[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
بایگانی مقالات زیر چاپ::
بانک ها ونمایه ها::
فرایند کارشناسی مقالات::
فرم نظر سنجی::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
Creative commons

Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License.

..

جستجو در مقالات منتشر شده


121 نتیجه برای موضوع مقاله: عمومى

شیما آبتین، لطف الله خواجه پور، مهناز کسمتی، حسین نجف زاده،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: مریم گلی یکی از گیاهان دارویی بهبود دهنده حافظه است که از گذشته مورد استفاده بشر قرار دارد. از طرف دیگر، نانو ذرات اکسید آهن که امروزه کاربرد وسیعی در پزشکی و صنعت دارد، ممکن است فرایند‬های مغزی مرتبط با حافظه را مختل نماید. در تحقیق حاضر، اثر عصاره آبی الکلی مریم گلی بر تخریب حافظه ناشی از نانو ذرات اکسید آهن و نقش گیرنده‬های بتا- آدرنرژیک در این اثر، مورد مطالعه قرار گرفت.
روش کار: جهت ارزیابی حافظه اجتنابی مهاری، حیوانات در دستگاه استپ داون آموزش داده شدند و بلافاصله پس از آموزش، داروها (سالین، عصاره آبی- الکلی برگ مریم گلی، نانو ذرات اکسید آهن و پروپرانولول) به صورت درون صفاقی تزریق گردید. 24 ساعت بعد، حافظه بلند مدت آنها مورد آزمون قرار گرفت و مدت زمان تاخیر پائین آمدن حیوانات از سکو ثبت گردید.
یافته‬ها: تزریق نانو ذرات اکسیدآهن (5 میلیگرم/کیلوگرم) فراخوانی حافظه را کاهش داد (P < 0.05). همچنین تزریق عصاره گیاه مریم گلی (mg/kg20،40)، مانع از اثر کاهش دهنده نانو ذرات اکسید آهن بر حافظه بلند مدت گردید (P < 0.01). از طرف دیگر تزریق پروپرانولول (mg/kg5،10) پیش از عصاره مریم گلی (40 میلیگرم/کیلوگرم) به اضافه نانو ذرات اکسید آهن (5 میلیگرم/کیلوگرم)، اثر مریم گلی را در بهبود حافظه مهار کرد.
نتیجه گیری: به نظر می‬رسد عصاره گیاه مریم گلی اثر تخریبی نانوذرات اکسید آهن بر حافظه را کاهش می‬دهد. ممکن است مکانیسم‬های بتا آدرنرژیک در این اثر عصاره گیاه مریم گلی دخالت داشته باشد.
 


میر محمد تقی مرتضوی، مسعود نیازی غازانی، ناصر رضاپور، مسعود پریش،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: جراحی بر روی قسمت فوقانی فمور در افراد سالمند می‬تواند بعلت شکستگی‬های گردن و تنه فمور و آرتروپلاستی هیپ باشد. تغییرات همودینامیکی و عوارض ناشی از بیهوشی یک مسئله مهم می‬باشد. هدف از این مطالعه مقایسه تغییرات همودینامیک بیهوشی با غلظت پایین ایزوفلوران با پروپوفول در بیماران پیر تحت جراحی قسمت فوقانی فمور بود.
روش کار: این مطالعه بصورت کارآزمایی بالینی بر روی 60 بیمار بالای 65 سال سن با وضیعت فیزیکی کلاس 1 و 2 طبقه‬بندی انجمن متخصصین بیهوشی آمریکا که کاندیدای جراحی قسمت فوقانی فمور بودند، از نظر تغییرات همودینامیک داروی هوشبر حین نگهداری بیهوشی در دو گروه استنشاقی (ایزوفلوران  MAC) ( 0.5 – 0.6 ) و گروه کامل داخل وریدی (پروپوفول  min/kg/mic  50 -100 ) صورت گرفت. هر دو گروه از نظر تغییرات همودینامیک (تعداد ضربان قلب، فشار خون سیستولیک، دیاستولیک و متوسط شریانی و اشباع اکسیژنی هموگلوبین) پایه و حین عمل در عمق بیهوشی یکسان با مونیتورینگBIS با هم مقایسه شدند.
یافته ها: بیماران دو گروه از نظر سن و جنس همسان بودند و ریت قلبی در دو گروه تفاوت معنی‬دار نداشت. فشار خون سیستولیک در دقایق 20 و 25، و فشارخون دیاستولیک و متوسط شریانی در دقایق 20 ، 25 و 35 بطور معنی‬داری در گروه پروپوفول کمتر از گروه ایزوفلوران بود. اشباع اکسیژن هموگلوبین در زمان شروع جراحی و دقایق 5، 25، 35 و 45 در گروه پروپوفول بیشتر از گروه ایزوفلوران بود.
نتیجه گیری: در بیهوشی با اندکس بای اسپکترال یکسان، ایزوفلوران ثبات همودینامیک بیشتری ازگروه پروپوفول برای بیماران سالمند فراهم می‬کند.
 


