[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
بایگانی مقالات زیر چاپ::
بانک ها ونمایه ها::
فرایند کارشناسی مقالات::
فرم نظر سنجی::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
Creative commons

Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License.

..
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
10 نتیجه برای دوستکامی

محمدعلی ‌ محمدی، حسین‌ دوستکامی‌، بهروز دادخواه، سید هاشم‌ سزاوار،
دوره 2، شماره 2 - ( تابستان 1381 )
چکیده

  زمینه‌ و هدف : بیماریهای‌ عروق‌ کرونری‌ از مهمترین‌ علل‌ مرگ‌ و میر در کشورهای‌ پیشرفته‌ و در حال‌ توسعه‌ است‌. در مورد این‌بیماریها، عوامل‌ خطر ساز متعددی‌ دخیل‌ می‌باشند که‌ برخی‌ از آنها قابل‌ کنترل‌ و پیشگیری‌ هستند. برای‌ کنترل‌ این‌ عوامل‌ بایدآموزش‌های‌ لازم‌ به‌ جامعه‌ داده‌ شود و قبل‌ از آن‌ لازم‌ است‌ میزان‌ دانش‌ و آگاهی‌ اولیه‌ مردم‌ نسبت‌ به‌ هر کدام‌ از عوامل خطر ساز مشخص‌ گردد. این‌ تحقیق‌ نیز با هدف‌ تعیین‌ میزان‌ آگاهی‌، نگرش‌ و عملکرد مردم‌ شهر اردبیل‌ در مورد عوامل‌ خطر ساز بیماری‌عروق‌ کرونری‌ در سال‌ 1380 انجام‌ شده‌ است‌.

  روش‌ کار: این‌ مطالعه‌، یک‌ بررسی‌ توصیفی‌ - تحلیلی‌ است‌ که‌ بر روی‌ 384 نفر زن‌ و مرد بالای‌ 20 سال‌ شهر اردبیل‌ که‌ از 5 خوشه‌آماری‌ بطور تصادفی‌ انتخاب‌ شده‌ بودند انجام‌ گردید. ابزار گرد آوری‌ اطلاعات‌ پرسشنامه‌ ای بود که‌ از طریق‌ مراجعه‌ به‌ درب‌منازل‌ افراد با مصاحبه‌ تکمیل‌ شد سپس‌ اطلاعات‌ جمع‌ آوری‌ شده‌ با استفاده‌ از نرم‌افزار کامپیوتری‌ SPSS تجزیه‌ و تحلیل‌ گردید.

  یافته‌ها : از کل‌ نمونه‌های‌ مورد بررسی‌ 5/50% را زنان‌ تشکیل‌ میدادند. میزان‌ تحصیلات‌ 3/27% در حد دبیرستان‌بود. بیشترین‌ میزان‌ آگاهی‌ از عوامل‌ خطرساز در جامعه‌ مورد بررسی‌،در زمینه‌ استرس‌ها و فشارهای‌ روحی‌(75%) بود. نتایج‌ تحقیق‌نشان‌ داد که‌ 9/66% افراد از اثر بی‌ تحرکی‌ در ایجاد بیماری‌ قلبی‌ با اطلاع‌ بودند، اما فقط 13% آنهااظهار داشتند که‌ ورزش‌ می‌کنند.1/52% افراد از نقش‌ مضر مصرف‌ زیاد نمک‌ در بیماری‌ عروق‌ کرونری‌ آگاه‌ بودند، در حالیکه‌ تنها 15% آنها غذا را بصورت‌ کم‌ نمک‌مصرف‌ میکردند.2/48% آنها از فایده‌ روغن‌ مایع‌ برای‌ سلامتی‌ آگاه‌ بودند، اما فقط 25% آنها از این‌ روغن‌ استفاده‌ میکردند. نتایج‌ نشان‌داد که‌2/42% افراد دارای‌ آگاهی‌ متوسط، 3/51% نگرش‌ مثبت‌ و 9/40% دارای‌ عملکرد ضعیف‌ نسبت‌ به‌ عوامل‌ خطرساز بیماری‌عروق‌ کرونری‌ بودند و بین‌ متغیرهای‌ آگاهی‌ با نگرش‌ ،عملکرد و نگرش‌ با عملکرد رابطه‌ معنی‌ دار آماری‌ وجود داشت‌ و با افزایش‌ آگاهی‌ ونگرش، عملکرد واحدهای‌ مورد پژوهش‌ نیز بهبود یافته‌ بود‌.

