[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
بایگانی مقالات زیر چاپ::
بانک ها ونمایه ها::
فرایند کارشناسی مقالات::
فرم نظر سنجی::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
Creative commons

Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License.

..
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
3 نتیجه برای صدیقی

فرحناز صدیقیان، هایده سمیعی، هایده علاءالدوله ای،
دوره 8، شماره 2 - ( تابستان 1387 )
چکیده

زمینه و هدف: در طی حاملگی به دلیل افزایش حجم پلاسمای مادری، مقدار Hb و HCT کاهش می یابد. نیاز خانم باردار به آهن به دلیل افزایش حجم خون و سلولهای خونی، رشد جنین و جفت افزایش می یابد و به همین دلایل برای بسیاری از خانمهای باردار مکمل یاری با آهن صورت می گیرد. در این مطالعه شاخصهای خونی بعد از مصرف دوزهای مختلف مکمل یاری آهن در خانمهای باردار سالم بررسی شدند تا بتوان از مصرف زیادی آهن خودداری نمود.

روش کار: در این مطالعه مقطعی - تحلیلی، از بین خانمهای باردار سالم 150 نفر انتخاب و به دو گروه شاهد و مورد تقسیم شدند. از 3 ماهه دوم به گروه شاهد دوزهای روزانه آهن و به گروه مورد، 3 بار در هفته مکمل آهن داده شد و در 3 ماهه اول، دوم و سوم آزمایش CBC بر روی آنان انجام و داده ها با روش آماری SPSS آنالیز گردید.

یافته ها: مقادیر Hb، HCT و RBC در هر دو گروه شاهد و مورد در 3 ماهه دوم و سوم نسبت به 3 ماهه اول با اختلاف معنی داری کاهش (p<0/05) داشته است. ولی تفاوت معنی داری در مقادیر شاخصهای خونی در بین دو گروه دیده نشده است.

نتیجه گیری: با توجه به اینکه اختلاف معنی داری در بین دو گروه شاهد و مورد در مقادیر شاخصهای خونی مشاهده نشده است. پیشنهاد می شود که در خانمهای باردار سالم از دوزهای متناوب مکمل آهن استفاده گردد تا از اثرات احتمالی زیانبار مصرف زیادی آهن جلوگیری شود.


امین مرادی، بهاره پهلوان، علی صدیقی، یاسمین پهلوان،
دوره 12، شماره 1 - ( بهار 1391 )
چکیده

  زمینه و هدف: درمان شکستگی­های چند قطعه­ای بسیار دشوار و با عوارض زیاد همراه می باشد. شکستگیهای خرد شده انتهای تحتانی استخوان ران معمولاً در افراد مسن مبتلا به استئوپروز به دنبال تروماهای خفیف و در افراد جوان به دنبال تروماهای شدید ایجاد می شود. هدف از مطالعه حاضر بررسی نتایج درمان شکستگیهای چند قطعه­ای انتهای تحتانی استخوان ران با استفاده از پلاکهای کوندیلار لاکینگ می­باشد. با شناخت بهتر عوارض این روش درمانی جدید می­توان جهت یافتن روش های مؤثر تر برای درمان شکستکی­های دیستال فمور تیپ 3 در مطالعات بعدی گام های مؤثری برداشت.

  روش کار: در یک مطالعه توصیفی آینده نگر 4 7 بیمار که دچار شکستگی چند قطعه ای داخل مفصلی انتهای تحتانی استخوان ران بودند و دو هفته از زمان شکستگی شان گذشته بود، وارد مطالعه شدند و با استفاده از پلاک کوندیلار لاکینگ درمان شدند. بیماران هفته اول و دوم، ماه اول، سوم و ششم معاینه شدند و از نظر وجود عفونت، دامنه حرکتی زانو، وضعیت جوش خوردن و بد جوش خوردن مورد ارزیابی قرار گرفت. اطلاعات بدست آمده داده با کمک روش های آماری توصیفی (فراوانی-درصد و میانگین ± انحراف معیار) و نرم افزار آماری SPSS .15 تجزیه تحلیل گردید و مقدار p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.

  یافته ها: در این مطالعه 2/53% شکستگی­ها بسته و 4/6% باز تیپ I و 4/40% از نوع باز تیپ IIIA بوده اند. میزان جوش خوردگی جوش نخوردگی به ترتیب 9/80% و 3/21%، بروز عفونت 1/19% و دامنه حرکتی زانو 47/24 ± 74/105 درجه و با حداکثر تأخیر اکستانسیون 20 درجه گردیده است.

  نتیجه گیری: در مطالعه حاضر مشخص شد که پلاک­های لاکینگ مخصوص دیستال فمور این امکان را فراهم می­کند که درمان شکستگی­های خرد شده دیستال فمور (تیپ C3 ) با عوارض کمتری از نظر عفونت، مال یونیون و نان یونیون توام باشد.


غزاله غم خوار نژاد، پرویز شهابی، مینا صدیقی، بهناز صادق زاده،
دوره 14، شماره 1 - ( بهار 1393 )
چکیده

  زمینه و هدف: مهار منتشر قشری دپولاریزاسیون خود انتشار یابنده نورونی-گلیایی است که معتقدند نقش مهمی در اختلالات نورولوژیک مختلف همچون صرع و میگرن همراه با حمله ناگهانی دارد. ابتدا یک دوره تحریک پذیری کوتاه مدت وجود دارد که بلافاصله با مهار یاخته‏های عصبی دنبال می شود و سپس با یک فاز تحریک پذیری ثانویه طولانی مدت ادامه پیدا می کند. هدف از انجام این مطالعه بررسی ارتباط بین فاز ثانویه مهار منتشر SD و تخلیه های انفجاری تشنجی آمیگدال جانبی در موش صحرایی می باشد.

  روش کار‏: موش­های صحرایی نر نژاد ویستار، در محدوده وزنی 350-250 گرم مورد استفاده قرار گرفتند. این مطالعه روی مقاطع زنده آمیگدال موش صحرایی انجام شد که در آن با KCl ، مهار منتشر شونده ایجاد گردید. با کاربرد بیکوکولین در غلظت زیر آستانه تشنج به مدت 45 دقیقه، مهار منتشردر ثبت برون یاخته‏ای منجر به ایجاد پتانسیل‏های میدانی حمله ای و بین حمله ای شد.

  یافته ها: بعد از ایجاد مهار منتشر در آمیگدال جانبی، استفاده از آنتاگونیست گیرنده‏های گلوتامات (AMPA ,NMDA) و مهار کننده کانال‏های پتاسیم و کلسیم همچون AP5 ، CNQX ، TEA و وراپامیل به طور معنی داری دامنه پتانسیل­های میدانی پس سیناپسی تحریکی بعد از مهار منتشر را کاهش داد.

  نتیجه گیری: نتایج بر نقش احتمالی مهار منتشر به عنوان سازوکاری برای وقوع صرع لوب گیجگاهی در بافت‏های عصبی مستعد با افزایش تحریک یا کاهش مهار دلالت دارد. مطالعه فاز تحریک پذیری ثانویه، فهم ما از ساز وکار عملکرد مهار منتشر در اختلالات نورولوژیک را زیاد می­کند. این یافته‏ها ممکن است راههای درمان صرع را بهبود بخشند.



صفحه 1 از 1     

مجله دانشگاه علوم پزشکی اردبیل Journal of Ardabil University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.13 seconds with 31 queries by YEKTAWEB 4102