زهرا حسامی، مریم آیت الهی، بیتا گرامی‬زاده، اکرم جمشید زاده، اکبر وحدتی،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: آسیب کبدی منجر به تجمع فراوان ماتریکس خارج سلولی شده که روی عملکرد کبد در درازمدت تاثیر گذاشته و آن را از کار می اندازد. فاکتورهای رشد موجود در عصاره پلاکتی مقرون به صرفه، در دسترس و بسیار پایدارتر از فاکتورهای رشد نوترکیب هستند. در این مطالعه برای مشخص شدن چگونگی اثرات عصاره پلاکتی روی تغییرات بافتی در کبد آسیب‬دیده با تتراکلریدکربن از آنالیز ایمنوهیستوشیمی در رت‬های نر بالغ استفاده گردید.
روش کار: برای انجام این پژوهش از 28 سر موش صحرایی نر بالغ با نژاد ویستار با وزن تقریبی 300-250 گرم استفاده شد که به صورت تصادفی در چهار گروه 7 تایی تقسیم شدند.گروه اول شم که در طول آزمایش تنها روغن زیتون را به عنوان حلال تتراکلرید کربن به صورت درون صفاقی دریافت کردند، گروه دوم تتراکلریدکربن که آن را دو بار در هفته به مدت هشت هفته به صورت محلول در روغن زیتون )به نسبت 1:1( به میزان 1 میلی لیتر/کیلوگرم به صورت درون صفاقی دریافت کردند، گروه سوم که عصاره پلاکتی را به تنهایی به مدت سه هفته دو بار در هفته به میزان 5/0 میلی لیتر/ کیلوگرم به صورت زیر جلدی دریافت کردند و گروه چهارم که علاوه بر اینکه تتراکلریدکربن را به مدت هشت هفته به صورت درون صفاقی دریافت کردند، عصاره پلاکتی را نیز سه هفته آخر به صورت زیرجلدی دو بار در هفته دریافت کردند. بعد از هشت هفته از رت‬ها نمونه خون جهت آزمایش‬های آنزیمی و بافت کبد جهت بررسی‬های بافت شناسی و ایمنوهیستوشیمی فراهم شده و به آزمایشگاه منتقل گردید. داده های حاصل با استفاده از تست های آماری توکی و آنوای یک طرفه توسط برنامه آماری گرف پد ویرایش پنجم مورد ارزیابی قرار گرفت و  P < 0.05  معنی دار در نظر گرفته شد.
یافته ها: نتایج حاصل از آزمایش‬ها نشان داد که عصاره پلاکتی کاهش قابل ملاحظه ای ( P < 0.001 )  را درآنزیم های کبدی ایجاد می کند و با افزایش میزان آلبومین ( P < 0.05  ) منجر به بهبود عملکرد آن می‬گردد و با تجویز عصاره پلاکتی میزان اکتین آلفای ماهیچه صاف به عنوان شاخصی برای فعالیت سلول‬های ستاره ای کبد کاهش پیدا کرد که در نهایت نکروز و فیبروز را در مدل حیوانی موش‬های صحرایی القا شده با تتراکلریدکربن کاهش داد.
نتیجه گیری: شواهد نشان داد که عصاره پلاکتی از طریق کاهش میزان شاخص اکتین آلفای ماهیچه صاف که شاخص فیبروز کبدی است، منجر به بهبود عملکرد کبد آسیب دیده شد.


مریم زرکش، کامران گیتی، نیما حسین زاده، فریدون عزیزی، مریم السادات دانشپور،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به اهمیت مطالعات ژنتیکی بر روی سندرم متابولیک، هدف از این مطالعه بررسی تجمع خانوادگی این سندرم و خطر ابتلای آن در میان خواهر و برادرها در جمعیت تهرانی بود.

روش کار: در مطالعه مقطعی حاضر، شاخص­های تن‌سنجی، بیوشیمیایی و فشار خون 566 خانواده از افراد شرکت کننده در مطالعه قند و لیپید تهران اندازه­گیری شد. سپس، نقش عوامل خطرساز در سندرم متابولیک، همبستگی نسبی پیرسون بین اجزای سندرم متابولیک و عوامل مربوط به فاکتورهای لیپیدی افراد محاسبه گردید.

یافته­ها: شیوع سندرم متابولیک در میان مادران و دختران به ترتیب 4/78 و 9/12 درصد بود. میزان عوامل خطرساز از جمله کلسترول تام، لیپوپروتئین با دانسیته پایین، فشار خون سیستولی، تری­گلیسیرید و قند خون ناشتا در مادربزرگ­ها بیشتر بود. چهار فاکتور خطرساز از جمله فاکتور 1 تری­گلیسیرید و کلسترولLDL-، فاکتور 2 اندازه دور کمر و شاخص توده بدنی، فاکتور 3 فشار خون سیستولی و دیاستولی و در نهایت فاکتور 4 لیپوپروتئین با دانسیته بالا، تری­گلیسیرید و قند خون ناشتا مشخص گردید که 7/77 درصد از کل واریانس جمعیت را شامل بودند. نسبت خطر ابتلا به سندرم متابولیک در بین خواهر و برادرها 61/5 بود (ضریب اطمینان 95%: 97/9-15/3). بخت ابتلای تعدیل شده برای سن و جنس نسبت به فرد مبتلا در خانواده 33/1 (ضریب اطمینان 95%: 67/1-06/1) که از بین چهار فاکتور به دست آمده عامل چاقی از خطر بالاتری50/7، برخوردار بود (فاصله اطمینان 95%: 52/9-19/5).

نتیجه­گیری: یافته های حاضر وجود تجمع خانوادگی سندرم متابولیک و بخت خطر ابتلای آن را در جمعیت مورد مطالعه تایید کرد. همبستگی میان خواهر و برادرها بسیار بالاتر از سایر اعضای خانواده بود، که نشاندهنده نقش عوامل ژنتیکی در این سندرم بود و افزایش خطر ابتلا حدود 2 برابر را نشان داد


سمیه بهرامی، محمد حسین راضی جلالی، زهرا رمضانی، مهدی پورمهدی بروجنی، فریال طعیمه پور،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از مهمترین بیماری های انگلی مشترک انسان و دام، هیداتیدوز است که توسط مرحله لاروی اکینوکوکوس گرانولوزوس ایجاد می شود. تحقیقات نشان داده است که متابولیت های ثانویه گیاهان دارویی مانند اسانس‬ها دارای خواص ضد انگلی می باشند. از آن جایی که برای تره تیزک خصوصیات ضدانگلی عنوان شده است، در مطالعه حاضر اثرات ضد پروتواسکولکسی اسانس گیاه تره تیزک مورد تحقیق قرار گرفته است.
روش کار: در این مطالعه تجربی اسانس تره تیزک به روش تقطیر با آب تهیه گردید. کروماتوگرافی گازی- اسپکترومتری جرمی (GC/MS)، جهت تعیین ترکیبات اسانس به کار گرفته شد. کبدهای گوسفندی آلوده به کیست هیداتیک از کشتارگاه صنعتی اهواز جمع آوری گردیدند، پس از جمع آوری مایع کیست هیداتیک در شرایط استریل و سانتریفوژ آن ها پروتواسکولکس های کیست هیداتیک جمع آوری گردید. پروتواسکولکس ها تحت غلظت‌های مختلف اسانس (1، 3، 5، 10 و 15 میلی گرم در میلی لیتر)، به مدت 10، 20، 30 و 60 دقیقه قرار داده شدند. میزان زنده ماندن پروتواسکولکس‌ها توسط رنگ ائوزین 1/0 درصد تعیین گردید.
یافته ها: در این مطالعه 19 ترکیب که 5/95% کل اسانس را تشکیل می داد، تشخیص داده شد. Thujene -alpha  (86/88%) ، Myrcen   (9/2%) و P-cymene (67/1%)  اجزای اصلی اسانس تعیین شدند. بر اساس نتایج بدست آمده میزان مرگ و میر پروتواسکولکس ها در غلظت 1، 3 و 5 میلی گرم در میلی لیتر اسانس با گروه کنترل ارتباط معنی داری نداشت، در حالی‬که اختلاف در کشندگی در غلظت 10 میلی گرم در میلی لیتر اسانس در زمان های 30 و 60 دقیقه معنی دار بود. همچنین غلظت 15 میلی گرم در میلی لیتر اسانس در تمامی زمان های انکوباسیون به شکل معنی داری درصد پروتواسکولکس کشی بالاتری نسبت به گروه کنترل داشت. در مطالعه حاضر بین میزان پروتواسکولکس کشی غلظت های مختلف اسانس و زمان های متفاوت انکوباسیون ارتباط معنی داری وجود داشت، بعبارتی با افزایش غلظت اسانس و زمان انکوباسیون میزان کشندگی هم افزایش می یافت.
نتیجه گیری: نتایج تحقیق حاضر حاکی از آن است که اسانس تره تیزک غنی از   Thujen - alpha   بوده و دارای قدرت بالای اسکولکس کشی می‬باشد. این گیاه ممکن است به عنوان عامل طبیعی اسکولکس کش مورد استفاده قرار گیرد.
 