  نتیجه‌گیری : با توجه‌ به‌ این‌ نتایج‌، برنامه‌ ریزی‌های‌ منظم‌ جهت‌ ارتقاء آگاهی‌ و عملکرد افراد بعنوان‌ گام‌های‌ اولیه‌ پیشگیری‌ ازبیماری‌ عروق‌ کرونری‌ ضروری‌ به‌ نظر میرسد.


بهمن بشر دوست، حسین دوستکامی ، زیبا فعالپور ، خدیجه اسلام نژاد ، علی عابدی،
دوره 5، شماره 4 - ( زمستان 1384 )
چکیده

  زمینه و هدف : مشکلات قلبی- عروقی در بیماران همودیالیزی یکی از علل عمده مرگ و میر می باشد . بیو مارکرهای قلبی مانند تروپونین ها در تشخیص آسیب های قلبی بسیار حساس می باشند. تروپونین I می تواند در تشخیص آسیب حاد قلبی- عروقی در بیماران همودیالیزی مورد استفاده قرار گیرد.

  روش کار : این مطالعه به صورت توصیفی- تحلیلی در 39 بیمار همو دیالیزی مرکز همودیالیز بیمارستان بوعلی اردبیل انجام گرفت. سطح ترو پونین I با استفاده از روش الیزا و میزان Cr ، BUN و Hb قبل دیالیز در این بیماران سنجیده شد. با استفاده از اکوکاردیوگرافی LVH ( Left Ventricular Hypertrophy ) و LVMI ( Left Ventricular Mass Index ) اندازه گیری گردید. در نهایت اطلاعات به دست آمده با استفاده از نرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

  یافته ها : میانگین سنی بیماران 92/52 سال بود. 26 نفر مرد و 13 نفر زن بودند. میانگین میزان تروپونین I ، 78/0 میکروگرم در لیتر بود. بین سطح تروپونین I و LVMI ، سن و جنس ارتباط آماری معنی داری یافت نشد. ما بین سطح تروپونین I با EF ( Ejection Fraction ) و اختلال دیاستولیک ارتباط آماری معنی داری وجود داشت(05/0= p ) .

  نتیجه گیری : سطح تروپونین I می تواند به عنوان معیاری از اختلال فانکشن دیاستولیک در بیماران دیالیزی باشد.


حسین دوستکامی، عدالت حسینیان ، غلامحسین فاتحی،
دوره 6، شماره 1 - ( بهار 1385 )
چکیده

  زمینه و هدف: بیماری های عروق کرونری قلب از مهم ترین علل مرگ و میر در کشورهای صنعتی و در کشور ایران است. انفارکتوس میوکارد و آنژین صدری ناپایدار جزو سندرم های بالینی درگیری عروق کرونری قلب هستند. با این تفاوت که مرگ و میر ناشی از انفارکتوس میوکارد بیشتر از آنژین صدری ناپایدار است و مراقبت دقیق تر و بیشتری نیاز دارد. افتراق سریع و تشخیص به موقع بیماران دچار انفارکتوس میوکارد از بیماران دچار آنژین صدری ناپایدار نقش بسیار مهمی در درمان موثر و بهبود پیش آگهی در این بیماران دارد. مطالعه حاضر با هدف تعیین شیوع انفارکتوس میوکارد بدون صعود قطعه ST در بیماران بستری با تشخیص اولیه آنژین صدری ناپایدار انجام شد.

