپهای سیستم رنین ـ آنژیوتانسین تغییر دهند.
مهرداد میرزارحیمی، علی عابدی، فاطمه شهنازی ، حکیمه سعادتی، افسانه انتشاری،
دوره 8، شماره 4 - ( زمستان 1387 )
چکیده

زمینه و هدف: میزان مرگ و میر نوزادان از شاخصهای مهم توسعه بهداشتی محسوب می شود و بی تردید اولین قدم در راه کاهش میزان مرگ و میر و ارتقاء سطح این شاخص، شناسایی علل مرگ و میر آن است. بنابراین در این مطالعه علل مرگ و میر نوزادان در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهرستان اردبیل مورد بررسی قرار گرفت.
روش کار: این مطالعه، یک مطالعه مقطعی، توصیفی- تحلیلی و گذشته نگر می باشد، که با مطالعه پرونده ها و تکمیل فرم ثبت پزشکی، برای تمام نوزادانی که در بیمارستان امام و علوی شهرستان اردبیل از مهر 1385تا شهریور 1386 بستری شده اند، انجام گرفت. فرم پژوهش شامل متغیرهایی نظیر جنس، وزن تولد، سن حاملگی، علت فوت و سن مرگ بود. داده ها با استفاده از نرم افزارSPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و جهت آنالیز داده ها از آزمون کای اسکوئر و T-testاستفاده شد.
یافته ها: در این مطالعه148 (7/86%) نوزاد از 1881 نوزاد بستری فوت کرده بودند. علل مرگ و میر شامل بیماری غشاء هیالین HMD)) (52/02%)، سپسیس (14/86%) ، پنومونی (9/45%)، آنومالی مادر زادی (12/83%)، آسفیکسی (7/43%)و آسپیراسیون مکونیوم (3/37%) بود. از بین نوزادان فوت شده 54/72% پسر و بقیه دختر بودند. 550 نوزاد کم وزن بودند که 111 نفر از آنها فوت کردند و میزان مرگ و میر در نوزادان کم وزن ، 20/18% بود. 578 نوزاد نارس بودند که 122 نفر از آنها فوت کردند و میزان مرگ و میر در نوزادان نارس، 21/10% بود.
نتیجه گیری: نارسی و وزن کم زمان تولد (LBW)، ثابت ترین و مهمترین عامل تعیین کننده مرگ و میر نوزادی می باشد و شایعترین علل مرگ و میر نوزادان، بیماری غشاء هیالین و سپسیس بودند.
مهین جمشیدی ماکیانی، سید عبداله موسوی، فرشید عابدی، شافعی رحیمی، الهام گودرزی،
دوره 10، شماره 1 - ( بهار 1389 )
چکیده

  زمینه و هدف: یکی از اولین اقدامات تشخیصی در مایع جنب، افتراق نوع اگزوداتیو از ترانسوداتیو آن است. در این مطالعه با هدف شناسایی مارکرهای بیشتر در افتراق مایع جنب اگزوداتیو از ترانسوداتیو، سطح C-Reactive Protein (CRP) به عنوان یکی از پروتئین های واکنش مرحله حاد در مایع جنبی بیماران مورد بررسی قرار گرفت.

  روش کار: در این مطالعه توصیفی- مقطعی، 80 بیمار مبتلا به مایع جنبی که تشخیص نهایی بیماری آنها مشخص شده بود مورد بررسی قرار گرفتند. با استفاده از معیارهای " Lights "، بیماران بر اساس اگزوداتیو و ترانسوداتیو بودن مایع جنب آنها به دو گروه تقسیم شدند. در هر دو گروه CRP سرم و مایع جنب بیماران به روش آگلوتیناسیون لاتکس اندازه­گیری شد.

  یافته ها: از 80 نمونه مایع جنبی مورد بررسی 26 مورد (5/32%) ترانسوداتیو و54 مورد (5/67%) اگزوداتیو بود در گروه اگزوداتیو 2/72% دارای CRP مایع پلور مثبت (+1 تا +3)، اما در گروه ترانسوداتیو تنها 5/38% CRP مایع پلور مثبت بود (05/0> p ). بین علل ایجاد کننده مایع جنبی اگزوداتیو (عفونی و غیر عفونی، بدخیمی و غیر بدخیمی، سل و بدخیمی) و میزان مثبت شدن CRP ارتباط معنی داری وجود نداشت. همچنین میزان مثبت شدن CRP سرم در بیماران دارای مایع جنبی اگزوداتیو بطور قابل توجهی بیشتر از بیماران با مایع جنبی ترانسوداتیو بود (05/0> p ).