محسن رحیمی، مهدی محسنی، حجت بستان، سجاد پارسی پور، عنایت دارابی، طاهره محمد زاده،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: آلودگیهای انگلی یکی از مشکلات مهم بهداشتی در سراسر جهان به ویژه در کشورهای در حال توسعه میباشند. با توجه به اهمیت اپیدمیولوژیکی بیماریهای انگلی و ضرورت تعیین شیوع انگلها در مناطق و جوامع مختلف، مطالعه حاضر به تعیین میزان شیوع انگلهای روده ای در بیماران مراجعه کننده به آزمایشگاههای بیمارستان  بقیه الله(عج) تهران پرداخته است.

روش کار: این تحقیق یک مطالعه توصیفی- مقطعی گذشته نگر است که در آن گزارش آزمایش مدفوع تمام مراجعه کنندگان (70978 نفر) به آزمایشگاههای مرکزی و اورژانس بیمارستان بقیه الله طی سالهای 1389 تا 1393 مورد ارزیابی قرار گرفت. طی این دوره، نمونه مدفوع بیماران حداقل در یک نوبت به روشهای لام مستقیم و فرمالین- اتیل استات بررسی شد. اطلاعات بدست آمده با کمک نرم افزار SPSS-16 و با استفاده از شاخصهای آماری توصیفی مورد ارزیابی و آنالیز قرار گرفتند. برای مقایسه فراوانی از آزمون مجذور کای استفاده گردید.

یافته ها: از تعداد 70978 نفر مراجعین این مطالعه، 42421 (77/59%) مرد و 28557 (23/40%) نفر زن بودند. تعداد 2617 (7/3%) نفر به انگلهای روده ای آلوده بوده که از این تعداد 1841 (3/70%) نفر را جمعیت مردان و 776 (7/29%) نفر را جمعیت زنان به خود اختصاص دادند. تعداد و میزان شیوع انگلهای بیماریزا و غیربیماریزای روده ای به ترتیب (23/87%) 2283 و (76/12%) 334 تعیین شد. همچنین شیوع کرمها و تک یاختههای روده ای در جمعیت آلوده به انگل به ترتیب 42/0% و 57/99% تعیین گردید. بلاستوسیستیس هومینیس و پس از آن ژیاردیا لامبلیا از بیشترین شیوع برخوردار بودند.

نتیجه گیری: شیوع انگلها در این مطالعه نسبت به شیوع گزارش شده در سایر مطالعات کمتر است. در این زمینه، اختلاف منطقه جغرافیایی، فصل، طول مدت و نوع مطالعه (گذشته یا آینده نگر بودن)، حجم نمونه و جامعه مورد بررسی ممکن است از جمله عوامل موثر باشند. شیوع بالاتر بلاستوسیستیس هومینیس در مقایسه با انگلهای دیگر، میتواند توجه بیشتر محققین را به افزایش کیفیت تشخیص آزمایشگاهی و بالینی این تک یاخته جلب کند


لیلا اربابی، مینا بوستان شناس، مریم آدابی، سارا فتحی زاده، سمیرا رسولی کوهی، مستانه افشار، محمد رهبر، علی مجیدپور، ملیحه طالبی، مهشید طالبی طاهر،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: انتروکوک ها  فلور نرمال دستگاه گوارش انسان، پرندگان و سایر حیوانات هستند که از مهمترین عوامل رایج در ایجاد عفونتهای بیمارستانی محسوب میشوند. توانایی ایجاد مقاومت به چندین آنتی بیوتیک و ظرفیت بالای آنها برای انتقال افقی ژنها؛ این گروه از باکتریها را به یک گروه مناسب و ایده آل برای تحقیق، جهت بررسی مقاومت به آنتی بیوتیک تبدیل نموده است در تحقیق حاضر مقاومت دارویی گونه های مختلف انتروکوک بر علیه ونکومایسین و 7 آنتی بیوتیک اختصاصی دیگر تعیین گردید.

روش کار: 120  سوش انتروکوک جدا شده از بیمارستان رسول اکرم شهر تهران جمع آوری گردید. انتروکوکها با روشهای استاندارد تشخیص داده شدند و با استفاده از پرایمرهای اختصاصی تا حدگونه شناسایی گردیدند. آزمون حساسیت به آنتی بیوتیک ها طبق روش استاندارد دیسک دیفیوژن CLSI انجام شد. مقاومت دارویی (MIC) با روش آگار دایلوشن بر روی نمونه های مقاوم به ونکومایسین تعیین گردید.

یافته ها: از 120 سویه انتروکوک جداشده از بیماران بخش‬های مختلف بیمارستان رسول اکرم 74 سویه (61%) Enterococcus faecalis  و 46 سویه (38%) Enterococcus faecium بودند. مقاومت به آنتی بیوتیک های. ونکومایسین، تتراسایکلین، جنتامایسین، کلرامفنیکل، سیپروفلوکساسین، پنی سیلین، آمپی سیلین و اریترومایسین بترتیب 37%، 73%، 86%، 35%، 69%، 31%، 45% و 79% بود. 45 سویه (37%) مقاوم به ونکومایسین بودند. 70% از سویه ها نیز دارای MIC >  256 µg/ml  بودند. علیرغم اینکه شیوع سویه های VRE متعلق به هر دوگونه بود، اما E. faecium بالاترین میزان مقاومت به ونکومایسین را داشت..