  روش کار: این مطالعه توصیفی- تحلیلی در بیماران بستری با تشخیص اولیه U/A ( Unstable Angina ) در بیمارستان بوعلی اردبیل طی سال های 1381-1380 انجام شد. اطلاعات مورد نیاز به وسیله پرسشنامه (شامل مشخصات دموگرافیک بیماران، علایم بالینی، تغییرات ECG و آزمایشگاهی) جمع آوری شد. داده ها توسط نرم افزار آماری SPSS تجزیه و تحلیل شد و جهت آنالیز از آمار توصیفی و تحلیلی استفاده گردید.

  یافته ها: میانگین سنی افراد مورد مطالعه 61 سال و شیوع NSTEMI ( Non-ST Elevated Myocardial Infarction ) در بیماران با تشخیص اولیه آنژین صدری ناپایدار 23 نفر (1/22%) بود. میانگین سنی بیماران NSTEMI ، 5/60 سال و شیوع آن در مردان بیشتر از زنان بود (9/69% درمقابل 4/30%). شایع ترین تغییر ECG دربیماران NSTEMI موج T معکوس و نزول قطعه ST (3/78%) و در بیماران U / A موج T معکوس (5/60%) بود. این تفاوت از لحاظ آماری معنی دار بود(001/0 p< ). 7/64% بیماران NSTEMI و 4/27 % بیماران U / A ، درد سینه فوق العاده شدیدی داشتند(004/0 p< ).

  نتیجه گیری: حدود یک پنجم بیمارانی که با U/A بستری می شوند NSTEMI دارند و تغییرات ECG به صورت نزول ST همراه با موج T منفی در این بیماران شایع تر از بیماران با U/A می باشد و شدت علایم بالینی وعوارض نیز شدیدتر از U / A است.


حسین دوستکامی، سید هاشم سزاوار، فیروز امانی، عاطفه شادمان،
دوره 6، شماره 2 - ( تابستان 1385 )
چکیده

  زمینه و هدف : بیماری های عروق کرونر و انفارکتوس حاد میوکارد جزو شایع ترین علت مرگ و میر در جهان و ایران می‌باشند. استفاده از روش های ریواسکولاریزاسیون نقش عمده‌ای در درمان این بیماری ها دارد. استفاده از ترومبولیتیک ها به خصوص استرپتوکیناز به جهت سادگی مصرف و عدم نیاز به پرسنل و تجهیزات خاص با استقبال همراه بوده است. یکی از علایم اثربخشی استرپتوکیناز در ایجاد ریپرفیوژن به ناحیه انفارکته، ایجاد آریتمی به دنبال ریپرفیوژن می‌باشد . مطالعه حاضر به منظور بررسی میزان حساسیت و اختصاصی بودن ایجاد آریتمی ریپرفیوژن جهت پیشگویی عملکرد بطن چپ در بیماران با سکته قلبی قدامی انجام شد .

  روش کار : مطالعه از نوع توصیفی- مقطعی و آینده‌نگر بود. کلیه بیماران با سکته حاد قدامی قلب که در بخش CCU ( Cardiac Care Unit ) بیمارستان بوعلی بستری شده و استرپتوکیناز دریافت کرده بودند به تعداد 100 نفر وارد مطالعه شدند. بیماران با سابقه نارسایی قلبی و منع مصرف استرپتوکیناز و یا بیمارانی که در عرض شش ساعت اول سکته قلبی فوت کردند و فرصت برای اقدامات تشخیصی وجود نداشت از مطالعه حذف شدند. طی 24 ساعت بعد از زمان بستری، بیماران تحت اکوکاردیوگرافی قرار گرفتند و عملکرد بطن چپ و میزان کسر جهشی ( Ejection Fraction ) تعیین شد. در نهایت اطلاعات جمع‌آوری شده به کمک برنامه آماری SPSS و با استفاده از روش آمار توصیفی و تحلیلی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت .

  یافته ها : 52% از بیماران حین دریافت استرپتوکیناز و پایش دچار آریتمی شدند که از این تعداد 33% دارای عملکرد بطن چپ طبیعی و 19% دچار اختلال عملکرد بطن چپ بودند. در 48% باقیمانده که آریتمی اتفاق نیفتاد در 21 % عملکرد بطن چپ طبیعی و در بقیه مختل بود .

  نتیجه‌‌گیری : نتایج این مطالعه نشان داد که ایجاد آریتمی ریپرفیوژن می‌تواند با حساسیت 61% و اختصاصیت 58% ابقای عملکرد بطن چپ را پیش‌گویی کند و بین ابقای ‌عملکرد ‌بطن ‌چپ‌ بعد از درمان‌ با استرپتوکیناز و ایجاد ‌ریپرفیوژن رابطه آماری معنی دار وجود داشت(05/0 p< ) .

 


احد اعظمی، شهرام حبیب زاده ، حسین دوستکامی ، فیروز امانی، ‌فرامرز اجری،
دوره 6، شماره 3 - ( پاییز 1385 )
چکیده

زمینه و هدف: پریکاردیال افیوژن با تجمع بیش از حد طبیعی مایع در فضای پریکارد مشخص می شود که می تواند باعث بروز اختلال در عملکرد قلب و حتی مرگ بیمار شود. مطالعات انجام شده در مورد این بیماری بیشتر مربوط به جوامع توسعه یافته بوده و ابعاد اپیدمیولوژیک آن در کشورهای در حال توسعه به خوبی شناخته نشده است. این مطالعه با هدف بررسی اتیولوژی، یافته های بالینی و پاراکلینیکی بیماران مبتلا به پریکاردیال افیوژن انجام شده است.

روش کار: مطالعه حاضر یک مطالعه توصیفی- مقطعی گذشته نگر است. از میان کل بیماران بستری شده در بیمارستان بوعلی اردبیل در طی سال های 1382-1380، 49 بیمار که در اکوکاردیوگرافی دارای افیوژن پریکارد با حجم متوسط تا وسیع بودند انتخاب و وارد مطالعه شدند و از نظر تاریخچه، معاینه فیزیکی و یافته های پاراکلینیکی شامل عکس ساده ریه، الکتروکاردیوگرام و آنالیز مایع پریکاردی (در صورت انجام ) مورد بررسی قرار گرفتند.

یافته ها: از 49 بیمار مورد بررسی 25 نفر (51%) زن و بقیه مرد بودند. محدوده سنی بیماران 10 تا 85 سال بود و 42% از بیماران بالای 60 سال سن داشتند. شایع ترین شکایت بالینی بیماران در زمان مراجعه تنگی نفس (44/9%) و درد سینه (24/5%) بود. ECGبیماران در 1/53%موارد ریتم سینوسی داشت. محور قلب در 83/7% موارد طبیعی بود ECG در 83/7% بیماران ولتاژ پایین کمپلکسQRSرا نشان داد. شایع ترین یافته در عکس ساده ریه کاردیومگالی در 85/7% موارد بود و 14/3% بیماران عکس ساده طبیعی داشتند. اتیولوژی های شایع شامل نارسایی مزمن کلیه 16/3%، بیماری سل 8/2%، نارسایی قلبی 8/2% و بدخیمی 6/1% به دست آمد. در 44/8% بیماران اتیولوژی خاصی به دست نیامد.