  نتیجه گیری: با توجه به نتابج این مطالعه از معیار CRP بخصوص اگر به صورت کمی مورد ارزیابی قرار گیرد می­توان به عنوان یک معیار جهت افتراق مایع جنبی اگزوداتیو از ترانسوداتیو استفاده کرد.


علی عابدی، بابک تیمورزاده، مهران ظریفی، ودود نوروزی، هاشم سزاوار، مصطفی محمدی نقده، سعید خامنه، رسول لطف اله زاده،
دوره 10، شماره 2 - ( تابستان 1389 )
چکیده

زمینه و هدف: مصرف تنباکو جزء مشکلات بشری بوده که علاوه بر عوارض اجتماعی، اقتصادی و بهداشتی، منجر به سرطان ریه، گوارش، مثانه و تغییر کروموزمی و تغییر فاکتورهای خونی و غیره می گردد. بر خلاف سیگار در مورد تاثیرات قلیان روی عملکرد اندامهای انسانی مطالعات اندکی صورت گرفته است.
روش کار: در این مطالعه مورد شاهدی، 133 فرد قلیانی که حداقل سه بار در روز و به مدت سه سال یا بیشتر قلیان استفاده می کردند از قهوه خانه های سطح شهر اردبیل انتخاب و اسپیرومتری بر روی این افرادحداقل سه بار صورت گرفت. جهت مقایسه پارامترهای ریوی به همین تعداد فرد سالم درمحدوده سنی مشابه که هیچ گونه بیماری نداشتند و از دخانیات استفاده نمی نمودند و ازلحاظ شرایط اجتماعی، اقتصادی مشابه با افراد قلیان بودند انتخاب و اسپیرومتری انجام گرفت. داده ها با نرم افزار 11Spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. برای هر مرحله علاوه بر محاسبه میانگین و انحراف معیار، جهت مقایسه میانگین ها ازآزمون تی تست استفاده گردید و در تمامی متغییرها احتمال خطای کمتر از 5% معنی دار تلقی گردید.
یافته ها: محدوده سنی افراد قلیانی و نرمال به ترتیب 78-17 و 82-20 سال بود و میانگین سنی افراد قلیانی 9/14 ± 37/44 سال و افراد سالم 46/14 ± 54/41 سال بود. نتایج این پژوهش نشان دهنده وجود اختلاف آماری معنی دار بین پارامترهای دو گروه بود. مقایسه ( FEV1 (Forced Expiratory volume in 1st second در افراد قلیانی 21/0 ± 87/1 لیتر) و افراد نرمال (12/0 ± 99/2 لیتر) و مقایسه Forced Vital capacity) FVC ) افراد قلیانی (63/0 ± 44/3 لیتر ) و افراد نرمال (59/0 ± 99/4 لیتر) و مقایسه نسبت EV1/ FVC (Forced expiratory Volum in 1 st second / Forced Vital Capacity در افراد قلیانی (5/10 ± 83/70درصد) و افراد نرمال (6/5 ± 13/92 درصد) اختلاف معنی داری را نشان داد ( p کمتر از 05/0 ) . 27 نفر (20% ) از افراد قلیانی دچار بیماریهای احتقانی مزمن ریوی بوده و10 نفر (5/7%) FEV1 % کمتر از 70 داشته اند.
نتیجه گیری: با توجه به کاهش پارامترهای ریوی نسبت به اندازه نرمال آن به نظر میرسد که استفاده از قلیان نظیر سیگار در کاهش پارامترهای ریوی موثر بوده ومیتواند اثرات مخرب بر روی سیستم ریوی داشته باشد. با توجه به یافته های این مطالعه آگاهی دادن به مردم به ویژه جوانان در مورد مضرات قلیان توسط وسایل ارتباط جمعی ضروری می باشد.


شعبان علیزاده، شهاب بهلولی، علی عابدی، سید هادی موسوی، بهزاد جعفرزاده، نوروز همرنگ، علی ایمانی،
دوره 10، شماره 4 - ( زمستان 1389 )
چکیده

  زمینه و هدف : لپتین یک هورمون مترشحه از بافت چربی است که در تمایز و تکثیر سلول­های خونساز نقش مهمی دارد . این هورمون نقش مهمی در متابولیسم چربیها بازی می کند . فاکتور ممانعت­کننده از لوسمی ( LIF ) یک سایتوکاین پلئوتروفیک با اعمال گسترده خونسازی، عصبی و اندوکرینی می باشد، LIF و IL - 6 با فعال کردن پیام­رسانی از طریق گیرنده­های خود باعث کاهش لپتین می­شوند. شاخص توده بدنی ( BMI ) دارای ارتباط مستقیمی با هورمون لپتین می باشدو میزان هموگلوبین و هماتوکریت نیز در پیش آگهی بیماری دخیل هستند. هدف این مطالعه بررسی سطح سرمی و ارتباط میان فاکتورهای لپتین، LIF و IL-6 و همچنین میزان BMI ، هموگلوبین و هماتوکریت در بیماران مبتلا به لوسمی­های لنفوئیدی می­باشد.