نتیجه گیری: افزایش سویه های مقاوم به آنتی بیوتیک به خصوص ونکومایسین در میان انتروکوک ها، تهدید جدی برای بیمارستانهای ایران بوده و موجب محدودیت در گزینه های درمانی برای بیماران مبتلا به عفونتهای بیمارستانی میگردد. نتایج این مطالعه نشان دهنده نقش بسیار مهم نمونه های بیمارستانی بعنوان مخازن شاخصهای مقاومت است، بنابراین باید نسبت به نظارت دقیق بر سیستم بهداشتی وکنترل عفونت جهت جلوگیری از انتشار آن توجه شایانی مبذول داشت


نغمه موری بختیاری، لیلا جوزی،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: تاریخچه استفاده از گیاهان دارویی در التیام دردها به 5 هزار سال می­رسد. علاوه بر آن خصوصیات ضد میکروبی قوی در بسیاری از این گیاهان مشاهده شده است. در این تحقیق تاثیر عصاره آبی و الکلی گیاه سازویی و همچنین فرم هموژنیزه آن بر برخی باکتری­های پاتوژن سیستم تنفسی و همچنین برخی پاتوژن­های سیستم ادراری- تناسلی مورد بررسی قرار گرفت. هدف از انجام این مطالعه بررسی اولیه تاثیر این عصاره بر باکتری­های بیماریزای تفسی و ادراری میباشد.

روش­کار: در ابتدا تمامی جدایه­های باکتریایی مورد بررسی با روش دیسک دیفیوژن کربی- باور تعیین حساسیت شدند و کنترل مثبت برای هر جدایه تعیین گردید. سپس رقت­های مختلف (1000- 500-250- 125-5/62 میلی­گرم/میلی­لیتر) از هر نوع عصاره به صورت جداگانه در آب مقطر استریل تهیه گردید. از رقت­های مختلف هر عصاره­ به میزان 30 میکرولیتر بر روی دیسک بلانک سترون قرار داده شد و با روش E-test حداقل غلظت مهاری هر نوع عصاره برای باکتریهای مورد مطالعه بررسی گردید. حداقل غلظت مهاری و حداقل غلظت باکتریسیدی عصاره ها با روش ماکرودایلوشن مورد بررسی قرار گرفت.

یافته­ها: بر اساس نتایج مانهیمیا همولایتیکا تنها با غلظت­های بالای عصاره آبی، تروپرلا پیوژنز با عصاره الکلی و هموژنیزه و کورینه باکتریوم رناله تنها با فرم هموژنیزه هاله عدم رشد مشاهده شد که البته قطر آن کمتر از قطر هاله عدم رشد در کنترل مثبت آن­ها بود و در خصوص سایر باکتری­های مورد مطالعه هاله عدم رشد مشاهده نگردید. عصاره الکلی با غلظت 5/62 میلی­گرم/میلی­لیتر اثر متوقف کننده رشد و با غلظت 125 میلی­گرم/ میلی­لیتر اثر باکتری­کشی بر مانهیمیا همولایتیکا داشت که مشابه تاثیر این نوع عصاره و فرم هموژنیزه آن بر باکتری تروپرلا پیوژنز بود.

نتیجه­گیری: با توجه به نتایج حاصل از تاثیر اشکال مختلف عصاره بر باکتری­های مورد مطالعه و با توجه به کاربرد متداول این عصاره در درمان عفونت­های تنفسی و ادراری‏، احتمال نقش سویه­های دیگر این باکتری­ها در ایجاد بیماری و یا تاثیرگذاری این عصاره از طریق سیستم ایمنی قابل بررسی است. بنابراین کارهای تحقیقاتی دیگری در این زمینه توصیه میگردد.


مهراب حجت، پرویز امری، شهناز برات، علی بیژنی، ، ولی ا... امری،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: در این تحقیق تاثیر دو روش بیهوشی عمومی و بی‏حسی داخل نخاعی بر میزان هموگلوبین و هماتوکریت پس از سزارین در خانم ها مقایسه شده است.

روش کار: این مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی در 88 خانم حامله کلاس 1 ASA کاندید سزارین الکتیو انجام شده است. 42 بیمار تحت بی حسی داخل نخاعی با 12 میلی گرم بوپیواکایین 5/0 درصد و 46 بیمار تحت بیهوشی عمومی با اکسیژن و N2O 50 درصد و ایزوفلوران 75/0 درصد قرار گرفته‏اند. معیارهای خروج شامل بیماری سیستمیک مادر و سایر علل افزایش خونریزی حین عمل بود. عمل جراحی توسط یک جراح انجام شد. در دو گروه متغیرهای هموگلوبین و هماتوکریت قبل از عمل و بعد از عمل و میزان آپگار نوزادان ثبت شد.

یافته‏ها: علت جراحی در گروه اول با 21 بیمار و در گروه دوم با 22 بیمار، سزارین قبلی بود. دو گروه از نظر میانگین سنی، وزن و قد ورتبه تولد تفاوتی نداشتند. میانگین هموگلوبین و هماتوکریت قبل از عمل در دو گروه تفاوتی نداشت، ولی بعد از عمل میزان هموگلوبین و هماتوکریت در هر دو گروه کاهش یافت ( 0.05>  p). کاهش هموگلوبین و هماتوکریت در گروه بیهوشی عمومی بیشتر بود (  p < 0.05 ). میانگین آپگار نوزادان متولد شده در دو گروه اختلاف معنی‏داری نداشت.

نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که میزان کاهش هموگلوبین و هماتوکریت در بیمارانی که تحت بیهوشی عمومی قرار گرفتند، بیشتر از بی حسی داخل نخاعی است.


حسن بسکابادی، مریم کلاته ملائی،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: کاهش وزن و دهیدراتاسیون هیپرناترمیک از مشکلات شایع در نوزادان با تغذیه ناکافی است. بررسی فاکتورهای خطر و علائم بالینی این نوزادان ممکن است در جلوگیری از بروز و یا تشخیص زودرس هیپرناترمی کمک کننده باشد. مطالعه حاضر جهت تعیین فراوانی علایم بالینی دهیدراتاسیون هایپرناترمیک و عوامل خطر بروز آن طراحی و اجرا گردید.