نتیجه گیری: به نظر می رسد بیشتر موارد پریکاردیال افیوژن در سنین بالا تر روی می دهد که ممکن است به دلیل شیوع بالای بیماری های مختلف از قبیل HF(Heart Failure)، CRF(Chronic Renal Failure) و بدخیمی در افراد مسن باشد
حسین دوستکامی، عفت مظاهری،
دوره 6، شماره 3 - ( پاییز 1385 )
چکیده

زمینه و هدف: انفارکتوس حاد میوکارد یکی از شایع ترین علت ها در بیماران بستری در بیمارستان قلب و عروق بوده و با میزان مرگ و میر حدود 30% می باشد. تشخیص به موقع و آغاز هر چه سریع تر اقدامات درمانی و در کل عامل زمان نقش بسیار مهمی در درمان موثر، پیشگیری از افزایش وسعت ضایعه و بهبود پیش آگهی این بیماران دارد. به طوری که قریب به 60% مرگ و میر این بیماری در یک ساعت اول بعد از شروع علایم می باشد. بنابراین مطالعه حاضر با هدف بررسی روند مراجعه، پذیرش و بستری در بیماران دچار انفارکتوس حاد میوکارد در مرکز آموزشی - درمانی بوعلی شهر اردبیل انجام شد.

روش کار: این مطالعه از نوع توصیفی- مقطعی است. 77 بیمار با تشخیص ابتدایی انفارکتوس حاد قلبی بر اساس علایم بالینی و تغییرات دال بر انفارکتوس میوکارد در ECG که به صورت صعود قطعه ST-T بالا یا مساوی یک میلی متر در دو لید مجاور و یا LBBB جدید یا با سن نامعلوم بودند وارد مطالعه شدند.14 نفر از بیماران بر اساس بررسی های بعدی ECG متوالی و شواهد آنزیمی دال بر عدم وجود انفارکتوس میوکارد از مطالعه کنار گذاشته شدند. اطلا عات به دست آمده با استفاده از روش های آماری توصیفی- تحلیلی تجزیه و تحلیل گردید.

یافته ها: میانگین زمان مراجعه بیماران بعد از شروع علایم 5/53 ± 6/72 ساعت بود. 73/02% بیماران با تاخیر (بعد از 90 دقیقه از شروع علایم) مراجعه نمودند. میانگین زمانی مراجعه بعد از شروع علایم در این بیماران 7/07±7/15 ساعت بود. 60/32% آنها به صورت سرپایی به اورژانس مراجعه کرده بودند، 34/92% از مراکز درمانی دیگر ارجاع داده شده بودند و 4/76% توسط مرکز فوریت های پزشکی شهر به اورژانس آورده شدند. در این گروه تاخیری در زمان مراجعه وجود نداشت. میانگین زمانی ورود به اورژانس تا پذیرش در CCU 1/04±0/94 ساعت بود. 47/62% تحت درمان با ترومبولیز با استرپتوکیناز قرار گرفته بودند که در این گروه میانگین زمانی ورود بیماران به اورژانس تا شروع ترومبولیتیک تراپی (Door to Needle time)1/22±0/34 ساعت بود.

نتیجه گیری: با توجه به تاثیر زمان در شروع ترومبولیتیک تراپی و اثر آن در کاهش مرگ و میر بیماران مبتلا به انفارکتوس قلبی می توان با شناخت موانع موجود در مسیر مراجعه، پذیرش، بستری و درمان سریع این بیماران شانس زندگی را در آنان افزایش داد.


عدالت حسینیان، سعید صادقیه اهری، حسین دوستکامی، سوره شیخم،
دوره 7، شماره 2 - ( تابستان 1386 )
چکیده

زمینه و هدف: سندرمMVP (Mitral Valve Prolapse) از ناهنجاری های شایع دریچه های قلبی است که از تغییرات پاتولوژیک قسمت های مختلف دریچه میترال منشأ می گیرد. MVP ممکن است موجب تغییرات ECG (Electro Cardio Gram) در بعضی افراد گردد این تغییرات به صورت تغییرات موج T در لیدهای تحتانی، انواع آریتمی های بطنی و دهلیزی و غیره ظهور می کند که در تشیخص افتراقی با ایسکمی میوکارد مطرح می شود.