  روش کار: در این مطالعه تعداد 30 بیمار (15 مورد ALL و 15 مورد CLL ) مورد آزمایش قرار گرفت . 15 فرد سالم نیز به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شد. سطوح سرمی لپتین، LIF و IL-6 توسط روش الیزا اندازه گیری شد. BMI توسط فرمول آماری و میزان هموگلوبین و هماتوکریت توسط دستگاه شمارنده سلولی اندازه گیری شدند. نتایج توسط نرم افزار SPSS آنالیز و تفاوت آماری بین گروه­ها توسط آزمون تی بررسی شد. 05/0 p < به عنوان معنی­دار در نظر گرفته شد.

  یافته ها: میزان لپتین در مقایسه با گروه کنترل در بیماران ALL کاهش (002/0 p < ) ولی در بیماران CLL افزایش داشت (003/0 p < ). اختلاف میانگین LIF ، IL -6 ، BMI و لپتین در بیماران ALL در مقایسه با گروه کنترل کاهش و دارای نتایج معنی­داری بود (05/0 p < ). میانگین فاکتورهای LIF و BMI در گروه بیماران CLL در مقایسه با گروه کنترل دارای کاهش، لپتین دارای افزایش و اختلاف نتایج معنی­دار بود (05/0 p < ). میزان IL -6 دارای کاهش ولی در حد معنی دار نبود. ارتباط بین BMI و لپتین در بیماران ALL و CLL از لحاظ آماری معنی­دار نبود. اما این ارتباط در افراد طبیعی معنی­دار بود (05/0 p < ). میزان هموگلوبین و هماتوکریت در هر دو گروه بیماران ALL و CLL کاهش معنی­داری داشتند (05/0 p < ).

  نتیجه گیری: سطوح سرمی LIF ، IL -6 ، لپتین و همچنین میزان هموگلوبین، هماتوکریت و BMI نسبت به گروه کنترل تغییرات معنی­دار را داشتند. این نتایج پیشنهاد می­کند که این فاکتورها ممکن است نقش مهمی در فیزیوپاتولوژی لوسمی­های لنفوئیدی داشته باشند.


مختار مختاری، محمود عابدین زاده، سیده نرجس ناصران،
دوره 12، شماره 2 - ( تابستان 1391 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به استفاده وسیع از مغز گردو در پختن غذاها و نیز کاربردهای درمانی آن، در تحقیق حاضر، اثرات احتمالی عصاره الکلی مغز گردو بر غلظت هورمون های محرک فولیکولی ، لوتئینی کننده و تستوسترون در موش صحرایی نر بالغ مورد بررسی قرار گرفت. روش کار: در این مطالعه تجربی از 40 سر موش صحرایی نر بالغ از نژاد ویستار با وزن 300-250 گرم استفاده شد که به 5 گروه 8 تایی تقسیم شد. گروه کنترل هیچ تیمار دارویی دریافت نکرد، گروه شاهد حلال آلی را به صورت داخل صفاقی دریافت نمود، گروه های تجربی نیز سه دوز متفاوت عصاره الکلی گردو به ترتیب 50، 20، 10 میلی گرم بر کیلوگرم روزانه و بصورت داخل صفاقی دریافت کردند و سطح سرمی هورمون های لوتئینی کننده، محرک فولیکولی و تستوسترون اندازه گیری شد. تمام داده ها با نرم افزار 16 SPSS و آزمون آماری آنالیز واریانس یکطرفه تجزیه و تحلیل گردید. یافته ها: سطوح هورمون های لوتئینی کننده و محرک فولیکولی در گروه تجربی با دوز 50 میلی گرم بر کیلوگرم عصاره گردو در مقایسه با گروه کنترل بطور معنی داری افزایش یافت (p< 0/05 ). همچنین غلظت سرمی هورمون تستوسترون در گروه های تجربی با دوز 20 میلی گرم بر کیلوگرم و 50 میلی گرم بر کیلوگرم در مقایسه با گروه کنترل افزایش معنی داری را نشان داد (p< 0/05 ). نتیجه گیری: بر اساس نتایج حاصل از این تحقیق عصاره الکلی گردو با تاثیر بر محور هیپوفیز- بیضه سبب افزایش ترشح هورمون آزادکننده گنادوتروپین و لوتئینی و افزایش فعالیت تولید مثلی جنس نر در موش صحرایی می شود.
سیما نصری، محمود عابدین زاده، معصومه جمال امیدی، فرزاد نورصباغی،
دوره 13، شماره 1 - ( بهار 1392 )
چکیده

