[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
بایگانی مقالات زیر چاپ::
بانک ها ونمایه ها::
فرایند کارشناسی مقالات::
فرم نظر سنجی::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
Creative commons

Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License.

..

جستجو در مقالات منتشر شده


5 نتیجه برای تبریزی

فرناز مسلمی تبریزی ، سوسن رسولی ، سیمین آتش خویی ، رسول آذرفرین،
دوره 4، شماره 2 - ( تابستان 1383 )
چکیده

زمینه وهدف: نیتروگلیسیرین دارویی است که علاوه بر اثر ثابت شده گشاد کنندگی عروق ، دارای خاصیت شل کنندگی بر روی عضلات صاف سایر ارگان های بدن از جمله رحم نیز می باشد.مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر داروی نیتروگلیسیرین وریدی در عمل سزارین اورژانس که در آن شلی سریع و موقت رحم جهت خروج سریع و بدون آسیب نوزاد ضروری است انجام گردید.
روش کار: در این بررسی تعداد 60 خانم حامله کاندید عمل سزارین اورژانس که به دلایل متفاوتی نیاز به شلی سریع رحم داشتند انتخاب و بعد از اینکه تحت بی حسی نخاعی کمری قرار گرفتند، در هنگام برش رحم جهت خروج نوزاد، میزان 100 میکرو گرم نیتروگلیسیرین را بصورت وریدی دریافت نمودند. فاصله زمانی تزریق نیتروگلیسیرین تا خروج نوزاد، درجه شلی رحم، میزان خونریزی حین سزارین، تون رحمی بعد از خروج نوزاد و نمره آپگار نوزادان بدنیا آمده کنترل و ثبت گردید، همچنین بدلیل اثر گشاد کنندگی عروق نیتروگلیسیرین و احتمال اختلال همودینامیک ناشی از آن، فشار خون، تعداد ضربان قلب و میزان اشباع اکسیژن شریانی قبل و بعد از تزریق نیتروگلیسیرین و به طور مداوم تا آخر عمل کنترل و ثبت گردید.
یافته ها: در 53 بیمار (88/3 %) شلی رحم قابل قبول بود و جنین به راحتی و بدون کوچکترین مشکلی خارج گردید. در هفت بیمار (11/7 %) شلی رحم مناسب نبود. متوسط افت فشار خون سیستولیک و دیاستولیک بیماران بعد از تزریق نیتروگلیسیرین نسبت به قبل از تزریق آن به ترتیب 12/97 میلیمتر جیوه (12/210%) و 7/86 میلیمتر جیوه ( 12/208%) بود. مواردی از شلی باقیمانده رحمی و خونریزی غیر طبیعی رحم که نشانگر باقیماندن اثرات نیتروگلیسیرین روی رحم باشد دیده نشد. هیچ یک از نوزادان نمره آپگار پایینی نداشتند، ضمن اینکه در بیمارانی که شلی رحم در آنها قابل قبول بود نوزادان نمره آپگار دقیقه اول و پنجم بالاتری داشتند  (p=0/008 و p=0/000).
نتیجه گیری: مطالعه حاضر نشان می دهد که نیتروگلیسیرین با تاثیر بر روی عضلات صاف جدار رحم و سرویکس قادر به ایجاد شلی سریع و گذرا بوده و می تواند جایگزین مناسبی برای سایر داروهای توکولیتیک طولانی اثر یا با شروع تاخیری، در موارد اورژانس باشد.
مریم صغیری، نیلوفر ستارزاده، نصرت تبریزی، زکریا پزشکی،
دوره 8، شماره 1 - ( بهار 1387 )
چکیده