روش کار: مطالعه حاضر یک مطالعه توصیفی- تحلیلی بود که روی 418 نوزاد که از آذرماه سال 1385 تا دیماه 1393 به بیمارستان قائم (عج) در شهر مشهد مراجعه کردند، انجام شد. 197 نوزاد به عنوان گروه هیپرناترمیک (سدیم سرم >150 mmol /l) و 221 نوزاد ایزوناترمیک با سطح سدیم کمتر از   mmol /l150 به عنوان گروه شاهد انتخاب شدند. علایم بالینی دهیدراتاسیون و عوامل خطر مادری و نوزادی در دو گروه با هم مقایسه شد. کلیه اطلاعات به دست آمده توسط پرسشگر در فرم اطلاعاتی ثبت گردید. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS-16 و آزمون‌های آماری تی‌زوجی و مجذور کای انجام شد.

یافته ها: در مطالعه حاضر 8/2% از نوزادان دچار هیپرناترمی بودند. شایعترین علایم بالینی نوزادان هیپرناترمیک شامل زردی (2/62%)، هیپرترمی (8/25 %)، لتارژی (6/23 %)، بیقراری (8/20 %) و خشکی مخاط (2/17%) بود. 63% نوزادان گروه مورد کاهش وزن بیش از 10% داشتند، زمان اولین شیردهی و تعداد دفعات شیردهی در شبانه روز بین نوزادان گروه مورد و شاهد تفاوت آماری معنی داری داشت (05/0 p<).

نتیجه گیری: بروز دهیدراتاسیون هیپرناترمی در جامعه مورد مطالعه قابل توجه بوده و شناسایی عوامل خطر آن میتواند میزان بروز یا تشدید آن را تعدیل نماید


عبدالله اسدی، حامد رضاخانی مقدم، عقیل حبیبی، کاظم معاضدی، یوسف حمیدزاده اربابی، محمدتقی سوادپور،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: سرمایه اجتماعی به معنای هنجارها و شبکههایی است که امکان مشارکت مردم در اقدامات اجتماعی را در راستای کسب سود متقابل، فراهم میکند. هدف از انجام این مطالعه بررسی ارتباط بین نگرش مذهبی و سرمایه اجتماعی بود.

روش کار: این مطالعه بصورت توصیفی- تحلیلی در نیمسال دوم 94-93 در بین 500 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اردبیل صورت پذیرفت. دادهها با استفاده از پرسشنامه دموگرافیک، پرسشنامه سرمایه اجتماعی بالن و پرسشنامه استاندارد سنجش نگرش مذهبی جمع آوری گردید. اطلاعات پس از جمع آوری با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-22 و با بهره گیری از آزمونهای آماری همبستگی، تی تست، تی تک نمونه ای، رگرسیون چندگانه و آزمونهای توصیفی مورد تجریه و تحلیل قرار گرفت.

یافتهها: میانگین نمره کسب شده سرمایه اجتماعی 16±8/80 بدست آمد. نتایج آزمون تی تک نمونه ای حاکی از آن بود که دانشجویان از نظر نگرش مذهبی دارای وضعیت مطلوبی بودند (7/22±8/135). آزمون رگرسیون چندگانه نشان داد که سرمایه اجتماعی بیشتر متاثر از حیطه رفتار دینی است (0001/0 p=).

نتیجه گیری: بر اساس یافتههای مطالعه حاضر میتوان گفت بهترین راهکار در جهت افزایش سرمایۀ اجتماعی جوانان، بویژه دانشجویان، نهادینه کردن آموزههای دینی در وجود آنها جهت انجام رفتارهای دینی و شرکت در مناسک مذهبی است. این امر نیازمند همکاری تمامی نهادهای فرهنگی در سطح ملی است


میثم فروزنده، محمدرضا بیگدلی، مهدی رهنما،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: مطالعات پایه و بالینی نشان می­دهد که تولید رادیکال­های آزاد یکی از مهمترین عواملی است که منجر به سکته به دنبال آسیب مغزی می­شود. مرزنجوش گیاهی سرشار از ترکیبات آنتی­ اکسیدانی می­باشد. به همین دلیل در این مطالعه اثر مرزنجوش بر حجم آسیب بافتی و نقص­های نورولوژیک مورد بررسی قرار گرفت.

روش ­کار: در این مطالعه تجربی 35 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار به صورت تصادفی به 5 گروه 7 تایی تقسیم شدند، مورد استفاده قرار گرفت. گروه اول ( شاهد درمان) با آب مقطر و سه گروه آزمایشی، با عصاره هیدروالکلی مرزنجوش (دوزهای50، 75 و 100 میلی­گرم بر کیلوگرم) به صورت خوراکی توسط گاواژ و به مدت 30 روز تیمار شدند. سپس این گروه­ها 2 ساعت بعد از آخرین گاواژ، به مدت 60 دقیقه تحت انسداد شریان مغزی­ میانی (MCAO) قرار گرفتند و به مدت 24 ساعت خونرسانی مجدد صورت گرفت. بعد از 24 ساعت حجم آسیب بافتی و نقص های نورولوژیک در آنها مورد بررسی قرار گرفت. گروه پنجم، شاهد جراحی (شم) که تیمار و القای ایسکمی در آنها صورت نگرفت.

یافته­ ها: داده ­های حاصل از مطالعه نشان داد که عصاره هیدروالکلی مرزنجوش سبب کاهش نقص­ های نورولوژیک و حجم آسیب بافتی مغز در هر سه دوز 50، 75 و100 میلی­گرم برکیلوگرم، در مقایسه با گروه شاهد درمان، گردید (p<0.05).

نتیجه­ گیری: به نظر می­رسد مرزنجوش به دلیل کاهش حجم­ آسیب بافتی و نقص­ های نورولوژیک، بتواند اثر حفاظتی در برابر آسیب­ های ناشی از ایسکمی­ مغزی اعمال کند


مرتضی جبارپور بنیادی، صبا احمدپور نظم، سیمین تقوی، فرزام عجمیان،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: سقط مکرر جنین در 1 الی 3 درصد خانم‌هایی که قصد دارند صاحب فرزند شوند، رخ می‌دهد. ترومبوفیلی از علل مستعدکننده سقط مکرر است. فاکتور XIII در انتهای آبشار انعقادی وجود دارد که سبب پایداری لخته می‌شود. شایع‌ترین پلی‌مورفیسم‌ ژنG103T ,FXIII   بوده که باعث تغییر فعالیت فاکتور XIII می‌شود.