زمینه و هدف: دیابت با اختلال شایع متابولیک شناخته می‏شود. گیاهان دارویی متعددی برای درمان دیابت توصیه شده اند. در این مطالعه اثرات ضد دردی و پایین آورندگی قند خون عصاره هگزانی و آبی- الکلی شنبلیله در رتهای دیابتی و نرمال بررسی شده است.
روش کار: مطالعه حاضر در سال 2011 در دانشگاه علوم پزشکی گیلان انجام شد، 48 سر موش نر صحرایی بالغ (300-230 گرم) بطور تصادفی به 6 گروه تقسیم شدند: گروه سالم، کنترل دیابتی و 4 گروه تیمارشده که به ترتیب دوزهای mg/kg/day200 و100 عصاره هگزانی و آبی- الکلی شنبلیله را به مدت 28 روز بصورت داخل صفاقی دریافت نمودند. برای بررسی اثرات ضد دردی از دو مدل تجربی (تست استیک اسید و هات پلیت)، و اندازه گیری قند خون با گلوکومتر استفاده شد. داده ها با نرم افزار 16 SPSS  و آزمون آماری آنالیز واریانس یکطرفه و تست توکی تجزیه تحلیل شدند.
یافته ها: عصاره آبی-الکلی و هگزانی سبب کاهش چشمگیر قند خون در مقایسه با گروه کنترل دیابتی شدند ( 05/0>p) که این اثر در گروه هگزانی قویتر بود. در مقایسه با گروه کنترل، در همه گروههایی که عصاره دریافت نموده بودند اثر ضد دردی چشمگیری دیده شد که در گروه هگزانی با دوز mg/kg200 بطور واضحی بیشتر بود ( 05/0>p).
نتیجه گیری: عصاره گیاه شنبلیله دارای اثرات پایین آورندگی قند خون و ضددردی می‏باشد.


اسلام ذبیحی، سید اقبال متولی باشی، پیروز پورمحمد، علی عابدی،
دوره 17، شماره 2 - ( تابستان 1396 )
چکیده

زمینه و هدف : قارچ دنبلان (TB)در طب سنتی به عنوان محرک جنسی مورد استفاده قرار میگیرد و دارای اسید چرب، فلاونوئید، بتاکاروتن، مواد معدنی و همچنین مواد آنتی اکسیدان ازجمله کاتچین میباشد. هدف از این مطالعه تاثیر عصاره هیدروالکلی قارچ دنبلان بر پارامترهای اسپرم و میزان هورمون تستوسترون در موش صحرایی میباشد.
روش کار: این مطالعه بر روی 21 سر موش صحرایی نر در 3 گروه انجام شد. گروه اول (کنترل) هیچ دارویی دریافت نکردند. به گروه دوم (شاهد) نرمال سالین (حلال عصاره) و گروه سوم، mg/kg 105 عصاره  TBبمدت 21 روز داخل صفاقی با حجم 0/2 میلی لیتر تزریق گردید. سپس نمونه های خونی به منظور تعیین غلظت هورمون تستوسترون جمع آوری شد و در نهایت وزن بیضه و اپیدیدیم، تعداد و درصد تحرک اسپرم مورد بررسی قرار گرفت. داده ها با استفاده  از آزمونهای آماری آنوا و تست تعقیبی توکی تجزیه و تحلیل گردید.
یافته ها: سطح سرمی تستوسترون، وزن موش صحرایی، وزن بیضه و تعداد اسپرم، درصد تحرک اسپرم در گروه تجربی تیمارشده با 105میلی گرم بر کیلوگرم از عصاره دنبلان نسبت به گروه کنترل به صورت معنی دار افزایش یافت (0/001>p).
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد عصاره هیدروالکلی TB میتواند بر بهبود پارامترهای اسپرم و افزایش میزان هورمون تستوسترون موثر باشد و میتوان از آن به عنوان محرک جنسی و در ناباروری (جنس مذکر) استفاده نمود.

صفحه 1 از 1     

مجله دانشگاه علوم پزشکی اردبیل Journal of Ardabil University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.16 seconds with 42 queries by YEKTAWEB 3960