روش کار: این مطالعه بصورت ( Case - Control ) Analytical Study می باشد که در 50 فرد مبتلا به MVP و زیر 30 سال که به مطب های خصوصی و درمانگاه تخصصی قلب و عروق بیمارستان بوعلی اردبیل مراجعه کرده بودند انجام شد و اطلاعات حاصل با 50 نفر فرد سالم از نظر قلبی (گروه شاهد) که با گروه اصلی از نظر سن و جنس همسان سازی شده بودند، مقایسه گردید. تشخیص MVP بر اساس علایم بالینی و اکوکاردیوگرافی بود. بعد از تشخیص MVP از بیماران و نیز گروه شاهد ECG گرفته شد و در نهایت اطلاعات با برنامه آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

یافته ها: گروه مورد شامل 60% (30 نفر) زن، 40% (20 نفر) مرد بودند و بیشترین توزیع سنی در محدوده 25-21 سال قرار داشت. در افراد مبتلا به MVP ارتباطی بین جنسیت با تغییرات ECG وجود نداشت. آزمون کای اسکوئر، تغییرات ECG در گروه مورد به طور معنی داری نسبت به گروه شاهد افزایش داشت (p=0/013).

نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد تغییرات نوارقلب در پرولاپس میترال بطور چشمگیر بالاتر است و افزایش تغییرات نواری عمدتاً در مردان دارای پرولاپس میترال بود. از آنجا که تغییرات ECGدر پرولاپس میترال در تشخیص افتراقی با IHD (Ischemic Heart Disease) قرار می گیرد. لذا پیشنهاد می شود که مبتلایان به MVP بخصوص مردها نمونه ای از نوار قلب خود را برای استفاده های بعدی حفظ نمایند.
حسین دوستکامی، رئوف ملاجوادی، احد اعظمی،
دوره 7، شماره 2 - ( تابستان 1386 )
چکیده

  زمینه و هدف: پر فشاری خون بیماری شایع و با عوارض بالاست که متاسفانه وضعیت درمانی آن در کلیه جوامع از جمله جامعه ما از شرایط مطلوبی برخوردار نیست. هدف از این مطالعه بررسی رژیم درمانی داده شده و سطوح کنترل فشار خون در بیماران مراجعه کننده به علت پر فشاری خون به اورژانس و درمانگاه سرپایی بیمارستان بوعلی می‌باشد.

روش کار: این مطالعه بر روی 200 بیمار مراجعه کننده به اورژانس و درمانگاه سرپایی بیمارستان بوعلی بین سال‌های 83 ـ 1382 به علت فشارخون بالا انجام شد. در این مطالعه فشارخون، سن، جنس، وضعیت درمانی شامل مصرف یا عدم مصرف دارو، نوع و تعداد داروهای مصرفی بیماران بررسی و نتایج توسط آمار توصیفی تحلیل شد. یافته‌ها: از 200 بیمار مراجعه‌کننده 1% دارو مصرف نمی‌کردند، 5/59% یک دارو و 5/39% دو دارو یا بیشتر مصرف می‌کردند. 5/33% بیماران آتنولول و 11% بیماران تنها انالاپریل مصرف می‌کردند. بیشترین میزان مصرف ترکیب دارویی بتا بلوکر + ACEI ( Angiotensin Converting Enzyme Inhibitor )و کمترین آن مربوط به ترکیبی از مدر و بلوک کننده کانال‌های کلسیمی بوده است. همه بیماران مصرف کننده مدر در حین مراجعه در مرحله پره هیپرتانسیون قرار داشتند در حالیکه اغلب بیماران تحت درمان با CCB( Calcium Chanel Blocker ) با مرحله دو فشارخون مراجعه‌ کردند در بیماران تحت درمان با ترکیب دارویی مدر و CCB شدت کمتری از مقادیر فشارخون (100% در مرحله پره هیپرتانسیون) در مقایسه با مصرف‌کنندگان ACEI و CCB یا ACEI و مدر وجود داشت (57% در مرحله دو). نتیجه‌گیری: در این مطالعه درمان ترکیبی مدر و CCB بهترین نتیجه درمانی در کنترل فشار خون را داشت.
عدالت حسینیان، فرهاد پورفرضی، نسرین سپه وند، شهرام حبیب زاده، بهزاد باباپور، حسین دوستکامی، نسرین فولادی، مهری سیدجوادی،
دوره 12، شماره 1 - ( بهار 1391 )
چکیده