روش کار: 70 بیمار با سابقه حداقل 2 بار سقط و 50 خانم بدون سابقه سقط و حداقل 1 تولد زنده به عنوان گروه کنترل از شمالغرب کشور مورد بررسی قرارگرفته‌اند. استخراج DNA به­ روش نمک اشباع از لوکوسیت­ها صورت گرفت. برای بررسی پلی‌مورفیسم مورد نظر از واکنش زنجیره‌ای پلیمراز و همچنین تکنیک PCR-RFLP استفاده شد. بعد از تکثیر ناحیه موردنظر، از آنزیم محدودالاثرDdeI جهت تمایز دو آلل G و T استفاده گردید. به منظور تجزیه و تحلیل آماری از برنامه کای مربع استفاده شد.

یافته ها: از گروه بیمار 2 نفر (2.85%) دارای ژنوتیپ هموزیگوت (TT) بودند، در صورتیکه درگروه کنترل ژنوتیپ هموزیگوت (TT) مشاهده نشد (p>0.05). همچنین 19 نفر (27.1%) از گروه بیمار و 13 نفر (26%) از گروه کنترل دارای ژنوتیپ هترو(GT) بودند (p>0.05). بین این دوگروه تفاوت معنی داری از نظر آماری برای پلی‌مورفیسم G103Tمشاهده نگردید.

نتیجه‌گیری: پلی‌مورفیسم ژن FXIII احتمالاً از طریق اختلال در سیستم انعقادی سبب سقط جنین می‌شود. بررسی جهش G103T در بیماران مبتلا به سقط مکرر در جمعیت‌های دیگر توصیه می‌شود.


سید ابراهیم حسینی، زهرا ضیاء،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: اثرات ناهنجاری زای امواج الکترومغناطیس بر فرایندهای مختلف رشد و نمو باعث بروز نگرانیهای بسیاری درارتباط با اثرات زیانبار امواج تلفن همراه بر سلامت انسان شده است. لذا این مطالعه با هدف بررسی اثرات امواج موبایل بر میزان استروژن، پروژسترون، FSH، LH و سلولهای دودمانی جنسی زاده های ماده بالغ موشهای بارداری که تحت تاثیر این امواج قرار گرفته اند، انجام گرفت.

روش کار: در این مطالعه تجربی از 24 سر موش صحرایی ماده باردار که به 3 گروه کنترل، شاهد و تجربی تقسیم شدند، استفاده گردید. گروه کنترل تحت هیچ موجی قرار نگرفتند و گروه تجربی از ابتدای بارداری به مدت 14 روز و روزانه به میزان 4 ساعت در معرض امواج تلفن همراه قرار داده شدند. گروه شاهد همین مدت در مجاورت تلفن همراه روشن بدون مکالمه قرار گرفتند. پس از زایمان و بعد از بلوغ به طور تصادفی10 سر از فرزندان ماده گروههای مختلف جدا و پس از خون‌گیری، میزان هورمون‌های جنسی اندازه گیری گردید و با جداسازی تخمدانها انواع فولیکولهای تخمدانی شمارش و نتایج با آزمون‌های ANOVA و t مستقل آنالیز گردید. معناداری اختلاف داده ها در سطح 0.05>p در نظر گرفته شد.

یافته ها: نتایج نشان داد که قرار گرفتن مادران باردار در معرض امواج تلفن همراه باعث افزایش معنادار حجم و وزن تحمدانها و فولیکولهای آترزی شده در سطح 0.05>p می شود، در حالی که تاثیر معناداری بر تعداد فولیکولهای اولیه، ثانویه، آنترال، پریموردیال، گراف، جسم زرد و هورمونهای جنسی ندارد.

نتیجه گیری: قرار گرفتن مادران باردار در معرص امواج تلفن همراه باعث افزایش حجم، وزن و فولیکولهای آترزی شده تخمدان فرزندان میشود


زهرا کیاسالاری، مهرداد روغنی، توراندخت بلوچ نژاد، اطهر عبدالرزاق نژاد،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: صرع لب گیجگاهی با آپوپتوز نورونی همراه میباشد. کورکومین دارای اثر آنتی اکسیدانی و ضد تشنجی میباشد، لذا هدف این بررسی تعیین نقش مسیر Bax و Bcl2 در اثربخشی کورکومین در موشهای صحرایی صرعی بود.

روش کار: 28 موش­ صحرایی به چهار گروه شم، شم پیش تیمار شده با کورکومین، صرعی (کاینات) و صرعی پیش تیمارشده با کورکومین تقسیم شدند. برای صرعی نمودن حیوانات از تزریق داخل هیپوکامپی اسید کاینیک استفاده شد. کورکومین به میزان 100 میلی گرم بر کیلوگرم تجویز شد. در پایان کار، رنگ آمیزی نیسل و ایمونوهیستوشیمی Bax و Bcl2 در مورد برشهای هیپوکامپ انجام شد و داده ها با استفاده از دو آزمون آماری آنووای یکطرفه و تی تست غیر مزدوج آنالیز شدند و سطح معنی دار p<0.05 در نظر گرفته شد.

یافته ها: القاء صرع یک رفتار تشنجی شدید را به همراه داشت و تجویز کورکومین باعث کاهش معنی دار شدت حملات تشنج شد (p<0.01)، در رنگ آمیزی نیسل تفاوت معنی دار بین گروه ها از نظر تعداد نورون در ناحیه CA3 مشاهده نشد. در گروه صرعی، تعداد نسبتاً زیاد از نورون های Bax مثبت در این ناحیه مشاهده شد و پیش تیمار گروه کاینات با کورکومین موجب کاهش معنی دار تعداد این نورون ها گردید (p<0.05). در گروه صرعی تعداد متوسطی از نورون های Bcl2 مثبت مشاهده شد و پیش تیمار با کورکومین موجب افزایش معنی دار تعداد این نورون ها گردید (p<0.05).

نتیجه‌گیری: پیش تیمار موشهای صرعی شده با کورکومین دارای خاصیت ضدتشنجی بوده، موجب کاهش پروتئین پیش برنده آپوپتوز Bax شده و پروتئین آنتی آپوپتوتیک Bcl2 را افزایش داد که این بطور کلی در جهت کاهش آپوپتوز نورونی عمل خواهد نمود.


فرهاد صالح زاده، مرتضی اسلامی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: ﺗﺐ ﻣﺪﻳﺘﺮاﻧﻪ ای ﻓﺎﻣﻴﻠﻲ (FMF) ﻳﻚ ﺑﻴﻤﺎری خوداﻟﺘﻬﺎﺑﻲ و ﻋﻮدﻛﻨﻨﺪه اﺳﺖ ﻛﻪ اﻟﮕـﻮی ﺗﻮارﺛﻲ اﺗﻮزوﻣـﺎل ﻣﻐﻠﻮب دارد. ﻋﻼﻳﻢ اﻳﻦ ﺑﻴﻤﺎری ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ در ﺑﻴﺶ از 80 درصد در دهه اول زﻧﺪﮔﻲﺑﺮوز ﻛﻨﺪ. هدف از مطالعه حاضر معرفی FMF به عنوان یک بیماری شایع با ویژگی های خاص در این منطقه است.