زمینه و هدف: دردهای زایمانی یکی از شدیدترین دردهایی است که زنان تجربه می کنند.درد شدید باعث ایجاد پاسخ های استرس شده و اثرات مضری بر مادر و جنین دارد. با توجه به اثرات سوء درد ، این مطالعه برای تعیین اثر بخشی استفاده از روش خود تجویزی گاز انتونکس بر کاهش درد زایمان در مرحله اول و دوم و بررسی تاثیر آن برروش و روند زایمان و همچنین آپگار نوزاد انجام شد.
روش کار: در این مطالعه 120 زن باردار اول زای مراجعه کننده به بیمارستان 29 بهمن تبریز در مطالعه ای بالینی یک سو کور بصورت تصادفی شرکت کردند. در فاز فعال زایمان از گاز انتونکس و یا گاز اکسیژن استفاده شد. میزان شدت درد مادر سوال شده و براساس معیار آنالوگ نمره داده شد.
یافته ها: بر اساس اطلاعات جمع آوری شده، فراوانی شدت درد در دو گروه گاز انتونکس و گاز اکسیژن از نظر آماری تفاوت معنی دار داشت. میانگین درد برای گروه گاز انتونکس در مرحله اول زایمان 5/93و در مرحله دوم زایمان 5/82 و برای گروه گاز اکسیژن در مرحله اول زایمان 6/99 و در مرحله دوم 6/74 بود که تفاوت معنی دار وجود داشت. 41/7% مادران در گروه انتونکس درد شدید و11/7% درد خیلی شدید داشتند درحالیکه در گروه اکسیژن 58/3% مادران درد شدید و 25% مادران درد خیلی شدید داشتند (p<0/001). بین روش زایمان، روند زایمان و آپگار نوزاد در دو گروه تفاوت معنی دار وجود نداشت.
نتیجه گیری: بر اساس یافته های مطالعه گاز انتونکس در مقایسه با گاز اکسیژن شدت دردهای زایمانی را به میزان بیشتری می کاهد و در تخفیف دردهای زایمانی در مرحله اول و دوم زایمان موثر است.
حمید میرزائی، سلطانعلی محبوب، بهرام عمواوغلی تبریزی، مهران مسکری عباسی، محمد منافی،
دوره 8، شماره 2 - ( تابستان 1387 )
چکیده

زمینه و هدف: هیپرلیپیدمی یکی از عوامل ایجاد کننده بیماریهای قلبی عروقی بوده و این بیماریها یکی از مهمترین علل مرگ و میر در جهان به شمار می روند. استفاده از فرآورده های حاوی سویه های خاص باکتریهای مفید تحت عنوان پروبیوتیکها، از طریق ایجاد تعادل در فلور میکروبی دستگاه گوارش اثرات مفیدی در بدن میزبان ایجاد می نمایند. لاکتوباسیلوس کازئی یکی از پروبیوتیک ها بوده و هدف از اجرای این مطالعه ارزیابی تأثیر مصرف شیر حاوی لاکتوباسیلوس کازئی بر الگوی لیپیدی رت های تغذیه شده با جیره غذایی پرچرب می باشد.

روش کار: مطالعه حاضر از نوع تجربی می باشد که در آن ابتدا 30 رت نر نژاد ویستار سفید با وزن
15±200 گرم بطور تصادفی به دو گروه 15 عددی تحت تیمار و کنترل تقسیم و در عرض یک هفته به غذای پرچرب (11/47%) و آب حاوی 25% شیر عادت داده شدند. رتهای هر دو گروه به مدت 48 روز غذای پرچرب و آب حاوی 25% شیردریافت نمودند، با این تفاوت که به آب گروه تحت تیمار لاکتوباسیلوس کازئی اضافه می شد. با توجه به اینکه مقدار آب مصرفی در طول دوره نگهداری افزایش می یافت لذا تعداد لاکتوباسیلوس کازئی اضافه شده به شیر طوری تنظیم می شد که روزانه هر رت حدود CFU 109 از آنها را مصرف می نمود.

یافته ها: بر اساس آزمون تی مستقل در سطح 0/05 = α میانگین کلسترول تام و LDL-C سرمی رتهای گروه تحت تیمار بطور معنی دار کمتر از گروه کنترل برآورد گردید(p<0/05). ولی تفاوت میانگین تری گلیسرید، HDL-C و VLDL-C سرمی در دو گروه فوق الذکر معنی دار نبود. از طرف دیگر میزان افزایش رشد وزن رت ها در گروه تحت تیمار بطور معنی دار بیشتر از گروه کنترل برآورد شد (p<0/01).

نتیجه گیری: مصرف روزانه و طولانی مدت شیر حاوی لاکتوباسیلوس کازئی01 از طریق کاهش کلسترول تام و LDL-C الگوی لیپیدی سرم را بهبود بخشیده و سرعت افزایش وزن بدن را بالا می برد.