  زمینه و هدف: انفارکتوس میوکارد یکی از شایع ترین علل مرگ در جهان است، که درمان در ساعتهای اولیه و با استفاده از داروهای ترومبولیتیک نقش به سزایی در کاهش مرگ و میر آن دارد. استرپتوکیناز به دلیل ارزان و در دسترس بودن پرمصرف­ترین داروی ترومبولیتیک در ایران است. کاربرد این دارو دارای زمان طلایی است زیرا در ساعت اول حداکثر فایده را دارد. در صورت تجویز آن پس از 3 ساعت از زمان شروع بیماری، از اثرات آن کاسته شده و پس از 12 ساعت تقریباً بی اثر خواهد بود. این مطالعه بیماران مبتلا به انفارکتوس حاد میوکارد کاندید دریافت استرپتوکیناز را از نظرفاصله زمان شروع علائم تا دریافت دارو مورد بررسی قرار داده است.

  روش کار: مطالعه به صورت مقطعی در بیماران مراجعه کننده به اورژانس بیمارستان امام خمینی اردبیل با تشخیص STEMI انجام پذیرفت و150 نفر از مبتلایانی که با تشخیص کاردیولوژیست تحت درمان با استرپتوکیناز قرار گرفتند مطالعه شدند. اطلاعات مربوط به سن، جنس، تحصیلات، زمان شروع علائم، زمان مراجعه به بیمارستان، زمان دریافت استرپتوکیناز، سابقه بیماری قلبی پیشین، کنترااندیکاسیون ها و عوارض استرپتوکیناز اخذ گردید ومورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

  یافته ها: یک صد وپنجاه بیمار بررسی شدندکه 111 نفر(74%) مرد و 39 نفر (26%) زن بودند. میانگین فاصله زمانی شروع علائم تا دریافت استرپتوکیناز، 8 ساعت و 27 دقیقه و و انحراف معیار آن 8 ساعت و 18 دقیقه بود. تنها 45 نفر (41%) از افراد واجد شرایط درمان با استرپتوکیناز این دارو را در زمان ایده آل کمتر از 3 ساعت از بروز علائم دریافت نمودند. اصلی ترین عامل تاخیر در شروع درمان، تاخیر در تصمیم گیری و تحمل درد توسط بیمار با تعداد 56 (61%) تعیین گردید. پس از آن دوری مسافت با (20 بیمار22%)، تأخیر در انتقال به سی سی یو، با 12 بیمار (13%) و عدم تشخیص سریع پزشک با 4 بیمار (043%) قرار داشتند. جنس مرد و سکونت در داخل شهر با شروع سریع تر درمان همراه بودند ولی سطح تحصیلات، سن و سابقه MI قبلی رابطه ای با زمان شروع درمان نداشتند.

  نتیجه گیری: در مطالعه حاضر اکثریت بیماران مبتلا، داروی استرپتوکیناز را در فاصله زمانی طولانی تر از 3 ساعت از شروع علایم دریافت نموده اند .با توجه به عواملی که در این مطالعه با تاخیر مرتبط بوده اند ارائه آموزش های لازم به بیماران دچار بیماری ایسکیمیک قلب مثل بالا بردن اطلاعات بیماران در مورد نقش زمان در بهبود پیش آگهی بیماری و همچنین افزایش دسترسی به مراکز درمان بیماری های قلبی برای ساکنین حومه شهر می تواند به عنوان راهکارهایی برای حفظ محدودیت زمانی تجویز داروی مذکور پیشنهاد شود.