روش کار: این مطالعه از نوع مطالعه توصیفی میباشد. در این مطالعه اطلاعات پرونده 422 بیمار که بر اساس معیارهای تل- هاشومر مبتلا به FMF بودند، مورد بررسی قرار گرفت. در نهایت 403 بیمار وارد مطالعه شدند. اطلاعات بیماران در فرم های طراحی شده محقق وارد شد. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS-20 و با استفاده از روشهای آمار توصیفی صورت گرفت.

یافته ها: در این مطالعه 175 بیمار مونث (%43.4 ) و 228 بیمار مذکر ( %56.6) بودند. میانگین سنی بیماران 21/03 سال بود. در بررسی علایم بالینی درد شکم در %93.3  و تب در %88.1 بیماران دیده شد. درد شکم مهمترین شکایت بیماران بود (%49.6 ). میانگین فاصله بین حملات  36.5±29.6 روز و میانگین مدت زمان طول هر حمله درد  43.3±34.5 ساعت بود. %15.1بیماران سابقه فامیلی مثبت بیماری و  %12.7بیماران سابقه جراحی، آپاندکتومی را ذکر کردند. در %52.3 از بیماران تاخیر تشخیصی بیشتر از سه سال وجود داشت، آنالیز ژنی در 239 نفر ازبیماران انجام شده بود و %21.33 بدون جهش، %39.7 هتروزیگوت مرکب،  %25.52هتروزیگوت و %13.38هموزیگوت بودند. ژنوتیپ M694V/V726A  (%10.46) و موتاسیونهای M694V (%20.9)   و V726A (%12.7) بیشترین فراوانی را داشتند. شایعترین ژنوتیپ در مردان M694V-V726  (%12.7)   و در زنان M694V/M694V (%10.4) بود. در بیماران با شکایت درد شکم ژنوتیپ M694V/V726A (%12.5)، با شکایت تب ژنوتیپ M680I/V726A  (%13.9) و با درد سینه ژنوتیپهای V726A/M694V و R761H/M694V با %16.7 دیده شد و ژنوتیپ M694V/M694V (%33.3) با شکایت درد مفصل شایعتر بودند. ضایعه پوستی باد سرخ  مانند فقط در دو بیمار وجود داشت.

نتیجه گیری : شایعترین سن تظاهر بیماری دهه اول زندگی بود. M694V شایعترین جهش در بین بیماران و M694V-V726A شایعترین ژنوتیپ مرکب بود. موتاسیون ژنتیکی در این مطالعه بیشتر شبیه نژاد عرب بود. هرچند ضایعه پوستی شبه باد سرخ در این بیماران شایع نبود. کرایتریای بالینی هنوز بهترین روش برای تشخیص بیماری است.


مریم فلاح، سجاد بشرپور، ابوالفضل باقری،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از دشواری های خانواده و جامعه دندانپزشکان، به ویژه دندانپزشکانی که با کودکان سر و کار دارند، مسئله درد و ترس کودکان از درمانهای دندانپزشکی است. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی روشهای حساسیت زدایی منظم و انحراف توجه بر کاهش ترس و شدت درد در کودکان دارای مشکلات دندانپزشکی می باشد.

روش کار: روش این مطالعه شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون چندگروهی با گروه کنترل بود. بدین منظور 45 کودک دارای مشکلات دندانپزشکی مراجعه کننده به کلینیک دندانپزشکی اردبیل به بصورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شد و در سه گروه 15 نفری، حساسیت زدایی منظم (n=15)، انحراف توجه (15 n=) و گروه کنترل (15 n=) جایگزین شدند، سپس هر سه گروه به زمینه یابی ترس دندانی، مقیاس عددی درد به عنوان پیش آزمون پاسخ دادند. سپس روشهای درمان حساسیت زدایی منظم و انحراف توجه بر روی گروه های آزمایشی اجرا گردید. پس از اتمام درمان هر سه گروه به زمینه یابی ترس دندانی و مقیاس عددی درد به عنوان پس آزمون پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس چند متغیری استفاده شد. p کمتر از 0.05 معنی دار در نظر گرفته شد.

یافته ها:  نشان داد که تفاوت معناداری بین نمرات پس آزمون سه گروه حساسیت زدایی منظم، انحراف توجه و گروه کنترل در درد (F=192/27 , P=0.001) و ترس دندانی ( F=178/36 ,P<0.001) وجود دارد. نتایج آزمون تعقیبیLSD  نیز نشان داد که در کاهش درد، روش حساسیت زدایی منظم و در کاهش ترس دندانی، انحراف توجه اثربخشی بیشتری داشت.

نتیجه گیری: نتایج این مطالعات نشان می دهد که میتوان از مداخلات روان شناختی حساسیت زدایی منظم و انحراف توجه برای کاهش مشکلات ترس و درد در کلینیک های دندانپزشکی کودکان استفاده کرد


مهدی فراموشی، رامین امیر ساسان، ، وحید ساری صراف وحید، پوران کریمی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: دیابت نوع دو، یک اختلال متابولیکی توام با مقاومت انسولینی سلول­های کل بدن است و پنجمین عامل مرگ و میر در جهان به شمار میرود. از طرفی سازگاری با ارتفاع مرگ و میر ناشی از برخی بیماری­های مزمن را کاهش میدهد، بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر ارتفاع متناوب شبیه‌سازی شده بر شاخص‌های متابولیک، هماتولوژیک و عملکرد کبدی موش‌های صحرایی دیابتی شده با استرپتوزوتوسین بود.

روش ﮐﺎر: در اﯾﻦ مطالعه تجربی، تعداد 24 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار (وزن اولیه 20±220 گرم) به طور تصادفی در سه گروه ۸ تایی: گروه کنترل سالم  (NC, n=8)  ، گروه کنترل دیابتی (D, n=8) (دریافت کننده   37mg/kg استرپتوزوتوسین بعداز ۲ هفته تغذیه با غذای چرب) و گروه دیابتی+ هیپوکسی (D+H,n=8) شامل دیابتیهای تیمار شده در شرایط هیپوکسی متناوب (14% معادل فشار اکسیژن 106میلیمتر جیوه و مشابه ارتفاع 3400 متر و به مدت هشت هفته) تقسیم شدند سپس شاخص­های دیابتی، خونی و متابولیسم لیپیدی و نیز آنزیم­های کبدی آسپارتات آمینو ترانسفراز (AST) و آلانین آمینو ترانسفراز در خون محیطی رت­ها اندازه گیری گردید.