سید حمید برزگر، محمد علی محسنی، علی گودرزی، علی تبریزی،
دوره 13، شماره 3 - ( پاییز 1392 )
چکیده

  زمینه و هدف: پارگی های منیسک یکی از شایعترین ضایعاتی است که در آرتروسکوپی با آن برخورد می شود. ترمیم جراحی منیسک به شیوه آرتروسکوپی یکی از روشهای پذیرفته شده درمان پارگی منیسک می باشد. روشهای مختلف ترمیم منیسک به شیوه آرتروسکوپی شامل روشهای داخل به خارج، خارج به داخل و تمام داخل می باشد. در دو روش اول از نخ بخیه برای فیکساسیون منیسک استفاده میگردد و در روش سوم از نخ و یا وسایل تجاری از قبل آماده استفاده می گردد. هدف از این مطالعه بررسی نتایج بالینی 9 ماهه ترمیم پارگی تنهای منیسک داخلی به روش خارج به داخل و با استفاده از گره خاص ورتیکال کروشیت دابل ماترس بود.

  روش کار: در این مطالعه سری موردی، 13 بیمار با پارگی طولی تنهای منیسک داخلی که واجد شرایط شرکت در مطالعه بودند تحت ترمیم آرتروسکوپی منیسک به روش خارج به داخل و با استفاده از گره ورتیکال کروشیت دابل ماترس قرار گرفتند و بیماران به مدت 9 ماه پیگیری شدند.

  یافته ها: 13 بیمار با پارگی طولی تنهای منیسک داخلی تحت ترمیم آرتروسکوپی پارگی قرار گرفتند. از این تعداد 12 نفر (3/92%) مرد و 1 نفر زن (7/7%) با فاصله سنی 38-15 سال (متوسط 3/28 سال) بودند. در مدت پیگیری یک مورد (7/7%) عارضه ناشی از تحریک نخ بخیه وجود داشت و شکست درمانی وجود نداشت. متوسط امتیاز لیشولم از 23/55 به 23/91 افزایش یافت که از نظر آماری معنی دار بود (001/0 > p ). در انتهای دوره پیگیری موردی از تندرنس سطح مفصلی داخلی زانو، درد یا تورم قابل توجه و یا خالی شدن زیر پا وجود نداشت.

  نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان می دهد که این روش با نتایج بالینی کوتاه مدت خوب، عارضه کم و بدون شکست درمانی همراه می باشد. با این حال نیاز به بررسی های بیشتر و بلند مدت برای آن می باشد.


ماندانا منصور قناعی، شروین تبریزیان نمین، احسان کاظم نژاد لیلی، هانیه باشی زاده فخار، سید محمد عسگری قلعه بین،
دوره 19، شماره 1 - ( بهار 1398 )
چکیده

زمینه و هدف: کلامیدیا تراکوماتیس یک باکتری گرم منفی است و عفونت کلامیدیایی یکی از عفونتهای شایع منتقله از راه تماس جنسی است که قابل درمان میباشد. با توجه به نقش اساسی کلامیدیا در زمینه ناباروری، مطالعه فراوانی موارد بدون علامت بیماری ارزشمند خواهد بود. هدف از این مطالعه، تعیین فراوانی کلامیدیا تراکوماتیس در نمونه اندوسرویکس زنان نابارور به روش PCR میباشد.
روش کار: این مطالعه از نوع توصیفی- تحلیلی، مقطعی بود. 135 خانم 40-20 ساله مراجعه کننده با شکایت نازایی به بیمارستان الزهرا (س) و مطب های خصوصی رشت به طور تصادفی انتخاب شدند. نمونه اندوسرویکس با استفاده از سواپ استریل تهیه و در نمونه PBS به آزمایشگاه منتقل شد. سپس PCR روی نمونه ها انجام شد. جواب حاصل از PCR همراه با اطلاعات موجود در چک لیست ها با استفاده از نرم افزار  SPSS-16مورد آنالیز آماری قرار گرفت.
یافته ها: در 19/3درصد زنان نازا PCR از نظر کلامیدیا مثبت بود. ارتباط معنی داری بین وضعیت ابتلا به کلامیدیا با سن، نوع باروری، انسداد در سالپنگوگرافی، سابقه نازایی در خویشاوندان و مدت نازائی وجود نداشت.
نتیجه گیری: با توجه به فراوانی به دست آمده میتوان گفت عفونت کلامیدیایی، عفونتی شایع در جامعۀ مورد مطالعه بود. به منظور کاهش عوارض بیماری در جامعه، غربالگری کلامیدیا میتواند به عنوان بخشی از برنامه های بهداشتی کشور باشد.
 

صفحه 1 از 1     

مجله دانشگاه علوم پزشکی اردبیل Journal of Ardabil University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.14 seconds with 33 queries by YEKTAWEB 3960