حسین دوستکامی، عدالت حسینیان، عفت مظاهری، ناصر اصلان آبادی، صمد غفاری، بهرام سهرابی، ایرج محمدزاده، فرهاد پورفرضی، ناصر مویدنیا،
دوره 13، شماره 3 - ( پاییز 1392 )
چکیده

زمینه و هدف: ضایعات محل دو شاخه شدن عروق کرونر از ضایعات مهم و پیچیده باانواع متفاوت استراتژیهای درمانی هستند. در این مطالعه بیماران مبتلا به ضایعات دو شاخه تحت درمان قرار گرفتند و پیامدهای بالینی طی دوره نه ماهه مورد پیگیری قرار گرفت.
روش کار: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی که از دی ماه 1386 تا اسفند 87 در مرکز آموزشی درمانی شهید مدنی تبریز انجام شد، 96 بیمار (83 نفر مرد و 13 نفر زن) مورد مطالعه قرار گرفتند .بیماران بر اساس استفاده از یک یا دو استنت و همچنین استفاده از استنت دارویی و غیر دارویی در دو گروه قرار گرفتند و بعد از آنژیو پلاستی تشخیصی در صورت وجود ضایعات دو شاخه بر اساس تقسیم بندی مدینا بر حسب نوع ضایعه آنژیو پلاستی انجام گرفت. در صورت وجود درد، تغییرات الکتروکاردیوگرام و اندیکاسیون آنژیوگرافی اقدام تشخیصی مناسب طی مدت زمان پیگیری انجام گردید. پیامدهای بالینی شامل حوادث حاد عروق کرونری ثبت شد ند و تجزیه و تحلیل آماری با استفاده ازSPSS-16  انجام شد. جهت مقایسه ارتباط متغیر ها از آزمونهای کای دو، فیشر وT test  استفاده گردید.
یافته ها: 5/86% بیماران مرد و 5/13% زن بودند. متوسط سن بیماران 9/9 ±56 سال، شایعترین عامل خطر هیپرتانسیون (7/47%) و شایعترین شکایت در هنگام مراجعه آنژین پایدار (2/55%) بود. 26٪ سابقه MI و 2/7٪ PCI و 2/5٪ سابقه CABG داشتند. در 5/65٪ بیماران شایعترین محل ضایعه محل دو شاخه شدن شریان قدامی نزولی چپ بود. در 4/10٪ شایعترین عارضه خونریزی خفیف از محل آنژیوگرافی بود و 2/5% بیماران هماتوم ملایم داشتند. از نظر وجود شرح حال سکته قلبی و مراجعه با آنژین پایدار و صعود قطعه ST در الکتروکاردیوگرام بین دو گروه، دارای یک و دو استنت، تفاوت معنی دار موجود بود (03/0=p). همچنین از نظر وجودگرفتاری و طول ضایعه در شاخه فرعی انجامKissing balloon  بعد از تعبیه دو استنت تفاوت معنی‏داری بین این دو گروه نشان داد. در بین دو گروه دارای استنت دارویی و استنت غیر دارویی، زمان پروسیجر، دوز رادیاسیون و زمان فلوروسکوپی بین دو گروه تفاوت معنی‏دار وجود داشت (05/0=p) از نظر حوادث حاد عروق کرونری کلی درشش ماه اول در گروه دارای دو استنت این حوادث بیشتر و تفاوت معنی‏دار بود.
نتیجه گیری: سن بیماران در این مطالعه پایین بود و در بسیاری از این بیماران استنت غیر دارویی مورد استفاده قرار می‏گیرد و بدین علت نتایج استفاده از دو استنت غیر دارویی با پیامدهای نامطلوبی همراه است.



صفحه 1 از 1     

مجله دانشگاه علوم پزشکی اردبیل Journal of Ardabil University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.15 seconds with 38 queries by YEKTAWEB 4157