ﯾﺎﻓﺘﻪﻫﺎ: نتایج نشان داد که هیپوکسی متناوب، سطح سرمی کلسترول تام، LDL VLDL,و تری گلیسیرید را بطور معنی‌داری نسبت به گروه کنترل دیابتی کاهش داده است. همچنین قرار گرفتن در معرض هیپوکسی متوسط متناوب موجب کاهش معنی­ دار در سطح گلوکز ناشتا و شاخص مقاومت انسولینی HOMA-IR و ALT شد (p<0.05)؛ اما تغییر معنی­داری در شاخص حساسیت به انسولین ((QUICKI و AST  (    p=0.28 ) در بین دو گروه دیابتی دیده نشد. همچنین میزان هموگلوبین و هماتوکریت در گروه دیابتی هیپوکسی نسبت به گروه کنترل دیابتی افزایش معنی دار نشان داد، اما تفاوت شمارش گلبول­های قرمز بین گروه کنترل دیابتی و هیپوکسی دیابتی معنی دار نبود.

نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج بدست آمده به­ نظر می­رسد که هیپوکسی متناوب (مشابه استقرار در ارتفاعات بطور مزمن و متناوب) با افزایش ظرفیت ساخت هموگلوبین، کاهش مقاومت انسولینی و نیز بهبود وضعیت کبدی می­تواند در کنترل دیابت نوع دو موثر واقع شود


امیرعباس رشیدی، پیراسته نوروزی، حمید کلالیان مقدم، مهدی خاکساری، مهدی باقری،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: دیابت ملیتوس با ایجاد استرس اکسیداتیو، آسیبهای متابولیسمی متعددی در بیضه ها ایجاد میکند. ریشه کودزو یک ساپونین و ایزو فلاونین میباشد که به عنوان یک ماده با خواص آنتی اکسیدانی و ضد دیابت شناخته میشود. این مطالعه با هدف پیشگیری از عوارض اکسیداتیو ناشی از دیابت با به کارگیری داروی کودزو انجام گرفت.

روش کار: در این مطالعه تجربی 32 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار، به طور تصادفی انتخاب و به چهار گروه: 1) کنترل، 2) دیابتی، 3) دیابتی تیمارشده با کودزو (100mg/kg  ) و 4) دیابتی تیمار شده با کودزو (50mg/kg ) تقسیم شدند.دیابت با تزریق داخل صفاقی استرپتوزوتوسین بادوز 55mg/kg  القا گردید. یک هفته پس از تزریق استرپتوزوتوسین، تیمار با کودزو با دوز 100,50mg/kgبه مدت پنج هفته بصورت گاواژ انجام شد. آسیبهای بیضه ای بوسیله رنگ آمیزی هماتوکسیلین- ائوزین مشخص شده و فاکتورهای بیوشیمیایی و هورمونی خون مورد سنجش قرار گرفت.

یافته ها: نتایج مطالعه نشان داد که دیابت باعث افزایش قند خون و کاهش سلولهای اسپرماتوگونی، سرتولی، روند اسپرماتوژنز و نیزکاهش تعداد اسپرم و فعالیت اسپرم گردیده است (0.001 p=). در نمونه های تیمارشده با کودزو این عوارض بهبود یافته، کاهش قند خون، همچنین افزایش در تعداد و تحرک اسپرم، سلو لهای رده اسپر م ساز نیز مشاهده گردید. به علاوه قطر لوله اسپرم ساز افزایش یافت ( p=0.001)
 


علی رضا محمد زاده، فرشاد توفیقی، محمد حسن پور، خاطره عیسی زاده فر،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: آریتمی های قلبی بعد از عمل جراحی بای پس قلبی یکی از شایع‌ترین عوارض عمل جراحی قلب می‌باشد؛ که خود می‌تواند عوارض دیگری ایجاد کند. تأثیر سطح سرمی منیزیوم، درمان هیپومنیزیومی و تجویز منیزیوم پروفیلاکسی در ایجاد و پیشگیری این آریتمی ها موردبحث است و اختلاف ‌نظرهای بسیاری وجود دارد. هدف از این مطالعه بررسی اثر تجویز منیزیوم در کاهش آریتمی های قلبی بعد از جراحی بای پس قلبی است.

روش کار: طی این مطالعه کار آزمایی بالینی 140 بیمار کاندید جراحی بای پس قلبی وارد مطالعه شدند. بر اساس سطح خونی منیزیوم اولیه به دو گروه هیپومنیزیوم و نرمومنیزیوم تقسیم شدند.گروه هیپومنیزیوم با دریافت منیزیوم به سطح خونی نرمال رسید. هر دو گروه با سطح خونی نرمال جراحی شدند. بعد از جراحی هر دو گروه به‌صورت تصادفی به دو زیرگروه تقسیم‌شده و به یک زیرگروه 2گرم سولفات منیزیوم تزریق و زیرگروه بعد پلاسبو دریافت کرد. زیرگروه‌ها به مدت 3 روز از نظر رخداد آریتمی ها در بخش مراقبت های ویژه جراحی قلب باز تحت نظر بودند. سپس داده های حاصل با آزمون‌های آماری مورد تحلیل قرار گرفتند.

یافته ها: نتایج حاصل از این مطالعه حاکی از آن بود که ایجاد آریتمی در هیچ یک از زیرگروه‌ها با هم دیگر تفاوت معناداری نداشت ( P>0.05). همچنین ایجاد آریتمی ها با سطح خونی منیزیوم در هیچ‌یک از روزها ارتباط معناداری نداشت ( P>0.05).

نتیجه‌گیری: سطح خونی منیزیوم و تجویز منیزیوم در کاهش آریتمی های بعد از جراحی بای پس قلبی نقشی ندارد. بیشترین میزان بروز آریتمی در گروه هیپومنیزیومی و بدون دریافت پروفیلاکسی در روز سوم بعد از عمل بود که این تفاوت از لحاظ آماری معنی دار نبود



صفحه 1 از 7    
اولین
قبلی
1
 

مجله دانشگاه علوم پزشکی اردبیل Journal of Ardabil University of Medical Sciences
Persian site map - English site map - Created in 0.16 seconds with 49 queries by YEKTAWEB 3960